- من دیگر به احمدینژاد رای نمیدهم.
- چرا؟
- آقا جان این بابا دور از جان شما گند زده به کشور رفته پی کارش.
- وقتی به او رای دادی چه توقعی داشتی؟
- میخواستم وضع مردم خوب شود.
- ببین جانم اینجا شخص شما سه تا اشتباه اساسی مرتکب شدهای:
اول اینکه «بهتر» شدن وضع مردم در نظر شما معنایش معلوم نبوده. انگار که من بگویم «من یک ماشین خوب میخواهم». منظورم چه ماشینی است؟ بنز؟ پژو؟ پیکان؟ بی.ام.و؟ فراری؟ تویوتا؟ «خوب» معنا ندارد. باید منظورت را بشکافی تا معلوم شود «خوب شدن وضع مردم» یعنی چه و از کاندیدای خود چه توقعی داری.
دوم اینکه آیا از خودت یا کاندیدایت پرسیدی که چگونه میخواهد به وعدههای انتخاباتی خود عمل کند؟ یعنی از چه مکانیسمهائی میخواهد استفاده کند تا به قولهائی که به تو داده عمل نماید؟ مگر دیگران «همچینی» بوده یا هستند که این آقا (هرکه باشد) میخواهد چنین و چنان کند؟ مثلا اگر قرار است کاندیدائی بیاید از دم ماهی فرض کنید پنجاههزار تومان به من و شما بدهد (صحبت همان ۴ سال قبل است!) قرار است این پول را از کجایش بیاورد؟ اصلا چرا تا بحال دیگر کاندیداها صحبت از چنین گشاده دستیای نکردهاند؟ به ذهنشان نرسیده یا رسیده اما این کار را غیرممکن دانستهاند؟
سوم اینکه در یک دموکراسی کسی دلش بحال «مردم» نسوخته که شما برای بهتر شدن وضع «مردم» میآئی رای میدهی به فلانی و بهمانی که وضع «مردم» خوب شود. مگر شخص شما (نوعی) ضامن و قیم «مردم» هستی؟ «مردم» چه کسی است؟ اصلا زیبائی یک انتخابات به این است که تو به کلاه خودت نگاه کنی و رای بدهی. چه کار داری به اینکه باد کلاه چه کسی را میبرد یا نمیبرد؟ وقتی تو به خودت نگاه کردی و هرکس به خودش نگاه کرد آنوقت در یک انتخابات آزاد و درست و حسابی نظر اکثریت از صندوق در میآید.
دست بردار از سر موجود بدبخت مادرمردهای بنام «مردم» که صدسال است هرکس از دم گذرشان رد میشود یک انگشتی به حلق و حلقوم این پدرصلواتی بیچاره (=مردم) میرساند و میگذرد. به تو چه که آن کارگر محروم فلانجا چه میکند و چه خواهد کرد؟ اگر تو به او فکر کنی و رای بدهی و او به دیگری فکر کند و رای بدهد و آن دیگری به گروه ثالثی فکر کند و رای بدهد و آن گروه هم به فکر بدبختهای جای دیگر باشند که این میشود بنگاه خیریه نه صندوق انتخابات! تو ببین «خودت» از نامزدهای انتخاباتیت چه انتظاری داری. به تو چه که مردم چه میخواهند؟ خودشان زبان دارند رای دارند به فکر خودشان هستند. تو به فکر خودت باش.
مه 1, 2009 در 11:29 ق.ظ.
Salam marde bozorg. che khoob eshare kardi. dorostesh ham hamine ke democracy natijeye aaraaye fard farde mardom bashe ta az delesh eradeye jame’e (dorost ya nadorost) biroon biad.
rasti, tarhe 50000 tomani shahkare karoobi bood ke dash mahmood ham azash boland kard. in mahmood asann haminjoorie
—————-
پلنگ خان صورتی عزیز و محترم سلام
قربان محبت تو. من شرمنده این همه لطف تو و دیگر دوستان هستم.
با تشکر و تقدیم احترام
محمد
مه 2, 2009 در 12:02 ق.ظ.
[...] ها! همین خوبه! نیم کیلو از همین بده « نگاهی دیگر – من دیگر به احمدینژاد رای نمیدهم. – چرا؟ – آقا جان این بابا دور از جان شما گند زده به کشور رفته پی کارش. – وقتی به او رای دادی چه توقعی داشتی؟ – میخواستم وضع مردم خوب شود. – ببین جانم اینجا شخص شما سه تا اشتباه اساسی مرتکب شدهای: [...]