قضایای خانم «گیبونز» و عروسک کذائی را گمان کنم تا بحال شنیدهاید. خیلی خلاصه، این خانم بریتانیائی که سالهاست در سودان معلم است، از شاگردانش در مدرسه ابتدائی میخواهد که یک عروسک خرسی کوچولو را نامگذاری کنند و آنها هم نام «محمد» را انتخاب میکنند و خانم گیبونز هم آن را قبول میکند و عروسک خرسی کوچولو از آن به بعد «محمد» نامیده میشود. ظاهرا رندان خبر را به گوش خشکمغزان میرسانند و آنها هم که منتظر «چُش» بودند داد و بیداد میکنند و علیه این خانم شکایت مینمایند (بابا آخر تمدن! بجای اینکه بریزند سفارت بریتانیا را آتش بزنند و خرخره مردم را ببرند و تظاهرات و اغتشاش کنند شکایت نزد دولت بردهاند. این خودش یک قدم بزرگ به جلو است). پلیس هم این خانم را دستگیر میکند و دادگاه به جرم توهین به مقدسات (یا یک بهانه الکی دیگری از همین دست) این خانم را به ۱۵ روز زندان محکوم میکند و بعد هم قرار است که از سودان اخراجش کنند (خیر ببینند که این لطف را در حقش میکنند).
حالا با توجه به اینکه حضرات مسلمان سوپرغیرتی پشت این قضیه بودهاند، یکی دوتا سوال برای من پیش آمده:
اول) فرض کنید که یک جوان سبیل کلفت (=عاقل و بالغ) سودانی است که نامش «محمد» میباشد. این ممدآقا یک روز در خاک سودان مرتکب گناه و جرم «ماشیندزدی» میشود. فردایش هم گیر پلیس سودان میافتد. آیا مطابق همین قضایای توهین به مقدسات و چه و چه باید مجازات شدیدتری در حق این بنده خدا اجرا کرد؟ یعنی چون این آقا یک اسم مقدس را بر روی خودش دارد و با این حال مرتکب دزدی شده، آیا این دزدی فقط یک دزدی ساده است و یا علاوه بر دزدی باعث «لوث»شدن آن اسم مقدس نیز گردیده و باید دو برابر مجازات گردد؟
دوم) حالا در نظر بگیرید که همین حضرت آقا در خاک مثلا آلمان مرتکب همین جرم بشود و دستگیر و به سودان برشگردانند. آنوقت طبق همین داستانهای توهین به مقدسات نباید علاوه بر مجازات دوبرابری دزدی و خراب کردن اسم مقدس، یک مجازات سومی هم بشود که اسم مقدس را در جامعهای که مردمش از ادیان دیگر هستند دستی دستی خراب کرده؟
سوم) آیا هنگامی که قاضی مسلمان دارد مجازات برای فردی تعیین میکند، اسم طرف باید در میزان و نحوه مجازاتش موثر باشد؟
و حالا سوال اصلی: آیا معلوم هست توی کله بعضی از مقدسمآبها چه میگذرد؟
دسامبر 1, 2007 در t 9:23 ق.ظ
سلام داداش ممنون از اینکه منو لینک کردی منم با کمال میل تو رو لینک کردم.امیدوارم هر جا باشی موفق و سر بلند باشی
دسامبر 1, 2007 در t 9:29 ق.ظ
قربان آمدم چیزی ندیدم چه شد پس؟
دسامبر 1, 2007 در t 12:25 ب.ظ
آره معلومه.. تو کلشون همون چیزایی هست که تو کله آدم های انتقام جو و عقده ای هست. چی بهتر از دین و مذهب برای توجیه انتقام جویی و ارضای خوی وحشی گری؟
دسامبر 1, 2007 در t 2:49 ب.ظ
دقیقا با آقای عظیمی موافقم. ارضای خوی وحشیگری.
دسامبر 1, 2007 در t 4:59 ب.ظ
ارضای خوی وحشیگری!؟ فکر نمیکنم. بگمانام خطایی در تفکر و اندکی هم خشکمغزی که ققنوس گفت. تحجر که شاخ و دم ندارد. همین است دیگر!
دسامبر 1, 2007 در t 7:49 ب.ظ
وا این داستانه به حد کافی عجیب غریب بود!
)
شما با این سئوالات عجیب ترش کردی!
دسامبر 1, 2007 در t 9:06 ب.ظ
امیر جان ف اون چه خطاییه که طرفو مجاز می کنه بره و یه نفر رو تا حد مرگ شکنجه بده و اسمشو بذاره اجرای حدود الهی؟ خطا در تفکر؟ فکر نمی کنم. به نظر من حیوان صفتی شاخ و دم نداره.
دسامبر 1, 2007 در t 9:08 ب.ظ
به یادتون هستم به یادم باشید http://www.roolygta.wordpress.com
دسامبر 1, 2007 در t 9:33 ب.ظ
بله آقا رضا کاملا حق با شماست. حیوان صفتی و شکنجه فرد بی گناه محکوم و ناپسنده. من هم منظورم این نبود که گناه آنها را کوچک کنم. خواستم بگویم که اینان از آنجا که خشکمغزند و فکر درستی ندارند دست به چنین وحشیگری میزنند. هیچ خطایی هم کسی را مجاز نمیکند.
دسامبر 2, 2007 در t 2:01 ق.ظ
چندان نگران نباش دوست من
ما هم در این امر به زودی بهشون می رسیم!!
———————-
شیخ عزیز و محترم
بابا آنها که ظاهرا از ما جلو هم زده اند. کار را با دادگاه و بند و بساط دنبال کردند بعد به خیابان ها ریختند. خداوند به همه ما (خودم را عرض می کنم) کمک کند قدری دیدمان را وسیع کنیم. امان از تنگ نظری قشریون که آبروی دین و ایمان و حرمت انسان را می برد.
از نظر لطفی که به من داری بسیار سپاسگزارم
دسامبر 2, 2007 در t 9:54 ب.ظ
خداوند به همه ما (خودم را عرض می کنم) کمک کند قدری دیدمان را وسیع کنیم. امان از تنگ نظری قشریون که آبروی دین و ایمان و حرمت انسان را می برد.
الهی آمین!
دسامبر 2, 2007 در t 11:26 ب.ظ
در سر آدمهایی از این دستٰ اگر چیزی جریان داشت و فکری جاکرده بود که این اتفاقات شرم آور نمیافتاد. اینجا من به ندرت یادم می ماند که ما در سال 2007 زندگی می کنیم.