از کجا میتوان فهمید که یک خبر چقدر معتبر است؟ به خبر زیر (که ساخت خودم است برای توضیح مطلب) نگاه کنید:
اتوبوسی به دره افتاد.
چه سوالاتی برای شما مطرح میشود؟ درست است، کی؟ کجا؟ چطور؟ هر خبری که در رسانه میآید باید این سوالات را پاسخ دهد. به همین دلیل شکل کاملتر شده خبر فوق اینگونه خواهد بود:
صبح پنجشنبه(کی؟) اتوبوسی در جاده زالزالک آباد به شیرآباد (کجا؟) بعلت ترکیدن لاستیک جلو (چطور؟) به دره افتاد.
نکته دیگر این است که خواننده خبر باید بتواند بین خودش و خبر ارتباط برقرار کند. خبر (باز هم فرضی و ساخت خود من است) «اصابت قریبالوقوع یک شهابسنگ بزرگ به نزدیکترین خورشید در کهکشان بغلی» فقط خوانندهای را جذب میکند که به دنبال خبرهای علمی و نجومی است. منِ آدم عادی و عامی شانه بالا میاندازم که «خوب حالا که چی؟ به من چه؟». این است که در تهیه خبرهای معمولی و اجتماعی، تهیه کننده خبر باید نشان بدهد که آن موضوع خاص خیلی هم به مخاطب مربوط است. به ادامه خبر افتادن اتوبوس در دره دقت کنید:
صبح پنجشنبه اتوبوسی در جاده زالزالک آباد به شیرآباد بعلت ترکیدن لاستیک جلو به دره افتاد و ۳۵ نفر کشته شدند.
در اینجا میبینیم که مرگ آن آدمها خبر را به نوعی به ما مربوط میکند و راغب به خواندن آن میشویم. من و شما میتوانیم تا حدودی بفهمیم که مرگ ۳۵ انسان یعنی چه.
نکته دیگر اینکه در تهیه خبر تا حد امکان باید از پاسخ دهی به سوال «چرا؟» خودداری کرد. پاسخ به «چرا؟» به «خبر» مربوط نیست، به «تحلیل و تفسیر خبر» مربوط میشود. اینکه «چرا لاستیک این اتوبوس ترکید و چه عواملی در ترکیدن این لاستیک دخیل بودهاند؟» باید با کار کارشناسی ارزیابی شود و معمولا بین چند ساعت تا چند روز زمان بررسی میخواهد و به تحلیل و تفسیر نیاز دارد. رسانه نباید «خبر» را با «تحلیل و تفسیر» قاطی کند. در مواردی که مخاطبان بسرعت منتظر دانستن «چرا»ئی یک واقعه هستند (مثل واقعه سقوط یک هواپیما) میتوان با ذکر اینکه قضیه هنوز نیاز به کار بیشتری دارد و با اشاره به اینکه آنچه ما میگوئیم قطعی نیست، احتمالات را مطرح کرد.
در عین حال نباید از یاد برد که «خبر» با «صفت» کاری ندارد. اینکه راننده «کثافت» و «معتاد» و «نفهم» آن اتوبوس پولش را دود کرده بود بجای خرید لاستیک مناسب، باز به «تحلیل و تفسیر» مربوط است نه به اصل خبر. اینکه مسافران «بدبخت» یا «بیچاره» یا «بیگناه» کشته شدند باز هم مربوط به خود خبر نمیشود. خبری خوب است و حرفهای که در آن تا حد ممکن کمتر از «صفات» (چه مثبت چه منفی) استفاده شده باشد.
استفاده از مفاهیم گنگ و یا آدمهای «بدون صورت» در خبر نیز از دقت و اعتبار خبر کم میکند. عباراتی مثل «یک منبع آگاه…» یا «ناظران…» یا «تحلیلگران…» یا «سرگرد حسینی…» و امثالهم از شفافیت خبر میکاهد. آن منبع آگاه که است؟ کجاست؟ تخصصش چیست؟ آن ناظران که هستند؟ چه کسی آنها را ناظر قرار داده؟ سرگرد حسینی کیست؟ چه پستی دارد؟ افسر توپخانه است؟ ارتباطش با مثلا سقوط اتوبوس به دره چیست؟
متاسفانه این موارد کمتر در تهیه خبر در رسانههای ما (درون مرزی و برون مرزی) مورد توجه قرار میگیرند. اینکه «پنجنفر غیرنظامی در حمله اسرائیل به غزه کشتهشدند» یک خبر است و اینکه «پنجتن غیرنظامی بیگناه در حمله ارتش تا بندندان مسلح اسرائیل به قسمت تحت کنترل جنبش آزادیبخش و الهی حماس در غزه به شهادت رسیدند. ناظران اینگونه حملات ددمنشانه اشغالگران را شکستخورده میدانند»، یک تفسیر است.
یا بعنوان مثالی دیگر اینکه «نماینده ایران گفت که غنیسازی اورانیوم حتی برای یک روز هم متوقف نخواهد شد» یک خبر است و «بهاصطلاح نماینده مردم مظلوم ایران اظهار داشت که سانتریفیوژهای رژیم حتی به احترام خواست جامعه جهانی هم که شده مطلقا از گردش باز نخواهند ایستاد» تفسر خبر است. رسانههای ما باید تکلیفشان را روشن کنند که دارند «خبر» را پخش میکنند یا «تفسیر خبر» را.