یک مسئله شرعی:
پدری پس از فوت خود قطعه زمینی را برای هفت فرزندش به ارث میگذارد. چون فرزندان خود گرفتاریهای مختلف زندگی خویش را دارند و شغل هرکدام چیز دیگری است، هر هفت نفر موافقت میکنند که باغبانی را استخدام نمایند تا آن قطعه زمین را آباد کند. قرار میشود مخارج آبادسازی آن زمین را هر هفت نفر به تساوی تقسیم کنند و در نهایت کل مبلغ مورد نیاز سال اول را یکجا در اختیار باغبان قرار دهند تا صرف کاشت و آبادانی زمین گردد.
باغبان مذکور مقداری از پول را صرف زمین میکند اما سر از خود بخشی از آن مبلغ نزد وی را بدون اطلاع یا ثوابدید صاحبان مال، خرج خانوادهای میکند که فکر میکند «مضطر» هستند. حال سه سوال پیش میآید:
اول) آیا باغبان مرتکب «خیانت در امانت» شده؟ آن پول نزد وی بوده برای منظوری خاص نه برای کمک به دیگری. ایشان آن بخش پول را خرج منظور مورد نظر صاحب مال نکرده.
دوم) با توجه به ناراضی بودن سه نفر از هفت نفر صاحب اصلی مال، آیا خانواده دریافت کننده کمک میتوانند این پول شبههناک را خرج کنند؟ آیا این پول که الان در اختیار آنان است حلال میباشد یا حرام؟
سوم) اگر هفت نفر را در ده میلیون نفر ضرب کنیم و بشود هفتاد میلیون و قطعه زمین فوق را هم ده میلیونبار بزرگترش کنیم تا بشود «کشور» و باغبان بالا را نیز ده میلونبار ارتقاء درجات بدهیم در هرم اجتماع تا بشود دولت (یا مثلا شهردار تهران!!!) و آن خانواده مضطر را نیز ضرب در ده میلیون کنیم تا بشود لبنان یا غزه یا از این دست، آیا جواب سوالات اول و دوم تغییری میکنند؟
می 6, 2008 در t 2:23 ق.ظ
توفیری نداره! کار خیر که زورکی نیست! باغبان/شهردار کارشون اشتباست! اما هر کدوم ما هم جای خانوادهی درمانده/لبنان باشیم کاری غیر از اون چه اونها میکنن نمیکنیم!
می 6, 2008 در t 2:59 ق.ظ
باغبان (شهردار) مذکور باید ثابت کند که آن خانواده (لبنان) واقعاً نیاز مبرم به آن پول داشته. میتواند؟
صاحبان مال هم باید یادشان باشد که باغبانهایی که این بذل و بخششها را مرتکب میشوند یکی دو تا نیستند. این یک بار فقط صدایش درآمده و رقمش معلوم شده.
گیرندگان مال هم بهتر است راه کم دردسرتری برای پول درآوردن پیدا کنند. این پولها به دخالت بیگانه (ایران) در امور کشور آنها و جنگافروزیاش نمیارزد.
می 6, 2008 در t 3:31 ق.ظ
محمد جان انصافا همت کن و این سوال رو واسه مراجع مختلف من جمله خامنه ای از طریق وبسایتشون یا هر شکل دیگه ای بفرست.
می 6, 2008 در t 12:10 ب.ظ
چی بگم قضیه اش وکاشه داغ وداغتر را شنیده اید قس علی هذا نون نداریم بخوریم کیک زرد توی فره کجای کاری عموجون !!!!!
می 6, 2008 در t 12:13 ب.ظ
کامنت قبلی را اصلاح می کنم
چی بگم قضیه اش وکاسه داغ وداغ تر را شنیده اید قس علی هذا نون نداریم بخوریم کیک زرد توی فره کجای کاری عمو جان!!!!!!!
می 6, 2008 در t 6:41 ب.ظ
injoor ke shoma tarif kardin , mardom deleshon be hale saheb zamin nemisooze, be hale on khanevadeye mohtaj misooze, injoori shayad dorosttar bashe, varesha az dekhalate dar kare zamin mane shodan va ba dojodike chan ta az ona sakht dar feshar boodan majbor shodan pol bedan be baheaboon, bagheboon ghesmati az polo dad be on khanevadeye mohtaj, dar halike zamin hamchenan khesara midad va roberah nabood, va on chan ta bache ham ke pol dade boodan sakht be sodavariy on zamin ehtiaj dashtan, hala ghezavat konin on bagheboon che ahamaghi boode,
می 6, 2008 در t 6:44 ب.ظ
مالیات جدا،
عوارض جدا،
تراکم جدا،
پول مردم لبنان هم جدا،
بهبه بهبه
می 6, 2008 در t 7:05 ب.ظ
جواب سوالات خيلي ساده است:
باغبان گه خورده سرخود پول مردم رو خرج خانوادهای كرده که فکر میکرده «مضطر» هستن.
البته در قياس «شهردار/دولت» با «باغبون» يك تقاوت كوچولو وجود داره، كه باغبون رو ميشه تا قرون آخر ازش پس گرفت، و بعد هم از كار بركنارش كرد، ولي شهردار و دولت سرجاشون هستن بماند، ارتقا درجه هم پيدا ميكنن.
می 7, 2008 در t 9:07 ق.ظ
بسیار عالی .
منم با ورتیگونه موافقم
می 7, 2008 در t 12:47 ب.ظ
خیلی جالب بود زدی تو خال.
البته از این مورد خاص که بگذریم. به نظر من قوانین فقهی مشکل دارن و نمیشه بهشون استناد کرد.
می 7, 2008 در t 1:55 ب.ظ
به این زاویه دید میگویند “مچ گیری”
لینک شما اضافه شد
می 7, 2008 در t 2:48 ب.ظ
very nice
good luck man
می 7, 2008 در t 3:53 ب.ظ
ببخشيد اشتباهي رخ داده ، شهرداري نمي تونه بودجه تصويب کنه.اگر مي تونست طرح هاش پشت دربسته دولت و شوراي شهربراي تصويب نمي موند.در اين قضيه هم اين شوراي شهر بوده که چنين بودجه اي روبراي لبنان تصويب کرده .يعني همون جايي که 2-3 سال پيش يا خودمون نماينده هاش رو انتخاب کرديم ويا با افتخار راي نداديم و ديگران اونها رو جاي ما انتخاب کردند.
می 7, 2008 در t 6:27 ب.ظ
عينا خيانت در امانت است والسلام فقيه عاليقدر
می 9, 2008 در t 5:32 ب.ظ
رفیق من کجای کاری. فقه رو اینا خودشون می نویسن.
می 10, 2008 در t 11:25 ق.ظ
پاسخ سئوالات شما را همگان می دانند ولی افسوس که مثل همان حرف حسابی است که در مطلب قبل فرمودید و اصولا” حرف حساب اینگونه است .
در پناه حق
می 14, 2008 در t 11:25 ق.ظ
جواب: اول برادریتو ثابت کن بعد ادعای ارث و میراث کن!!!
میدونی مشکل اینجاست که صاحب مال اون خونواده ۷ نفری نیست! اونی که خودشو صاحب مال میدونه همون به اصطلاح باغبون هست و ما فقط رعیتهای اونیم
جولب فقهیتر!: کجای کاری ولی فقیه میتونه حکم کنه که زن تو به تو حروم بشه و میتونه خودش زنتو رو به هرکسی که میخواد بده (عین یک کالا) اونوقت نسبت به مال تو هیچ قدرتی نداره؟
می 25, 2008 در t 12:49 ب.ظ
اگر ولی فقیه بخواهد می شود چون به نفس آنها مستحق تر از آنهاست پس اگر ولی فقیه یا نماینده او تایید کند ، شرعی است
ژوئن 4, 2008 در t 11:30 ب.ظ
سلام از مطلبت خوشم اومد تو وبلاگم نوشتم و لینک هم دادم و البته چیزی هم بهش اضافه کردم مثلا جواب، ولی نه به قصد جواب دادن به کسی به هر حال اگر دوست داشتی ببین.
یا علی مدد
نوامبر 2, 2008 در t 9:09 ب.ظ
قانون اساسي اصل80
گرفتن و دادن وام يا کمکهاي بدون عوض داخلي و خارجي از طرف دولت بايد با تصويب مجلس شوراي اسلامي باشد