سفر خانم انوشه انصاری و آنچه من نمی دانم

چند روز است به هر وبلاگی که سر می زنم مطلبی درباره سفر خانم انوشه انصاری به فضا نوشته اند. راستش در این زمینه سوالاتی برای من مطرح است به شرح زیر:
اول: من تاقبل از اینکه خانم انصاری بخواهند به فضا بروند روحم از وجود چنین بانوئی خبر نداشت. اصلا ما چند تا از این ایرانیانی که پس از کسب رتبه ای جهانی در زمینه ای خاص به یدک کشی لقب » موفق» از جانب ما مفتخر می شوند را قبل از توجه رسانه های غربی می شناسیم وحاضریم آنان را موفق بدانیم؟
دوم: سرکار خانم انصاری با همت و درایت و پشتکار خود توانست شرکتی موفق داشته باشد و با درآمد بالای آن به عنوان اولین زن توریست فضائی به آسمان صعود کند. حال من می پرسم که کدامیک از این دو پیشرفت مهم تر است؟ پیشرفت ایشان در زمینه علمی و کاری به عنوان یک خانم تحصیلکرده با درآمد بسیاربالا و یا رفتن ایشان به فضا؟ چرا ما توجه نمی کنیم که فضا رفتن ایشان کار مهمی نبوده، هر کسی که پول آن را داشته باشد می تواند برود ولی تاسیس و اداره و هدایت شرکتی که چنین پول ساز باشد -آنهم در دنیای پررقابت غرب- است که کار هر کسی نیست و الحق باید به ایشان برای چنین کاری تبریک گفت. راستی اگر ایشان در یک زمینه علمی یا هنری موفقیتی در سطح جهان کسب کرده بودند برخورد ما با ایشان چه بود؟ در زمینه موفقیت مالی ایشان که هیچکس چیزی نگفت. گمان نکنم که در زمینه موفقیت علمی یا هنری هم کسی زحمت طرح مسئله را به خود می داد. ولی «فضا» هم مثل «اتم» و «انرژی هسته ای» دهان پرکن است.
سوم: همانجور که اکثر وبلاگها نوشته اند ایشان اگر در ایران مانده بودند الان مشغول یک کار پیش پا افتاده عادی در یکی از ادارات می توانستند باشند. چرا ما سعی داریم به دیگران بفهمانیم که ایشان «یک ایرانی» هستند و نه یک «ایرانی-آمریکائی»؟ آیا قسمت ایرانی بودن ایشان در موفقیت شغلی و رفتن شان به فضا سهم بیشتری دارد یا آمریکائی بودن شان؟ از طرف دیگر ایشان سالهای سال زحمت کشیده اند تا به جائی که الان هستند برسند، چرا ما دلیل موفق بودن ایشان را ایرانی بودن شان می دانیم؟ به ازای هرکدام از این ایرانیان موفق چند صد هزار ایرانی نا موفق می توان مثال زد؟ اصلا اگر ما ایرانی ها ذاتا آدمهای با استعداد و موفقی هستیم که دیگر این خانم هنر نکرده به فضا رفته و اگر ایرانیان ذاتا اینگونه نیستند پس این خانم یک پدیده استثنائی در میان ما محسوب می گردد و طبعا مسئله به فضا رفتن ایشان زیاد به ما آدم های بی استعداد مربوط نمی شود. چرا سعی داریم بر جنبه ایرانی بودن ایشان تا این حد تاکید کنیم؟ چرا اگر دو قطار خود بخود به حرکت در بیایند و به هم بخورند و منفجر شوند و سیصد چهارصد نفر درجا کشته شوند و یا هرروز شصت هفتاد نفر در جاده های مان جان خود را از دست دهند ویا هوای پایتخت مان از مسموم ترین هواهای دنیا باشد، هیچکدام اینها به ایرانی بودن ما مربوط نیست ولی اگر خانم محترمی که سالیان سال دور از ایران زیسته وبا همت و پشتکار خود توانسته ثروتمند گردد وبه فضا برود موفقیتش مرهون ایرانی بودن ایشان است؟
چهارم: اگر همین الان که خانم انصاری از فضا به زمین برگردد و بخواهد مثلا با خانواده خود در ایران دیدار نماید و با رعایت تمام ضوابط شرعی و حجابی وبا پاسپورت ایرانی خود به ایران باز گردد، دولت و ملت ایران با وی چه برخوردی خواهند کرد؟
پنجم: آیا ما ایرانیان سعی نمی کنیم که با دربوق کردن این سفر فضائی به نوعی برروی عقده «پیکان-پراید سازی» مان سرپوش بگذاریم؟ همانگونه که دستیابی به انرژی هسته ای را دستاویزی برای پوشاندن عقده حقارت مان کرده ایم، آیا در حال استفاده ابزاری از ایشان برای نشان دادن اینکه «هنرنزد ایرانیان است و بس» نمی باشیم؟
ششم: از وجود خانم انصاری سه استفاده می توانیم بکنیم
1) ازوجود و تخصص و اعتبار مدیریتی چنین خانمی برای پیشبرد اقتصاد کشور کمک بگیریم
2) با الگوکردن خانم انصاری به زنان و دخترانمان نشان دهیم که امکان دستیابی به هرموفقیتی را که بخواهند در جامعه کنونی ایران دارند حتی اگر رفتن به فضا رویای آنها باشد
3) ایشان را به کتاب رکوردهای گینس و امثالهم بسپاریم و نهایتا از ایشان مجسمه ای محجبه در فلان تالار یا موزه شهر بسازیم تا یادمان نرود که ایرانیان چه خدماتی به جامعه جهانی ارائه دادند.
کدامیک از این سه کار را باید بکنیم؟
هفتم: نقش آیت الله کاشانی (یا هر شخصیت مذهبی دیگر مثل مدرس یا خیابانی) در نهضت اسلامی فرستادن خواهر انوشه انصاری به معراج چه بود؟ در کتابهای تاریخ مدارس مان در این زمینه چه موضعی باید داشته باشیم؟ چگونه باید در مغز نسل بعدی کنیم که هدف این خواهر از این کاری که کرد حمایت از «انرژی هسته ای» بود؟
هشتم: با بود و نبود پرچم ایران بر بازوی یونیفورم فضائی ایشان چه برخوردی بکنیم تا آسمان به زمین و زمین به آسمان نرود و قضیه از دید ملی-پرچمی دچار اشکال شرعی نگردد؟
نهم: بررسی نقش «زن» بودن ایشان در رفتن شان به فضا و قلم فرسائی و تاکید بر «زن» بودن ایشان در جامعه مرد سالار ایران (بدون توجه به اینکه وی در آمریکا زندگی و کار می کند) و دادن شعارهائی در زمینه حقوق پایمال شده زنان ایران به عهده چه کسی است؟
دهم: مقارن شدن رفتن یک زن مسلمان ایرانی به فضا و سخنرانی رئیس جمهور ایران در سازمان ملل، از نشانه های ظهور هست یا نیست؟
هرآنچه فکر کردم دیدم موخره ای برای این پست ندارم. فقط برای خانم انصاری آرزوی سفری خوش و سلامت دارم.
شاد و پیروز باشید.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: