یک نگاه به مرزهای بکنیم و ببینیم «اقتدار» یعنی چه:
اول) در شمال، روسیه و دیگر کشورهای حوزه دریای خزر شامل «بیگانگان» نمیشوند و اقتدار ما را زیر سوال نمیبرند چرا که دریای خزر (مازندران) اصولا «موضوع مرزی» بهحساب نمیآید. دیگ نذری که مال یک نفر نیست که؟ هست؟ مینشینیم در همین تهران خودمان و با ایشان توافق میکنیم که سهم ۵۰-۵۰ ما بشود بین ۱۱ تا ۲۰ درصد (اگر لطف کنند البته!).
دوم) در غرب کشور، دولت عراق بیست و هفت سال پیش به ما حمله کرد. ۱۹ سال پیش در جنگ ایران و عراق آتشبس اعلام شد. با این حال تا کنون دو کشور هنوز بطور رسمی قرارداد صلح امضاء نکردهاند. تازه در مرداد امسال آمدند و نشستند و بر تشكيل كميتهاي فني به منظور نصب علائم مجدد مرزي كه در جنگ تحميلي از بين رفته است، تأكيد نمودند.
سوم) در شرق کشور، هر از چندگاهی در خبرها میشنویم که یک کامیون با مثلا ۱۸۰ کیلو ماده مخدر در فلان قسمت شرق کشور پیدا شد. به این میگویند مرزهای محکم و مرزبانهای مقتدر. اگر این همه نظارت در شرق نبود، قاچاقچیان بجای کامیون از قطار باری یا هواپیمای سی-۱۳۰ برای حمل مواد مخدر استفاده میکردند.
چهارم) در جنوب کشور، کم نشنیدهایم که بنزین از مملکت قاچاق میشود. حتی صحبت این بود که بنزین را با لنچ و کشتی از ایران قاچاق میکنند. این هم از امنیت مرز جنوبی که در آن کشتی کشتی بنزین قاچاق میشود و در نتیجه میآئیم در داخل مملکت آن را جیرهبندی میکنیم.
پنجم) در مرزهای آبی جنوب، ملوانان انگلیسی را میگیریم و میگوئیم که آنان به مرزهای ما «تجاوز» کردهاند. بعد همین که نخستوزیر انگلستان ضربالعجلی را برای آزادی آنان تعیین میکند سریعا کت و شلوار برایشان میدوزیم و با هدیه و سلام و صلوات این متجاوزان را به بازدید بالاترین مقام اجرائی کشور میبریم و بعد با بدرقه نیمه رسمی میفرستیمشان لای دست نخستوزیرشان.
بعنوان حسن ختام این مطلب : «وي (فرمانده كل ارتش) تأكيد كرد: وجود يك دشمن قوي موجب شده تا ارتش آمادگي بسيار بالايي را كسب كند و در مقابل ترس و فروپاشي هر روز در دشمنان بيشتر رخ ميكند». بگذریم از اینکه «رخ» «کردنی» نیست که «بیشتر رخ میکند» بلکه «دادنی» است و «بیشتر رخ میدهد». اگر دشمن قوی است و ما آمادگی بسیار بالائی داریم و این آمادگی باعث ترس و فروپاشی در دشمن میشود که دیگر دشمن «قوی» نیست! اگر ما آمادگی بالایمان بخاطر قوی بودن دشمن است و اگر ما دست بالا را داریم، نتیجهاش این میشود که دشمن از قوت میافتد و ذلیل و زبون میشود و بعد دیگر ما در مقابلمان دشمن قوی نداریم در نتیجه آمادگی بسیار بالایمان را از دست میدهیم! به این میگویند «یک تحلیل ارتشی».
نوامبر 5, 2007 در t 8:20 ب.ظ
کارت درسته.
نوامبر 5, 2007 در t 11:58 ب.ظ
تعریف شما از اقتدار رو باید در سری جدید تمام لغت نامه ها وارد کرد.
(یک چیزه دیگه. اگه این snap رو هم ورداری خیلی خوب میشه. خیلی حال گیریه که رو هر لینکی میری یکهو این بادکنه بپره بیرون!)
————————————————-
به روی چشم شبستان عزیز. برش داشتم. امیدوارم دیگر مشکلی با
snap
نداشته باشید. در هر حال ببخشید این مدت ناچار بودید تحملش کنید. ممنون از تذکرتان.
نوامبر 6, 2007 در t 12:51 ق.ظ
گمونم اين جناب رخنه رو با رخ عوضی گرفته.