من از بازی امروز ایران و عربستان نتایج زیر را میگیرم:
اول) وقتی صدهزار نفر مردم یک جامعه در یک ورزشگاه فریاد میکشند که ما این مربی یا سرمربی یا فلان کاره تیم ملیمان را نمیخواهیم فریادشان بهاندازه بادگلوی همان آقای محترم هم حساب نمیشود چرا که این مردم «متخصص» فوتبال نیستند و بخاطر یک باخت «احساساتی» تصمیم میگیرند و «بیظرفیتی» از خودشان بروز میدهند. اما بهمحض اینکه این صدهزار نفر مردم شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر میدهند آنوقت باید با تکتکشان مصاحبه کرد و شعور بالای سیاسی ایشان را با بهبه و چهچه فراوان ستود. اینجا دیگر نه «احساساتی» هستند و نه «بیظرفیت» و نه اصولا ابراز نظر درباره مرگ و محو یک کشور در چندهزار کیلومتر آنطرفتر از ایشان نیازی به «تخصص» دارد.
دوم) کاسهکوزههای این شکست تا الان (حدود دو ساعت بعد بازی) بر سر «علیدائی» و «محمود احمدینژاد» شکسته شده. باز هم داریم «شکست» و علل آن را در «فرد» میبینیم نه در نوع تفکر و مدیریتی که علی دائی را بر میداریم علی پروین را میگذاریم سر جایش بعد دوباره گندی زده میشود علی پروین را بر میداریم مثلا کریم باقری را مینشانیم آن بالا بعد باز او را بر میداریم جواد حسنی را میگذاریم بالای سر تیم (اسامی از اینجا به بعد خیالی است) بعد جواد حسنی را بر میداریم جواد حسینی را آن بالا نصب میکنیم بعد اکبر را به جای اصغر و اصغر را بجای اکبر و ابراهیم را بجای اسماعیل و در نهایت دوباره علی دائی و … این دایره بسته مدیریتی با یک سری آدم معلوم و محدود دور خودش میچرخد. یک فلکزدهای مثل قطبی هم که پیدا میشود کاری میکنیم که برود آنجا که همین عربهای عربستان نی انداختند برای خودش نی بنوازد.
سوم) ظاهرا بزرگواران خاندان عصمت و طهارت (ع) که در سوریه مدفون هستند اینبار بر خلاف بازی ایران و سوریه به کمک تیم ملی ما و آقای علی دائی نیامدند. تسبیح آقای دائی هم گویا آنتن نمیداد ایشان با ملکوت صحبت کنند. امان از این تسبیحهای عربی مدل جدید! وقتی «بُرد»مان را با کمک پیر و پیغمبر و نظر خاص الهی بهدست میآوریم آنوقت است که باختمان یعنی عدم محبوبیت ما نزد ایشان یا قهرکردن انبیاء و اولیاء از ما. بنظر من این یک توهین بزرگ است به آدمهای مقدسی که در دینمان هستند. مقام بزرگان دین را نباید تا حد یک تماشاچی یا طرفدار یا بازیکن مسابقه فوتبال پائین آورد. آنها آمدهاند برنامه خداوند برای بشریت را به انسان ابلاغ کنند نه اینکه -استغفرالله- بنشینند میان تماشاچیها کف بزنند و سوت و بعد که دیدند کار ما خراب است بپرند وسط میدان شوت بزنند زیر توپ از جانب ما توپ را ببرند توی گل حریف.
چهارم) اگر این تیم ملی ما همین بازی را مقابل مثلا ایتالیا یا اصلا همان پرتغال که همگروهمان بود در جام جهانی قبلی میکرد جلوی چشم یک میلیارد آدم (ده هزار برابر گنجایش ورزشگاه آزادی) نتیجهاش چه میشد؟ امروز به میدان آمدهبودیم که ببریم چرا که به برد نیاز داشتیم. این نهایت توان تیم ملی ما بود. دارم با خودم فکر میکنم اگر هم نرفتیم به جام جهانی نرفتیم، به عربستان که ۱ – ۲ ببازیم در مقابل یک تیم اروپائی یا آمریکای جنوبی چه خواهیم کرد با یک چنین بازیای که امروز کردیم؟ شاید من اشتباه میکنم. نمیدانم.
پنجم) از زاویهای که من این بازی را دیدم باید بگویم که زمین کج بود، توپ مسابقه چندان هم گرد نبود بلکه کاملا بیضوی بود، داور ژاپنی بود که ژاپن معلوم است بزرگترین متحد آمریکا است در خاور دور، دروازه ما یک متر ونیم بزرگتر از دروازه حریف بود، تمام پاسها و شوتهای عربستان آفساید بودند که داور نمیگرفت، یک سیستم پرفشار بر روی زمین عربستان بود که چگالی هوا را در مقابل شوتهای ما بالا میبرد و مثل ترمز برای توپهای ما عمل میکرد، خطکشیهای زمین ما در هر دو نیمه چندان واضح نبودند و باعث اشتباه بازیکنان ما شدند، مربی عربستان یک «دراز آویز زینتی» به گردن خود آویختهبود برای دهنکجی به ما، سه روز قبل از بازی از فیفا خواستیم که بخاطر اینکه عربستان در مورد حوادث غزه موضع روشنی نگرفته آنها را سه هیچ بازنده بازی اعلام کنند که متاسفانه با یک توطئه کثیف فیفا چنین چیزی عملی نشد، سروصدای مردم هم در ورزشگاه زیاد بود. با در نظر گرفتن همه این عوامل ما یک گل زدیم. تقوی هم که داریم که بازیکنان عربستان سعودی هیچکدامشان تقوی ندارند. پس برنده بازی ما بودیم نه عربستان.
مارس 29, 2009 در t 3:08 ق.ظ
اصلا این مسابقات که اهمیتی ندارند. حقانیت ما به دنیا ثابت شده. مهم همون مسابقه ی ایران و آمریکا بود که بردیم
———————-
سروش عزیز سلام
دقیقا درست می گوئی. همان “حقانیت”مان را عشق است که ما آن را به همه دنیا “ثابتوندیم”!!!
با تشکر
محمد
مارس 29, 2009 در t 1:04 ب.ظ
سلام
شما تمام مطالب را به خوبی عنوان فرمودید.
فقط من موندم برای این مردم چی مونده که دلشون ، به اون خوش باشه.
به قول یه دوستی حتما حکمتی است!!
در رابطه با تسبیح علی دایی چند روز پیش مطلبی نوشته بودم .اتفاقا تواین بازی تسبیح را دست نگرفته بود . یکی از رفقا نوشت وحید تقصیر تو شد باختیم .
اگه می دونستم اثر تسبیح تا این ندازه مهم می تونه باشه ،غلط می کردم مطلب بنویسم.
مخلص شما وحید
————————–
وحید عزیز سلام
وقتی در دنیای امروز ما در دنیای خیالات و اوهام خودمان غوطه می خوریم و مثل پدر مسعود شصت چی مدام فال حافظ می گیریم و مثل خودش با سادگی ابلهانه ای با جهان خارج از خودمان برخورد می کنیم بر سرمان همان می آید که بر سر آقا مسعود این سریال دارد می رود.
با تشکر و تقدیم احترام
محمد
مارس 29, 2009 در t 4:16 ب.ظ
سلام محمد نازنین،
یک و دو بسیار عالی بود البته به عنوان تبصره شماره دو، بد نبود به گرفتن ماهی از این آب گلآلود به نفع محمد خاتمی هم مینوشتی.
—————————–
ورتیگونه عزیز سلام
سپاسگزارم از لطف تو. کاملا اشاره به جائی کرده ای. منتها من چه کار کنم که ترسو هستم در نوشتن؟ حالا خوب است با اسم مستعار می نویسم! در ضمن حالا ببینم یک کاری می توانی بکنی میانه خراب و شکرآب من و اصلاح طلبان جناح خاتمی را بدتر از پیش بکنی و به جنگ و دعوا بکشانی مان؟ (چشمک)
شوخی به کنار راستش نمی دانم به کسانی که هنوز در آرزو یا امید آمدن خاتمی و توانائی انجام کاری کارستان از جانب او را دارند دیگر چه باید گفت. این است که ترجیح می دهم اصولا در این زمینه چیزی نگویم.
با تشکر فراوان از همراهیت.
محمد
مارس 29, 2009 در t 5:18 ب.ظ
درسته تیم ما نبرد، اما در عوض این همه حمله کرد …. عربستان چقدر حمله کرد؟!!!!!!! (اینم اضافه کنید)
————–
toby
عزیز سلام
دلم خون است از دست این بازی و این اوضاع. دست روی دلم نگذار. اگر از پس عربستان برنیائیم چگونه می خواهیم جلوی غول های فوتبال دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم؟ حمله هائی که در نهایت توپ به همه جا برود الا به درون دروازه حریف که ارزشی ندارند. یعنی دارند اما وقتی می خواهند جام جهانی را بدهند دست یک تیم بعنوان برنده آنوقت مسئله گل های زده و بازی های برده است که مهم هستند (معمولا) و نه استیل بازی.
با تشکر از همراهی تان
و
تقدیم احترام
محمد
مارس 29, 2009 در t 9:47 ب.ظ
ولش کن بابا باور کن فوتبال ایران ارزش نگاه کردن نداره چه برسه به اینکه بخواهی بری استادیوم و تیم ملی و تشویق کنی…
به نظر من صد در صد فوتبال ایران بر روی شانس و بخت و اقبال است
حتی تیم ملی کشورهای خیلی ضعیف هم وقتی توی کشور خودشان بازی می کنند با تشویق تماشاچی های خودشان حتماً برای پیروزی یه کاری می کنند و به باخت فکر هم نمی کنند
ولی برای ایران این چیزها اهمیتی نداره
ولی بچه ها ، دوستان و عزیزان
ایران چه بخواد و چه نخواد همیشه از عربها ترسیده همیشه عربها واسه ایران شاخ شده در هر مرحله ای
ایران بخواد هنر کنه حساب مالدیو رو می رسه
———————–
مصطفی عزیز سلام
ولله چه عرض کنم؟
با تشکر و تقدیم احترام
محمد
مارس 30, 2009 در t 12:32 ق.ظ
سلام من یک کرد سنی ایرانی هستم بابا بسه شما که ابروی علی رو هم بردین به خود بیایین اگر به علی مدد حستن بازی رو بخواین ببرین عرب ها الله تعالی را دارن زشته کارتون
—————-
اشکان جان سلام سال نویت هم مبارک
حرف حساب جواب ندارد. کار بسیار زشتی است. آن هم هنگام بازی با یک تیم مسلمان دیگر. حالا اگر مثلا با تیم آلمان بود می گفتیم این ها غیر مسلمان هستند و چه و چه. اما با یک تیم مسلمان دیگر چنین کردن می تواند به دیگر دنیا این پیام را بدهد که ببینید این مسلمانان خودشان با خودشان و بین خودشان به هم دیگر می زنند.
با تشکر و تقدیم احترام
محمد
مارس 30, 2009 در t 6:36 ب.ظ
محمد جان سلام و خسته نباشی
خدمت شما اشکان عزیز؛
توی بحث های ملی و مردمی نباید کار را به قوم و طابفه کشید.
شیعه، سنی، کرد، ترک، لر، و….
بابا این ها که دلیل و مدرک نیست
تنها چیزی که واسه ما می مونه اینه که تیم ملی ما اینبار با این طرز تفکر و بازیکن به جام جهانی نمی ره،
تموم شد تیم ملی فوتبال ایران فقط به درد بازی با مالدیو می خوره والسلام
————————
آقا مصطفی عزیز سلام سال نوی شما هم مبارک (اگر قبلا تبریک عرض نکرده ام).
من کاملا با تو موافق هستم فقط شاید بتوانم آنچه تو می گوئی و آنچه اشکان عزیز گفته را از زاویه دیگری نگاه کنم. شاید منظور اشکان (شاید البته) این باشد که بابام جان کسی حق این را ندارد که مقدسات خودش را چماق کند بکوبد توی سر طرف مقابل چون مقدسات مردم در یک زمانی همه شان به هم نزدیک بوده اند و بعد به شعب مختلف تقسیم شده اند. حال اگر من (نوعی) بیایم با مقدساتم کاری کنم که اعتبار این سرشاخه مقدس مورد سوال قرار گیرد آنوقت است که یک هو تا ته ریشه آن مقدسات هم با مشکل مواجه می شوند. و ریشه همان چیز مشترک است بین مقدسات من (نوعی) و او.
نمی دانم شاید مسئله را قدری پیچاندمش بجای باز کردن آن! اصلا به من چه؟ خود اشکان عزیز بیاید پاسخ بدهد. امان از این ناتوانی من برای توضیح دادن مطالب. دوستان به بزرگی خودشان ببخشند من را.
با تقدیم احترام
محمد
مارس 30, 2009 در t 11:42 ب.ظ
سلام اصلا چطوره خودمون بچه های این سایت یه تیم ملی تشکیل بدیم منتظر جوابتونم
—————-
اشکان عزیز
آن مسعود شصتچی است که بجای مربی خارجی فوتبال شروع به تمرین تیم “سیکاد” کرده. من (خودم را عرض می کنم) باید مراقب باشم شست پای راستم توی چشم چپم نرود. من انگشت کوچک مسعود شصتچی هم نیستم. یاد فیلم مارمولک افتادم که می گفت انشاءالله توی مسابقات قرائت قرآن استانی قهرمان بشوی برویم برای تیم ملی! حالا حکایت ما (خودم) است. همین یک کارم مانده بروم بقول پدر دوستم “فات بال” بازی کنم. جوانی های مان یک مدت گل کوچک بازی می کردیم در محله جای شما خالی اما دیگر آقا جان از پله که بالا می رفم صدای جارو برقی از گلویم در می آید! پیر شدم رفت آقا جان “فات بال” کیلوئی چند است؟
با تشکر فراوان
محمد
مارس 31, 2009 در t 8:57 ق.ظ
بزرگوار
مدتهاست که مطالب خوبت رو می خونم.
موردی هست که داره کم کم برام ایجاد حساسیت می کنه و اون هم تاکید بیش از حد ضرورت تو بر اینکه اسامی شخصیت ها و مکانها در داستانهات خیالی اند.
قربانت برم.
ما همه اینو می دونیم!
لازم به اینهمه اصرار نیست جانا.
ضمنا.
به تازگی مطلع شدم مرکز مبارزه با جرائم سازمان یافته سپاه وبسایتشو راه اندازی کرده. بد نیست یه سری هم اونجا بزنی.
gerdab.ir
—————-
duman
عزیز
سلام و سال نوی شما مبارک
بسیار سپاسگزارم از تذکرتان. به روی چشم. دیگر ذکر نخواهم کرد که اسامی بکاررفته خیالی هستند (مگر در مواردی خاص که ممکن است شبه برانگیز باشند). از لطف شما هم بسیار سپاسگزارم.
در مورد مرکز مبارزه با جرائم سازمان یافته سپاه هم متشکرم و حتما به وب سایت شان سری خواهم زد.
از عنایت شما به خودم متشکرم. باز هم اگر نکته ای دیدید که قابل تذکر دانستید آن را بفرمائید تا اصلاح مورد نظر را تا حد امکان انجام دهم.
با تقدیم احترام
محمد
مارس 31, 2009 در t 11:35 ق.ظ
به به برادر این همه که دغدغه فوتبال دارید، واقعا قابل ستودنه…. اما اگه ایران ببره یا ببازه، تغییری تو زندگی شما رخ میده؟ نه… اینا فقط یه جور سرگرمیه… شخصا وقتی فوتبال خودمونو می بینم خسته می شم اما برا اینکه از بازی لذت ببرم و نه چیزای دیگه میرم سراغ اروپا… حرفه ای بودن مثل چیزای دیگه که به حرف نیست….
————–
toby
عزیز سلام
قربان لطف شما. آنچه جرقه ای از آن اکنون در من مانده مربوط می شود به روزگار نوجوانی که بخش بزرگی از پول توجیبیم خرج خرید کیهان ورزشی و دنیای ورزش و این گونه مجلات می شد. جوانی کجائی که یادت بخیر.
با نظر شما کاملا موافق هستم که اینها یک جور سرگرمی هستند. اما خوب یک جورهائی هم به غرور ملی گره خورده اند (به حق یا ناحق) و نیز متاسفانه با دستبند متصل هستند به “سیاست”.
با تشکر و تقدیم احترام
محمد
مارس 31, 2009 در t 5:14 ب.ظ
محمد جان سلام و خسته نباشی
نمی دونم چرا هی همش می آم به این سایت سر می زنم
یه چیزی همین یکی دو شب پیش من رو خیلی خندوند.
که اشکان عزیز هم یه مقداری رو ذکر کردند
سریال مرد دو هزار چهره:
مسعود شصتچی به باززس می گفت:
من علاقه خاصی به فوتبال داشتم که در بچگی هم به این ورزش تمایل شدیدی داشتم برای همین قرارداد مربی(تدریس)رو قبول کردم
وقتی نوجوانی مسعود رو نشون داد یه توپ به کله اش خورد و یکی از بچه ها گفت:
بابا این رو کی توی دروازه گذاشته کسی دیگه ای نبود تو دروازه بزارین اینطوری که هیچ توپی گل نمی شه (قدش خیلی بزرگ بود و همه دروازه رو گرفته بود)
خلاصه من هم هی زدم زیر خنده؛
یاد علی دایی افتادم که توی تیم ملی بازی می کرد و کنار تیرک دروازه حریف هر توپی که می اومد چون قدش بلنده توپه به سرش می خورد و به احتمالی روانه دروازه حریف می شد.
