درست است که من آدم مذهبیای نیستم اما باور کنید که به اعتقادات انسانهای دیگر احترام میگذارم. حتی دیگر نسبت به یک چنین مقالاتی هم احساس خاصی ندارم. خوب هرکس آزاد است هر جوری که دوست دارد فکر کند. فقط دو سالی میشود که نسبت به «تاریخ» بسیار بدگمان شدهام. تقصیر آقای احمدینژاد است. این آقا تمام اعتقادات «تاریخ»ی بعلاوه تهمانده باورهای مذهبی من را یک جا ساعت ۹ شب گذاشت دم در خانه!
ایشان معتقد هستند که چیزی بنام «هولوکاست» واقعیت خارجی نداشته و یهودی کشی آلمان نازی در زمان جنگ دوم جهانی یا نبوده یا اگر هم بوده با این ابعادی که در «تاریخ» آمده رخ نداده. من هم که آدمی هستم کاملا مطیع آنچه بزرگان میفرمایند، مطلقا به خودم اجازه «ها» و «نه» گفتن به فرمایشات آنان را نمیدهم. فقط الان با خودم میگویم در عجیب دنیائی زندگی میکنیم. «تاریخ» به این راحتی «تحریف» میشود آن هم جلوی دوربین فیلمبرداری و با وجود افرادی که از زیر تیغ همان قصابانی که ما الان وجودشان را انکار میکنیم جان به در بردند. عکسها، مصاحبهها، کتابها، خرابههای کشتارگاههای انسان، بازماندگان قربانیان، همه و همه میتوانند ساختگی و جعلی باشند. گروهی (حالا صهیونیست یا هرچه که اسمش را میگذارید) آنقدر قوی هستند که ۶۰ سال در تمام رسانههای جمعی جهان دروغ و دغل میسازند آن هم ۶۰ سالی که هم رادیو بوده و هم فیلمبرداری شده و هم حداقل در ۵۰ سالش تلویزیون بوده، ده پانزده سال است اینترنت آمده، با همه اینها باز این باند مخوف توانسته «تاریخ» را زیر چشم همه تحریف کند.
آنوقت ناگهان عرق سردی به تمام تن من مینشیند. با خودم میگویم اگر این گروه شیطانصفت توانستهاند چنین کنند دیگر چطوری من میتوانم به روضههای حاجآقا محمدی (پیشنماز محله سابقمان) و روایاتی که از «تاریخ» کربلا میکرد استناد کنم؟ با چنین مقالههائی چکار کنم؟ اگر الان یک گروه پدرسوخته بدذاتی هستند که مثل آب خوردن «تاریخ»ی که مردم زمانه دیدهاند را وارونه میکنند و به خورد همان مردم میدهند، خوب لابد همان ۱۴۰۰ سال پیش هم چنین شیطانصفتانی بودهاند که «تاریخ» را دستکاری کرده باشند. پس دیگر چه روایتی از بزرگان دین و ایمان میماند که بتوان به آن اطمینان کرد؟
مگر اینکه بپذیریم که در زمان بزرگان دین، همه چیز گل و بلبل بوده و همه مردم راستگو و درستکار بودهاند و غرض و مرضی در کار نبوده و کسی دست از پا خطا نمیکرده بخصوص در زمینه ثبت و ضبط وقایع «تاریخ»ی در شبهجزیره عربستان و حومه. یحتمل با آن همه آدم باسوادی که داشتهاند و قلم و کاغذی که زیر دست و پای خلقالله ریخته بوده در ۱۴۰۰ سال پیش، ریز وقایع و گفتگوها و دیگر مسائل «تاریخ»ی مو به مو در کتابهای مربوطه نوشته میشده. ولی آخر این هم که نمیشود که همه مردم آن دوران آدمهای خوبی بوده باشند. آنوقت دیگر این بزرگان دین کاری برای انجام نداشتهاند که! قرار بوده چه کسی را هدایت کنند؟ پس حتما آدم بد بوده، پس حتما شیطان صفتانی بودهاند که دست ببرند در «تاریخ».
خلاصه حسابی گیج شدهام. چطور است که میشود به «تاریخ» ۱۴۰۰ سال پیش اعتماد کرد ولی نمیتوان به «تاریخ» ۶۰ سال پیش اطمینان نمود؟
نوامبر 24, 2007 در t 9:33 ق.ظ
با سلام خدمت ققنوس عزيز.
من هم خودم مدتي تو اين فكر بودم كه اصلا اسلام ماهيت داره يا نه؟ اگر اسلام دين عدل پس چرا زنان مسلمان بايد حجاب داشته باشند؟ مگه با مردا برابر نيستند؟ اگر برابر نيستند پس انسان نيستند و ببخشيد بايد مانند يك حيوان باهاشون بر خورد بشه (هر چند كه همينطور هست) و يا چرا چنين قوانين وحشيانه اي بايد داشته باشد؟چرا هركي يه حرفي ميزنه بايذ اعدام بشه؟و چرا ارزش زن در اسلام به اندازه يك كالا است؟ مثلا زن بايد با اجازه شوهر كار كنه(حتي اگر شغل مهمي مثل پزشكي داشته باشه) يا شوهر ميتونه زن رو بدون هيچ قيد و شرطي عوض كنه!(كه استرسي بوجود آورده و سن ازدواج رو بالا كشيده و شايد هم بنيان خانواده از بين رود.. بطوري كه يكي از دوستانم (خانوم) ميخواد قبل از ازدواجش كاراشون رو انجام بدن و پس از مهاجرتشون به …. ازدواج كنند كه تحت قوانين اسلامي ايران نباشن!). يا يه مرد تو ايران اگه خواست بدون اجازه همسر بره و يك زن ديگه صيغه كنه! و يا چندين مرتبه در روز حتي اگر سرت شلوغ باشه نماز رو به عربي بخوني حتي اگر نفهمي!!! اينها مسائلي است كه بزرگان و متخصصين دين اسلام تاييد كردند و اصلا حرف من هم نيست………(هنوزم جوابمو نگرفتم)
راستي ممنونم كه به من سر زديد و اگر مايل باشيد تبادل لينك كنيم.
نوامبر 24, 2007 در t 2:26 ب.ظ
[...] «تاریخ» ۶۰ سالهاش معتبرتر است یا ۱۴۰۰ سالهاش؟ ( وبلاگ نگاهی دیگر نگاه ما ) * برای مشاهده مطلب کافی است روی این لینک کلیک کنید * [...]
نوامبر 24, 2007 در t 3:25 ب.ظ
Goghnoos Khan, Afarin. kheili lezat bordam.
Ali
نوامبر 25, 2007 در t 2:58 ق.ظ
سلام..
و اما در مورد” تاریخ”…(این مطلب رو به صورت کلی می گم و در مورد چیز خاصی نظر نمی دم)
مساله ی خیلی مهم (که البته زیاد بهش توجه نمی کنیم) اینه که ما به تاریخ به صورت “قصه” نگاه نکنیم، بلکه به صورت “علم” نگاه کنیم…
“حقیقت” یگانه است… به این معنی که جز یکی نیست و همین “حقیقت” در علوم انسانی معمولا دست نیافتنی هست. مثلا در مورد همین تاریخ، در مورد اقتصاد، جامعه شناسی ، روانشناسی و …به هیچ صورت نمی شه ادعا کرد که “ما حقیقت را بی کم و کاست می دانیم”
پس این علوم اگر بیان کننده ی “حقیقت ” نیستن به چه درد می خورند؟
جواب اینه که ممکنه این علوم بیان کننده ی “خود” حقیقت نباشن، اما تا اونجایی که می شه به اون نزدیک می شن… مثل اقتصاد که خیلی جنبه ی نظری قوی داره، ولی در نهایت به دولت در تصمیم گیریهاش کمک می کنه…
توجه کنیم که همه ی این علوم از “فرضیه ها” و ” نظریه ها” تشکیل شدن…(نظریه فرضیه ایست که براش شواهد عینی قابل استناد داریم، یعنی از فرضیه بالاتر هست…) ما اول یک “فرضیه” مطرح می کنیم و بعد با ارائه ی شواهد سعی در اثبات شهودی اون می کنیم…که اگر بشه اونوقت تبدیل می شه به “نظریه”…
حالا در مورد تاریخ: “علم” تاریخ هم مجموعه ای از همین فرضیه ها و نظریه هاست( که البته باستان شناسی و سکه شناسی در مورد قرون گذشته و عکسها و فیلمها هم در مورد حال حاضر شواهد عینی اون رو تامین می کنند.)اینکه “هولوکاست ” واقعا بوده یک نظریه هست(با توجه به مدارک و شواهد عینی) اما اینکه نبوده هنوز یک “فرضیه” هست که اثبات نشده و در پی رد کردن مدارک اون نظریه ی قبلی هست… (همینجا بازم تاکید می کنم که این “فرضیه” تا وقتی هنوز ثابت نشده ضعیفتر از اون “نظریه ” هست.)
