سوالات سرزمین رویائی بخش دوم (پاسخ سوالها)

اما پاسخ سوالات :
اول: مذهبیون می گویند که پس از حضرت محمد بشر به رشدی رسید که دیگر نیازی به ارتباط دست اول از طریق پیامبر با خدا نداشته باشد. ضمنا می گویند که قرآن معجزه پیامبر اسلام است و چون کتاب است و قابل خواندن و چون مصون است از تحریف (نمی دانم چرا ولی گمان می کنم هر که گفت این کتاب تحریف شده مسلمانان با وی کاری بکنند که طرف هر ثانیه آرزوی سلمان رشدی بودن، کاریکاتوریست دانمارکی شدن یا تئو ونگوگ بودن را صدها بار بکند! دیدی که قرآن تحریف نشده؟!!) پس تا ابد برای بشر معجزه محسوب می گردد.
به نظر خود من این که قضیه آمده و آمده و آمده و بعد هزار و چهارصدسال پیش یک دفعه قطع شده کمی مشکوک است.
درضمن شخصا نیازی به دیدن پیامبران یا معجزات الهی ندارم، آقایان در این بیست و هفت هشت سال آنچنان معجزه الهی را به من نشان داده اند که هنوز جایش درد می کند! دین و ایمان من هم جزء همان چیزهائی که حضرات یک پایشان را گذاشتند این طرفش و پای دیگرشان را آن طرفش و ….
دوم: مذهبیون می گویند که او می خواسته مسئله را حالی خود ما بکند تا ما بفهمیم چقدر خوبیم و چقدر بد (اصل مسئله ایراد دارد اینها مسئله را به خوبی و بدی ربط می دهند!). گروهی دیگر هم می گویند دلش خواسته و کرده است، قادر مطلق یعنی همین دیگر! برای اینان هم که همه قضایا به همین نحو حل شده است، بلا نسبت کره خر آمده اند و الاغ می روند، خوشا به سعادت شان. دسته ای دیگر هم می گویند که ما چون احاطه به موضوعی بنام خدا نداریم پس نباید در این باره صحبت کنیم، خلاص!
من فکر می کنم در نهایت بحث به «جبر» و «اختیار» می کشد و اینکه به کدامش باور داری. همینجوری اش خیلی تایر این مسئله به ضرر مذهبیون فس و فس می کند! شدیدا یک جای قضیه می لنگد.
سوم: طبق قانون دوم ترمو دینامیک هم می توان وجود خدا را نفی کرد (وقتی سیستم به سمت بی نظمی می رود پس دیگر نظم دهنده ای در کار نیست یا یک زمانی نظمی داده و بعد کنار نشسته) و هم می توان آن را اثبات نمود (در جهانی که به سمت بی نظمی پیش می رود دستی به در آمده و به آن نظم داده). تا نظم را چه بدانی. گروهی هم می گویند که اصلا همین قانون دوم ترمودینامیک هم مخلوق ذات باریتعالی است و شما نمی توانید با استفاده از مخلوق، خالق را نفی کنید! خوشا به سعادت شان!
خود من معتقدم که آنچه برداشت ما از «حیات» است خود بخود برداشتی است از چیزی کامل چون چیز دیگری را ندیده ایم که با آن مقایسه کنیم! وقتی هم که به چیزی بینا بین مثل حیاتی که «ویروس» دارد بر می خوریم کله مان را می خارانیم که این را چگونه تعریف کنیم. آیا زنده است یا نه. فکر کنم موجوداتی هم که در فاصله های بسیار دور بر روی کرات دیگر زندگی می کنند این برداشت را از خود دارند و خود را تنها خلقت کامل و ممکن می دانند هرچند که مثلا از دید ما دماغ شان بسیار بزرگتر از دماغ های ما باشد و یا آنتن بالای سرشان داشته باشند! خلقت ما در نظرما از آن جهت کامل است که ما گونه دیگری از خلقت را ندیده ایم و وقتی به هر موجودی در همان زمان و مکان خودش می نگیریم به نظرمان کامل می آید چون نمی توانیم آن را به طور حتم و یقین با میلیون ها سال که از سر گذرانده و یا میلیون ها سال که در پیش رو دارد مقایسه کنیم و بگویئم که مثلا دندان این جاندار کامل بوده (یا نبوده) و بعدا اینگونه خواهد شد (یا نخواهد شد). ما به گذشته و آینده مخلوقات اشراف کمی داریم پس نمی توانیم حکم بدهیم که «به به ! به جهان بنگر و ببین که چقدر خداوند کامل خلقش کرده است» همانگونه که نمی توانیم حکم بدهیم که «این جهان ناقص است «.
چهارم: در چند کتاب مذهبی خوانده ام که اصل تکامل تدریجی میمون به انسان به هیچ نحو خلقت خدا و داستان آدم و حوا را نفی نمی کند. پس از خواندن چند صفحه از استدلالات مشعشعانه کتابهای مذکور به جای ادامه دادن برای درک بهتر مطلب، کتاب را برای قهقه زدن و کیف کردن از مزخرفاتی که نوشته خوانده ام، عینا همانگونه که به استدلالات ملا حسنی ارومیه گوش می کنیم! به نظر من این دو مسئله (تکامل و خلقت آدم و حوا) اصلا با هیچ چسب دو قلوئی به هم نمی چسبند. عین دو خط موازی می مانند که به یکدیگر نمی رسند مگر به حکم رهبر!
پنجم: مذهبیون معتقدند که دین تحریف شده ولی کتاب دین که محور آن است تحریف نشده (همانگونه که در بالا توضیحش را عرض کردم) و تا کتاب آن را داریم عجله ای برای دور ریختن تحریفات نداریم، یک کاری اش خواهیم کرد. بنشین یک چائی با هم بخوریم تا بعد! نقشه کامل و درست را داریم، یک روزی هم به سروقت دیوار می رویم و آجرهای بد آن را خارج می کنیم (ظاهرا که الان همان آجرهای بد و تحریف شده زیر بتون آرمه زمان تبدیل به یک سد دز گشته است!).
در جواب اینکه خدا می دانست دینش تحریف می گردد پس چرا آوردش و این حرفها مذهبیون می گویند که خودش جلوی تحریف را خواهد گرفت (چطوری اش را که از ایشان بپرسی با بیل دنبالت می کنند تا نشانت بدهند!) و این تحریفها تله است و دام برای آنان که سست ایمان هستند و خلاصه خداوند می خواهد به این وسیله سره را از ناسره (با سین بود یا صاد نمی دانم، خیلی وقت است از این مزخرفات مذهبی به دور هستم) جدا کند. حال مگر بیکار بود که لقمه را دور سر بگرداند باید گفت که ظاهرا بوده!
در جواب بهترین وقت برای ظهور پیامبر جدید می گویم که ما چون به کل مجموعه ای بنام زندگی بشر احاطه نداریم پس نمی دانیم که مثلا در آینده وضع از این که الان است بد تر می شود پس باید آن موقع پیامبر بیاید یا بهتر می شود پس اصلا نیاید. در هر دورانی مردم می گفتند که آخر الزمان شده و در هیچ روزگاری کار خلائق تا بدین حد زار نبوده و چه و چه و الان است که دیگر خداوند باید پیامبری بفرستد. ترتیب برنامه حرکت قطارها (ببخشید کاروان) رسالت با مدیر شبکه راه آهن (=خود خدا) است، حالا در ایستگاه شما تابلو نزده اند که قطار بعدی کی از راه می رسد که نباید کل نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبری را زیر سوال ببری!
امیدوارم توانسته باشم به سوالات شما پاسخ بدهم (هرچند کم و هرچند با زبانی الکن). به سوالاتی که مطرح فرموده اید اضافه می کنم:
اول: چه تعداد از این صد و بیست و چهار هزار پیامبر را به اسم می شناسیم؟
دوم: ظاهرا اکثر آنها در منطقه خاور میانه ظهور کرده اند. آیا مردمان باستانی سر زمینهای چینی ها، ژاپنی ها، روس ها، اروپائیان، سرخپوستان و غیره هم پیامبرانی داشته اند؟ اسامی شان در کجا ثبت و ضبط است؟
سوم: اگر بخواهیم در جواب «تحدی» قرآن که می گوید «اگر از اینکه قرآن کلام پروردگار است در شک هستید سوره ای مثل آن بیاورید» کاری بکنیم چگونه مطمئن شویم که مسلمانان متمدن (آخرین پیامبر مال ایشان بوده) و فهمیده (آنقدر که پس از حضرت محمد خداوند تشخیص داد که دیگر به حد بلوغ فکری رسیده اند که پیامبر دیگری نخواهند) با ما کاری نمی کنند که آرزو کنیم ای کاش به دست آدمخوران آمازون افتاده بودیم؟
چهارم: چرا از چهل و پنج کامنت در عرض چهل و هشت ساعت یکی نیامده به سوالات دانه به دانه پاسخ بدهد؟ نمی دانیم یا می ترسیم یا از ندانستن مان می ترسیم یا حرف حساب جواب ندارد؟
پنجم: تکلیف شرعی مسلمانانی که می خواهند دستشان به من و شما برسد و ما را زنده زنده آتش بزنند ولی دستشان از پشت دستگاه به ما نمی رسد چیست؟ آیا باید کامپیوتر خود را آتش بزنند و میز کامپیوتر خود را آب بکشند؟ آیا باید در خیابان به راه بیافتند و عربده بکشند و شیشه های بانک ها را خرد نمایند و سیم های تلفن را از تیرک پائین بکشند تا این اینترنت خبیث به سزای اعمال خود برسد؟
ششم: کلی سوال دیگر که بعد از روشن شدن سرنوشت شیرینی گل محمدی جرات مطرح کردنش را خواهیم یافت.
یا حق
ققنوس
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: