من کاری به کار این «آخوندها» ندارم. اینها همهشان … و … و … هستند. من با اینها کاری ندارم. من یک مسلمان هستم و راه خودم را میروم. نماز خودم را میخوانم، روزه خودم را میگیرم و به دستورات دینی خودم عمل میکنم. کاری هم به کار «آخوندها» ندارم.
———————-
این حرف از ریشه و بن ایراد دارد و یک مغلطه بیشتر نیست. از کجا میدانی که نمازت را چگونه باید بخوانی؟ جز این است که همین «آخوندها» ترتیب و توالی نماز خواندنت را به تو یاد دادهاند؟ روزه میگیری بر طبق احکامی که «آخوندها» قرنها امانتدار آن احکام بودهاند. به زنت/مردت حلال میشوی و بچههایت حرامزاده نیستند بخاطر اینکه صیغه عقد را یک «آخوند» با «عربی صحیح» خوانده. مسلمان هستی چون مطابق با دستوراتی که «آخوندها» میگویند شهادتین را بر زبان آوردهای. حد و حدود حجاب زنت را «آخوندها» تعریف کردهاند، مسئولیت مردت در قبال تو (مثلا نفقه) را «آخوندها» تشریح میکنند. زندگی و تاریخ دینت و آدمهای بزرگ و مقدس آن را هم «آخوندها» برایت تعریف کردهاند. وقتی به دنیا میآئی در گوش تو اذان میگویند، همان اذانی که «آخوندها» بر اینکه چه در آن گفتهشود و چه نشود نظارت داشتهاند، وقتی میمیری به شیوه خاصی در کفن پیچانده میشوی و در قبر قرار میگیری، همانطور که «آخوندها» دستورش را دادهاند.
«آخوندها» خوب هستند یا بد کاری ندارم. دستورات دینی را درست و صحیح به مردم آموزش دادهاند یا نه هم به من مربوط نمیشود. اما هر آنکس که خود را «مسلمان» میداند از دستورات دینیای پیروی میکند که «آخوندها» (چه شیعه چه سنیاش) بیان کردهاند. هرکس هم که مسیحی است از دستورات دینیای پیروی میکنند که کشیشانش برایش میگویند. آن هم که یهودی است مطابق آنچه که خاخامهای دینش صلاح میدانند زندگی مینماید.
امکان ندارد که تو خود را مسلمان بدانی و بعد بگوئی با «آخوندها» کاری نداری. انگار که من در شهری زندگی کنم و بگویم که من با «شهرداری» شهرم کاری ندارم. امور آب و برق و نظافت و کوچه و خیابان و مغازه و رفت و آمد شهر من را «شهرداری» تعیین و کنترل میکند. امور دینی تو ی مسلمان را هم «آخوندها» میگردانند. یک مسلمان نمیتواند از «آخوند» بینیاز باشد، شتر سواری که دولا دولا نمیشود جان من.
می 30, 2008 در t 11:08 ق.ظ
همه رو تو خودت گفتي. دينداري جز با سيستمي که «آخوند»ها ياد دادهن من نديدهم -حالا آخوندِ شيعه و سني و کاتوليک و … فرقي نداره. البته به گمونام ميشه پيدا کرد اقليتِ انگشتشماري رو که به تشخيصِ خودشون از همون دين عمل ميکنن، اما اون اقليت ربطي به اينايي ندارن که حرفاي پاراگرافِ اول رو از قولشون نقل کردي.
می 30, 2008 در t 3:25 ب.ظ
بله، اینها که نوشتهاید تاکنون درست بودهاند.
امّا اگر کسی دین را بخواهد و آخوندها را نخواهد، تکلیف چیست؟
من فکر میکنم میشود کمکم همین آخوندها را، نه به عنوان یک مشت آدم فقط، بلکه به عنوان یک طبقه اجتماعی از جایگاهشان پایین کشید. آن وقت میشود عالمان دینیای داشت که آخوند نباشند. کمکم.
می 30, 2008 در t 4:49 ب.ظ
دوست عزیز، مشکل آنجاست که نقش آخوند را با نقش کشیش یکی پنداشته ای!
تا جایی که من می دانم؛ در مسیحیت کشیش کسی است که می تواند قواعد و احکام دین را برای مومنین بیان کند اما در اسلام؛ هر کس می تواند این قواعد و احکام را از متون و منابع برداشت کند و آخوند هم یکی از همه!
به طور مثال تمام مواردی که در متن نوشته ای بدون حضور و تاثیر مستقیم و غیر مستقیم آخوند هم از نظر شرعی انجام پذیر و بلکه اجر بسیار بیشتری هم دارد.
حالا آخوندها در بسیاری از موارد کار را ساده کرده اند و از قبل حکم و قاعده را از متون مشخص کرده اند. این دلیلی نیست که غیر آخوند نتواند این کار را بکند و یا در اسلامش خللی به وجود آید.
می 31, 2008 در t 3:52 ب.ظ
پنگوئن جان:
اینجا احکامی که هستند قبلا توسط آخوندها تعیین شدهاند! (از ۱۰۰۰ سال پیش تا به حال!)
پس نمیتونی بگی چون الان هرکسی میتونه این کار رو بکنه پس اونا هیچ کارهاند! بلکه قبلا کارشون رو کردن!
و حالا هم طبق دستوراتی که از ۱۰۰۰سال پیش تا به حال دادن داری عمل میکنی!
ژوئن 1, 2008 در t 8:22 ق.ظ
کاملا درست می گی
جز همین آخوندها( که بد یا خوب بودنشون برای شما اهمیتی نداره) کی می تونه از این دینی که تحریف کردن سر در بیاره؟
مثل همین حکومتی که درست کردن و کسی ازش سر در نمی آره و کاری هم نداریم بده یا خوب چون ما مسلمانیم و یک مسلمان نمیتواند از «آخوند» بینیاز باشد، در غیر این صورت مسلمان نمی باشد.
مهم نیست کسی که صیغه عقدت رو می خونه چه جور موجودی باشه مهم اینه که عربی رو صحیح تلفظ کنه
زنده باد آخوند
ژوئن 5, 2008 در t 1:10 ب.ظ
[...] «آخوندها» ( از وبلاگ نگاه دیگر نگاه ما ) لینک به منبع تذکر: منبع غیردگرباش [...]