کار به جاهای باریک رسیده. اگر تا کنون اصغر از صحنههای بسیار خصوصیش با دوست دخترش نازیلا فیلم میگرفت و روی اینترنت میگذاشت، امروز ناو جنگی و قایق گشتی از روابط بیشرمانهشان!!! فیلم میگیرند و توی تلویزیونشان نشان میدهند. دست تکنولوژی دردنکند که کاری کرده که حتی ارتشهای ایران و آمریکا هم که طبعا باید فیلمبرداری در آنها ممنوع باشد هرکدام یک (اگر نه بیشتر) دوربین فیلمبرداری با کیفیت خوب با خود حمل میکنند. جالب است که هر دو گروه هم به مدد عدم نیاز به فیلم، یک کارت حافظه اضافه میاندازند توی دوربینشان و الهی به امید تو ۲۴ ساعت از آبهای خلیج فارس و شناورهای آن و احیانا ماهیهائی که در آن زندگی میکنند و مسائل بیناموسی!!! ماهیهای آن فیلم میگیرند. بعد برای اینکه کاری کنند که دیگری نتواند دیگر سر بلند کند، فیلم حمله/گشتزنی یکدیگر را جلوی دید مردم جهان از سی.ان.ان و پرس تیوی و بر یوتیوب پخش میکنند.
طرفه اینکه هر یک فیلم دیگری را مخدوش و جعلی و غیرواقعی مینامد و یا دلیلی برای این قضاوتش ارائه نمیدهد یا دلائلی را پیش میکشند که آدم میماند که آیا این اخبار دارد برای دوپایان پخش میشود یا برای چهارپایان. خوشبختانه همان تکنولوژی مذکور در بالا نیاز به یک تیم فنی صدابرداری، نورپردازی، مونتاژ، امپکس، نودال و … را از میان برداشته و هر دو طرف میتوانند به سه سوت فیلمی که میخواهند را به خورد مخاطبانشان بدهند.
تا اینجای کار چند هیچ به نفع آمریکا چرا که:
اول) مشت اول را آمریکا زد. فیلم آمریکائیها «کنش» بود و فیلم ایرانیها «واکنش».
دوم) آمریکا فهمید که ایرانیها هم بر روی قایقهایشان دوربین دارند و هر قضیهای را فیلمبرداری میکنند و فلان قدر زمان (مثلا سه روز) نیاز دارند تا فیلم را بازبینی و منتشر کنند.
سوم) جهانیان فهمیدند که گشت ساحلی ایران با چه لهجه ضایعی با کشتیهای بینالمللی حرف میزند. فردا اگر درگیری پیش آمد آمریکا میتواند بگوید «ما متوجه نشدیم که اینها چه میگویند از بس لهجه گندی داشتند و تته پته میکردند. با هیچ معیاری اینها استاندارد صحبت نمیکردند».
چهارم) جهانیان متوجه شدند که ظاهرا سرنشینان قایقهای ایرانی هم نمیدانند باید چه بگویند و در مواقع اضطراری چکار بکنند چرا که بجای اینکه فرمانده دستور بدهد، مدام داشتند با «دموکراسی اسلامی» از هم دیگر صلاح و مشورت میخواستند که این را بگویم نا نگویم؟ این کار را بکنم یا نکنم؟
پنجم) فردای درگیری آمریکا میتواند ادعا کند که این چه گشت ساحلیای است که پرچم کشورش را ندارد؟ ما خیال کردیم قایقهای اینها تروریستی است که به آنها شلیک کردیم. قایق گشت ساحلی باید پرچم کشورش را آن بالای خودش داشته باشد و الا هرکس و ناکسی میتواند سوار قایق شود و با یک بیسیم وزوزی از کشتیهای عبوری توضیح بخواهد.
ششم) بینندگان هر دو طرف ماجرا کوچکی قایقها و بزرگی ناوها را با چشم خودشان دیدند. به نفع ما نبود که اندازه قایقهای گشت ساحلی ما در کنار آن غول بیابونی (غول دریائی!!!) آمریکائی مقایسه شوند. آن هم با آن همه ادعا که ما برای گرفتن منطقه و دنیا داریم. ضمنا هیچگونه سلاحی هم در روی قایقها نبود (ظاهرا). همه دیدند که قایقهای گشت ساحلی ما قرار است با سلام و صلوات و دعوت به راه حق جلوی دشمن و قاچاق کالا را بگیرند.
هفتم) آمریکائیان که بقول ایرانیان در آبهای ایران (یا نزدیک به آن) بودهاند متوجه شدند که واکنش قایقهای گشتی ایرانی به آنها چیست. قدیم ندیمها در جنگها کلاهشان را میزدند سر یک چوب و از بالای سنگر بیرون میآوردند تا دشمن به سمت آن کلاه شلیک کند و آنها بفهمند که مسیر تیراندازی دشمن از کجاست و واکنشش چه خواهد بود. حالا هم آمریکائیان فهمیدند که اگر وارد آبهای ایران شوند چه در انتظارشان است. خوب میروند برنامه ضدش را میریزند دیگر.
ایران هم البته پوز آمریکا را زد و به جهانیان فهماند که آمریکا دروغ میگفته. جهانیان مذکور هم با لبخند ملیحی به ایران سر تکان دادند که «بابا از همان روز که آمریکا گفت که در عراق سلاح کشتار جمعی پیدا نکرده ما فهمیدیم آمریکا دروغگو است. شما نمیخواهد خودتان را خسته کنید. فقط مشکل ما (جهانیان) این است که زورمان نمیرسد به این «دروغگو» مجازاتش کنیم. حالا شما هروقت قایقهایتان توانستند زنگوله را بیاندازند گل دمب ناو هواپیمابرشان، ما هم برایتان دست میزنیم و سوت بلبلی میکشیم. اثبات دروغگو بودن آمریکائیان که هنر نیست، خودشان در عراق اعتراف کردند که دروغگو هستند. شما خودت را خسته نکن».
ژانویه 13, 2008 در t 5:30 ب.ظ
جالب بود، و جالبتر اینکه ایران از روز اول هی تکذیب کرد و فرداش این یکی رو قبول کرد و اون یکیش رو تکذیب کرد!!! آمریکا یکم سمج بازی در بیاره اینا تا شیطونیای بچگیشونم اعتراف میکنن!!
ژانویه 14, 2008 در t 3:46 ب.ظ
اینا با کی کار دارن؟