چرا مهملات سایت ها را تجزیه و تحلیل می کنم

یکی از دوستان در این چند روزه که کمتر نوشته ام به من می گفت که فلانی وبلاگ تو که دیگر وبلاگ درست و حسابی نیست، همه اش شده نقد سایت بازتاب. حقیقتش این دوست عزیز من که بسیار آموخته ام از وی چه در نوشتن و چه در زندگی و برایش احترام خاصی قائل هستم راست می گوید. خودم هم از این وضع چندان راضی نیستم. اما چه کنم که به دلیلی که در پی می آورمش ناگزیرم از این کار.
متاسفانه ما در طول سالها بمباران تبلیغاتی رسانه های گروهی ایران، به دو گروه عمده تقسیم شده ایم. گروه اول هر آنچه از توی آن بوق لعنتی بیرون بیاید را بی کم و کاست در جلوی چشم خود می آویزد و قبولش می کند،‌ حتی اگر خبر تولد خری با شش گوش و هشت پا باشد (مثال عرض کردم). گروه دوم که از قدرت ذهنی بسیار بالاتری نسبت به گروه اول برخوردار است مثل سنگ خارا گشته. هر آنچه از توی جعبه جادو در می آید فقط در سطح چشمها و گوشهایش متوقف می شود. هیچ چیز به مغز نمی رسد تا مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. مکانیسم دفاعی این افراد در برابر مزخرفات پخش شده برای جامعه این است که اصلا فسفری صرف تجزیه و تحلیل آن نمی کنند. گروه اول به هر چیز قهوه ای رنگی می گوید «کباب!» و چه گرسنه باشد و چه نباشد دست دراز می کند که آن شیء قهوه ای رنگ را بردارد و در دهان بگذارد (حتی اگر بد بو نیز باشد!). گروه دوم را حتی اگر وسط راسته کبابی ها هم ول کنی اصلا نمی بیند که در کجای بازار است، در و دیوار را می بیند و مردم را و زمین را. اصلا چیزی بنام کباب و بوی آن وارد ذهنش نمی گردد. مغزش هر چیز قهوه ای رنگی را «بلوکه» کرده است.
راستش من گروه اول را به حال خودشان رها کرده ام. با عرض معذرت آنان را مصداق آیه «صم بکم و هم لایعقلون» می دانم. فکر می کنم خیلی که من زور بزنم و آنان خیلی که علاقمند باشند و بجای گرفتن خبرها و تحلیل ها شان از راه ساده تلویزیون، رادیو و مطبوعات دولتی به سمت چون منی بیایند، یک چند ده سالی طول می کشد تا به همانجا برسند که گروه دوم در چند سالی پس از انقلاب بدون نیاز به امثال من به آنجا رسیدند یعنی اینکه حرف راست در رادیو تلویزیون دولتی ایران حکم روده راست در شکم مسئولین آن را دارد. گروه دوم هستند که مخاطبان اصلی وبلاگ من می باشند. فقط مشکلی که هست این است که اینان درب ها را بر روی یاوه سرائی ها بسته اند و از آن طرف دست و بال گردانندگان رسانه ها در غیاب کسی که گوش می کند و توان فکر کردن دارد باز است که هر آشغالی که می خواهند را بر روی آنتن ببرند.

بیت: چو بیشه تهی ماند از نره شیر – شغالی در آید به بیشه دلیر

این است که مایل هستم کاری کنم که گروه دوم قدری از حالت دفاع در آیند و بتوانند حالت حمله بگیرند که آقا بس است دیگر این داستان سرائی ها و این مهملات بر سر هم کردن. می خواهم این گروه دیگر فقط «نشنونده» نباشند بلکه بشنوند و ببینند و تحلیل کنند تا بتوانند از خاموشی بدر آیند. این است که افاضات بی سر و ته جنابان را بر روی وب سایت های شان پیدا می کنم و نقد می کنم شان. می دانم که نه آن مقالات حاصل بنگ و مستی آقایان ارزش نقدشدن دارند و نه وقت عزیز من و خوانندگانم ارزش تباه شدن به پای آن نوشتارها. ولی می خواهم بگویم که «من یکی که زمانی از همان گروه دوم بودم اینک قفل برداشته ام از چشم و گوشم و بیدارم و آنچه می گوئید و نشان می دهید را می بینم و افتخار می کنم که مغزم هنوز به اندازه گروه اول زنگ نزده که نفهمم دارید بر سر خلائق چه می آورید و بقول آرش: به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را اینک آماده. می دانم و می فهمم با یک گل بهار نمی شود (آن هم با گل اینترنتی و بهار الکترونیکی!) ولی من بیش از همان گل نتوانم بود. حالا بهار می شود یا نه نمی دانم. بیست و چند سال است برف و سرمای «ناجوانمرد» زمستان را تحمل کردیم و گوش مان را سرما برد و دندانهای مان سائیده پودر شد از بس که به هم خورد. من می خواهم سر از برف به در آورم.»
دوستان و عزیزان داخل کشور یک وقت نگوئید که طرف رفت توی تنور (=خارج کشور) و قایم شد و حالا دارد هل من مبارز می طلبد. نخیر. مبارزه ای در کار نیست الا مبارزه با نادانی. من نمی توانم توهین به شعور وعقل خود و گروه دوم مذکور در بالا را تحمل کنم. گروه اول که ظاهرا لذت هم می برد از بلائی که به سرش می آید. می خواهم گروه دوم را تکان بدهم تا شاید آنها هم سر از برف به در کنند. در ضمن نمی گویم «بجنب! لنگش کن!» که درحال کشتی گرفتن نیستیم که بخواهیم کسی را «لنگ» کنیم. فقط می خواهم گروه دوم یادش نرود که پشت این دیوار سنگی چه خبر است که اگر فراموش کند به مرض پوسیدگی دچار می آید. حیف است از چون منی و چون توئی که بپوسیم.
ارادتمند همگی

ققنوس

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: