Archive for می, 2007

طرح موفقی با ۶۰ درصد خطا

می 31, 2007
——————————-
این مصداق همان «اول می‌برند بعدا می‌شمارند» است. در این طرح، از هر ده نفر دستگیر شده شش نفرشان «هنگام دستگیری جرمی مرتکب نشده بودند» (۷۸۱ نفر). این خود نشانگر دقت کار پلیس است. بعد هم از ایشان «اخذ تعهد» کرده‌اند و آزادشان نموده‌اند. اگر جرمی مرتکب نشده‌اند، دیگر اخذ تعهد کدام است؟ اگر جرمی مرتکب شده‌اند در قبل و مجازاتش را کشیده‌اند، باز هم اخذ تعهد آن هم مدتی بعد از تمام شدن مجازات قانونی برای چه است؟ اگر هم جرمی مرتکب شده اند در قبل ولی مجازاتش را نکشیده‌اند که طبعا نباید آزاد شوند و باید به دادگاه معرفی شوند. کسی که جرمی مرتکب نشده، بازهم باید تعهد بدهد؟ آن هم در عملیات «دقیق و حساب شده‌ای» که شصت درصد خطا دارد؟
ضمنا تکلیف آن ۱۷۹ نفر دیگر (۱۱۲۱=۱۶۰+۱۸۰+۷۸۱) را هم اگر معلوم کنید حساب ۱۳۰۰‌ نفرتان درست می‌شود. ارائه آماری که ۱۴ درصد خطا دارد (۱۷۹ نفر)، از طرحی که ۶۰ درصد خطا داشته بعید نیست.

تراوشات یک خواهر بسیجی

می 31, 2007
خیلی ممنون که جای «گوهر وجودی» مان را به ما نشان دادید. درضمن اگر پزشک خوب و متخصصی سراغ دارید که آدم‌های خیلی باتقوی بتوانند برای درمان «تراوشات و ترشحات» خود به آنها مراجعه کنند، لطفا بیان بفرمائید.
————————————
خواهر عزیز، «حجاب اجباری» همان است که مخالفان‌ شما می‌گویند. شما باید بگوئید «حجابی که بانوان بخاطر رشد فکری و باورهای اسلامی‌شان انتخاب کرده‌اند» یا یک همچین اباطیلی.
——————————–
خوب پس متوجه شدید که چی شد؟ زنان پیشانی فرهنگ یک جامعه هستند. مردان هم طبعا باقی اندام فرهنگ یک جامعه را تشکیل می‌دهند. همین است که جوامعی مثل ما تبدیل به «جوامع پیشانی سفید» در دنیا شده‌اند. سهم زن در فرهنگ جوامع -بقول این خانم- همان یک کف دست پوست پیشانی است.
جای گوهر وجودی را که در بدن خود یافتیم. نیز فهمیدیم که زنان چه قسمتی از بدنه اجتماع را تشکیل می‌دهند. یک بار دیگر این خانم سخنرانی کنند، سی‌دی سخنرانی‌ ایشان از سی‌دی فلان بازیگر و فلان پارتی بیشتر فروش خواهد رفت.
——————————–
و یا بالعکس، اساتید حوزه و دانشگاه در این ده روزه از این چهارصد نفر بهره‌مند خواهند شد!

ما طبق ضوابط آژانس حرکت می‌کنیم و آژانس را هم صهیونیست‌ها اداره می‌کنند

می 31, 2007
این خیلی جالب است که ما می‌گوئیم «به‌دنبال حق‌‌مان در چهارچوب ضوابط تعیین شده توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هستیم» و در همان حال شرایط بازرسی و مدارکی که مورد نیاز همان آژانس است تا معلوم شود ما قانونی کار کرده‌ایم یا نه را به آژانس و بازرسانش ارائه نمی‌دهیم. در نتیجه همان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ای که ما ادعای تبعیت از موازینش را داریم ما را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع می‌دهد. ما هم هوارمان به آسمان می‌رود که آژانس را صهیونیست‌ها و آمریکائی‌ها اداره می‌کنند.
خوب پدر من اگر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحت نظارت و کنترل مستقیم یا غیر مستقیم دشمنان ما است، چرا ما مدام می‌گوئیم که داریم در چهارچوب ضوابط آن حرکت می‌کنیم؟ هیچ آدم عاقلی در چهارچوب ضوابطی که دشمنش برای وی تعیین کرده حرکت می‌کند که ما دومی‌اش باشیم؟
یا آژانس تحت کنترل دشمنان ما نیست که در این صورت بیخود می‌کنیم کاری که او می‌خواهد را انجام نمی‌دهیم یا آژانس تحت کنترل دشمنان ما است ولی ما چاره‌ای نداریم الا متابعت از نظرات آژانس. پس دیگر این همه عربده کشی چیست الا اینکه فقط و فقط مصرف داخلی داشته باشد. ظاهرا خودمان هم نمی‌دانیم باید چه شعار بدهیم.

رفع نگرانی می‌ي‌ي‌ي‌ي‌ی‌ی کنی‌ي‌ی‌ي‌ی‌یم!

می 31, 2007
————————————-
جناب آقای لاریجانی
شما فعلا نمی‌خواهد نگرانی‌های غرب از برنامه‌های هسته‌ای ایران را رفع کنید. علی‌الحساب نگرانی‌های ترکیه را از بابت قاچاق اسلحه به سوریه از طریق خاک ترکیه رفع بفرمائید خوب است.

موجی می‌خواهد غیرموجی باشد، غیرموجی ناچار است موجی باشد

می 30, 2007
ما یک عده شیمیایی داریم که نمیدانیم داریم ولی عده ای غیر شیمیایی داریم که دارن نون شیمیایی بودنشون رو می خورن !!!
———————————
کاملا با این جمله صحیح ایشان موافق هستم. اگر اجازه بدهند می‌خواهم به آنچه ایشان گفته اضافه کنم که:
یک عده موجی‌هم داریم که ادای غیر موجی‌ها را در می‌آورند و در جاهای بالا بالا می‌نشینند و دستورها و حرف‌های عجیب و غریب می‌زنند، یک عده غیرموجی هم داریم که این پائین پائین‌ها نشسته‌اند ولی ناچارند ادای موجی‌ها را در بیاورند تا از شر موجی‌های واقعی در امان باشند. حالا چقدر احتمال هست که این دو گروه آنقدر «در نقش خود» فرو روند که دیگر نتوانند از «نقش»‌شان بیرون بیایند، من یکی که نمی‌دانم.

بایکوت بین‌المللی چیه؟ هیچ غلطی نمی‌تواند بکند

می 30, 2007
—————————–
این چند جمله آقای لاریجانی نمادی عینی است از آنچه ما به آن اعتقاد داریم که «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند». بایکوت جهانی و تحریم که «غلط» نیستند. هرکس دیگری بجز ما هم که باشد و از قطعنامه‌های شورای امنیت سرپیچی کند مورد تحریم و بایکوت قرار می‌گیرد. پس آمریکا کار «غلطی» نکرده.
در ضمن در حال فکر کردن و آسمان به زمین دوختن هستم تا بین حرف‌های آقای رئیس‌جمهور که گفته این قطعنامه‌ها تاثیر ندارند و کاغذپاره هستند و آقای لاریجانی که می‌گوید «بایکوت جهانی» شده‌ایم یک جوری جمع اضداد بوجود آورم و از ریختن آبروی بیشتر یکی یا هر دو این عزیزان جلوگیری کنم.
برای فرصت دادن به آن «کشورهای قدرتمند» که نمی‌توانند در مقابل آمریکا حرف خود را بزنند چون آمریکا می‌پرد و تکه تکه‌شان می‌کند و می‌خوردشان، پیشنهاد می‌کنم در یکی از این سفرهای استانی رئیس‌جمهور، هنگامی که «بار عام» داده‌ می‌شود، سران این «کشورهای قدرتمند» بحالت خضوع و خشوع وارد شوند و با دادن عریضه به آقای احمدی‌نژاد در صدر مجلس-و یا اگر آنجا حضور داشته باشند آقای لاریجانی- از این ظلم که آمریکا نمی‌گذارد آنان حرف دل‌شان را بزنند به ما گلایه کنند. مطمئن هستم که آقای احمدي‌نژاد سریعا به هرکدام از آنها نامه‌ای می‌دهد لاک و مهر شده خطاب به «آمریکا»، که در این نامه به وی (آمریکا) دستور داده می‌شود اجازه دهد سران روسیه، چین، فرانسه، آلمان، انگلستان، ژاپن و … حرف دل خودشان را به آمریکا بزنند مشروط بر اینکه این حرف دل‌شان طرفداری از ما باشد و بس.
این هم همان «فرصت» که آقای لاریجانی در جمله آخرشان فرموده‌اند.

بازسازی فرهنگی وقتی هنوز آمار جانبازان‌مان را نداریم

می 29, 2007
———————————————–
آخر مگر «خراب» شده بود که به «بازسازی» نیاز داشته باشد؟ حالا اول کدام‌ یکی را باید بازسازی کرد، مناطق جنگ‌زده را یا فرهنگ ایثار و شهادت را؟
================================
استاندار تهران: شمار جانبازان شيميايي داراي پرونده را با توجه به آمار اعلام شده 45 هزار نفر ذكر كرد و افزود: به نظر مي رسد آمار جانبازان در معرض شيميايي بيشتر از اين تعداد باشد كه شناسايي آنان از بين همه رزمندگان ضروري است. استاندار تهران با اشاره به عدم پشتيباني مراجع بين المللي از قربانيان سلاح كشتار جمعي در محافل بين المللي، همچنين فقدان فعاليت هاي تبليغاتي و رسانه‌اي خاطرنشان كرد: در نتيجه اين بي توجهي‌ها عرصه براي مدعيان حقوق بشر مثل شيطان بزرگ گسترده تر شده و سازندگان سلاح كشتار جمعي كه خودشان وقيحانه اقدام به كشتار ملتها نموده اند در جايگاه مدعي و قاضي عرض اندام مي كنند.
——————————————-
قربان، اول شما ببینید دقیقا چند نفر جانباز شیمیائی دارید بعد از «مدعیان حقوق بشر» انتظار داشته باشید در این زمینه کاری بکنند. وقتی شما هنوز نمی‌دانید از آن تعدادی که خودتان فرستادید جبهه چند نفر با سلاح‌های شیمیائی آنقدر مجروح شده‌اند که جانباز محسوب شوند، از «محافل بین‌المللی» چه انتظاری می‌شود داشت؟ گیرم که به شما بگویند خوب لیست اینها را برای ما بفرستید تا ما برای هر نفر فلان قدر دلار تسهیلات درمانی و رفاهی اختصاص بدهیم، آیا همه مجروحین بسیار شدید دچار نقص عضو (=جانبازان) شیمیائی را می‌شناسید که به آنها لیست‌شان را ارائه کنید؟

مصلحت ایرانی و صداقت آمریکائی – کدام بهتر است؟

می 29, 2007
———————-
این حرف از اساس و بنیان غلط است. آیا باورتان می‌شود که هنوز ۷۰۰۰ پیکر شهید در خاک عراق داشته باشیم؟ اصلا این ۷۰۰۰ نفر کی شهید شدند؟ من خودم نوجوانی و جوانی‌ام در پای اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی در جنگ گذشت. هیچ‌گاه کسی در هیچ‌کدام از گزارش‌ها از تعداد تلفات ما صحبت نکرد. از تعداد تانک و خودرو و هواپیمای ما که در عملیات از بین می‌رفتند نیز هیچ گفته نشد.
اگر این همه آدم کشته‌شده بودند بالاخره دستگاه‌های صادق خبری کشور که بجز اخبار راست از آنها ساطع نمی‌شود خبری می‌دادند. تنها اخبار از ده‌ها و صد‌ها هزار کشته دشمن بود. آن موقع یکی از دوستان من می‌گفت:«آدم باید مغز … خورده باشد که فکر کند حالا که دشمن مثلا بیست‌هزار قربانی داده نیروهای خودی هیچی‌شان نشده. سوپر من هم باشیم دیگر ده درصد کشته‌های دشمن که تلفات می‌دهیم؟». چقدر بنده خدا از دست من کتک خورد!!! ولی ظاهرا حق با او بود.
راستی من فکر می‌کنم این آمریکائی‌ها یک چیزی‌شان می‌شود. در زمان جنگ دارند تعداد دقیق کشته‌شده‌های خود را بدون لاپوشانی اعلام می‌کنند. یا مصلحت سرشان نمی‌شود، یا احمق هستند، یا صادق بودن برای‌شان مهمتر از «مصلحت» است.

پیشگوئی نوستر آداموس درباره ایران

می 29, 2007
از کتاب نوستر آداموس (پیشگوی فرانسوی در قرن شانزدهم میلادی) که خود کتاب اینجاست. متن زیر مربوط به پیشگوئی وی درباره “پرشیا” است (صفحه 33 کتاب فوق).
Rain, famine and war will not cease in Persia;
too great a faith will betray the monarch.
Those (actions) started in France will end there,
a secret sign for on to be sparing.
راست و دروغ آن و اینکه این کپی از کتاب تا چه حد معتبر است پای همان وب سایتی که کتاب را منتشر کرده.

اشتباهات دشمن‌مان را برایش تشریح و تبیین کردیم.

می 29, 2007
—————————-
آخر این هم شد کار؟ حالا که اشتباهات‌شان را به ایشان گوشزد کردید می‌روند درستش می‌کنند و عراق را ساکت و آرام می‌کنند و بعد می‌آیند سروقت ما. اصلا شما را چکار به اینکه اشتباهات دشمن را برایش تشریح و تبیین کنید؟
این حرف‌ها بکنار، در ازای این لطفی که به اشغالگران همسایه بغل دستی کردید، از ایشان چه گرفتید؟ لطفا موضع خود را مشخص کنید که شما طرفدار ما هستید یا طرفدار خرسه.
پ.ن: آهای خبرگزاری فارس، تیتر خبرت را درست کن. «اشغالگران» درست است و نه «اشتغالگران». اشغالگر کسی است که جائی را اشغال می‌کند و اشتغالگر علی‌لاصول باید کسی باشد که با شغل و این چیزها سرو کار دارد هرچند که همچین لغتی نداریم. تیترتان اشتباه است.