صحت خواب! (ربطی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ندارد)
پ.ن: این همه «تحریمی» توی این مملکت بود و ما خبر نداشتیم؟!!!!
This entry was posted on ژوئن 13, 2009 at 3:27 ق.ظ and is filed under انتقادی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
ققنوس جان یکی تو بالاترین نوشته:
“دوستان تحریمی، ما زمین خورده ایم شما دیگه لگد نزنید ”
وای که چقدر این جماعت وقیح هستند، یادشون رفته که مارو به چه ادبیاتی نوازش میکردن
———————–
ورتیگونه عزیز سلام
متاسفانه همین ادبیاتی که این دوستان همه غیر همفکران شان را با آن نواختند است که عامل پیش نرفتن دموکراسی در میان جامعه ما است. چرا باید اصولا ما مردم همدیگر را اینگونه “بنوازیم”؟ چه فیزیکی چه با کلام؟ به حرمت دموکراسی من به رای دهنده ها یا تحریمی ها گیر ندادم. فقط یادآوری کردم که نمی توانند خطاهای خودشان را این بار به گردن کسی بجز خودشان بیاندازند.
از اینکه همیشه با ما هستی سپاسگزارم.
با تقدیم احترام
محمد
اگر این تقلب بزرگ هزینه ای برای جمهوری اسلامی داشته باشد به صرف دست بردن در آرای کسانی ست که رای داده اند، نه بخاطر کسانی که رای نداده اند.
—————-
Saidpar
عزیز سلام
من این پست را نوشتم تا به نوعی خاطرنشان کنم به دوستان همفکر و غیر همفکر خودم که با سرزنش این و آن (=تحریمی یا رای دهنده) مشکل ما حل نمی شود. در هر حال امیدوارم این جو شلوغ این روزها ختم به خیر بشود (بقول فرنگی ها
wishful thinking دارم. خودم می دانم)
از اینکه به من سر زدی بسیار سپاسگزارم.
با تقدیم احترام
محمد
سلام محمد جان بنده تحریم کردم حتی اگر بخوای میتونم از شناسنامم هم اسکن بگیرم برات بزارم توی وبلاگ تا نشون بدم حرف فورکلارنده یکیه بعد از این افتضاح خوشحالم که رای ندادم. نمیدونی چقدر خوشحالم.
———
فورکلارنده عزیز سلام
اگرچه من خودم رای ندادم ولی آماری از همفکرانم ندارم. اگر منبع داری آمار ارائه کن برادر.
————–
دودمان عزیز سلام
متشکرم که من را یک شبه به دو لقب “سید” و “حاجی” نواختی! هرچه از دوست رسد نیکوست.
در مورد آمار هم باید عرض کنم که نخیر قربان. متاسفانه نه آماری دارم و نه منبع آماری. با عرض معذرت.
اعتراض دانشجویان دانشگاه شریف و دانشگاه تهران امروز از اعتراضات گسترده ای بود که با حضور نیروهای امنیتی و گاز اشک آور جواب داده شد میدان انقلاب تهران امروز شاهد زد و خورد بین مردم و لباس شخصی ها بود که در آخر مردم پراکنده شدند اما شواهد مبنی بر ادامه ی روند اعتراضات گسترده در تمام ایران است. محمد جان بنده خودم امروز باتون خوردم ولی خوشحالم که تونستم با آجر و با شکستن سر یک بسیجی و سر یک آخوند کثیف که از توی ماشین با حرکات تحریک آمیز ما مردم معترض رو مورد تمسخر قرار میداد جواب اون باتونی که خوردم رو بدم.شاید کارم درست نبوده ولی اصلا پشیمون نیستم. الان دیگه فکر میکنم ما به مبارزه ی مسلحانه احتیاج داریم.
—————-
فورکلارنده عزیز سلام
هیچ ندارم که بگویم. من هیچ نوع از خشونت را پشتیبانی نمی کنم. امیدوارم نه دیگر کسی باتوم بخورد و نه سر کسی بشکند. من در فضا و مکان و زمان شما در تهران نیستم. به خودم حق قضاوت نمی دهم. فقط امیدوارم جامعه مان به آرامش برسد.
در مورد مبارزه مسلحانه باید بگویم که تحت هیچ شرایطی و از بیخ و بن با چنین ایده ای همراهی نخواهم کرد. مطلقا مبارزه مسلحانه را قبول ندارم. مبارزه مسلحانه جز ریختن خون باگناهان و بی گناهان با هم هیچ فایده ای ندارد و باز در دور باطل خشونت و آدم کشی خواهیم افتاد. زندگی در ایران تحت کنترل احمدی نژاد ی که مادام العمر باشد بسیار بهتر است -از نظر من- تا زندگی در ایرانی که مبارزه مسلحانه ما را به آن رسانده باشد. این یک راه حل را لطفا از بیخ و بن پاک کن و گردش نگرد.
محمد جان هوا بس نا جوان مردانه سرد است.
میخواستم بگم کاش ایران بودی اما توی این شرایط این آرزو رو برای هیچ کس نمیکنم.
بهتره بیای به وبلاگ و لینکی رو که در آخر پست گذاشتم باز کنی و ببینی که چه کردند با مردم.
ما در این راه آروم نخواهیم نشست این خواست تنها بنده نیست خواست اکثریت مردم هست. اگر روی مردم فشار نبود 85 درصد واجدین شرایط رای نمیدادن. حرفت رو قبول دارم و با دل و جان میخرم من هم از مبارزه ی مسلحانه خوشم نمیاد. اما اگر این همه فشار و زد و خورد روی شما هم بود مطمئنا شما هم به این گزینه فکر میکردی. آزادی هزینه داره و هزینش هم خون هست.من حاضرم این هزینه رو از طرف خودم بپردازم. امیدوارم اختلاف نظراتمون باعث نشه دوست عزیزی مثل شما رو از دست بدم. آخه امروز یکی از دوستام رو فقط بخاطر اینکه گفتم ایران و المان و امریکا و تماااااااااام کشورها فقط یه سری اسم هستن و با مرزهای قرار دادی از هم جدا شدند و ملیت آنچنان معنائی نداره که ما بخوایم بخاطرش تعصب کور کورانه داشته باشیم و هر کس که گفت ایران بده بزنیمش و چیزی که مهمه حقوق بشری هست و راحتی زندگی انسان. چیزی که مهمه نگاه داشتن آثار تاریخی و طبیعت زمین هست بخاطر این حرفها این دوستم رو از دست دادم.
ژوئن 13, 2009 در t 9:07 ق.ظ
تحریمی ها که خارج از ایران بودن محمد جان ؟!!!!!!!!
ژوئن 13, 2009 در t 9:09 ق.ظ
ققنوس جان یکی تو بالاترین نوشته:
“دوستان تحریمی، ما زمین خورده ایم شما دیگه لگد نزنید ”
وای که چقدر این جماعت وقیح هستند، یادشون رفته که مارو به چه ادبیاتی نوازش میکردن
———————–
ورتیگونه عزیز سلام
متاسفانه همین ادبیاتی که این دوستان همه غیر همفکران شان را با آن نواختند است که عامل پیش نرفتن دموکراسی در میان جامعه ما است. چرا باید اصولا ما مردم همدیگر را اینگونه “بنوازیم”؟ چه فیزیکی چه با کلام؟ به حرمت دموکراسی من به رای دهنده ها یا تحریمی ها گیر ندادم. فقط یادآوری کردم که نمی توانند خطاهای خودشان را این بار به گردن کسی بجز خودشان بیاندازند.
از اینکه همیشه با ما هستی سپاسگزارم.
با تقدیم احترام
محمد
ژوئن 14, 2009 در t 2:53 ق.ظ
اگر این تقلب بزرگ هزینه ای برای جمهوری اسلامی داشته باشد به صرف دست بردن در آرای کسانی ست که رای داده اند، نه بخاطر کسانی که رای نداده اند.
—————-
Saidpar
عزیز سلام
من این پست را نوشتم تا به نوعی خاطرنشان کنم به دوستان همفکر و غیر همفکر خودم که با سرزنش این و آن (=تحریمی یا رای دهنده) مشکل ما حل نمی شود. در هر حال امیدوارم این جو شلوغ این روزها ختم به خیر بشود (بقول فرنگی ها
wishful thinking دارم. خودم می دانم)
از اینکه به من سر زدی بسیار سپاسگزارم.
با تقدیم احترام
محمد
ژوئن 14, 2009 در t 5:53 ق.ظ
سلام محمد جان بنده تحریم کردم حتی اگر بخوای میتونم از شناسنامم هم اسکن بگیرم برات بزارم توی وبلاگ تا نشون بدم حرف فورکلارنده یکیه
بعد از این افتضاح خوشحالم که رای ندادم. نمیدونی چقدر خوشحالم.
———
فورکلارنده عزیز سلام
قبول! اسکن نیازی نیست. حرف شما خودش سند است.
با تقدیم احترام
محمد
ژوئن 14, 2009 در t 8:52 ق.ظ
حاج سید محمد جان
اگرچه من خودم رای ندادم ولی آماری از همفکرانم ندارم. اگر منبع داری آمار ارائه کن برادر.
————–
دودمان عزیز سلام
متشکرم که من را یک شبه به دو لقب “سید” و “حاجی” نواختی! هرچه از دوست رسد نیکوست.
در مورد آمار هم باید عرض کنم که نخیر قربان. متاسفانه نه آماری دارم و نه منبع آماری. با عرض معذرت.
سلامت و خوش باشید.
محمد
ژوئن 15, 2009 در t 12:01 ق.ظ
اعتراض دانشجویان دانشگاه شریف و دانشگاه تهران امروز از اعتراضات گسترده ای بود که با حضور نیروهای امنیتی و گاز اشک آور جواب داده شد میدان انقلاب تهران امروز شاهد زد و خورد بین مردم و لباس شخصی ها بود که در آخر مردم پراکنده شدند اما شواهد مبنی بر ادامه ی روند اعتراضات گسترده در تمام ایران است. محمد جان بنده خودم امروز باتون خوردم ولی خوشحالم که تونستم با آجر و با شکستن سر یک بسیجی و سر یک آخوند کثیف که از توی ماشین با حرکات تحریک آمیز ما مردم معترض رو مورد تمسخر قرار میداد جواب اون باتونی که خوردم رو بدم.شاید کارم درست نبوده ولی اصلا پشیمون نیستم. الان دیگه فکر میکنم ما به مبارزه ی مسلحانه احتیاج داریم.
—————-
فورکلارنده عزیز سلام
هیچ ندارم که بگویم. من هیچ نوع از خشونت را پشتیبانی نمی کنم. امیدوارم نه دیگر کسی باتوم بخورد و نه سر کسی بشکند. من در فضا و مکان و زمان شما در تهران نیستم. به خودم حق قضاوت نمی دهم. فقط امیدوارم جامعه مان به آرامش برسد.
در مورد مبارزه مسلحانه باید بگویم که تحت هیچ شرایطی و از بیخ و بن با چنین ایده ای همراهی نخواهم کرد. مطلقا مبارزه مسلحانه را قبول ندارم. مبارزه مسلحانه جز ریختن خون باگناهان و بی گناهان با هم هیچ فایده ای ندارد و باز در دور باطل خشونت و آدم کشی خواهیم افتاد. زندگی در ایران تحت کنترل احمدی نژاد ی که مادام العمر باشد بسیار بهتر است -از نظر من- تا زندگی در ایرانی که مبارزه مسلحانه ما را به آن رسانده باشد. این یک راه حل را لطفا از بیخ و بن پاک کن و گردش نگرد.
با تقدیم احترام
محمد
ژوئن 15, 2009 در t 4:37 ق.ظ
محمد جان هوا بس نا جوان مردانه سرد است.
میخواستم بگم کاش ایران بودی اما توی این شرایط این آرزو رو برای هیچ کس نمیکنم.
بهتره بیای به وبلاگ و لینکی رو که در آخر پست گذاشتم باز کنی و ببینی که چه کردند با مردم.
ما در این راه آروم نخواهیم نشست این خواست تنها بنده نیست خواست اکثریت مردم هست. اگر روی مردم فشار نبود 85 درصد واجدین شرایط رای نمیدادن. حرفت رو قبول دارم و با دل و جان میخرم من هم از مبارزه ی مسلحانه خوشم نمیاد. اما اگر این همه فشار و زد و خورد روی شما هم بود مطمئنا شما هم به این گزینه فکر میکردی. آزادی هزینه داره و هزینش هم خون هست.من حاضرم این هزینه رو از طرف خودم بپردازم. امیدوارم اختلاف نظراتمون باعث نشه دوست عزیزی مثل شما رو از دست بدم. آخه امروز یکی از دوستام رو فقط بخاطر اینکه گفتم ایران و المان و امریکا و تماااااااااام کشورها فقط یه سری اسم هستن و با مرزهای قرار دادی از هم جدا شدند و ملیت آنچنان معنائی نداره که ما بخوایم بخاطرش تعصب کور کورانه داشته باشیم و هر کس که گفت ایران بده بزنیمش و چیزی که مهمه حقوق بشری هست و راحتی زندگی انسان. چیزی که مهمه نگاه داشتن آثار تاریخی و طبیعت زمین هست بخاطر این حرفها این دوستم رو از دست دادم.