کسی نبود بگه بابا این فوتبال بلد نیست فقط چون هیکلش بلنده توپه از روی شانس علی دایی به سرش می خورده و روانه دروازه شده
یادش بخیر کلی از این گل ها به این تیم های گوام و مالدیو زد حتی بلد نبود یه شوت بزنه هر چی بود رو خراب می کرد. و وقتی هم خراب کاری می کرد می گفت: بخوسکی سانس (بخشکی شانش)
—————–
آقا مصطفی عزیز سلام
قربان لطف و مرحمت شما. عنایت فراوان دارید به من. امیدوارم بتوانم این مهر و عنایت شما و دیگر دوستان را پاسخ بدهم.
اتفاقا من هم دیدم آن قسمت مرد دو هزار چهره را. خیلی خنده دار بود. شاید نویسندگان آن سریال هم در خودآگاه یا ناخودآگاه شان گوشه چشمی به آنچه شما گفته اید داشته اند.
با تشکر و تقدیم احترام
محمد
مارس 31, 2009 در t 5:24 ب.ظ
البته یه چیز دیگه رو هم ذکر کنم
ایران همیشه به بازی مقابل عربستان به دید مذهبی نگاه می کنه واسه همین هم متکی به ائمه و 124 هزار تا پیامبر می شه
مثلاً اگه یادتون باشه وقتی خداداد عزیزی توی تیم ملی ایران بود و محمد مائلی کهن هم مربی ایران بود توی هیچ بازی مقابل کشورهای عربی از خداداد استفاده نکرد چون معتقد بود خداداد سنی تبار است و امکان داره به نفع تیم های عربی و به ضرر تیم ملی ایران توپ بزنه
به نظر من فوتبال ایران کلی مبحث واسه بحث کردن داره
1- سرعت بازی خیلی آرام و کند است.
2- اکثر پاس ها اشتباه هستند.
3- اکثر دفاعی بازی می کنند و نتیجه بازی هم اینطوری قابل پیش بینی است (مساوی و یا بدون گل)
4- بازیکن هایی که ریخت و قیافه دارند و خاطر خواه که ول کن زمین نیستند و واسه اینکه دختر مردم اونها رو ببیند توی زمین همه اش داره با موهای سرش ور می ره
5- والله به خدا کلی نقطه ضعف دیگه هم داره که اگه بیام بنویسم صفحات و ابیات و جمله هاش از شاهنامه فردوسی هم بیشتر می شه.
نقطه قوت هم رو بی خیال بشین چون نداره مثل سایت Google رو که نمی شه هک کرد می شه پیش بینی کرد که برد برای تیم ملی معنا نداره همون مساوی شدن برای تیم ملی کلی هنره به خدا
————-
مصطفی عزیز سلام
ولله چه عرض کنم؟ دست روی هرکجا می گذاری یک ببخشید ببخشید ببخشید گندی سر باز می کند. همان که گفته ای کلی مبحث دارد برای بحث کردن. حالا کی و چگونه قرار است کار این قضایا به صلاح شود خدا می داند و بس. تنها نکته قوت فوتبال ما این است که -بنظر من البته- کلاس خودش را دارد. حالا این کلاس چیست و چه مشخصاتی دارد و چقدر با کلاس پیکان یا پراید فرق دارد من نمی دانم.
با تشکر و تقدیم احترام
محمد
آوریل 1, 2009 در t 3:52 ب.ظ
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما دوست عزیز جناب محمد
البته دیروز یادم رفت این رو ذکر کنم که بابا ائمه که فوتبال بلد نبودند که بیان توی زمین به بچه های ما کمک کند فقط یه مقداری ابوالفضل قدرت و زور بازوش زیاد بود که اون هم کمک رضا زاده می کرد که وزنه رو برداره آقا هم که فوتبال بلد نیست ….
ولی بگذارید یه خورده از نقات قوت تیم ملی هم حرف بزنیم
1- نقطه قوت و دلگرمی بچه ها این است که همون دو باری که رفتیم جام جهانی کافی بود.
2- وقتی آقا قدم رنجه می کنند و به استادیوم می آیند کلی نقطه قوت واسه بازیکن ها است.
دیگه چیزی به ذهنم نرسید. یعنی زیاد بودند تیم ملی چیزی واسه اینکه ملت واسش کف کنند نداره فقط واسه سکته قلبی و مرگ و میز رکوردار است.
و در آخر وحید شمسایی هم + (لئوناردو دی کاپریو، استیون سیگال، آرنولد، راجرر فدرر، رافائل نادال و حتی خود مسعود شصتچی) هم نمی تونند به داد تیم ملی برسند.
———————
آقا مصطفی عزیز سلام
ولله چه عرض کنم؟ تیم مان تیم “ملی” است، یعنی عصاره فضائل “ملت” ما در زمینه فوتبال هستند. مثل هر چیز “ملی” دیگرمان.
با تشکر فراوان
محمد