Archive for 16 نوامبر 2006

به تو نامه می نویسم

نوامبر 16, 2006

از رجا نیوز این نامه زیبا را برایتان کش رفته ام. توضیحات رنگی از نگارنده وبلاگ است:

—————————————–

نامه جمعي از دانشجويان مسلمان آمريكا به رئيس جمهور

در پی وعده رییس جمهور ایران به منظور سخنرانی برای مردم آمریکا، گروهی از دانشجویان مسلمان این کشور با استقبال از این حرکت، نامه ای برای وی ارسال کردند. (حال معلوم نیست که این «گروهی» چند نفر هستند، ده نفر هستند؟‌ هفت نفرند؟ در ضمن معلوم نیست که ین دانشجویان شیعه هستند یا سنی؟)

 

در بخشی از نامه دانشجویان مسلمان آمریکا به احمدی نژاد كه نسخه اي از آن براي رجانيوز ارسال شده، آمده است: آقای احمدی نژاد، از اینکه با وجود تمام فشارهای سیاسی بین المللی چرخه غنی سازی اورانیوم ایران را متوقف نکرده اید، خوشحالیم (د برو! شما را سننه؟ ما قرار است بخاطر این چرخه سوخت تحریم گردیم و یا وارد جنگ با آمریکا بشویم، شما خوشحالید؟). هر چند ما نیز آمریکایی هستیم اما ملیت ما گروگان دولت نومحافظه کاری است که دعوت به مذاکره را هم بی دلیل رد می کند. (خوانندگان محترم فقط فرض کنید که چنین نامه ای از سوی جمعی از دانشجویان ایرانی داخل کشور برای جرج بوش فرستاده می شد، کوچه محل زندگی تک تک شان را دولت «مهرپرور» شخم می زد با بلدوزر! باز هم به آزادی و دموکراسی آمریکا که این دانشجویان می توانند برای رئیس جمهور کشوری که مواضع خصمانه در قبال کشورشان دارد نامه فدایت شوم بنویسند و فردایش راست راست در خیابان راه بروند و آب از آب تکان نخورد)

دانشجویان مسلمان آمریکا افزودند: پیش از دیدار شما در آمریکا گاهی اوقات دچار شک و شبهه می شدیم که نکند احمدی نژاد هم جنگ طلب باشد؟ نکند او نیز بخواهد جنگ دیگری را رقم بزند؟ اما زمانی که از امکان مذاکره ایران با آمریکا حرف زدید و پیشنهادتان از سوی مقامات نومحافظه کار رد شد، مطمئن شدیم که شما فردی صلح طلب هستید و جز دستیابی به آرمان های مثبت انقلابی، انتخاب دیگری ندارید. (دانشجویان عزیز! فردی با چاقو به سمت تان می آید و بسیار محترمانه به شما می گوید : بیا با هم صحبت کنیم. مسلما شما به لحن محترمانه او توجه نمی کنید و می گوئید اول چاقویت را غلاف کن بعد با هم سر یک میز می نشینیم. حرف این فرد به معنای صلح طلب بودن وی نیست و حرف شما نیز به معنای جنگ طلب بودن تان نیست. خیلی ساده به وی اعتماد ندارید پس پیش شرط غلاف کردن چاقو و یا تعلیق غنی سازی به وی می دهید.)

این دانشجویان با ابراز عذرخواهی از محمود احمدی نژاد (عذر خواهی برای چه؟ مگر این نامه را از جای بدی دارند می نویسند که عذرخواهی و گلاب به روی تان نیاز داشته باشد؟) ، پرسیدند: همواره لفظ جمهوریخواه نومحافظه کار پیشوند دولت تندروی بوش قرار می گیرد. اما واقعا این سوال برای ما بی پاسخ مانده است که با وجود خطاهای فراوان و تندروی هایی که منجر به سرافکندگی ما در جامعه جهانی شده، چطور لقب «جمهوریخواه نومحافظه کار» را نثار دولت بوش کرده اند؟ (که چی؟ اولا که این سوال را نباید از رئیس جمهوری ایران بپرسید، او که به دولت بوش چنین لقبی نداده،‌ یقه آنهائی که می گویند را بگیرید. دوما مشکل لقب «جمهوری خواه نو محافظه کار» چیست؟ از جمع اضداد «مردم سالاری دینی» که غیر قابل فهم تر نیست؟)

این گروه از دانشجویان آمریکایی تصریح کردند: اینجا اکثریت قشر دانشجو از مقاومت، خونسردی و رفتار دیپلماتیک شما در عجب هستند (آخی بمیرم الهی که همه دانشجویان آمریکائی چقدر سیاسی هستند و «اکثریت» این قشر با توجه به آماری که همین دانشجویان مسلمان گرفته اند از چنین و چنان رئیس جمهورمان در عجب قرار دارند!) . اینجا اعضای دولت بوش بیش از 12 ساعت از وقت روزانه خود را صرف بحث پیرامون ایران، سوریه و لبنان می کنند و به هیچ نتیجه ای نمی رسند (عزیزان دانشجو! ولشان کنید این احمق ها را! اعضای دولتی که دوازده ساعت در روز وقت شان را بر روی سه کشور می گذارند که مسلما نمی توانند امور دیگر را اداره کنند و در نتیجه اصلا قابلیت ذکر شدن ندارند. در ضمن دانشجویان گرامی، امور دولتی و دیپلماتیک و اداره کشور کمی تا قسمتی با «بازی کامپیوتری» و «نینتندو» و « پلی استیشن سونی» فرق می کنند که آدم دوازده ساعت در روز با آنها بازی می کند ولی نمی تواند به مرحله بعد برود. شما هم ظاهرا دارید به این بازیها معتاد می شوید و معنای دوازده ساعت کار روزانه بر روی مسئله ای را نمی دانید. کمتر بازی کنید و بیشتر به درس خود برسید) .

اینجا، آمریکا، همان هشت ساعت کار روزانه هم برای افراد غیر قابل تحمل است، حال تصور کنید آنها 12 ساعت پشت میز با لباس رسمی بحث می کنند، باز هم به نتیجه نمی رسند و چه حالی پیدا می کنند (ای ناقلاها! شما از کجا می دانید که آنها چه «حالی» پیدا می کنند؟ نکند آنها دارند این دوازده ساعت را زبانم لال فیلم «بی ناموسی» نگاه می کنند یا بازی های بد بد کامپیوتری می کنند که در آخر روز «چه حالی» پیدا می کنند؟ درضمن شما که در آمریکا هستید به آنها بگوئید که برای این قبیل امور اگر لباس رسمی شان را بکنند و لباس راحتی توی خانه بپوشند حالش بیشتر است!).

دانشجویان مسلمان آمریکا تاکید کردند: آقای احمدی نژاد، حتی اگر بوش مجددا دست به حماقتی دیگر بزند و بخواهد خدای ناکرده به ایران حمله کند، مطمئنن باشید که ما سربازان کشور شما در خاک آمریکا خواهیم بود (به به خیلی ممنون،‌ شرمنده می فرمائید مارا! قابل توجه آنانی که می گویند آمریکا آزادی ندارد. طرف دارد می گوید ما به دشمن کمک خواهیم کرد بعدش هم سر و مر و گنده می رود سر زندگی اش. مجسم کنید نامه جمعی از دانشجویان ایرانی داخل کشور به جرج بوش را که بگویند اگر حمله کردی ما پشت تو هستیم! نامه شان به کاخ سفید نرسیده سرشان بر بالای دار تاب می خورد). نه مثل القاعده تندروی می کنیم و بهانه دست جمهوریخواهان به اصطلاح نو محافظه کار می دهیم نه اینکه آنقدر تعلل می کنیم که آنها به هر چه می خواهند دست پیدا کنند. (باریک الله! شما چه ناز و نرم هستید! موش بخوردتان! بچه های خوبی باشید و یکوقت خدای ناکرده ماشین کسی را پنچر نکنید ها!)

در بخش دیگری از نامه مذکور به عدم شناخت کافی مردم آمریکا از مردم ایران و مقامات ایران نیز اشاره شده و آمده است: اینجا اکثریت قریب به اتفاق مردم آمریکا، هنوز موقعیت جغرافیایی ایران را هم نمی دانند (نه که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان می دانند آمریکا کجاست و جمعیتش چقدر است! در ضمن وقتی که در اینجا می گوئید اکثریت قریب به اتفاق مردم آمریکا هنوز نمی دانند ایران کجاست چگونه در بالا ذکر می کنید «اکثریت قشر دانشجو از مقاومت، خونسردی و رفتار دیپلماتیک رئیس جمهور ایران در عجب هستند»؟ این چه جامعه ای است که اکثریت مردم عادی آن تا این حد بی دانش سیاسی هستند ولی اکثریت دانشجویانش تا این حد سیاسی؟ مگر می شود؟ ) . اینجا بعضی از مردم نمی دانند که اکثریت مردم ایران مسلمان هستند و زمانی که بوش برساز مخالفت با کشور شما می دهد، فکر می کنند وی می خواهد به جنگ مریخی ها برود (با این قیافه ای که این شاخ شمشاد هر شب توی تلویزیون های این ور آب نشان داده می شود که مردم آمریکا حق دارند مریخی بدانندش). به همین دلیل از شما خواهش می کنیم تا در سخنرانی که برای ملت آمریکا خواهید داشت، به تمام جوانب سیاست های خود اشاره کنید تا بدین وسیله روشنگری لازم از سوی شما صورت پذیرد (البته به زبان مریخی سخن نگوئید) و در صورت تمایل با ما نیز مکاتبه داشته باشید (تا هم اصول نامه نگاری را یاد بگیرید و کمتر سوتی بدهید و هم انگلیسی تان قوی شود بدون نیاز به کلاس زبان)

Advertisements

سامسون و سفسطه و یک دنیا فحش محترمانه

نوامبر 16, 2006
دیشب در پی یک گفتگوی طولانی با یکی از دوستان عزیز و روشنفکر که علی رغم کمی سن شان سه چهار برابر بنده کتاب و مقاله خوانده اند،‌ اینجانب از نظر ایشان به «سفسطه بازی» و سپس با دو درجه ترفیع بخاطر حضور مستمر در جبهه های نبرد باطل علیه حق! به «شارلاتانیسم» مفتخر و متهم گشتم. هنوز دارم فکر می کنم که این سوءتفاهم از کجا بین ما و ایشان پدید آمد. از آنجائی که مطلقا نمی توانم به سواد و تسلط و نیز قلب مالامال از عشق ایشان به مسیری که می رود ایرادی بگیرم ناچارم صفاتی که این دوست عزیز این حقیر وبلاگ دار را با آن نواختند تا حدودی قبول کنم. در طول زندگی نیمه طولانی خود نیز بارها دوستان از اینکه سفسطه می کنم ایراد گرفته اند. چون ظاهرا هر عیب که هست از «قامت ناموزون ما» است و در تمام این سالها ما بر روی آئینه دوستان مشفق عکس و عکس برگردان آلن دلن و برد پیت و نلسون ماندلا را زده بودیم بجای اینکه خود را بشکنیم و اصلاح کنیم،‌ از همه دوستان درخواست کمک می کنیم تا ما را یاری دهند، دستمان را بگیرند و از عوالم سفسطه خارج مان نمایند.
درضمن این دوست بسیار گرامی می گفت که فلانی تو در جهت گیری های سیاسی ات مثل ماست می مانی از نوع کیسه نیانداخته! شل و ول هستی و بی شکل و هر روز از این طرف به آن طرف در حال پاس داده شدن می باشی. الفاظ «بی بو» و «بی خاصیت» هم که یک درمیان به سینه یونیفرم حقیر سنجاق می شد. می گفت به خودت بیا، نگذار تعقل سیاسی ات مثل شکمت بد ریخت و بد فرم شود! در انتها نیز یک تمثیل اساطیری نصیب ما کردند که تو مثل «سامسون» هستی، همان قهرمان افسانه ای که قدرتش در موهایش بود و اسیر عشق «دلیله» شد و این بانوی بسیار لوند و توی دل برو راز قدرت آقای شان را پیدا کرد و با تراشیدن موهای سر سامسون وی را از قدرت انداخت ( راوی افسانه فقط در مورد قدرت مبارزه سامسون صحبت می کند، از قدرت جاهای دیگرش پس از اینکه دلیله کله اش را تیغ انداخت و اینکه آیا سامسون قدرت های دیگرش در مواجه با دلیله را از دست داد یا نه حرفی نمی زند! ولله عالم!) و خلاصه تسلیم دشمنانش کرد این عاشق دل خسته کچل را. بله ایشان می فرمودند که فلانی تو شبیه سامسون هستی، با این تفاوت که روزگار دارد موهای سرت را دانه دانه و چنگ و چنگ از سرت می کند و تو قدرت تعقل و مبارزه را داری از دست می دهی و عنقریب است که سر به بندگی بر درگاه اصلاح طلبان یا اصول گرایان بگذاری.
خلاصه در آن سه ساعتی که ما دو نفر مشغول صحبت بودیم (ایشان دو ساعت و نیم و این جانب نیم ساعت) به قدر شش ماه حرف بد بد بصورت محترمانه بار مان شد. کلی یاد مادر زن مان افتادیم!
حالا این حرفها که شوخی بود ولی واقعا قصد دارم ریشه سفسطه را در درون خود بر کنم. آیا دوستان عزیز می توانند «گره از کار فروبسته ما بگشایند»؟
یا حق

آه ای عزیزم،‌ محبوم، حسن جانم در آغوشم درآ

نوامبر 16, 2006

این را فقط برایتان از رجا نیوز نقل می کنم، خودتان قضاوت کنید که آیا مطابق این نظر سنجی و مطابق این منطق می توان گفت در میان ایرانیان جرج بوش از رهبران کشور محبوب تر است یا نه.
——————————-

محبوبيت سيد حسن نصرالله در جامعه اسرائيل از سران اين رژيم بيشتر است

نتايج تحقيقات يک پژوهشگر اسرائيلي حاکي از آن است که محبوبيت دبيرکل جنبش حزب الله لبنان از مسئولان سياسي و امنيتي رژيم صهيونيستي بيشتر است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل ازپايگاه اينترنتي محيط، دکتر»اوري ليول» استاد دانشگاه بئرسبع، نتايج تحقيقات خود را که اخيرا انجام داده است، فاش کرد. اين پژوهشگر اسرائيلي درمورد عملکرد رسانه هاي گروهي اسرائيل طي جنگ اخير در لبنان تحقيقاتي انجام داد که براساس آن روشن شد تبليغات و اطلاع رساني اسرائيل از نقص شديد و همچنين بي اعتمادي رنج مي برد تا جايي که شمار زيادي از اسرائيلي ها به گزارش هاي جنبش حزب الله لبنان اطمينان مي کردند و همچنين به سخنان و اظهارات سيد «حسن نصرالله» دبيرکل جنبش حزب الله لبنان نسبت به ديگر مسئولان سياسي و امنيتي اسرائيلي بيشتر اعتماد داشتند.

روزنامه القدس العربي به نقل از اين پژوهشگر که از استادان برجسته در علم روانشناسي سياسي و همچنين روابط بين ارتش و وسايل اطلاع رساني دانشگاه بئرالسبع است، نوشت :» اشکالي به وجود آمده است به جاي اينکه اسرائيلي ها به سخنگوي ملي اعتماد کنند و حوادث روزانه را از زبان او پيگيري کنند ، در اين زمينه به «سيد حسن نصرالله» که ما با او درجنگ هستيم؛ اطمينان دارند».

اين پژوهشگر اسرائيلي از پژوهش ها وتحقيقات خود اينگونه نتيجه گرفت که محبوبيت «سيد حسن نصرالله» نزد اسرائيلي ها از محبوبيت رهبران اسرائيلي به ويژه بعد از پايان جنگ لبنان بسيار بيشتر و زياد تر است.

اين استاد دانشگاه بئرالسبع افزود:» درخلال جنگ حالت رواني مبهم و غيرقابل فهمي به وجود آمد؛ به جاي آنکه اسرائيلي ها به اظهارات سخنگوي ملي ما گوش کنند تا حوادث به وقوع پيوسته را براي آنان تشريح کند؛ امري بي سابقه رخ داد و آن اين بود که اسرائيلي ها، دبيرکل جنبش حزب الله لبنان را که ما با آن به عنوان يک دشمن مي جنگيم، سخنگوي مطمئني به شمار مي آوردند و منتظرمي مانند تا به سخنان و سخنراني هاي وي گوش دهند.

اين پژوهشگر اسرائيلي همچنين به اين مسئله اشاره کرد که شرکت کنندگان دراين پژوهش نسبت به «سيد حسن نصرالله» ابراز تنفرنکردند، بلکه نظرشان کاملا دوگانه بود.

وي همچنين خاطر نشان کرد: اين عکس العمل درقبال کسي که نسبت به آن تنفر وجود دارد، بيانگر نوع خاصي است که پيش از اين درمورد هيچ رهبري که ( دربين اسرائيلي ها ) مورد تنفر بود، وجود نداشت.

——————————————-

آها ی زیر ساخت می سازیم، آی

نوامبر 16, 2006

خبرگزاری آریا گزارش داد:

————————–

اعلام آمادگی تجار ایرانی برای بازسازی زیرساخت های نفتی تخریب شده عراق

زمان: ۲۴/۸/۱۳۸۵ ۱۲:۰۲:۵۷ بعدازظهر

خبرگزاری آریا- «پدرام سلطانی» مدیر بنیاد توسعه صادرات فراورده های نفتی ایران در مصاحبه ای با «نووستی» اعلام کرد که تجار ایرانی آماده شرکت در بازسازی زیرساخت های نفتی تخریب شده عراق می باشند.

به گزارش سرویس اقتصادی آریا، به نقل از نووستی، وی اعلام کرد: «ما در حال حاضر روابط تجاری عالی با شرکای عراقی داریم، من باور دارم که تجارت ایران می تواند نقش مهمی را در توسعه اقتصادی آینده عراق ایفا کند».

به گفته وی امروز کمپانی های نفتی ایران فعالانه به دنبال امکان کار در عراق می باشند. سلطانی تاکید کرد: «در حال حاضر ما مراودات تجاری فراورده های نفت و شیمی با عراق داریم اما فعلا تا جایی که من اطلاع دارم طرح های سرمایه گذاری آغاز نشده اند».

بنیاد توسعه صادرات فراورده های نفتی ایران چندین کمپانی خصوصی را تحت پوشش دارد که عملکرد آنها مرتبط با استخراج، پالایش و یا تجارت نفت و فراورده های نفتی می باشد.

—————————————–

از آنجائی که مقامات اجرائی کشور دوست و برادر عراق درگیر کشف و خنثی سازی عملیات تروریستی مختلفی هستند که قارچ گونه از زمین حاصلخیز عراق سر بر می آورند اینجانب به نمایندگی از سران حکومت عراق مسئولیت خطیر بررسی قراردادهای مختلف باز سازی کشور را بعهده می گیرم. در همین راستا و به دلیل اینکه آمریکائیان و اروپائیان حاضر در عراق «همچینی» تشریف دارند (توضیح: دست راست خود را به موازات بدن خود قرار دهید، از آرنج آن را با زاویه نود درجه خم کنید و ضمن پیچش دست از کتف به سمت عقب سعی نمائید که کف دست تان به سمت بالا قرار گیرد. به این حالت در معاملات تجاری اصطلاحا «همچینی» گفته می شود!) و هیچکدامشان (نه آمریکائیان امپریالیست و نه اروپائیان استعمارگر) توانائی و دانش فنی و سابقه «بازسازی زیرساخت های نفتی» را در طول تاریخشان نداشته اند، ندارند و نخواهند داشت اینجانب با شرکت «تجار ایرانی» در بازسازی زیر ساختهای نفتی عراق موافقت می نمایم.

لازم به ذکر است که مهندسان متخصص ایرانی هم می توانند در زمینه صدور فرش و پسته به عراق فعالیت نمایند تا توازن «تاجر – مهندس» برقرار بماند و معلوم شود که در ایران هر کس تا چه حد بر سر کاری است که تخصص آن را دارد. در ضمن به کلیه طرفهای درگیر این بازسازی توصیه اکید می کنم از بکار بردن لفظ زشت و شنیع «سرمایه گذار» جدا خود داری فرمایند. همان «تاجر» یا «تجار» خوب است.
قبل از امضای نهائی اسناد همکاری مربوطه از کلیه اشخاص، «تجار» و دستگاههای دولتی و خصوصی و نیمه دولتی و نیمه خصوصی و غیره ایرانی که متقاضی «باز سازی زیر ساخت های نفتی» کشور عراق هستند تقاضا می شود در اسرع وقت گرد هم جمع شوند و یک پالایشگاه معمولی نقلی در یکی از نقاط ایران بسازند تا ما (کمیته تصمیم گیرنده)‌ اسناد آن را به عنوان نمونه کار متقاضیان ضمیمه پرونده مناقصه بنمائیم. ساخت این پالایشگاه در ایران می تواند به دولت ایران نیز کمک کند که به لیست بلند بالای ساخت موشک و راکت و بمب و پژو پرشیا و پیکان آردی و پراید و پیکان معمولی، ساخت اولین و تنها پالایشگاه مملکت پس از بیست و هشت سال که از انقلاب می گذرد به دست توانمند همان هائی که می خواهند در عراق کارکنند را اضافه کند و اکنون که در آستانه قهر و طلاق و گرو کشی و تحریم با شورای امنیت سازمان ملل متحد است لااقل بتواند بنزین مصرفی خود را در داخل کشورش تولید کند و به کام محصولات مطابق با استانداردهای روز ایران خودرو و پارس خودرو و چنین خودرو و چنان خودرو بریزد.
باقی اسناد را به محل دفتر ما (اتاق واردات چیپس و پف فیل عراق) فکس نمائید.
با تشکر و تقدیم احترامات فائقه

ققنوس

واحد حمایت «معنوی» دلار است

نوامبر 16, 2006

خوب این هم سند کمک «معنوی» و نه «مادی» ایران به حزب الله لبنان به نقل از رجا نیوز:

————————————-

هزينه بازسازي لبنان، از وجوهات شرعي شيعيان

خبرنگار رجانيوز گزارش داد، سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان گفت: همه اموالي كه تاكنون براي اجاره منزل موقت و تهيه لوازم منزل به آسيب ديدگان لبناني در جنگ اخير اين كشور پرداخت شده،اموال شرعي واز طرف آيت الله خامنه اي بوده است.

وي اين موضوع را دوشنبه شب در ديدار غير منتظره اي با برخي خانواده هاي آسيب ديده از جنگ اخير اسراييل عليه لبنان در مركز خيريه «خديجه» در حومه جنوبي بيروت عنوان كرد.

دبيركل حزب الله به آنان اطمينان داد كه طرح هاي بازسازي، تحت تاثير بحران سياسي كنوني در لبنان قرار نخواهد گرفت.

نصرالله اظهار داشت: دولت لبنان،80 ميليون ليره (بيش از53 هزار دلار) براي هر واحد مسكوني ويران شده پرداخت مي كند و چنانچه هزينه ساخت و يا خريد منزل، بيشتر از مبلغ مذكور باشد، ما پرداخت بقيه هزينه آن را بر عهده خواهيم گرفت.

وي برخي شايعات درباره اعمال تبعيض در جبران خسارت هاي مالي ميان طوايف و مذاهب مختلف را رد كرد و علت آن را ايجاد فتنه دانست.

گفتني است رژيم صهيونيستي ، تابستان گذشته ، جنگ گسترده33 روزه اي را عليه لبنان به راه انداخت كه در آن ، بيش از هزار نفر از كودكان، زنان، سالخوردگان و افراد غير نظامي با انواع سلاحي كه بسياري از آنها اهدايي دولت آمريكا به اسراييل بود به طرز فجيعي قتل عام شدند و ميلياردها دلار به ساختمانها و تاسيسات زيربنايي اين كشور خسارت وارد شد.

————————————–

خدایا، بار الها! بزن پشت کله یک بابائی که به نگارنده این وبلاگ به همین نحو مذکور در بالا کمک «معنوی» نماید. آمین!