برادران و خواهرانی که میخواهند با رادیو یا تلویزیونی مصاحبه کنند یا در یک برنامه گفتگو شرکت نمایند لطفا به موارد زیر دقت کافی مبذول فرمایند:
اول) مهمترین چیز این است که بدانید برنامه در مورد چه است و قرار است چه مباحثی در آن برنامه مطرح شود. باید بدانید خط سیر فکری آن برنامه خاص به کدام سمت و سو است. اگر با شما در یک خط باشند طبعا برای ارائه نظراتتان مشکل کمتری خواهید داشت و بالعکس.
به شنیدن اسم فلان رادیو یا بهمان تلویزیون ذوقزده نشوید که «آخجان قرار است بروم جلوی دوربین یا میکروفون» بردارید زنگ بزنید به خالقزی و عمه کوکبتان. کمی احساسات خودتان را کنترل کنید. ضربالمثل «حلیم و دیگ» راهنمای خوبی برای شماست. بقول مهران مدیری که مسابقه تلویزیونی مرحوم نوذری را مسخره میکرد «همینجوری سرتان را نیاندازید پائین بیاید توی مسابقه».
دوم) مسلما نمیخواهید که مخاطبان برنامه لبخندی به تمسخر بزنند و یا کانال را عوض کنند. پس حتما حتما بدانید که شما قرار است چه چیز را در آن برنامه مطرح کنید و یا چه میخواهید بگوئید. هزاری هم که استاد دانشگاه بودهباشید و یا بعنوان یک فعال سیاسی سخنرانی کردهباشید در اینطرف و آنطرف، مخاطب «میلیونی» که احیانا بصورت مستقیم دارند برنامه شما را نگاه میکنند چیز دیگری است و شما نیاز به تسلط کامل بر آنچه میخواهید بگوئید دارید. مو لای درز گفتار شما نباید برود و الا باید گفتارتان را بدهید یک چینیبندزن ماهر رفع و رجوع کند.
سوم) مخاطبان خودتان را بشناسید. اگر مخاطبان شما «عام» هستند (که در یک برنامه رادیو یا تلویزیونی اینگونه است) شما باید آمادگی این را داشتهباشید که مدرک و عنوان دانشگاهی خودتان را پشت در استودیو پارک کنید و در صورت لزوم بروید در قالب یک معلم کلاس اول و خیلی سریع و همه فهم مفاهیم ابتدائی را برای افرادی که با تخصص شما آشنائی ندارند توضیح بدهید. البته مسلما هستند کسانی هم سطح و هم شأن شما در علم و معرفت و سابقه که آنها هم دارند به گفتار شما توجه میکنند. «انقلاب اسلامی و ریشههای آن» را نه با کمک از نظرات «نیچه» و «ولتر» بختبرگشته مادر مرده توضیح بدهید و نه سعی کنید با استعانت از داستان ملانصرالدین آنچه در انقلاب اسلامی گذشته را بازگو کنید.
چهارم) یادتان نرود که مخاطبان شما «گوسفند» نیستند. «گوساله» هم نیستند. اصولا «چهارپا» نیستند. در هر حال آدمهائی هستند که نظرات امثال شما و آنچه در آن برنامه خاص عنوان میشود را دنبال میکنند. آدمهائی مثل من و شما. این آدمها معمولا در کلهشان چیزی بنام «منطق» دارند. «انرژی هستهای» را به دمب «شتر مسلم ابن عقیل» گره نزنید. با منطق صحبت کنید.
پنجم) شما یک سیاستمدار ایرانی که دارد در مراسم دهه فجر سخنرانی میکند نیستید که دهان مبارکتان را تا بناگوش باز کنید و هرصدائی که خواستید از آن خارج کنید و همه برایتان بهبه و چهچه کنند یا اساسا کسی نباشد که به شما تذکر بدهد که «عمو، «خدیجه» اسم زن است نه اسم مرد، آنکس هم که برایش مهریه در نظر میگیرند در اسلام زن است نه مرد. مرد که مهریه ندارد یک مزخرفی میبافی و میگوئی و میروی».
مخطبان شما بخاطر خواست خودشان بوده که آمدهاند تصویر و صدای شما را تماشا (و احیانا تحمل) کنند و فیض ببرند. نه قرار است از شما چلوکباب بگیرند، نه قرار است ارتقاء شغلی به ایشان بدهید، نه به پژوئی و آپارتمانی از جانب شما میاندیشند. نه حتی قرار است مثل دانشجویانتان سر کلاس درس با خودشان بگویند «بگذار بگوید و بگذرد. ما یک نمره میخواهیم دیگر. همینی که این بابا میگوید را برایش توی برگه امتحان مینویسیم خوش خوشانش بشود خر ما هم از پل بگذرد». خلاصه مسئولانه صحبت کنید. شما ناسلامتی با جناب ملاحسنی ارومیهای فرقهای اساسی دارید.
ششم) کلیگوئی نکنید. جزئیگوئی هم نکنید. اگر میگوئید «ما مشت محکمی به دهان آمریکا خواهیم زد» یا «رابطه ایران و آمریکا باید بهبود بیابد»، این هنر نیست. این را یک بچه پنجساله هم میتواند بگوید. لطف کنید و بفرمائید «چگونه» قرار است آن مباحث کلی را انجام بدهید (بقول بعضیها «پیاده کنید»). مراقب باشید به دام جزئیگوئی هم نیافتید که وقتی مبحث مربوط میشود به مثلا «میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس» یک دفعه به لب و لوچه عکس فلان کاندیدا گیر بدهید و بگوئید که «عکس وی با در نظر گرفتن فیزیک صورتش با کراوات قشنگتر است یا بدون کراوات» و مسیر بحث به جزئیات نامربوط کشیده شود.
هفتم) مدام خودتان را تکرار نکنید. اگر لزومی میبینید که نظراتتان را هی بر سر مخاطبانتان بکوبید لطفا سه یا چهار راه و زبان مختلف داشتهباشید که «بشیوه باران پر از طراوت تکرار» باشید. عنایت بفرمائید در ده دقیقه از یک برنامه، ده بار «نیمهپر لیوان و نیمهخالی لیوان» را تکرار نکنید که حوصله مخاطب را سر میبرید و بیخیال لیوان و آبش میشود و میزند روی کانال شبخیز.
هشتم) هر بوکسوری میداند که در رینگ نباید خود را در گوشه رینگ قرار دهد. مراقب حرفهائی که میزنید باشید تا یک وقت خودتان دستی دستی خودتان را در گوشه رینگ قرار ندهید. بخصوص که اگر استاد دانشگاه و مقام علمی هم باشید که دیگر هیچ. مراقب باشید که حرفی یا کلامی در حال دُرفشانی از شما خارج نشود که بدون نیاز به هوک چپ رقیب، خودتان بزنید توی پوز مبارک خودتان. یک کلام، مصداق «مارادونا را ول کنید غضنفر را بچسبید» برای خود و عقائدتان نباشید.
نهم) الله الله فی contradiction کُم!!! هر کاری در آن برنامه انجام میدهید هیچ اشکالی ندارد حتی اگر دست توی دماغ نازنینتان بکنید ولی تحت هیچ عنوانی و به هیچ بهانهای چیزی نگوئید که در حرفهایتان «تضاد گفتاری» یافت بشود. مثلا نگوئید که «فلان سیاستمدار آدم صادقی است» و بعد پنج دقیقه بفرمائید که «البته سیاستمداران دروغ و دلنگ هم زیاد توی بساطشان پیدا میشود». مردم گیج میشوند و دفعه بعد که روی ماهتان در برنامه درخشیدن گرفت میزنند یک کانال دیگر سریال «خواستگار بیصداقت» را ببینند که لااقل سر و ته صداقتش معلوم باشد.
دهم) اگر آمادگی انجام مصاحبه را ندارید یا پشت پرده تخصص شما مسائلی هست که مایل نیستید آنها را توضیح دهید، خوب مصاحبه نکنید. چاقو که نگذاشتهاند روی شکمتان که «یاالله یا میآئی توی برنامه ما یا شکمت را سفره پرندگان آسمان میکنیم». راست و حسینی بگوئید که آمادگی ندارید یا یک بهانهای بیاورید. وقتی آماده مصاحبه شدید آنوقت بروید جلوی دوربین صحبت کنید. یادتان نرود که مردم تمام زندگی علمی و شغلی و سیاسی شما را در چنین مصاحبههائی میسنجند. به حکم «و لا تلقو بایدیکم الی التهلکه» عمل کنید.
اینها همه که گفتم بقول فرنگیها Common Sense بود. ترجمهاش میشود «عقل سلیم». اگر رعایت همه این ده مورد برایتان سخت است، به حرفهای جناب آقای دکتر هوشنگ امیر احمدی در برنامه «میزگردی با شما» در تاریخ چهارم فروردین همین امسال دقیق شوید تا به بهترین وجهی موارد نقض تقریبا همه موارد بالا را به عینه ببینید و هرچه میگوید و هرکار که میکند در برنامه را شما نکنید.
مارس 26, 2008 در t 8:31 ق.ظ
آقا خیلی جالب می نویسی . ما که رفتیم این آقای هوشنگ میر احمدی رو ببینیم
مارس 26, 2008 در t 10:17 ق.ظ
سوت و کف مرتب جناب!
مارس 26, 2008 در t 10:43 ق.ظ
[...] بعدازتحریر: این مطلب جناب ققنوس رو کلاً از دست ندهید حتی اگر مثل من، یکی از بستگانتون اخیراً در یک مصاحبه تلویزیونی شرکت نکرده باشه. [...]
مارس 27, 2008 در t 1:17 ق.ظ
سلام
با آمدن بهار و آغاز عید باستانی نوروز بهونه دات نت هم با آپی بهاری خدمت شما دوستای گلش اومده
تا ضمن عرض تبریک , شما رو به خوندن مطلب جدید سایت دعوت کنه ..
ضمن سپاس از شما دوستان عزیز که منو تو این یک سال تنها نذاشتید
و همواره با ایمیل و کامنت های محبت آمیزتون منو مورد لطف خود قرار داده اید ..
منتظر و متشکرم
امیر احسان
مارس 28, 2008 در t 1:37 ب.ظ
سلام ققنوس
مطلبت راجع به مصاحبههای میزگردی با شما بس از دل من بود و ای کاش میتوانستم دو دستی بر سر دست اندرکاران آن برنامه بکوبمش با صدای بوم !!!
یک فعال سیاسی دانشجویی میآورند که مشاعرش کار نمیکند ! دری وری هایی میگوید که فردا توی سر خود دانشجویان میکوبند که ” ایناهاش ! این خنگ و خل یکی از گندهاشونه بقیشون چی هستن ؟؟؟”
نماینده کردها را میآورند طفلک نمیتونه صحبت کنه و بماند که مجری هم مجال صحبت کردن بهش نمیدهد
دلم پر و برای تک تک بندهای مطلبت میتوانم صدها نمونه بگویم که صدق و صحتش را تایید کنم … سخن کوتاه میکنم
اگر ممکنه لینک مطلبت را برایشان بفرست
مارس 28, 2008 در t 4:08 ب.ظ
Ghoghnoos
Baraye hefze nezam, har kari va har harfi mojaaz ast. Amirahmadi ham majboor nist be nokaate shoma tavajoh konad chon hadafash nejaate nezaam ast.
Ali D.
—————————
علی آقای نازنین ممنون از نظرت
اون پائین مائین های صفحه چندتائی وب سایت معرف کرده ام که اگر آنجا بروی می توانی سه سوت بدون داشتن فارسی روی دستگاهت به فارسی مطلبت را تایپ کنی و بعد کپی پیست. من خودم هم ازسرکار با استفاده از همان ها می نویسم.
شاد و سالم و موفق باشی