مطالب آبی رنگ به قلم صاحب وبلاگ است. درضمن به علت نا همخوانی ترکیب فونت های فارسی و لاتین، متن خبر سایت بازتاب را به صورت تکه تکه و پله پله در اینجا گذاشتم که به این خاطر هم از سایت بازتاب و هم از شما پوزش می طلبم.
———————————————————-
حلقه ناكام اهانت به پيامبران، اين بار در آلمان (قضیه را دارند خیلی پلیسی می کنند، جای سرآرتورکنندویل خالق شرلوک هلمز خالی که ببیند و الهام بگیرد. “حلقه ناکام فلان و بهمان….”)
۵ مهر ۱۳۸۵ – بعد از ظهر ۱۴:۱۶
اندكي پس از اظهارات بيپايه پاپبنديك شانزدهم درباره اسلام، اين بار يك گروه نمايشي آلمان، در پي آن بود كه با دستكاري اپراي موتزارت، صحنه سربريدن پيامبران الهي را به تصوير بكشد كه با تدبير مقامات امنيتي لبنان (لبنان؟ عمو داری راجع به آلمان خبر می دهی! حالا من یک لا قبا دست تنها دارم این وبلاگ را می گردانم، توی سایت بازتاب باید قاعدتا چند نفری مسئولیت باز خوانی وغلط گیری مقالات را برعهده داشته باشند. ولی خوب نمی توان به آنان سخت گرفت که آنچه برروی سایت بازتاب می آید گاهی آنقدر عجیب و غریب و بی سرو ته است که اگر در مقاله ای جای آلمان با لبنان عوض شد غلط گیر محترم هم گیج می شود که بالاخره چنین چیزی منظورمقاله نویس بوده یا خیر)، اين تئاتر برگزار نشد.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، با اين حال، سخنگوي آنگلا مركل، از لغو اين اپرا به شدت انتقاد كرده است.به نوشته نيويوركتايمز، يكي از خانههاي تئاتر برتر آلمان، اجراي اپرايي از «توني ارت» را به خاطر نگرانيهاي امنيتي لغو كرد.( به نحوه تنظیم خبر دقت فرمائید، جمله اول این پاراگراف مربوط به پاراگراف قبلی است که خوب معقول است ولی جمله دوم دوباره تکرار مقدمه متن خبر است!) نگرانيها، حاصل از صحنهاي بود كه در آن، سر بريده پيامبر اسلام (ص) به نمايش در ميآمد و باعث اعتراضهاي زيادي با محور آزادي هنري شد.(سعی کنید این جمله آخر را چند بار بخوانید و ببینید که ساختار محتوائی زبان انگلیسی تا چه حد در آن به چشم می خورد. اگر جمله را لغت به لغت به انگلیسی ترجمه کنید فقط نیاز به دستکاری حدود سی درصد جمله تولید شده دارید تا به جمله اصلی برسید.)
شركت
Dautsche Oper Berlin
روز سهشنبه اعلام كرد كه تئاتر اپراي «ايدو منئو»
(I domeneo)
را پس از هشدار پليس درباره تهديدات عدهاي ناشناس (چرا ناشناس؟ دیگر همه دنیا می دانند که این ناشناسان چه کسانی هستند) از برنامه اكران پاييزي خود حذف كرده است (آنانی که از هنر سر در می آورند لطفا به این وبلاگ نویس کم سواد راهنمائی بفرمایند که لغت “اکران” فقط مربوط به فیلم می شود یا به تازگی برای تئاتر هم به کار می رود؟) .چهرههاي سياسي و فرهنگي آلماني كه به مخالفت با اين امر پرداختهاند اين حركت را مانند عدم انتشار دوباره كاريكاتورهاي سال گذشته روزنامه دانمارك در ديگر روزنامهها دانستهاند.
«ولفگانگ بورنسن»، سخنگوي فرهنگي «آنجلا مركل»، صدر اعظم آلمان، اين خانه تئاتر را متهم به زانو زدن در برابر تروريستها كرد (بعد از خواندن اوائل مقاله که می گفت سخنگوی صدر اعظم آلمان از این قضیه انتقاد کرده است، داشتم با خودم فکر می کردم سخنگوی صدراعظم که نباید درباره تئاتر اظهار نظر کند که ناگهان مشکل حل شد و فهمیدم منظور سخنگوی فرهنگی خانم مرکل بوده. این بیچاره ها برای هرکارشان یک متخصصی چیزی دارند، حتی فرهنگ شان سخنگو می خواهد، ما که همین یک سخنگوی دولت هم از سرمان زیاد است، اصلا چرا باید سخن گفت که فرهنگی یا غیر فرهنگی اش باشد؟).وي گفت: «اين الگويي براي ديگر آلمانيها و حتي اروپاييهاست كه در كارهايشان به انتقاد از اسلام نپردازند». (مسلمانهای تیر دو آتشه شادی کنند که توانستند آیه “لااکراه فی الدین” قرآن را به اجرا درآورند و به همگان بفهمانند که اسلام دین خشونت نیست بلکه دین مهربانی است. لابد همه آتش ها از گور این بودائی های کله تراشیده با آن دالای لامای خشونت طلب شان بر می خیزد!!!)
صحنه مورد بحث، جزو اپراي «موتزارت» نيست و توسط كارگردان اپرا «هانس ناوننل» به آن اضافه شده است (ای بی دین! حالا دیگر اپرای برادر “موتزارت” را تحریف می کنی؟ تشویش اذهان عمومی به قصد اضرار به غیر؟ تحریف دین؟ پاره کردن عکس خدا؟). در اين صحنه، «ايدومنئو»، پادشاه «كرت»، سرهاي بريده حضرت محمد (ص)، حضرت عيسي (ع)، بودا و پوسيدون را روي صندلي قرار داده است(غلط کرده اند و شکر زیادی خورده اند که این کار را می کنند. نمایش کشتن و سربریدن مقدسان فقط و فقط باید توسط ما ودر مراسم تعزیه خوانی محرم خودمان اجرا شود که سر امام حسین را می بریم و بعد قیمه پلو می خوریم. این قرتی بازی ها به آلمان ها نیامده. ما خودمان هرجور که صلاح بدانیم قدیسان مذهب مان را می کشیم. آنانی را هم که نتوانیم بکشیم تا حد امکان با نشان دادن خود به عنوان پیروانشان به لجن آلوده شان می کنیم. قدیسان مذاهب دیگر هم محترم هستند فقط اگر و تا زمانی که آنان و پیروانشان به قدیسان ما و پیروان قدیسان ما(=خود ما) احترام بگذارند و تعظیم نمایند و لاغیر. حالا اگر می خواهند عیسی یا موسی را بکشند چندان مهم نیست ولی پیامبر ما را نباید بکشند، نه به این خاطر که وی بیشتر ازدیگران قابل احترا م است، بلکه به این خاطر که وی پیامبر “ما” است و “ما” راه غلط نمی رویم و “ما” جسته ایم و مطالعه کرده ایم و پرسیده ایم تا به این نتیجه رسیده ایم که فقط پیامبر”ما” برحق است. اصلا پیامبر”ما” برحق است چون که پیامبر”ما” است. اگر وی دربست پیامبر گروهی دیگر بود که دیگر برای ما یک پول سیاه هم نمی ارزید.).ايدومنئو براي نخستين بار در سال 1781 در مورد افسانه پوسيدون يا نپتون، خداي آبهاي يونان باستان نمايش داده شد.
نيويوركتايمز افزود: هماكنون در آلمان اين بحث نيز وجود دارد كه «پاپ بنديكت» شانزدهم در ابراز پشيماني از سخنراني ضد اسلامش در «باواريا» زيادهروي كرده است.( خوب که چه؟ این جمله نیویورک تایمز چه ربط منطقی به روال مقاله یا جمله ما قبل آن دارد؟ زیاده روی پاپ چه مربوط است به اجرا نشدن این تئاتر؟)
«هارمس»، تهيه كننده «ايدومنئو» گفت: كار اين اپرا در خانه تئاتر
Deutsche
در سال 2003 آغاز شده و همچنان در برنامه نمايشها باقي خواهد ماند( هان! پس توطئه سه سالی درحال دم کشیدن بوده!!!!). اجرا ميتواند به بعد موكول شود (مثلا چه زمانی که کله خرابان “ناشناس” مزاحم نشوند و تهدید تلفنی و ضمنی نکنند؟) .
هنگامي كه براي نخستين بار صحنه سرهاي بريده در تئاتر
Deutsch
به نمايش درآمد، باعث ناراحتيهاي زيادي در ميان مسلمانان و مسيحيان شد، اما هيچ تظاهرات سازمانيافتهاي عليه آن صورت نگرفت (از بس که این آلمان ها بی غیرت هستند. باید تظاهرات می شد و سر صدر اعظم آلمان و هیئت دولت آن و احتیاطا هیئت دولت اطریش که با آلمان ها از یک نژاد هستند را می بریدند، به بانک ها و سینما ها حمله می کردند، پرچم آتش می زدند، الاغ ها را با پرچم دیگر کشورها می پوشاندند و در شهر می گرداندند، در خطبه های نمازهای دشمن شکن شنبه و یک شنبه شان به این قضیه اعتراض می کردند، لاستیک آتش می زدند، ازدحام می کردند تا حدی که چند تائی از بندگان پاک خدا زیر دست و پای بقیه بندگان پاک حق تعالی له و لورده می شدند تا دیگر کسی جرات انجام عمل خبیثانه ” فکر کردن” به خود ندهد، چه برسد به فکر انجام این کارها!). در نتيجه تهيهكنندگان، تصميم گرفتند چهار اجرا را در نوامبر امسال براي آن تعيين كنند.
در ماه آگوست تهديدات آغاز شد و به گفته «اووه كوزلينك»، سخنگوي پليس آلمان، همه اين مسائل در نتيجه ناراحتي از كاريكاتورهاست.پليس آلمان نيز گفت: در حاليكه هيچ فشاري براي لغو اين اپرا به تئاتر
Deutsch
وارد نكرده است، از اين تصميم حمايت ميكند.«ارهارت كورتينگ»، رئيس سازمانهاي امنيتي برلين، اين كار را با عدم انتشار دوباره كاريكاتورهاي دانماركي در روزنامههاي آلماني مقايسه كرد و گفت: حتي انجمن روزنامهنگاران آلماني هم از انتشار دوباره كاريكاتورها انتقاد كرد، چرا كه اين كار باعث آسيب رساندن به احساسات مذهبي عدهاي از مردم شد.(بالاخره این کاریکاتورهای لعنتی مورد بحث آیا چاپ مجدد شدند یا نه؟ اول می گویند “عدم انتشار دوباره” و بعد بلافاصله می گویند “انتشار دوباره”. بالاخره کدامش؟)
رهبران مسلمان در آلمان، بسيار محتاطانه با اين مسئله برخورد كردهاند( ای بی غیرت های بزدل، ترسوی، لاابالی، صهیونیست، امپریالیست، مفسد فی العرض فلان و بهمان چه و چه!). عده بسياري از آنان ميخواهند در كنفرانسي كه روز چهارشنبه توسط دولت براي گفتوگوي بهتر با 2/3 ميليون مسلمان آلمان برگزار شود، شركت كنند.
«علي كيزيلكايا»، رهبر شوراي اسلامي در گفتوگويي راديويي اظهار داشت (اگر به آنچه تا اینجای مقاله گفته شده نگاه کنید می بینید که تا کنون از هر کس که در مقاله نام برده شده سمت وی نیز ذکر گشته بجز همین “علی” آقای گل که رهبر شورای اسلامی معلوم نیست کجا می باشد و در گفتگوئی رادیوئی با رادیوئی که معلوم نیست اسمش چیست چنین سخنانی می فرمایند.) كه از لغو برنامه استقبال ميكند، چرا كه آن صحنه به طور حتم باعث توهين به مسلمانان ميشد (یکی از آن “ناشناس” ها در اینجا به توسط نگارنده مقاله شناسائی شد. قابل توجه پلیس آلمان.).«ايوب آخل كولر»، رئيس شوراي مركزي مسلمانان در آلمان، از اظهارنظر در اين باره خودداري كرد و منتظر آينده شد.
«راو»، وكيل «ناونفل»، كارگردان تئاتر ميگويد: پيش از اين، مدير خانه تئاتر، به موكلش، لغو برنامه را اعلام كرده بود و ادامه داد كه سرهاي بريده، نمادي از اين است كه هيچكدام از رهبران مذهبي جهان، موفق نشدهاند صلح را ايجاد كنند.(عمو! برادر! موسیو! مشکل از همینجاست دیگر! می خواهید در تئاترتان حرف حق بزنید. غلط می کنید!)
«اندره كرافت»، سخنگوي خانه تئاتر
Komische
كه آن هم خانه تئاتر پر سر و صدايي است و پيش از اين، با ناونفل همكاري داشته، ميگويد: اين كارگردان 65 ساله، يك سكولار است كه معتقد به حل مشكلات دنيا از راه مذهب نيست.( آخ آخ آخ! وای! وای! وای! عجب دنیائی شده ها! آخر الزمان که می گویند همین است. کارجمهوری اسلامی آلمان -یک کشورکاملا اسلامی که واژه اسلامی در اسم کشور ذکر شده- به آنجا رسیده که یک کارگردان از دین برمی گردد و سکولار می شود. وی که باید زمانی به جبهه های جنگ حق علیه باطل اعزام می شده و قبل از رسیدن به سن 65 سالگی به فیض عظمای شهادت نائل می آمده با فرار از خدمت مقدس سربازی شصت و پنج سال عمر می کند، سکولار می گردد و اکنون به عنوان آخرین خشت بنای کفر وزندقه معتقد است که حل مشکلات دنیا از راه مذهب نیست. آدم این دردها را به که بگوید؟ لابد به دامان صهیونیست ها هم پناه برده؟ عجب روزگاری است ها!)
براي خانه تئاتر مشهور
Deutsch
لغو اپرا بحران و رسوايي بزرگي است (بحران بله ولی رسوائی؟ مگر دارید درباره قضیه مک فارلن یا کلینتون و مونیکا لوینسکی حرف می زنید؟) .به روز كردن اپراها و نمايشنامههاي قديمي (معمولا مطابق با اوضاع سياسي و فرهنگي كنوني) در آلمان رايج است (پایه دین و دین مداری که در کشور سست باشد از این هم بد تر می شود، نعوذ بالله، گروهی ممکن است کتاب هم بخوانند!)، اما لغو «ايدومنئو» نيز به نوبه خود، ميتواند الگويي براي رخدادهاي مشابه بعدي باشد.
«نيكلاس لنهوف»، از كارگردانان تئاتر آلمان ميگويد: من تاكنون اتفاق مشابهي نديدهام، در صورتيكه تا كنون، نمايشهاي نادرست سياسي بسياري در برلين به نمايش در آمده است. او اين امر را ناشي از حساس شدن زمينههاي فرهنگي در اثر سخنراني پاپ دانست.(حساس شدن زمینه های فرهنگی؟ زمینه های فرهنگی؟ آن هم در اثر سخنرانی پاپ؟ اصلا منظور از حساس شدن زمینه های فرهنگی چیست؟ نکند منظور تورم رگ گردن گروهی عربده جو به اسم اسلام و مسلمانی است؟ از کی تا حالا تظاهرات خشونت آمیز و حمله به این و آن و شکستن و آتش زدن و از دیوار سفارت بالا رفتن و کره خر و کره الاغ هائی چون خود را پرچم پوش کردن “زمینه فرهنگی” نام گرفته؟ مثل همان جاکشی که از کارش پرسیدند و گفت در زمینه هماهنگی های اجتماعی کارمی کند!)