بنا بر اين گزارش، اين جوان عربي از نزديكان يكي از سران عرب است كه رايس وزير سيهچهره وزارت امور خارجه آمريكا در حاشيه سفرهاي خود به خاورميانه كه به بهانه بررسي روند صلح منطقه انجام ميشود با وي ديدار ميكند. (لینک مطلب در فارس نیوز - لینک مطلب در بالاترین)
———————
چقدر بد است که خانم رایس «سیهچهره» است. چقدر بد است که خانم رایس در هنگام خلقت رنگ پوست خودش را سیاه انتخاب کرد. چقدر بد و زشت است که چند میلیون نفر از هموطنان خوزستانی و بوشهری ما «سیه چهره» هستند. چقدر بد است که مردم نمیدانند که سپاه اسلام که مکه را فتح کردند همگی به لطف تابش خورشید سوزان عربستان به سفیدی اهالی اسکاندیناوی بودند ولی ابوسفیان نامرد و همراهانش همگی «سیه چهره» تشریف داشتند. چقدر بد است که اکثر مسلمانان آمریکا «سیه چهره» هستند و تبار آفریقائی دارند. چقدر بد است که آدم نفهمد که رنگ پوست مهم است و بسیار هم مهم است.
چقدر خوب است که خانم رایس یک «زن» است و علیرغم اینکه نمیتوان در یک روزنامه یا خبرگزاری به کسی علنا فحش ناموسی داد اما میتوان با قطار کردن یک سری آدم مشهور که این زن با آنها دست داده و لبخند زده به خواننده القاء کرد که این «زن» یک «جنده» است و با همه آنها به رختخواب رفته. چقدر خوب است که میتوان درباره سن و سال «زن»ی که وزیر خارجه آمریکا است به حرفهای یک خبرگزاری در مالزی اشاره کرد و بعد این زن ۵۱ ساله را شخصیت جذابی برای همتایان مرد خودش دانست. چقدر خوب است که مخاطبان ما گوشهائی به طول ۵۱ سانتیمتر دارند و حتی باور میکنند که یک وزیر امور خارجه ۴۱ ساله مَرد آنقدر دست و بالش از زنان جوانتر و جذابتر در کشور خودش خالی است که به یک زن ۵۱ ساله در کشور دیگری گیر میدهد. چقدر خوب است که همه در تهران زیر باسن دختر هشت ساله تا پیرزن هشتاد و هشت ساله بوق میزنند. چقدر خوب است روزی بیاید که همه فکر کنند دنیا همانگونه اداره میشود که تهران ما.
چقدر خوب است که نه سردارمان فاسد است و نه معاون دانشگاهمان و نه هیچکسدیگرمان. چقدر خوب است که این زنیکه رایس هرزه است.
جقدر بد است که در آمریکا تا این حد زنان و رنگین پوستان تحت فشار هستند که نه میتوانند وزیر امور خارجهای بشوند و نه نامزد حزب مثلا دموکرات برای ریاست جمهوری آمریکا. چقدر خوب است که کسی به ما گیر نمیدهد که «ببم جان «كاندوليزا رايس اين روزها در حال و هواي عاشقانهاي با يك جوان عربي به سر ميبرد» غلط است و آن «ی» بر سر «جوان عرب» را هر معلم انشائی در دبستان از شاگردانش غلط میگیرد». چقدر زیباست که ما هر چندبار که خواستهایم در خبرمان این اشتباه را تکرار کردهایم و آب هم از آب تکان نخورده. چقدر زیباست که ما چنین نویسندگان توانائی در خبرگزاریمان داریم که میتوانند چیزی کشیده و نکشیده یک داستان عشقی برای هرکس که ما بگوئیم سر هم کنند تا ما نوشتهشان را برداریم و با خودمان به دستشوئی ببریم و مدتی آن داخل باشیم و بعد عرقریزان از دستبهآب خارج شویم.
چقدر بد است که مایکلجکسون را به جرم بچهبازی به دادگاه بردند و نه جرجبوش را. راستی چقدر خوب است که یادم آمد میتوانم سفارش یک داستان همجنسبازی بین جرجبوش و دیکچنی را به نویسندگانم بدهم. آه من چقدر خوشبختم.