نگاه ما به انرژی

اول: ماشین تان بنزین زیاد مصرف می کند؟ قدیمی است؟ غیر استاندارد است؟ آیا قسمت اعظم بنزین مصرفی شما پشت راهبندان ها مصرف می شود؟
دوم: برای گرم کردن (و یا خنک کردن) خانه خود چه مقدار گاز (یا نفت یا برق) می سوزانید؟ آیا گرما (یا سرما) در خانه شما «پرت» نمی رود؟ مثلا از آن شیشه قدی و یا قاب پنجره آهنی؟ چه میزان برق با لامپ های اضافی و یا موارد دیگر در خانه شما الکی حرام می شود؟
سوم: در اداره ای یک کار اداری دارید. چند بار باید بیائید و بروید؟ چه مقدار انرژی باید مصرف کنید تا یک کار ساده اداری (مثلا انتقال کنتور برق به فرد دیگری و یا باطل کردن سیم کارد موبایل تان) انجام گیرد؟
دو قسمت اول و دوم در بالا می تواند به شما نشان دهد که ما انرژی را درست مصرف نمی کنیم. یاد گرفته ایم که اگر اتاق سرد است شعله آتش را زیاد کنیم (راه حل کوتاه مدت) و نه اینکه پس از گذشت فصل برف و سرما به در و دیوار و پنجره خانه برسیم و از هدر رفتن گرما (=انرژی) جلو گیری کنیم (راه حل بلند مدت و دائمی). صنعت مان هم که تجلی همه جانبه آن را در صنعت خودرو سازی مان می بینیم کاری به کار مصرف بهتر سوخت (=انرژی) ندارد. نظام زندگی ما هم (قسمت سوم مطلب بالا) برای انرژی -از هرنوعش که باشد، انسانی و یا سوختی- ارزشی قائل نیست. نتیجه آنکه برای ما هدر رفتن انرژی همانقدر عادی و ساده است که خرید نان از نانوائی سر راه مان به خانه.
انرژی برای بسیاری از کشورهای جهان چیزی است که کار انجام می دهد و قسمتی از آن نیز هدر می رود. برای ما انرژی چیزی است که هدر می رود و قسمتی از آن نیز ممکن است برای ما کاری بکند.
به همان مثال بنزین و اتومبیل برگردیم. وقتی شما در ایران بیست لیتر به ماشین تان بنزین می زنید تقریبا مطمئن هستید که مقدار زیادی از این بنزین در راه بندان ها، تند و کند شدن های غیر ضروری ترافیک و بیشتر از همه غیر اصولی و غیر استاندارد بودن خودرو شما حرام می شود و مثلا دوازده لیتر آن است که صرف حرکت اتومبیل شما می گردد. یک اروپائی و یا حتی مثلا یک اندونزیائی وقتی بیست لیتر بنزین می زند تقریبا مطمئن است که مثلا هجده لیتر آن صرف حرکت خودرو می شود و دو لیتر آن «پرت» می رود.
متاسفانه به دلائل گوناگون از فراوانی و ارزانی مواد سوختی گرفته تا نداشتن فرهنگ صرفه جوئی و بسیاری موارد دیگر، برای جامعه ما «انرژی» چیز مهمی نیست. هدر رفت خوب برود، که چه؟ انرژی است دیگر باید هدر برود. با این نگاه به انرژی ما هیچگاه قادر نخواهیم بود در زمان حال و یا در زمان آینده انرژی کافی برای گذران زندگی داشته باشیم. همواره ته دبه نفت خانه مان چکه می کند و کپسول گاز مان نشتی دارد. انرژی هسته ای هم نخواهد توانست به مستی ما کفاف دهد. مشکل جامعه ما نداشتن انرژی برای حال یا آینده نیست. مشکل ما دور ریختن انرژی است. یادمان باشد که انرژی هسته ای دیگر بنزین نیست که دریای آن زیر پای مان باشد و بتوانیم با قیمت لیتری پنجاه تومان و صد تومان به ناف ماشین مان ببندیمش. انرژی هسته ای بنا به ماهیت آن انرژی گران قیمتی است و هر ساله باید میلیونها دلار (و نه تومان و ریال بلکه دلار) صرف قسمتهای مختلف آن کرد. اگر فقط انرژی هسته ای به بازار آید بدون تغییر در زیرساختهای تولید و انتقال برق و نیز بدون جا افتادن فرهنگ صرفه جوئی انرژی در جامعه، در سالهای آتی نه تنها سودی عایدمان نمی شود بلکه باید از جیب مبارک مان هم (که در آمدش به ریال است) مدام خرج نگهداری و تعمیر و چه و چه نیروگاههای اتمی مان کنیم (به دلار البته!).
انرژی هسته ای خوب است به شرطی که مثل دیگر منابع انرژی که حرام شان می کنیم آن را به هدر ندهیم و الا چه فایده؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: