- عجب بساطی شده است. این بابا روز روشن چشم میاندازد توی دوربین و دروغ و دغل بهخورد مردم میدهد.
- خوب حالا که چی؟
- که چی ندارد دیگر. سیاستمدار دروغگو نمیخواهیم.
- عزیز برادر، یک نگاهی به تاریخ جهان بیانداز و ببین که مدتها است سیاستمدارها به دروغگوئی در نزد مردمان شناخته شدهاند. آنها هم که صاف و صادق بودهاند معمولا یک بلائی یا سر خودشان آوردهاند یا بر سر کشورشان. استثناء هم البته هست اما سیاستمدار صادق عین نوازنده کر میماند یا راننده کور. کدام سیاستمدار را سراغ داری که به مردم کشورش دروغ نگفته باشد؟
- درست است اما آخر این بابا دروغهائی میگوید هر یکی اندازه یک فیل است.
- ببین فرض کن این بنده خدا آمده بود و بجای یک سری آمار و ارقام و نمودار در تمام مدت مناظره داشت از «تمدن هخامنشی ایران باستان» و «نقش ایرانیان در تمدن اسلامی» و اینکه «چقدر ایرانیان در دنیای امروز ناز و گوگولی مگولی هستند و سرمنشاء خیر و برکت برای مردمان جهان» صحبت میکرد. آنوقت چه؟ آیا باز هم من و شما او را «دروغگو» میخواندیم یا خوشخوشانمان میشد که این بابا دارد از ما تعریف میکند؟ ما با دروغگوئی یا صداقت سیاستمدارمان مشکلی نداریم. ما آنچه را دوست داریم بشنویم «حقیقت» میپنداریم و به آنچه مخالف خط سیر فکری ما باشد میگوئیم «دروغ».
- یعنی این بابا تمام حرفهایش درست بود؟
- گفتم که ایشان یک سیاستمدار است. بقال نمیآید پارچه بنویسد بزند در مغازهاش که «ماست من ترش است» آنوقت سیاستمدار بیاید بگوید «اینجا و آنجا را خراب کردم»؟
- بنظر تو مشکل کجاست؟
- مشکل از گوشهای من و تو است. من و تو دروغ را در جامعهمان جا میاندازیم و بعد توقع داریم سیاستمداران که تقریبا در تمام دنیا و در کشورهایشان به دروغگوئی شهره هستند بیایند و به ما راست و حسینی بگویند که چه گندی زدهاند یا وضع اقتصادی مملکت به چه میزان خراب است.
ـ یعنی میگوئی صداقت جائی در سیاست ندارد؟
- نه دارد و نه چندان صلاح است که داشتهباشد. اصلا اگر ریاستجمهوری (فرضا) بیاید و به مردم بگوید که مثلا نرخ تورم واقعی هفتاد درصد است این خود باعث این نمیشود که مردم به بانکها هجوم ببرند و پولشان را خارج کنند؟ باعث بر هم خوردن شیرازه اقتصاد کشور نمیشود؟ این است که میگوید تورم ما مثلا پانزده درصد است یا هجده درصد. اگر فلان امیر یا شاه یا نخستوزیر یا رئیسجمهور در بهمان کشور فرضی بیاید بگوید «آی مردم ذخیره آرد کشور برای دو روز دیگر کافی است و بس» آیا مردم در جدال بر سر نان یکدیگر را در تنور نانوائی نخواهند افکند؟ ناچار است دروغ بگوید و عنوان کند که نخیر وضع نان و آرد کشور هیچوقت به این اندازه خوب نبوده. دروغ ابزار کار یک سیاستمدار است برای کنترل جامعه. تا حالا که همه از این ابزار استفاده میکردند خوب بود عدل به همین بابا که رسید بد شد؟ حرفها میزنیها.
ژوئن 9, 2009 در t 1:51 ق.ظ
اى واى… احساس درماندگى ميكنم.. بدرود رفيق
ژوئن 9, 2009 در t 7:35 ق.ظ
salam, jaleb bood, vali doroogh ha daste bandi mishe, dorooghai mesle hale noor, ke filmesh hast, be salaho maslahat mamlekat ham oonjoor ke shoma tozih dadi nadareh, daste va nooesh ba doroghhaye eghtesadi va mamlekati fargh mikonhe. Be nazarm oon doorogh hai ke migi hame seyasatmadar ha migand, ba inhaii ke in baba mige, zamin ta asemoon fargh mikonhe, in bebbakhshid hame ra Kh..r farz kardeh!!
ژوئن 11, 2009 در t 5:28 ق.ظ
با درود و سپاس ، صاف می روم سر اصل مطلب ، اگر واژه دروغ را در مقابل واژه راست و صداقت بدانیم ، باید گفت بله در برابر چشم و گوش “به قولی 200 ملیون نفر ” دروغ های گنده گنده گفته شد و به مدد تکنولوژی و اینتر نت از مرز ها گذشت و جهانیان هم از آن بهره مند شدند .! و این بهره مندی نه !تاسف بلکه سر افکندگی دارد .حال بپردازیم به این که در جستجو وعلت یابی گوش های بینوا را موجب پیدایش این پدیده خانمان بر انداز معرفی کردید !!!من اما این اعتقاد را ندارم ، زیرا آن جا که قانون غایب است و تضمین اجرائی ندارد ، قدرت طلبی ، فزون خواهی، مال اندوزی و دزدی، جنایت ، فسادوتباهی اخلاقیات و رشوه و… و… رشد می کند و جامعه جرم زا میشود و دروغ، سپری برای فرار و نجات خاطی می شود . که حاصل آن را می بینیم و می شنویم . و اما گذر از راه پر پیچ وخم و روشی برای رسیدن به مطلوب را ، که به آن دیپلماسی ، پلی تیکال، و یا سیاست می گویند و گویا پدر و مادر هم ندارد ! ابزار لازمی است که برای پیشبرد روش های مناسب و اداره امور به کار گرفته می شود . که با دروغ فا صله بسیار دارد ، و به مفهوم و معنای دور اندیشی بیشتر سازگاری دارد .و از آن جهت به کار برده می شود تا مبادا تر فند های دشمن فرضی و یا اصلی کارگر افتد و اداره امور را از دست خارج کند . وبهره گیران واقعی از آن محروم شوند .پدیده ای شوم که اکنون شاهد آن هستیم !!! آنچه که دانید و دانیم ! حاصل به کار گیری غلط از این واژه ها به سود خود است .
ژوئن 12, 2009 در t 7:57 ب.ظ
سلام و توجه ، در نوشته بالا به نام تارا ترمه آدرس وب نوشته شد . البرز استوار نام وبلاگ است .
ژوئن 23, 2009 در t 11:26 ب.ظ
سلام دوست عزیز! دقیقا متوجه منظورت در پست بالا نشدم. اما چند نکته به نظرم میاد که لازم می دونم بگم.
1-اینکه در اداره امور کشور اخبار و اطلاعاتی وجود داره که کسی نباید بدونه و دانستنش برای همه خطرناکه شکی نیست و کسی هم مخفی کردن اونها رو دروغ نمی دونه بلکه اون رو تدبیر و سیاست می دونه. اما اینکه ما کسی با ارائه آمار غلط و دروغ بخواد ضعفهاش رو بپوشونه دیگه قضیه فرق می کنه.
2- شما در غرب زندگی می کنی و من فکر نمی کنم اونجا این روشها( دروغ گفتن و آمار غلط دادن برای کسب قدرت) پذیرفتنی و مقبول باشه. پس نمی دونم چطور همچین توجیهی ارائه دادی؟
3- در ایران یک کاندیدا که همه می دانند کیست چنان علنا و واضح رو به هتاکی و دروغ آورده که واقعا هر انسان با وجدانی رو شرمنده و متاثر کرده.
در پایان انتظار دارم کمی واقع بینانه تر و اخلاقی تر به قضایا نگاه کنی دوست عزیز.
شاد و پیروز باشی
ژوئن 24, 2009 در t 12:25 ق.ظ
احسان عزیز سلام
کاملا در مورد همه این مواردی که گفته ای حق با تو است. باید منصفانه تر می نوشتم. پوزش می طلبم. چون نمی خواهم چیزی را از وبلاگم پاک کنم این نوشته را نگاه می دارم. باز هم می گویم حق با شما است. من در ارائه مطلبم ناشی گری کردم. پوزش من را پذیرا باشید.
با تشکر فراوان
محمد (ققنوس)