امیدوارم مفید بوده باشم…
نوامبر 25, 2007 در t 9:13 ب.ظ
در مورد هولوکاست باید بگم جزء اون وقایع تاریخی بود که خیلی زیر دست پای قدرت ها له و لورده شد .. یه زمانی یهودی ها ازش استفاده کردند و حالا احمدی نژادی ها دارن ازش استفاده می کنن .. در مورد قضاوت یک واقعه تاریخی نباید بگو مگوهای قدرت طلبان رو که غالبا پس زمینه سیاسی داره رو دخیل کنی. ..کاش مسئله هولوکاست ، زمانی دیگر و توسط فرد دیگری به چالش کشیده می شد ، چون الان کار علمی روش کردن خیلی سخته. وگرنه در اینکه بودار و مشکوکه حرفی نیست … 6 میلیون آدم اونم تو کوره ها و اتاق های گاز ؟ تقسیم کن به 365 روز سال و ببین با احتساب همه اون امکاناتی که المانی ها داشتند واقعا چند سال طول می کشید ؟ کل جنگ جهانی دوم چهر سال طول کشید یعنی 1460 روز …یعنی روزی 4109 نفر ..با فرض اینکه 24 ساعت کار می کردند و تعطیلی هم نداشتند و از روز اول جنگ شروع کرده بودند و تا روز آخر ادامه می دانند (که مضحک به نظر میاد) و به عبارتی هر ساعت 171 نفر …این مقدار به یه صنعت بزرگ آدم سوزی احتیاج داره .. می دونی فارغ از اینکه کجا این کارو کرده باشند برای حمل و نقل و جابه جایی و متمرکز کردنشون چه لجستیکی لازمه ؟
من نمی خوام انکارش کنم اما معتقدم به خاطر یه شرایطی پیازداغشو زیاد کردند.
دروغ پردازی یا اغراق و افراط و تفریط در تاریخ نویسی همیشه وجود داشته ، خودت هرودت که انقدر یک طرفه درباره یونان و ایران نوشته ، خودش تو یکی از شهرهای ایران زندگی می کرد (اون زمان ایران مثل ایالات متحده بود و از همه جا برای زندگی بهتر به ایران مهاجرت می کردند …همیشه تعداد زیادی شهروند یونای تو شهرهای ایران زندگی می کردند ..چیزی شبیه لس آنجلس امروزی)… یعنی هرودت ، خودش زندگی تو ایران رو به زندگی در یونان ترجیح میداده اما تو نوشته هاش زندگی تو یونان رو بهتر و مرفه تر جلوه میده.
در مورد اینکه توی 60 سال بیشتر میشه دروغ گفت یا تو 1400 سال ، با توجه به اینکه الان قدرت اطلاع رسانی رسانه ها باورنکردنیه و مردم یه جورایی بردگان رسانه ها هستند باید گفت بله تاریخ صد سال اخیر خیلی مشکوک تره از خیلی قرون ماقبلش. امروز رسانه با قدرتی که دارند می تونن یه آدم معمولی و بی گناه رو به یه تروریست و مجرم جهانی تبدیل کنند . خودت دیدی که چه هیاهویی علیه صدام ایجاد کردند درحالی که اصلا خبری نبود.
اما در مورد اینکه به گزاره های دینی مربوط به 1400 سال پیش میشه اعتماد کرد یا نه باید بگم برخلاف فرهنگ دینی که وعاظ ما تو ذهنمون فرو کردند ، خود پیامبر اسلام خطاب به همه پیروان ایندش گفت : هروقت نقلی یا روایتی یا حرفی از قول ما شنیدید با قرآن و عقل مقایسه کنید و اگ مطابقت داشت بپذیرید و اگر نداشت رد کنید . اما این اختیار و ازادی تطابق دادن با عقل و قرآن از مومنین سلب شده .
اینکه خود قرآن هم قابل اعتماد هست یا نه که بحث جداگانه ای داره. فقط در مورد انجیل بگم که یکی از محققین و مورخین بنام انجیل شناس گفته : انجیل را مردان مختلف در زمان های مختلف و در مکان های مختلف نگاشته اند… تو خودت تا آخرش رو بخون دیگه. اما در مورد اینکه چرا معتقدیم قرآن از این قاعده استثناست بحث جداییه.. این جارو هم نباید زیاد با نوشته هام پر کنم دیگه.
ممنون از اینکه این موضوع رو مطرح کردی.
نوامبر 25, 2007 در t 11:18 ب.ظ
[...] «تاریخ» ۶۰ سالهاش معتبرتر است یا ۱۴۰۰ سالهاش؟ « این هم حرفیه! (tags: تاریخ) [...]
نوامبر 26, 2007 در t 10:05 ق.ظ
سلام
شايد نكته جالبي باشد وبا “دودوتا چهار تا “خيلي ساده به نظر بيايد كه اگر 60 سال دچار ترديد ميشود پس 1400سال كه حتما دچار ترديد ميشود.اما مسئله اي كه شايد عوام ومنور الفكر ها به ان توجه ندارندتفاوت بين دوربين وخبرنگار با حاملان وحي وائمه وعلمايي كه اهل تحقيق هستند باشد عده اي با يك ” برو بابا”ختم موضوع را اعلام ميكنند اما واقعا بايد رفت وبي تفاوت ماند.ناگفته نماند كه اين مسائل براي اهل علم ودانش اظهر و من الشمس است وبا شنيدن اين مسائل اگر اهل تسامح متساهل باشند لبخندي ميزنند وميگذرند .جسارتا بايد عرض كنم كه اگر اهل سياستيد وصاحب نظر واحتمالا مخالف دولت احمدي نژاد هيچ اشكالي ندارداختلاف نظر در هر سطحي باشد پسنديده است،اما ناجوانمردي وتشويش در اعتقادات انهم به خاطر” به به وچه چه”عده اي كه….اصلا درست نيست هولوكاست وروضه هاي حاج آقا محمدي(پيش نماز سابق محله )يك مغالطه زشت وچندش آور است نه به خاطر اينكه آخوند است واحترام آنها …به هيچ وجه ،بلكه به دليل شك و ترديدايجاد كردن در ذهن وفكر جواناني كه مميزي در خصوص نظرات حضرت والا ندارند.در صورت امكان در كنار مطالب فوق اين نوشته را قرار دهيد.با تشكر…محمدي
نوامبر 26, 2007 در t 10:34 ق.ظ
سلام
ضمن بازدید از وبلاگتان زیبایتان و آرزوی توفیق بیشتر و شادکامی
من نبز با مطلب
اعتراف فردوسی پور به وجود سانسور در صدا و سیما
در وبلاگ شـمـسـه
منتظر پیامتان هستم .
نوامبر 26, 2007 در t 11:09 ق.ظ
شك كردن اگر روشمند نباشه. اونوقت تو همه چيز مي شه شك كرد، عين آب خوردن مي شه شك كرد و سوالاتي را طرح كرد، اما انسان مسئول اينه كه اگه شك كرد، بره تحقيق كنه و پاسخ هم بده، حالا شما اين شك را مطرح مي كني، يعني كه واقعه 1400 پيش را قبول داري يا نه؟ اگه اينطور باشه اصلا بايد همه روايت هاي تاريخي را زير سوال برد؟ اصلا آيا كوروش آنطور كه مي گويند خوب بوده؟ به صرف يكي دو تا لوح باقي مانده از او؟ آيا و هزاران آياي ديگري كه براحتي مي توان بيرون ريخت و ذهن عده اي را مشوش كرد،
راستي مي خواستم بدانم شما اصلا به خدا اعتقاد داريد؟ يا با اين سوال ها مي خواهيد زيرآب اسلام را بزنيد؟
مي بينيد خيلي راحت مي شه تو همه چيز شك و با مغلطه آن را مطرح كرد.
نوامبر 26, 2007 در t 11:53 ق.ظ
من نظر خودم رو می دم فقط و کاری به نظرات دیگران ندارم ، اصلا نه اجازه این کارو دارم نه شایستگیشو .. اما مطالبی که بچه ها ذیل این پست نوشتند وادارم کرد یه چیزی بگم … موضوعی که تو این پست مطرح شده دغدغه فکری خیلی هاست نه چیزی که یه شبه و اتفاقی به سر نویسنده این وبلاگ زده باشه و ما ادای دکتر ها و روانشانشا و علمای دهر رو بازی کنیم و در پی درمانش برآییم. ایم مثل این می مونه که مثلا دو نفر بیان در مورد یه مسئله علمی بحث کنن و یکی در حواب اون یکی بگه : تو اصلا ناهارتو خوردی ؟ یا تو چند سال درس خوندی اومدی با من بحث می کنی ؟ و از این جور حرف ها… به نظرم اهمیتی نداره که نویسنده خودش چه اعتقادی داره که هر چی باشه محترمه ، مهم سوالیه که مطرح می کنه. اما متاسفنه ازونجایی که ما ایرانی ها به شدت معتقدیم که هرکدوممون چیزی کمتر از یه دکتر نداریم ، تصور می کنیم نویسنده به بیماری کمبود ایمان دچار شده و حالا ما باید نجاتش بدیم.
به نظرم بهتره به جیب همدیگه کار نداشته باشیم و حواسمون به کارت هایی باشه که رو میزه.
یا علی.
نوامبر 26, 2007 در t 8:00 ب.ظ
فکر ميکنيد چرا در همهء اديان شک و ترديد و پرسش جزو بزرگترين گناهان محسوب ميشن؟
اين آقای محمدی هم جزو کسانيه که حتی سؤال و شک و ترديد رو جزو گناهان کبيره و به قول خودش «ناجوانمردی» ميدونه و معتقده که وقتی به چيزی برچسب الهی و دينی زده شد، ديگه بايد بدون چون و چرا پذيرفته بشه، حالا هر چقدر هم که با معيار عقل و منطق به نظر مهمل و چرند باشه. چون خبرنگار احمق بيسواد که اهل تحقيق نيست، بلکه فقط تحقيقات آخوندهاست که تحقيق و علم و دانش به حساب مياد. بايد شکر کنيد که دم دستش نيستيد، وگرنه درجا شما رو به دليل تشويش اذهان عمومی دستگير ميکرد و يه بلايی سرتون مياورد!
در طول جنگ جهانی دوم واقعاً حدود شش ميليون نفر کشته شدند. تا اونجايی که من فهميدهام تحريف فقط در اينه که يهوديها عدد «شش ميليون» رو قبضه کردند و به اسم خودشون جا زدند، در حالی که اين عدد شامل لهستانيها، کوليها، ناتوانان جسمی و روحی، کمونيستها، مسيحيان معتقد و کلاً مخالفان سيستم نازی هم ميشد که غيريهودی بودند.
نوامبر 26, 2007 در t 9:47 ب.ظ
برادر این روضه ها را آخوندها می خوانند
تو تا به حال آخوندی دیدی که یک کلام دروغ از دهانش بیرون بیاید؟؟
نه ندیدی
پس شک از برای چیست؟