آیا تحریم نفتی را تحمل می کنیم؟

اول این خبر را به نقل از فارس نیوز بخوانید:

———————————

روسيه قطع صادرات گاز ايران به تركيه را جبران كرد

خبرگزاري فارس: به دنبال قطع صادرات گاز ايران به تركيه در اثر افزايش مصرف داخلي شركت گاز پروم روسيه صادرات گاز خود به تركيه را به ميزان 14ميليون متر مكعب در روز افزايش داد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از رايانووستي، شركت بوتاش تركيه اعلام كرد گاز يروم با افزايش صادرات گاز خود به تركيه مشكل كمبود گاز دراين كشور را برطرف كرده است. شركت دولتي بوتاش طي اطلاعيه‌اي از افزايش صادرات گاز روسيه به تركيه به ميزان 14 ميليون متر مكعب خبر داد و گفت در حال حاضر حجم گاز صادراتي روسيه به تركيه به 84 ميليون متر مكعب در روز رسيده است. ايران روز چهارشنبه اعلام كرد به دليل افزايش مصرف داخلي، صادرات گاز ايران به تركيه حداكثر تا ده روز قطع خواهد بود. بر اساس توافقي كه در سال 1996 ميان دو كشور به امضاء رسيد ايران 27 تا 28 ميليون متر مكعب گاز طبيعي در روز به تركيه صادر مي‌كند.

——————————-

به همین سادگی قطع گاز ایران به ترکیه با یک دو دور چرخش شیرهای گاز شرکت روسی «گس پروم» جبران شد. فرض کنید (و این تنها یک فرض است) که ایران مورد تحریم خرید و فروش مواد نفتی قرار بگیرد. تنها ادعائی که ایران دارد این است که خلق الله در سرتاسر جهان به نفت و گاز ایران احتیاج مبرم دارند و به خاطر این احتیاج مبرم نمی توانند از ما نخرند. البته اینگونه نیست و این هم یک نمونه کوچک آن. کسی در این دنیای در اندشت از پول بدش نمی آید. تو نفروشی دیگری به جای تو می فروشد. بسیاری از کشورهای نفت خیز جهان دارند زیر میزان توان تولیدشان نفت می فروشند. خود «اوپک» ناچار شده میزان تولیدش را دستی دستی کاهش دهد تا قیمت ها در بازار جهانی در حد معقولی بمانند. از همین الان نفت و گاز فروشان جهان دندان تیز کرده اند و دارند پمپ ها و لوله های خاک گرفته و استفاده نشده شان را دستمال می کشند و روغن می زنند تا اگر در آینده ایران با تحریم نفتی مواجه شد اینان هنوز دست نمایندگان در شورای امنیت در هنگام رای گیری تحریم پائین نیامده بجای ایران نفت بفروشند. از خیلی قبل تر از این حرفها وارد کنندگان نفت و گاز ایران مشغول بررسی امکان (و فقط امکان) جایگزین کردن واردات نفتی شان از ایران بوده اند.

اجازه بدهید مثالی بزنم:

در بازار میوه و تره بار اصلی شهر شایعه می افتد که حاج آقا مثلا احمدی (یا هر اسم دیگری که دوست می دارید) با شهرداری اختلاف شدید و عمیق دارند (بر سر هر چه که می خواهد باشد، مثلا حاجی احمدی مجوز کسب ندارد و یا میلیونها تومان به شهرداری بدهکار است). چند بار هم همه دیده اند که حاج آقا احمدی و اعوان و انصارش با ماموران شهرداری بنای یک به دو و شاخ و شانه کشیدن را گذاشته اند (مثلا نطق فرموده اند که ما شهرداری را از روی نقشه تهران پاک می کنیم، و یا اینکه یک مهمانی ای (=کنفرانسی) برگزار نموده اند که ببینند این ادعای شهرداری که به وضع خیابانهای شهر رسیدگی می کند اصلا صحیح است یا خیر). واکنش بقیه بار فروشان به این قضیه چه می تواند باشد؟ مسلم است که در ظاهر از همکارشان حمایت می کنند ولی در واقع به سرعت خود را آماده می سازند تا در صورتی که غرفه حاج آقا احمدی بسته شد دیگران بتوانند با جبران خلاء موجود در بازار قسمتی از سود حاج آقا احمدی را به جیب خود بریزند.

مثالی دیگر که نقل خاطره ای است از گذشته:

ده پانزده سال پیش در یک شرکت کوچک واردات و صادرات مشغول به کار شدم (محل دفترش هم در بلوار کشاورز بود). این شرکت عمدتا در بخش واردات ابزار (مثل انبر دست و از این قبیل) فعال بود. کاری که به عهده من گذاشته شد این بود که بگردم و از سر تا سر دنیا شرکت هائی را پیدا کنم که اولا سازنده ابزاری که ما وارد می کردیم باشند و ثانیا تمایل داشته باشند به داد و ستد با ایران. حتی با اینکه ما نماینده انحصاری یک شرکت ابزارسازی اندونزی در ایران بودیم اما زیر آبی هم می رفتیم و با دیگر تولید کنندگان ابزار در اندونزی نیز سر و سری داشتیم. در زمینه هر کدام از انواع ابزاری که وارد می کردیم یک لیست پنج شش تائی داشتیم از تهیه کنندگان دیگر که نمونه محصولات شان را هم به مشتریان داده بودیم برای آزمایش و تائید کیفیت. در انتهای هر لیستی هم تعدادی دیگر شرکت خارجی بودند که ما هنوز با ایشان در حال مذاکره بودیم. رئیس ما در آن زمان می گفت که این یک اصل است که نباید تحت هیچ عنوانی خودت را به یک فروشنده واحد و یا خریدار واحد محدود کنی. مثلا در حالی که انبردست فلان شماره را از اندونزی وارد می کردیم در حال لاس زدن با یک شرکت تایوانی هم بودیم تا اگر روزی به هر دلیلی نتوانستیم از اندونزی انبردست وارد کنیم سریعا خلاء موجود را با انبردست تایوانی پر کنیم.

حال آیا می توان گفت که مثلا رئیس جمهور چین یک روز صبح که از خواب بیدار می شود از همه جا بی خبر و تلویزیون را روشن می کند و می بیند نفت ایران تحریم شده دو بامبی بر کله کچل خود می کوبد که خاک بر سرمان شد و از امروز نفت از کجا وارد کنیم؟ یا مثلا صدر اعظم آلمان را نصف شبی از خواب بیدار می کنند که نفت ایران تحریم شد حالا چه دستور می فرمائید؟

نخیر، هم مشتریان نفت ما و هم رقبای نفتی ما همه می دانند که باید یکدیگر را چهار چشمی بپایند. اینگونه هم نخواهد بود که شورای امنیت ساعت یازده شب تصمیم بگیرد نفت ایران را تحریم کند و ساعت یازده و نیم شب این را تصویب نماید. عقب جلو کردن ساعت رسمی کشور در بهار و زمستان نیست که ده دقیقه مانده به سال نو تصمیم بگیریم و دو دقیقه بعد خودمان تصویبش کنیم! روال کار جهان با روال کار ما در داخل کشور همانقدر فرق دارد که پژو و پراید و پیکان مان با تویوتای ژاپنی و هیوندائی کره ای و بی ام وی آلمانی فرق دارند. قدری به خود بیائیم. خدا نیاورد روزی را که نفت مان را هم مشتریان مان جایگزین کنند چه قبل از اینکه تحریمی در کار باشد چه بعد از آن به همین راحتی که ترکیه گازمان را جایگزین کرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: