دولت احمدی نژاد و برداشتن سه هندوانه در یک زمان

در چند روزی که پیش رو داریم سه مسئله مهم نقش تعیین کننده ای در سرعت حرکت دولت احمدی نژاد خواهند داشت. انتخابات، کنفرانس هولوکاست و شورای امنیت.
اولین مسئله انتخابات شوراهای شهر و انتخابات خبرگان است. اصلاح طلبان شدیدا و جدا برای بردن انتخابات شوراهای شهر دارند تلاش می کنند و امیدوارند که با آوردن مردم به پای صندوق های رای بتوانند این سنگر نسبتا کوچک را که از لحاظ تبلیغاتی بسیار مهم است و تنها جزیره بازمانده است که اصلاح طلبان می توانند در آن به حیات سیاسی خود ادامه دهند را از دست جناح دولتی خارج کنند. برای مجلس خبرگان شور و شوق و فعالیت کمتر است چرا که فیلترهای مختلف شورای نگهبان با متقاضیان ورود همان کاری را کرده که فیلترهای مخابرات با سایت های اینترنتی کرده اند. علیهذا نیروهای مخالف جناح دولت دارند سعی می کنند تا بتوانند هاشمی رفسنجانی را وارد خبرگان کنند تا شاید وی موفق به ایجاد نوعی بالانس قدرت بشود. هرچند که خیلی ها معتقدند وی می تواند و باید ریاست مجلس خبرگان را بدست گیرد تا جلوی جناح مصباح و احیانا رهبری هم به در آید.
شاید بتوان گفت این انتخابات پیش رو (شوراهای شهر و خبرگان) به نوعی یک رای اعتماد یا عدم اعتماد از جانب مردم به دولت احمدی نژاد و جناح همفکر اوست پس از بیش از یک و نیم سال که بر سر کار آمده اند. اگر اشتباه نکنم در یک نگاه کلان جامعه در حال شکافته شدن به دو دسته بزرگ است، گروهی که مخالف احمدی نژاد و آرمانها و اعمال وی هستند هرچند که ممکن است بخشی از این گروه خود در انتخابات خرداد سال قبل به وی رای داده باشند و گروهی که طرفدار احمدی نژاد است. نسبت این دو گروه به یکدیگر در انتخابات پیش رو سنجیده می شود. اگر مردم افرادی از جناح مخالف دولت را انتخاب کنند و به شورای شهر (و احیانا خبرگان) بفرستند این می تواند زنگ خطر و ترمزی باشد برای دولت احمدی نژاد تا با کاستن از سرعت افراط و تفریط چه در داخل و چه در خارج سعی نماید کمی عاقلانه تر عمل کند. برنامه ریزان و عوامل روابط عمومی کمپ رئیس جمهور نیز می توانند ببینند که نتیجه کارهائی که در این یک سال ونیم بر روی مردم کرده اند تا چه اندازه مثبت یا منفی (از دید خودشان البته) بوده است. مسئله برخورد دانشجویان دانشگاه امیرکبیر با رئیس جمهور و اعتراضات آنان را شاید بتوان پیش درآمد این زنگ خطر برای جناح دولت دانست.
دومین مسئله مهم در چند روز آینده نحوه برخورد جهان با «کنفرانس هو لوکاست» است که در تهران با حضور گروههای نئو نازی و کوکلس کلان و دیگر مخالفان یهودیت و صهیونیسم برگزار گردید. مسئله یهودیان از زمان بعد از جنگ دوم جهانی تا کنون همواره از جایگاهی در جهان متمدن برقرار بوده که کمتر کسی یارای پرواز در میان خطوط قرمز پر رنگ آن را داشته. کاری به بد و خوب قضیه یا اینکه آیا هولوکاست اتفاق افتاده یا نه ندارم. می خواهم بگویم در تعداد زیادی از کشورهای جهان به دلیل روابط خاص تاریخی، تجاری، مالی و فرهنگی با اسرائیل، قضایائی که مربوط به یهودیان می شوند از حساسیتی در حد امنیت ملی برخوردار هستند. حال ایران آمده و کنفرانسی را برگزار کرده که توهین و دهن کجی ای است به کل یهودیان دنیا چه آرمان صهیون را قبول داشته باشند چه نداشته باشند. این کنفرانس در حقیقت یک آزمایش ساده از سوی ایران بود تا ببیند جهان متمدن (خصوصا آمریکا و اروپا) که تا این حد سنگ حمایت از اسرائیل را به سینه می زند تا چه حد حاضر است بهای حمایت خود از یهودیان را بپردازد و تا چه حد آمادگی این را دارد تا حول محور دفاع از یهودیان جهان بر علیه ایران مواضع عملی اتخاذ نماید.
به دیگر سخن، اگر کشورهائی که ادعای حمایت از یهودیان را دارند نسبت به این عمل شرم آور ایران عکس العملی واحد و شدید ارائه دادند (عکس العملی نه در روی کاغذ و در حد بیانه محکوم کردن کنفرانس بلکه مثلا اخراج سفیر ایران یا نزول سطح معاملات تجاری با ایران و یا حمایت بیشتر و علنی از مخالفین حکومت ایران در خارج کشور و از این دست) آنگاه ایران می فهمد که این خط قرمز جدی است و به شدت از آن پاسداری به عمل می آید و نباید به آن نزدیک شود. حال اگر این کشورها به دادن بیانیه و محکوم کردن و یا نچ نچ و یا نشست و برخواست های بی حاصل شش ماهه و یک ساله و دو ساله برای اتخاذ موضعی واحد و یا در نهایت محدود کردن سفر اطباع عادی ایرانی (چون من و چون شما که در این میان هیچ کاره ایم) به کشورشان اکتفا کنند آنوقت است که دولت ایران می فهمد که می تواند یک قدم دیگر جلو بیاید و از این خط قرمزها بگذرد و در آینده گرد و خاک بیشتری کند.
سومین مسئله نزدیک شدن به تصویب قطعنامه ای علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد است (هرچند که امروز خواندم که باز روسیه مذاکرات در این زمینه را متوقف کرده). اگر شورای امنیت و آلمان بتوانند پس از سه ماه این تخم دو زرده را به زمین بگذارند و قطعنامه ای صادر کنند که نه به منافع روسیه ضربه بزند و نه واردات و صادرات ایران و چین از یکدیگر را با مشکل مواجه کند و در عین حال قاطع و موثر نیز باشد و گامی باشد برای تحت فشار قرار دادن حکومت ایران (خلاصه جمع اضداد باشد!)، آنگاه می توان امیدوار بود که جهان متمدن با کمال قدرت هشداری به ایران داده و در قدم های بعدی می تواند عرصه را بر حکومت ایران بیش از پیش تنگ سازد و جلوی تند روی های آن را تا حدودی بگیرد. در همین حال روسیه نیز برای قسمتی از نیروگاه بوشهر درخواست پرداخت پیش از موقع مقرر کرده که ایران با شتاب زدگی تمام آن را پذیرفته. امروز هم روسیه مذاکرات با گروه پنج کشور شورای امنیت به علاوه آلمان را ناگهان متوقف کرده و علت آن را هم حمایت آمریکا از یک فعال سیاسی ناراضی بیلاروس است که مواضعی ضد مواضع دولت پوتین دارد.
در انتها به عنوان یک جمع بندی کلی، باید بگویم که اگر مردم برای شوراهای شهرشان و نیز مجلس خبرگان کاندیداهای مخالف جناح دولت را برگزینند، این می تواند هوش و حواس دولت را قدری بجا آورد که ممکن است علیرغم همه هیاهوها در آینده دور یا نزدیک حمایت مردم را از خود و برنامه هایش از دست بدهد. نیز نوع برخورد دولت های قدرتمند جهان با نادیده گرفته شدن خطوط قرمز شان در زمینه یهودیان به توسط ایران می تواند یا پیام روشنی به ایران بفرستد که پای خود را از گلیم خود درازتر نکند. توافق بر سر تحریم در شورای امنیت یا عدم توافق در این زمینه نیز می تواند یا به عنوان ترمز و یا به عنوان دنده سبک تر بر سرعت تندروی حکومت آقای احمدی نژاد تاثیر بگذارد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: