تقاضائی از شما

فرض بفرمائید که یکی از هموطنان شما موفق به اختراع ماشین زمان شده. برای امتحان و افتتاح این ماشین زمان در دهه فجر، شما را توی آن می گذارند وهمینکه قژقژ ماشین که نشان از گرم شدن آن است در آمد عقربه را روی سال 1357 تنظیم می کنند تا شما یک راست بروی به دوران انقلاب و بعد برگردی به زمان حاضر و شرح بدهی برای مردم که در سفرت به گذشته چه دیدی. اما همینکه شما در سال 1357 از ماشین زمان پیاده می شود معلوم می شود که یک نقص فنی در ماشین بوجود آمده و فعلا تا رفع نقص شما باید پنج شش ماهی را در همان سال و در میان مردم بمانی. مسافرت مثلا یک هفته ای شما تبدیل به اقامت شش ماهه می گردد.

کسی در ایران سال پنجاه و هفت نمی داند که شما از آینده سفر کرده اید، راستش آنقدر همه جا شلوغ پلوغ است که اگر هم بدانند اهمیتی نمی دهند به اینکه شما همه مسیر پیش روی این مردم را می دانید که چه خبر است.

شما که می دانید به دنبال انقلاب موج سرکوب می آید و به همراه آن جنگ خانمان سوزی با عراق و پس از آن دوران بازسازی اقتصادی به قیمت تورم خرد کننده و بعد دوران اصلاحات که به نا امیدی مردم می انجامد و در نهایت روی کارآمدن دولت فعلی، تصمیم می گیرید که به ندای وجدان و انسانیت خود گوش بدهید و به مردمی که عاشقانه در شر و شور انقلاب ملتهب هستند بگوئید که :»بابا نکنید این کارها را! بیدار شوید از خواب خوش که دارید ماشین جامعه را دستی دستی به ته دره نیستی می اندازید».

این میان با چه لحنی با مردمی که شیفته وشیدای آنچه دارند می کنند هستند صحبت می کنید؟ وقتی طرف به بانک حمله می کند و بخاطر تمام آن بدی ها و بلاهائی که حکومت پادشاهی بر سرش آورده می شکند و می سوزاند و له می کند و تمام این کارها را با شیدائی تمام انجام می دهد و از بین بردن حکومت شاهنشاهی را «حق مسلم» خود می داند با وی باید با چه زبانی سخن گفت؟

کم ندیده ایم در این بیست و هشت نه ساله در تصاویر تلویزیون که جو زمان انقلاب در کشور چگونه بوده. یکی از همین برنامه های تلویزیون را که دیده اید به یاد آورید. فکر کنید اگر شما در آن زمان بودید و می خواستید به مردم اطرافتان بگوئید که انقلاب نکنند و سعی در حل وفصل مشکلات از راههای دیگر بنمایند باید با ایشان چگونه رفتار می کردید و چگونه سخن می گفتید؟

کمی در زمان به جلو سفر کنیم. فتح خرمشهر و راندن دشمن از خاک سرزمین. چه کسی را یارای آن بود که دم از خاتمه جنگ و توقف آن بر آورد که مردم غره شده به قدرت خود فتح کربلا را «حق مسلم» می دانستند برای خود.

من به عنوان کسی که دلش برای مردم کشورش و آینده شان (وبالطبع برای خودش و آینده اش که گره خورده به سرنوشت هموطنانش) نگران است می گویم که اوضاع شدیدا نگران کننده است. می خواهم این وضعیت پرمخاطره را که مخلوطی است از احتمال شدید جنگ با آمریکا و اسرائیل به همراه تحریمهائی که کمر اقتصاد کشور و تک تک ما را خواهد شکست با همین ده دوازده نفر مخاطب وبلاگم در میان بگذارم.

لطفا به من کمک کنید و به من بگوئید با چه لحنی خطاب به ملتم که چند متری بیشتر با نرده محافظ کنار جاده فاصله ندارند صحبت کنم تا به خود بیایند و فرمان بگردانند؟ داد زدن بر سرشان را بر اساس اصول دموکراسی و ادب صلاح نمی دانیم و چند روز قبل به من تذکر دادید که فلانی توهین نکن به ملت. حرف تان را به جان خریدم ولی شما را به همان خدائی که می پرستیدش (یا به آنچه نمی پرستیدش ولی به آن اعتقاد دارید) به من بگوئید که چگونه باید با مردم سخن بگویم که اثر کند؟ اگر خطری نبود، اگر ضرب العجلی نبود اگر حتی تهدید دور بود می دانستم چگونه آماده شان کنم ولی اکنون که برق موشک در آسمان پدید آمده من نمی توانم به مخاطبم بگویم:»آقا/خانم عزیز توجه دارید که هم اکنون موشکی در آسمان دیده شده و دارد به سمت ما می آید. لطفا در نهایت آسایش و آرامش به شکم بر روی زمین دراز بکشید و دستها را پشت سر بگذارید» نخیر، عقل و شرف و نوع دوستی حکم می کند که داد بزنم برسرشان و به سمت شان بپرم و بیاندازم شان بر روی زمین. وقت تنگ است.

عاجزانه استدعا دارم بگوئید با ملتی که غرق در زندگی روزمره است و شیفته و واله نوع زندگی ای که دارد و خواهان هیچ تغییری نیست چگونه از خطر قریب الوقوع صحبت کنم.

با تقدیم احترام

ققنوس

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: