سیزده آبان را از این که هست نحس تر نکنیم

فردا شنبه سیزدهم آبان ماه است. بله، همان «یوم الله سیزده آبان» کذائی! همان روزی که گوشهای دانشجویان مثلا مسلمان پیرو خط امام شان پرشده از زمزمه ها و شعارهای ضد امپریالیستی ساخت مسکو نتوانستند صداهای مخالف که می گفتند «آقا نکنید این کارها که ضرردارد و آبرویمان می رود و بیچاره می شویم»را بشنوند.
در چنین روزی فرزندان ملت انقلابی ایران که فکر می کردند با پیروز شدن انقلابشان هر غلطی که بخواهند می توانند در جهان بکنند به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و به اسم دستگیری جاسوسان آمریکائی نه تنها تمام تعهدات بین المللی که کشورها در محافظت از جان کارمندان دولت های دیگر در خاک شان به عهده دارند را نقض کردند بلکه کارمندان سفارت را برای بیش از یک سال به گروگان گرفتند.
رهبری روز ایران هم پشت سر این فریب خوردگان ایستاد. و مردم نیز «گوسفندانه» به خیابان آمدند و حمایت خود را از این «کشف بزرگ لانه جاسوسی» اعلام نمودند. در نتیجه رفت بر سرمان آنچه که می دانیم و می بینیم از تحریم و تقبیح و جنگ و بد بختی.
«آفتاب و ماه درگشت، سالها بگذشت» و سال 1358 به سال 1385 رسید. دو عدد سمت راستش با هم جابجا شدند و به همراه آن دو عدد نسلی از جوانترها جای نسل قدیمی تر را گرفت. اکنون جوانان بیست سی ساله ای که به سفارت ریختند تا پدر امپریالیسم را در آورند خود پدر شده و به این نتیجه رسیده اند که پدر امپریالیسم که در نیامد هیچ، پدر هفت نسل بعدی شان جلوی چشم شان آمده با این شیرینکاری ای که در ایام جوانی کردند.
اما آنچه دل را به درد می آورد این است که با رفتن نسل قدیم و آمدن نسل جدید انگار که هیچ چیز در کشور عوض نشده و این فقط اعداد و ارقام سال و ماه هستند که برای دل خویش شماره می اندازند و الا آش و کاسه همان است که بود. اکنون نیز گروهی ماجرا جو (از همان قبیله دانشجویان پیرو خط امام) در صدد بر آمده اند که کاری کنند (غنی سازی اورانیوم) کارستان تا پدر امپریالیسم را در آورند. سر اینان نیز همچون سلف شان داغ است و پشت شان گرم به مشتی شعار و حرف های گول زنک از قبیل اینکه امت اسلام چنین و چنان کردند و مسلمانان به پا خواسته اند و حزب الله دمار از روزگار اسرائیل درآورد و دست آخر اینکه آمریکای گرفتار در افغانستان و عراق هیچ غلطی نمی تواند بکند. از دیوار سفارت بالا روندگان هم به زمان خود غره این شدند که شاه را که ژاندارم خاورمیانه بود برداشتند و هوس صدور انقلاب به اقصی نقاط جهان را داشتند.
واکنشی که ملت ایران در سال پنجاه و هشت به خیمه شب بازی تسخیر سفارت نشان دادند همان است که دارند به شوی «انرژی هسته ای» نشان می دهند. تکرار شعارهای هشت من نه شاهی حکومتی از قبیل «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» و قرار گرفتن پشت همانهائی که ندانسته (یا دانسته) دارند مملکت را به ته دره می فرستند. واقعا باید خجالت کشید و شرمنده بود از نسل ماهواره و اینترنت و آزادی روابط دختر و پسر که اینگونه خود را تا حد عروسک کوکی پائین می آورند و هر آنچه بخواهند با ایشان می کنند، چسباندن عکس هاشمی باشد به پیشانی شان یا زنجیره انسانی ساختن دور نطنز یا ….. شرم دو گانه باد بر همان نسلی که شاهد بالارفتن از دیوار دیگران بودند، در جبهه از خود و زندگی خود مایه گذاشتند و اکنون که با چشم سر و چشم دل دیده اند که همه آنچه شاهدش بودند و یا فاعلش از ایشان ملعبه ای ساخته در دستهای آلوده گروهی اندک تشنه قدرت، باز هم چشمها بر می بندند و دهان به عربده می گشایند که «انرژی هسته ای می خواهیم که فلان کشور و بهمان منطقه دارد پس چرا ما نداریم» و اینگونه خود را در آغوش ملعبه بازان می اندازند تا با ایشان بکنند هر آنچه می خواهند.
بیست و هفت سال از ماجرای آن هجوم شوم می گذرد. اکنون در آستانه سالگرد آن خبط کبیر، دو کشور رو در روی هم ایستاده اند و دارند برای یکدیگر خط و نشان می کشند، یکی در خلیج فارس مانور راه می اندازد و دیگری چند روز بعد در همانجا مانوری در جواب این علم می کند و موشک ساخت دیگران را تست ده باره می کند.
آقایان، خانمها، برادران، خواهران، دوستان، عزیزان! تهدیدات جدی است چه این تهدیدات تحریم ها باشند و چه حمله نظامی. دل نبندیم به فاحشه دنیای سیاست روسیه که پشت سرمان می ایستد که تاریخ معاصرمان حتی یک مثال (تاکید می کنم حتی یک مثال) ندارد که روسیه قدمی به نفع ما برداشته باشد. نمونه آخرش زمان جنگ مان بود با عراق که فرزندان مان را سلاحهای ساخت همین روسیه می کشت و به سینه خاک می برد. اختلافها و چشم داشت های روسیه تزاری در زمان قاجاریه که دیگر در همه کتابهای درسی خودمان تدریس می شود.
دل خوش نباشیم که چین این ببر بیدار شده آسیائی دارد به گرگ امپریالیسم چنگ و دندان نشان می دهد در حمایت از ما. منافع اقتصادی چین با دوستان و شریکان و خود آمریکا بیشتر گره خورده تا با ما. ببر با گرگ بهتر کنار می آید تا ببر و آهو.
هنوز داریم پس از بیست و هفت سال تاوان آن روز سفارت را می دهیم. نکنیم کاری را که تاوان آن دربرابر این مصیبت بیست و هفت ساله به مقیاس بمب اتم با نارنجک دستی باشد.
انرژی هسته ای خوب است، حق ماست و باید داشته باشیمش ولی نه به قیمت از دست دادن همه چیزمان.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: