الان همه خلایق دارند گیر میدهند به سیاستهای اقتصادی احمدینژاد. در این میان چیزی که تقریبا همه به آن گیر میدهند واردات بیرویهای است که معتقدند دولت فعلی در آن مقصر است. اما کسی نمیپرسد که «چرا این تصمیمات اقتصادی گرفته شدند و میشوند و احتمال بسیار قوی در آینده نیز گرفته خواهند شد»؟ اگر تصمیم اقتصادیای وجود دارد که حتی یک آدم عادی میتواند بفهمد که چنان تصمیمی کاملا اشتباه است پس چرا تصمیمگیران کلان اقتصاد کشور باز به آن سو میروند؟ مسلم است که سودجوئی و باندبازی گروهی خاص همیشه و همواره در این دویست سال اخیر یکی از عوامل مهم تخریب اقتصاد ما بوده. اما آیا همه قضیه این است؟ نه.
پاسخ بهتر را باید در سیاست خارجی کشور یافت. اگر ما نیاز به پشتیبانی چین و روسیه یا مثلا کوبا و ونزوئلا از خودمان در مقابل آمریکا و اروپا داریم باید سبیل ایشان را هم چرب کنیم. نه چین و نه روسیه و نه هیچ کشور دیگری عاشق چشم و ابروی ما نیستند و برای ایدئولوژی اسلامی ما و تاریخ و تمدن ما و یا هر چیز دیگری از این دست تره هم خورد نمیکنند. منافع مادی خودشان را دنبال میکنند. حمایتشان از ما «خرج» دارد. چگونه؟ مثلا چین به ما میگوید «اگر میخواهید که دست نماینده ما در شورای امنیت سازمان ملل در موافقت با قطعنامه بعدی تحریم بالا نرود باید که شما فلان قدر میلیون دلار از ما جنس چینی بخرید». یا همین که ایران بهدنبال قلقلک آمریکا میرود و در آمریکای لاتین (=حیات خلوت ایالات متحده) به دنبال جای پا میگردد کوبا به این شرط حاضر به همکاری با ما میشود که ما بهمان قدر تن شکر از آن وارد کنیم.
باید واقعبین بود. اگر آن کارگر تولیدی پیراهن یا آن کشاورز نیشکر کار در ایران شغلشان را از دست میدهند یا معاششان با سختی میگردد بخاطر پیراهن چینی و شکر آمریکای لاتین، اینها همه بهائی است که بخاطر چیزی بنام «استقلال» داریم میپردازیم. پنجه کشیدن در روی دایناسوری مثل آمریکا هزینههائی هم دارد. ناچاریم پشتیبانی کشورهای دیگر را برای خود «بخریم». به یک عده پول نقد و کمک بلاعوض میکنیم و از یک عده چیزی که نمیخواهیم و لازم نداریم وارد میکنیم. در عوض «مستقل» هستیم. بهای استقلال همیشه «خون» نیست. گاهی هم «زندگی بهتر» است. حالا اینکه آیا باید در برداشت خودمان از مفهوم «استقلال» تجدید نظر کنیم یا نه من چیزی نمیگویم. مردمی که هنوز ذهنیتشان در پیچ و خم حادثه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ مانده احتمالا درکشان از استقلال هم مربوط به همان سالها است. بگذریم.
مه 31, 2009 در 4:10 ق.ظ.
شما هم تشریف بیارید محمد آقا
مه 31, 2009 در 11:40 ق.ظ.
محمد جان
بد نبود لینک این مطلب فوقالعاده زیبای قدیمیات در مورد استقلال رو هم میذاشتی، همون که داستان پسری بود به اسم نمیدونم بهزاد، بهروز
ژوئن 1, 2009 در 12:02 ق.ظ.
[...] ماشینت رو اینجا میگذاری خرج دارد داااااآآآآآش الان همه خلایق دارند گیر میدهند به سیاستهای اقتصادی احمدینژاد. در این میان چیزی که تقریبا همه به آن گیر میدهند واردات بیرویهای است که معتقدند دولت فعلی در آن مقصر است. اسخ بهتر را باید در سیاست خارجی کشور یافت. اگر ما نیاز به پشتیبانی چین و روسیه یا مثلا کوبا و ونزوئلا از خودمان در مقابل آمریکا و اروپا داریم باید سبیل ایشان را هم چرب کنیم. نه چین و نه روسیه و نه هیچ کشور دیگری عاشق چشم و ابروی ما نیستند و برای ایدئولوژی اسلامی ما و تاریخ و تمدن ما و یا هر چیز دیگری از این دست تره هم خورد نمیکنند. [...]