باور نمیکنم. هربار که این دستگاه کوفتی را روشن میکنم و به اخبار ایران سر میزنم از روشنکردنش پشیمان میشوم. سوختند. به همین سادگی. مینویسم و پاک میکنم. یک لحظه تانکر و اتوبوس و بعد بوم و بعد ۲۲ جنازه زغال شده. حال مجروحین هم که معلوم است. لابد خوشا بحال آنها که درجا کشته شدند.
۲۰ سال پیش در همین ایام تهران زیر موشکباران عراق بود. هر روز دو تا سه تا موشک میخوردند به شهر و آدمها کشته میشدند. فکر نمیکنم هیچیک از این ۲۲ دانشجوئی که کشته شدند آن موقع بدنیا آمده بودند. آیا ما نسلها را میزائیم و میپرورانیم تا یکی را با آتش موشک بکشیم و دیگری را در آتش تانکر نفت بسوزانیمش؟ آنچه را هم که ماند با آتش زیر قاشق تزریق میکشیم. چقدر راحت گناه همه چیزمان را به گردن بیگانگان میاندازیم و بعد خودمان ضحاکوار جوانانمان را سلاخی میکنیم.
اصلا فکرم کار نمیکند. ننویسم بهتر است. انگار ارزش گوسفند در مملکت من از آدم بیشتر است. حالا چه اتفاقی میافتد؟ هیچ. آیا نمایندگان ما که من و شما گریبان یکدیگر را برای فرستادن و نفرستادنشان به مجلس همین دو سه روز پیش گرفتهبودیم پس از وردشان به مجلس بجز اینکه یقه و دیگر جاهایشان را برای «غزه» و کودکان «غزه» در مجلس «ایران» جر بدهند قدمی برای بهبود اوضاع جادههای کشور برخواهند داشت؟
ما یا نمیفهمیم یا خودمان را میزنیم به نفهمی. جادههای کشور هم دست امپریالیسم هستند؟ آدم کم داریم برای رسیدگی به امور جادهها یا پول نفت بشکهای صددلار کافی نیست؟ تحریمهای اجنبی بر روی رسیدگی ما به امور جادهها مان تاثیر گذاشته؟ قیر و آسفالت و بولدوزرمان هم تحت تحریم است؟ قبلش هم که وضع همین بود. با هزینه نیروگاه ۲۰۰ و چند میلیون دلاری برای نیکاراگوئه و وام هزار میلیون دلاری به عراق چقدر میتوان به امور جادههای کشور سر و سامان داد؟ حالا پول توی جوب ریختنمان برای حماس و حزبالله بخورد توی سر رهبرانشان.
آی آدمها، دارم میترکم از فشار این همه حماقت محض که در خون بسیاری از ما مردم جاری است. خدمت خانوادههای این دانشجویان قربانی تسلیت عرض میکنم. خیر سرم میخواستم از امروز شروع کنم و به تک تک دوستان وبلاگنویس سر بزنم و عید نوروز را پیشاپیش تبریک عرض کنم که این حادثه پیش آمد. انگار عیدمان هم باید حتما با عزا همراه باشد. خداوند همه مان را بیامرزد.
پ.ن: مطلب «برای دانشجویانی که در آستانه عید زنده سوختند» از وبلاگ هویجوری را حتما بخوانید.
———
مارس 17, 2008 در t 12:16 ق.ظ
بغض این خبر خیلی زیاده..آدمو خفه می کنه..چه کسی الان دلتنگی خونواده هاشون رو درک می کنه؟
مارس 17, 2008 در t 4:55 ق.ظ
کودک غزه بی گناهه اما دانشجوی ایرانی … باید از خیلی چیزها مبرا بشه تا اثبات بشه بی گناهه، default اینه که گناه کاره! بنابراین میبینید که پرداختن به بی گناه در اولویت قرار دارد!
مارس 17, 2008 در t 7:13 ق.ظ
[...] بيست و دو دانشجو در تصادف اتوبوس با تانكر حامل سوخت مر… [...]
مارس 17, 2008 در t 7:52 ق.ظ
دل ما که سوخت، به جهنم. اين مملکتمونه که جهنم شده و داره ميسوزه…
مارس 17, 2008 در t 9:16 ق.ظ
واقعا که جای تاسف داره… تو مملکتمون، شاید بقیه مهتر از ما هستن!!!
مارس 17, 2008 در t 9:23 ق.ظ
[...] به قول این دوستمون که میگه : دانشجوی ایرانی سوخت، ولش کن، کودک غزه را بچسب [...]
مارس 17, 2008 در t 9:26 ق.ظ
این آتش کینه هست که مارو میسوزونه.
مارس 17, 2008 در t 10:30 ق.ظ
khoda be khoonewadehashoon sabr bede.aghaye SPANO aya booee az ensaniat bordee.
مارس 17, 2008 در t 12:02 ب.ظ
nasrin عزیز فکر کنم من نتونستم منظورم رو بگم چون من هنوز تو حالت شکه هستم. لطف کن و به وبلاگ من بیا و همونجا اظهار نظر کن.
مارس 17, 2008 در t 12:45 ب.ظ
سلام. متأسفم. منم حالم خيلي گرفته شد. يه جورايي براي منم عيد بي عيد!! نميدونم اين حال خرابم رو چيكار كنم؟
مارس 17, 2008 در t 2:09 ب.ظ
جالب این بود که در آستانه انتخاباتا همچین این خبر یواشکی اعلام شد که تاثیر منفی نداشته باشه روی آرای دوستان اصولگرامون و بعد خدمت دوست عزیز :
کودک غزه ای فردا بزرگ میشه فقط ایران رو میشناسه با کلاشینی کف تا فشار جهانی رو ایران میاد کودک غزه ای قیام میکنه شر درست میکنه تو منطقه بادلار های نفت ایرانی آیا این دانشجویانم می تونن شر به پا کنن نه اونا فقط سرشون به کارشون بود مثل همون عزیزان شریفی که من میشناختمشون و چه معصومانه رفتند یاد همه گرامی این دوستان چه بودند و چه حالا که نیستند من و تو ایرانی عیدی نداریم که جشن بگیریم ما زندانی ماتم کده خود ساخته ای هستیم و در لفافه دین تمام این کاستی ها را می پوشانیم الله اکبر
مارس 17, 2008 در t 2:57 ب.ظ
از ماست که بر ماست.
مارس 17, 2008 در t 5:02 ب.ظ
خدا به خانوادشون صبر بده…تنها چیزی که اینجا اهمیت نداره جون انسانهاست…
مارس 17, 2008 در t 10:09 ب.ظ
29 نخبه دانشگاه صنعتی شریف رفتن ؟!! ………… به همین سادگی ؟!! …………..به همین سادگی این همه علم و …
مارس 17, 2008 در t 10:35 ب.ظ
[...] ولش کن، کودک غزه را بچسب ( وبلاگ نگاه دیگر نگاه ما ) لینک به منبع تذکر: منبع غیردگرباش [...]
مارس 19, 2008 در t 12:52 ق.ظ
سلام. من دانشجوی دانشگاه خیام هستم.
فردای آن روز خانواده های قربانیان در دانشگاه بودند. چهره هر پدر و مادری را که میدیدم، جگرم مثل همون بچه ها میسوخت. خدا صبرشون بده …
ژانویه 3, 2009 در t 12:21 ق.ظ
کودکان بیگناه اسرائیل
http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/01/02/israeli-children/