جناب آقای مرتضی عارف لطف کردهاند و این کامنت کامل و جامع را در جواب مطلب من نوشتهاند. ضمن تشکر از این دوست عزیز خدمتشان عرض میکنم که تفاوت دیدگاهی من و شما آنقدر زیاد است که بنظر من باید در ماهیت یک سری کلمهها و ترکیبها و امور دینی و تاریخی (بخصوص نظرات رهبر فقید انقلاب) ابتدا با یکدیگر صحبت کنیم تا با نزدیک کردن دیدگاههایمان بتوانیم به آن حداقلی که برای شروع یک مباحثه نیاز است بپردازیم. به مواردی استناد فرمودهاید که در قبولشان مشکل دارم. علیایحال از دوستان دیگر خواهش میکنم در این رد و بدل شدن نظرات شرکت کنند و اگر آنها هم نظری درباره افکار من یا دیدگاههای جناب عارف دارند بیان بفرمایند. در ضمن از دقت نظر و لطف ایشان و متانت پاسخگوئیشان بسیار سپاسگزارم و امیدوارم چه این دو سه بار تبادل نظر ادامه یابد و چه نه، باز هم من را از نظراتشان مطلع فرمایند.
———————————
خواستم جوابتان را در مطلبی نگاشته و در وبلاگم قرار دهم، نتوانستم. چون معمولا مطالبم در جواب خودم است نه دیگران. به هر روی نظرم را همین جا مینگارم. باشد که مقبول درگاه حضرت دوست افتد. سعی بر آن است که شماره های زیر نشانگر مورد نظیرش در مطلب جنابعالی باشد. موفق باشید
یک : “پس اینهمه دم از آزادی و عدالت زدن و فریاد علیه ظلم چیست؟” به این معنا نیست که شما زده اید یا من زده ام! دم زدن از آزادی و عدالت مقوله ایست که در نظر همه ی مذاهب و ایدئولوژی ها مقدس و ستوده است، اختلاف در مصادیق آن است. اگر هم “بنده سعی کردهام هیچگاه دم از «آزادی و عدالت و فریاد علیه ظلم» نزنم” خب ربطی به کل قضیه ندارد. من نمی خواستم شما را به تناقض بکشانم که حالا دم زده اید یا نه! میخواستم عنوان کنم این کار “مرگ بر آمریکا” از نظر حقیر از مصادیق “فریاد برای آزادی و عدالت و علیه ظلم” می باشد
ادامه ی مطلب…