کرمچاله ها ( گفتگو با محمد منصوریار)

آنچه بین من و ایشان تا بحال گذشته:

 اول) ایشان فرمودند که:

سلام ققنوس جان،

آقا قلمت خیلی خوبه. میشه لطفا نظرت رو درباره ی این مصاحبه بگی؟ اگه امکان داره خصوصی و شاید هم درقالب یک پست تا همه بخونن.

 ———————-

 دوم) در پاسخ ایشان متن زیر را خدمت شان ایمیل کردم:

با سلام خدمت شما دوست عزیز

 

اول از همه، بگوئید ببینم آیا شما خود جناب محمد منصوریار هستید یا خیر؟ آن «ام. ام»ی که بعنوان نام در کامنت گذاشته بودید خیلی مشکوک!!!! بنظر می آید. در هر صورت از آشنائی با شما خوشبختم و مایه افتخار است که به وبلاگ من سر می زنید، چه آقای منصوریار باشید چه نباشید.

 

لینکی که زحمت کشیده بودید و ارسال کردید را خواندم. راستش در کل مطلب را به دو قسمت علمی و اجتماعی تقسیم می کنم. در قسمت علمی من مطلقا صلاحیت هیچگونه اظهار نظری ندارم. اما در قسمت اجتماعی بعنوان یک شهروند عادی این جهان می توانم بگویم که تا حدود 80 درصد با نظرات ایشان موافق هستم. فقط نمی دانم که چگونه می شود این جهان پر از آدم کم شعور را بصورت جهانی اخلاقی اداره کرد. در ضمن با ایده رفتن انسان به سیارات دیگر قدری مشکل دارم. فکر می کنم اگر بتوانیم همین بودجه را خرج این بکنیم که جلوی زاد و ولد بیش از حد انسان را بگیریم آنوقت می شود در دراز مدت برای انسان در روی همین زمین همه چیز داشت.

 

در هر حال اگر قسمت خاصی از نظرات ایشان هست که مایل هستید بصورت ریز نظرم را خدمت تان تقدیم کنم بفرمائید. اگر هم بخواهید در این باره با دیگر دوستان در وبلاگ من بحث بفرمائید، کل وبلاگ متعلق به خودتان است و در اختیارتان.

 

باز هم از اینکه به من لطف دارید سپاسگزارم.

 

با تقدیم احترام

ققنوس

————————–

سوم) در پاسخ ایمیل من ایشان فرمودند که:

درود بر ققنوس گرامی،

ایمیل شما را دریافت کردم و بسیار سپاسگزارم که بنده را شایسته پاسخدهی دانستید. چنین میپسندم که گفتگوی ما در پیش چشم همگان انجام پذیرد تا دیگران هم اگر خواستند به این گفتار درآیند. از این روی، پاسخ شما را همینجا میدهم، اما برای پاسداشت حریم شخصی شما، ایمیل شما را نمیاورم و فقط پاسخ خودم را میاورم. اگر خواستید خودتان آن را آشکار بفرمایید.
بله، من خود محمد منصوریار بودم که زیر نوشته شما چیزی را نوشتم. بدون بزرگنمایی، وبلاگ شما را نکته سنج و سودمند میدانم و همچنین آینده ای روشن را برایش پیش بینی میکنم و آرزو دارم.
بخشی از این داستان که به دانش پیوند دارد را بنده هم میپذیرم که نمیتوان در اینترنت به شایستگی گفتار کرد. جایش در مقاله های تخصصی و همایشهای حرفه ای است. اما بخش دیگر کار که مراد من است، گفتار درباره پیامدهای اجتماعی و اثر پیاده سازی این نوآوری بر زندگی روزانه آدمیان است. به هر روی، دانش با آهنگی تند پیش میرود و سرشت و روان آدمیزاد کماکان بدون دگرگونی ریشه ای و پایه ای چنین مانده که میبینیم؛ دست کم در بخش های گسترده ای از این کره خاکی. شاید هنگامیکه دانشمندان بمب هسته ای را ساختند به روان ناپاک بسیاری از مردمان کاری نداشتند، نمیتوانستند هم کاری داشته باشند، احتمالا شرایط جهان آن روز هم چنین چیزی (پیرایش اخلاق، سپس پیشبرد دانش) را تاب نمیآورد. داستان در روزگار ما نیز چنین است. پس بهتر است که نسبی نگر باشیم و بکوشیم تا پیامدهای نیک این کار را بیشینه کنیم و پیامدهای بدش را کمینه.
همچنین اندیشه سفر به سیاره های دیگر و آماده سازی آنها برای اینکه آدمی بتواند در آنجا زندگی کند را بنده بیهوده نمیدانم، بلکه میتواند گره از بسیاری رنجهای ما در کره زمین را هم بگشاید.
تا همینجا بسنده میکنم و گفتار را به هنگامی دیگر وامیگذارم. بنده باور دارم بسیار خوب خواهد بود چنین چیزهایی میان فارسی زبانان به گفتار درآیند تا برای روبرویی با آینده آماده باشیم. چنین کاری میتواند در وبلاگ شما، وبلاگستان فارسی، تارنمای بالاترین، دیگر تالارهای گفتگوی و همچنین بخش بزرگی از اینترنت فارسی زبان انجام پذیرد.

با سپاس بسیار از شما،
م.م

پانوشت 1: بنده در این باره به زبان انگلیسی بسیار گفته ام و شنیده ام اما برای آشنایی شما با این داستان، دو گفتاری را که به زبان فارسی آغاز کرده ام را به شما پیشنهاد میکنم:

http://www.hupaa.com/forum/viewtopic.php?t=6331&start=0&sid=7bddcbc64bdc1161cdbf17cc6bc3a6a8

http://www.parssky.com/groups/forum_posts.asp?TID=4245&PN=1

پانوشت 2: اینکه میبینید نوشتار من کمی نامرسوم است از این روی میباشد که بنده باور دارم بهتر است تا آنجا که میشود از به کار بردن واژگان بیگانه خودداری کرد.

——————-

از اینجای گفتگو به بعد هم من و هم جناب منصوریار و هم شما دوستان عزیز در پای این صفحه نظرات مان را بصورت کامنت خواهیم نوشت.

9 پاسخ to “کرمچاله ها ( گفتگو با محمد منصوریار)”

  1. MM Says:

    لوکادیوم گرامی،

    با درود بسیار به شما،

    پاسخ دیدگاه شما را اینجا مینویسم و از ققنوس گرامی هم میخواهم که دیدگاه شما در بالای نوشته کنونی من بازنویسی کنند.
    بله، با افسوس باید گفت که بیشتر ایرانیان در کارهای گروهی بازدهی به اندازه کارهای فردی ندارند. اما فراموش نکنید که هر کار بزرگی که انجام شده، از «فرد» سرچشمه گرفته است، سپس با گرد هم آمدن اندیشه های نزدیک هم و یک سازماندهی هوشمندانه، پر و بال گرفته و به انجامی شایسته رسیده است. از این رو، به خود شما پیشنهاد میکنم که در این باره نوشته ای در وبلاگ خود بنگارید، اگر درخواست مرا نابجا نمیدانید و برآورد خواهش من برایتان خوشایند است.
    برای اینکه دستمایه ای برای اندیشیدن خوانندگان این گفتار فراهم آورده باشم، اندکی برایتان از یک کاربرد شدنی این نوآوری میگویم:
    اگر گمانهای من درست باشند و آزمایشات به خوبی پیش بروند، میتوان گفت که مفهوم فاصله فیزیکی بسیار کمرنگ خواهد شد. برای نمونه ققنوس جان در کانادا خانه دارند، پس ایشان خواهند توانست به همان آسانی که از یک سوی شهر خود به سوی دیگر میروند، از آنجا به ایران آمده و برگردند، که چند دقیقه بیشتر زمان نخواهد برد! پس میتوان گفت همانگونه که اینترنت مرزهای میان نوشته، صدا، تصویر و هر گونه اطلاعات دیجیتالی را میان آدمها از میان برداشته، این فناوری میتواند مرزهای فیزیکی را از میان بردارد. پس میتوان این نوید را به میلیونها مهاجر – بویژه مهاجران ایرانی تبار که بسیاری از آنها حس ویژه ای به سرزمین مادری دارند – داد که مفهومی به نام «غربت» میتواند از میان برداشته شود و یک آزادی شگرفی به دست آید و هنگامیکه شما بتوانید در زمان چند دقیقه کشورها و قاره ها را بپیمایید، کدام دولتمردی میتواند دیگران را محدود به چیزی کند؟
    گرچه احتمالا خواهید پذیرفت که این یک آزادی از گونه ای نوین است که میتواند پیامدهای شیرین و همچنین هراسناکی را به همراه بیاورد…
    به هر روی، بنده که خود همیشه هوادار آرامش و آسودگی بیشتر در پی این تلاشهایم بوده ام.
    شما هم دلشاد و سرفراز باشید.

  2. ققنوس Says:

    لوکادیوم عزیز فرموده اند که:

    ایده ی خیلی خوبیه!
    متاسفانه وبلاگهای فارسی زیاد اهل کارهای گروهی نیستند.این روشها میتونه یک وبلاگ رو خیلی پربارتر کنه.سر افراز باشی جوون
    —————————-
    خود جناب منصوریار هم فرموده اند که
    ققنوس جان من را خوشنود و شرمنده کردی. دست شما درد نکند. در آغاز خواهشمندم به این سه نوشته نگاهی بیاندازید:

    http://www.centauri-dreams.org/?p=561

    http://www.americanantigravity.com/articles/455/1/Iranian-Einstein/Page1.html

    http://extremetechnology.blogspot.com/2006/03/macroscopic-tranversable-spacewarp.html

    البته در این باره سخنان یاوه و ارزشمند در اینترنت زیاد است و به هم آمیخته. جداسازی آنها نیز کاری دشوار میباشد. اما اگر بازخوردها درخور باشند میتوان گفتار شایسته ای را پیش برد. به هر روی، از شما سپاسگزارم.

  3. ققنوس Says:

    جناب منصوریار عزیز و گرامی

    اول از همه ببخشید که پاسخ شما قدری به تاخیر افتاد. شرمنده شما هستم. اما بعد، راستش شخصا زیاد از فیزیک بالاتر از آنچه در دانشگاه بعنوان فیزیک یک و دو و سه خواندم (سال‌های سال قبل) چیز زیادی نمی‌دانم. امیدوارم به شما بر نخورد اگر بگویم که من توانائی درک مفاهیم سطح بالای فیزیک را ندارم. راستش همین مفهوم سیاهچاله‌ها را چندبار سعی کردم بفهمم ولی نشد که نشد! حتی سخنرانی (لکچر) یکی از استادان فیزیک که نظریه‌اش مخالف نظریه «استیفن هاوکینگ» بود را ضبط کردم و چند بار نگاه کردم تا بفهمم بالاخره بر سر آن ماهی بدبخت که در سیاهچاله افتاده چه می‌آید و از دید او دنیای اطراف چه شکلی است که باز هم گفتار آن استاد راهی به درون ذهن مغشوش و معیوب من پیدا نکرد.

    نه اینکه کاری که شما می‌کنید و موضوع تحقیق‌تان را سرسری بگیرم و بگویم این هم مربوط به همان سیاهچاله‌ها و همان عوالم است، ابدا. فقط ای‌کاش می‌شد راهی یافت که این مفاهیم «کرمچاله‌» و امثال‌هم را برای مردم عادی و عوام جامعه با سطح سواد و دانشی در حد من توضیح داد. اگر عنایت بفرمائید و ترجمه‌ای همه فهم از مقالات‌تان را در اینجا بگذارید و یا ارسال بفرمائید قول می‌دهم یک پست کامل به هرکدام‌شان اختصاص دهم. راستش فکر می‌کنم امثال من در همان حد فیزیک نیوتون و احیانا مدل کیک کشمشی تامسون مانده‌اند.

    در عین حال اگر مایل باشید می‌توانیم بحث را به سمت موارد دیگری مثل همان خروج بشر از کره زمین و رفتنش به کرات دیگر برای اقامت و یا مباحثی از این دست هدایت کنیم.

    ارادتمند شما
    ققنوس

  4. MM Says:

    ققنوس جان،

    با درود و سپاس. براستی که امروزه فیزیک دانشی بسیار گسترده و شاخه شاخه است. کارشناس گشتن در هر یک از شاخه ها و زیر شاخه های آن زمان بسیار میبرد و بایسته و شدنی نیست که کارشناسان از ریزه کاریهای زمینه کاری برخی از همکاران خود سر در آورند، پس مردمان عادی که جای خود دارند. بنده نیز هنگامیکه گفتاری را در وبلاگ شما آغاز کردم، منطقاً پذیرفته ام که برای خوانندگان شما چیزی را بگویم که سودمند باشد، نه آنکه دور از دسترس بنماید. هر چند با اینکه برای هر کس میتواند طبیعتاً پرسشهایی درباره نوآوریهای دانش و فناوری پیش بیاید، تنها کارشناسان آن رشته شایستگی داوری درباره آن را دارند، اما آنجا که سخن از کاربردهای دانش در زندگی روزمره آدمیان است، همه میتوانند دیدگاه خود را بگویند تا باشد که آینده ای بهتر برای خود و فرزندانشان ساخته شود. برای نمونه اگر دانشمندان کشوری (وابسته به نهادهای دولتی یا غیر آن) بگویند که برای کشور پسندیده تر آنست که از نفت و زغال سنگ، برق تولید نکنیم و باید از انرژی هسته ای سود ببریم، شایسته نیست بگویند چنین سخنی تخصصی است و دیگران شایستگی گفتن دیدگاهشان در این باره را ندارند؛ مردم و کوشندگان محیط زیست نیز میتوانند در پاسخ بگویند که ما به کارگیری انرژیهای جایگزین (مانند انرژی باد، خورشیدی، گرمازمینی، جزر و مدی، …) را برای تولید برق خوشتر میداریم و خواهان آنها هستیم.
    داستان فناوری کرمچاله های گذر پذیر نیز مانند همان است. به هر روی، بنده خواندن پیوندهای زیر را برای آغاز کار پیشنهاد میکنم که آشنایی درخوری با این گفتار را به دست میدهند:

    http://www.npl.washington.edu/AV/altvw33.html
    http://www.npl.washington.edu/AV/altvw39.html
    http://www.npl.washington.edu/AV/altvw53.html
    http://www.npl.washington.edu/AV/altvw69.html
    http://www.npl.washington.edu/AV/altvw103.html
    http://www.analogsf.com/0505/altview.shtml

    آنها را دارای نوشتاری ساده یافتم، اگر پیچیده مینمایند، بفرمایید تا دنبال نوشته هایی ساده تر بگردم. همچنین میتوانم نوشته ای از خودم که به تازگی آنرا کار کرده ام را پیشنهاد کنم:

    http://www.hupaa.com/page.php?id=3399

    البته این نوشته بخش دومی نیز در راه دارد که امیدوارم بتوانم آنرا زودتر به پایان برسانم و خبرش را در اینجا بگویم.
    هر آینه، به باور من بهتر است به گفتار درباره کاربردها در وبلاگ شما بپردازیم (هر چند اگر پرسش دیگری در میان بود نیز بفرمایید)، از این رو میخواهم اندیشه کاهش چگالی شمار مردم (جمعیت) را، اگر بتوان به سیارات دیگر سفر کرد، در اینجا پیش کشم:
    از دید بنده کاهش شمار مردم هر سرزمینی میتواند در آسایش زندگی مردمان آنجا نقش بسیار بزرگی داشته باشد. نبود ترافیک و خیابانهای خلوت و در پی آن نبود میلیونها ساعت از دست رفتن زمان مفید کاری و تفریحی و همچنین کاهش آلودگی هوا در پی آن، بودن فرصتهای کاری برای همه و نبود چیزی به نام بیکاری، برابر بودن ظرفیت پذیرش دانشگاه ها با شمار کسانی که خواهان فراگیری دانش هستند و نبود غولی به نام کنکور درپی آن که روزگار بسیاری از جوانان را تیره کرده، برابر بودن تختهای بیمارستانی با شمار بیماران و نشنیدن جمله دردناک «جا برای شما نداریم» از سوی بیماران دردمند، شدنی بودن به کارگیری روانشناسان کودک برای مهدکودکها و دبستانها و … که با در دست داشتن زمان بسنده برای پرداختن به هر بچه در کاهش آسیبهای رفتاری خردسالان بکوشند تا بسیاری از رفتارهای بزرگسالی آنها به خودشان و دیگران آسیب جسمی و روانی نرسانند (چیزی که در زمان کنونی از برای شمار کم روانشناسان و مشاوران تربیتی و شمار زیاد دانش آموزان، از کمبودهای بسیاری رنج میبرد) و در پی آن کاهش زیاد بزه در جامعه، شدنی بودن گرفتن حساب شده مالیات از شهروندان و برنامه ریزی هدفمند برای آنها به وسیله دولت (مانند کشورهای اسکاندیناوی)، و برخی چیزهای دیگر که همه میتوانند پیامدهای کاهش شمار مردم باشند.
    با این همه، اندیشه سفر به کرات دیگر و مسکونی سازی آنها و بردن برخی از مردم زمین به آنجاها با به کارگیری ترابری کرمچاله ای میتواند سودمند باشد. دیدگاه شما چیست؟

    با سپاس دوباره از شما

  5. MM Says:

    ققنوس گرامی،

    با درود و آرزوی تندرستی. این هم بخش دوم مقاله من که درباره اش گفته بودم:

    http://hupaa.com/page.php?id=3409

    پیوند وبلاگ شما را هم در گفتار مربوطه آوردم. پیروز باشید.

  6. ققنوس Says:

    جناب منصوریار گرامی

    ضمن تشکر از توضیحات شما و لینک‌های ارسالی.

    بر این باور هستم که من و شما با دو زبان مشابه داریم در مورد خطرات پدیده «انفجار جمعیت» صحبت می‌کنیم. من معتقدم جمعیت «کلنی انسانی» مثل هر موجود زنده دیگری که در شرایط مناسب زندگی قرار می‌گیرد، بصورت خطرناکی در حال بالا رفتن است. کره زمین دارد به جائی می‌رسد که دیگر نمی‌تواند پذیرای این همه «دهان» باشد. اما راه حلی که من پیشنهاد می‌کنم (انگار من که هستم؟؟؟!!! منظورم این است که بعنوان یکی از آن شش هزار میلیون نفر ساکن این کره) این است که جلوی زاد و ولد بیش از حد مردم را بگیریم و بشر را تشویق کنیم که تا حد امکان جمعیتش را در همین مرز خطر کنترل کند.

    شک ندارم که رفتن انسان به کرات دیگر و تلاش برای یک شروع جدید می‌تواند در تاریخ بشریت نقشی به همان بزرگی و اهمیت کشف قاره آمریکا بازی کند ولی بر این باور هستم که با این شکاف عظیم بین انواع انسان‌ها چنین اکتشافاتی یا ممکن نیست و یا باعث خراب‌تر شدن کار می‌گردند. هنوز در دنیای ما میلیون‌ها نفر گرسنه وجود دارند و هنوز با «یک‌دلار» می‌توان جان انسانی را در گوشه‌ای از آن از مرگ رهانید. با دسترسی به سیارات دیگر چند سناریو محتمل است:
    اول) هرچه فقیر بدبخت بیچاره در جهان هست را بار کشتی فضائی می‌کنیم می‌فرستیم‌شان به دنیائی دیگر و ناشناخته تا بقول انگلیسی‌زبان‌ها «یا شنا کنند یا غرق شوند».
    دوم) اگر سیارات مقصد جای بدردبخوری باشند و آب‌وهوائی مثل جنوب کالیفرنیا یا هاوائی داشته‌باشند ثروتمندان کره زمین را می‌فرستیم آنجا و آدم‌های بدبخت و بیچاره باقی‌مانده بر کره زمین آنقدر مثل سوسک توی خودشان می‌لولند تا جان‌شان به‌در آید.
    سوم) در دراز مدت همین شکاف بین قاره آمریکا نشینان و دیگر مردمان جهان این‌بار در مقیاس فضائی رخ می‌دهد و باز روز از نو و روزی از نو.

    مسلما تکنولوژی کرم‌چاله‌ای با از میان برداشتن فواصل می‌تواند نقش بسیار مهمی در زندگی بشر بازی کند. این می‌تواند انقلاب تکنولوژیکی‌ای باشد که بشر سالیان سال است در کتاب‌های علمی تخیلی به دنبال آن است و اکنون در دنیای واقع آن را می‌یابد. فقط ای‌کاش بتوان از این تکنولوژی برای بهبود زندگی نوع بشر و نه گروه خاصی از آنان استفاده کرد. اگر بتوان چنین کاری را در روی زمین (و نه بین کرات) انجام داد آنوقت شاید با از میان برداشته‌شدن دیوارها، انسان‌ها بیشتر با یکدیگر بجوشند و تماس داشته‌باشند، حمل و نقل کالاها و خدمات و «غذا» در جهان بسادگی انجام بگیرد و آدم‌ها بتوانند همانگونه که اکنون با اینترنت بصورت «مجازی» به همه چیز دسترسی دارند در آن زمان بصورت «واقعی» با انواع کتب و مکان‌ها بقدر «یک کلیک» دستگاه مسافرت فاصله داشته‌باشند. شاید به این وسیله ساختار چاله-قله‌ای اجتماع کنونی بشر تبدیل به ساختار زمین‌صاف-تپه بشود. این از میان برداشته‌شدن فاصله‌ها شاید بتواند به برخورداری همه مردم از مزایای کره زمین کمک کند.

    در انتها برای جمع‌بندی عرایضم در بالا باید بگویم که بنظر من اولا باید جلوی کنترل جمعیت بشر را گرفت و ثانیا ساختار جامعه بشری را قدری اصلاح کرد تا مبادا با رفتنش به کرات دیگر باز هم آش همین آش و کاسه همین کاسه باشد.

    با تقدیم احترام

  7. MM Says:

    ققنوس گرامی،

    با درود دگر بار. بله من و شما هشدار یک چیز را میدهیم. اما به باور من اگر فناوری کرمچاله های گذرپذیر به پیروزی آزمایشگاهی برسد، میتوان گفت که آن خواهد توانست «صورت مسئله» پیامدهای بد «انفجار شمار مردم» را پاک کند.
    باورمندم که نیروی جنسی آدمی بسیار سرکش است و در همه جا نمیتوان سیاستهای سختگیرانه ای مانند دولت چین را پیاده کرد؛ همچنین لشگر تهیدستان از فرزندآوری باز نخواهند نشست تا بلکه اگر یکی از فرزندانشان از مرگ و میر جان به در برد و در زندگی توانگر شد و مهر پدر و مادر همچنان در دل داشت، یاور روزهای پیری آنها باشد. همچنین اگر نخواهیم که جنگهای آینده بر سر منابع طبیعی مانند آب شیرین و نفت و گاز باشد، باید در اندیشه سرزمینهای تازه و منابع سرشاری که کرات دیگر منظومه خورشیدی و دیگر کهکشانها دارند باشیم.
    از سوی دیگر، مسکونی سازی کرات دیگر میتواند اثرات ژرف دینی و باوری نیز به همراه آورد، برای نمونه میتوان به بنیادگرایان هر آیینی یک کره را واگذار کرد تا بروند و بهشت دلخواه خود را در آنجا بسازند! فقط امیدوارم جنگهای میان پیروان باورهای گوناگون در روی زمین به جنگهای میان سیاره ای کشیده نشود!
    همچنین اگر بتوان براستی فاصله فیزیکی را برداشت، پیامدهای اقتصادی نیز بزرگ خواهند بود. از برای نمونه میتوان تصور کرد که در همه جهان یک نرخ ارز خواهد ماند و درآمد و هزینه در همه جا اگر به یک واحد پولی انجام پذیرد، به یک برابری گسترده خواهیم رسید. احتمالاً دیگر رنج بسیاری از امریکاییان از اضافه وزن و رنج بسیاری ار افریقاییان از کمبود خوراک کاهش خواهد یافت. همچنین اگر مفهومی به نام «دیگری» (کدام دیگری؟ او که میتواند در لَختی از زمان به من برسد!) و جنگ با دیگری و جنگ بر سر خاک و سرزمین از میان بروند، شما تصور بفرمایید چه میزان هزینه های نظامی و جاسوسی و رسانه ای دیوانه وار برای دامن زدن به ترس از «دیگری» از میان خواهند رفت یا دست کم بسیار کاهش خواهند یافت؟ و آن هزینه ها را میتوان به کارهای پزشکی و آموزشی داد.
    با اینکه میگویند آدمی میلیونها سال بر خوی جانوری میزیسته و تنها چندین هزار سال است که با تمدن آشنا شده، اما باید پذیرفت که نوآوری و مهار نیروی طبیعت از راه دانش و فناوری، بر خوی آدمی نیز اثر گذاشته است…
    امید من آنست که فناوری کرمچاله ها نیز بتواند اثرهای نیک از خود به جا بگذارد، تا دیدگاه دیگران چه باشد. با سپاس از شما.

  8. MM Says:

    با درود به همه، به ویژه ققنوس گرامی؛

    بخش فارسی تارنمای اینجانب به کار افتاده و دوستان میتوانند از آن بازدید کنند:

    http://www.mansouryar.com/indexfa.aspx?id=7

    اگر هم در این باره نظری داشتید، با ایمیل یا درج در همینجا به آگاهی من برسانید، سپاسگزار خواهم شد.

  9. Mqgnyswn Says:

    bridal bouquets calla lilies,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: