Archive for 16 ژانویه 2007

آه از خنگی این خارجی ها!

ژانویه 16, 2007

ای بابا این که نشد که ما برویم این طرف و آن طرف و با این و آن مذاکره کنیم و کلی حرفهای خصوصی بزنیم بعد طرف نه بردارد و نه بگذارد و بیاید راست جلوی دوربین ها و میکروفون های مختلف سیر تا پیاز مذاکرات را بیان کند بهانه اش هم «شفاف عمل کردن» و دموکراسی و بازخواست احزاب مخالف کشورش باشد. بعدش هم یک عده قلم به دست آماده ایکی ثانیه این حرفها را ترجمه کنند و از دهها رادیو و تلویزیون فارسی زبان مشروح مذاکرات را بگذارند جلوی روی مردم (حالا اینترنت که ظاهرا عددی نیست برای اکثریت مردم توی ایران در این زمینه ها، چت کردن را عشق است!). بعدش ما ناچار می شویم از طرق رسمی و علنی قضایا را تکذیب کنیم. سپس طرف مذاکره کننده گیج می شود که اخوی مگر ما با هم همین ها را نگفتیم و نشنیدیم؟ چرا تکذیب می کنید حرفها و قولهای ما و خودتان را؟

برای روشن کردن طرف مقابل یک نماینده می فرستیم برود با یارو صحبت کند و روشنش کند. پلکان هواپیمای نماینده ما هنوز درست و حسابی جمع نشده که خبر مسافرتش و قصدش و تاریخ ورودش و رنگ کت و شلوارش سر خط خبرها می شود در دنیا. بعد که با همان یارو گیج خارجی صحبت کرد و از اتاق خارج شدند هزارتا میکروفون و صد تا دوربین دوره شان می کنند که آقا چی گفتید و چی شنفتید؟ این بابا هم که نمی دانم خواب نما شده، مست کرده، بانوان بی حجاب میان خبرنگاران زیاد دیده چه شده که هوش از سرش می پرد و باز مطلب مورد گفتگو با این نماینده ما را جلوی دوربین با همه مطرح می کند. بلانسبت مثل فیلم خصوصی پاریس هیلتون که همه عالم و آدم دیده اندش و اندازه های فیها خالدون هر دو طرف را بهتر از خیاط های آنان می دانند! باز ما ناچاریم یک تکذیبیه بدهیم و باز آنها می پرسند که مگر بین ما چنین و چنان نگذشت و باز ما ناچاریم نماینده بفرستیم و دور این دایره بسته هم چنان بگردیم. آه از خنگی این خارجی ها!

Advertisements

ملت باستانی عراق اسیر دست گروهی خشونت طلب

ژانویه 16, 2007

یک مقام بلند پایه حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد کشته شدگان غیر نظامی عراقی در سال ۲۰۰۶ میلادی را ۳۴۰۰۰ (سی و چهار هزار) نفر ذکر کرده است. فرض کنید (و این البته فقط و فقط یک فرض است) که حدود چهار هزار نفر از این سی و چهار هزار نفر غیر نظامی همانهائی بوده اند که صبح به سر مغازه و کسب و کار خود می روند و شب صورت خود را می پوشانند و به نیروهای آمریکائی حمله می نمایند (باز تاکید می کنم که این یک فرض است). به دیگر سخن این چهار هزار نفر مفروض به جنگ مسلحانه با نیروهای آمریکا رفته اند (حالا با هر انگیزه ای که داشته اند) و در جدال با آنان کشته شده اند.

می ماند سی هزار نفر دیگر (خدایا من را ببخش که به این سادگی دارم اعداد را می نویسم و جمع و تفریق می کنم. انگار که دارم گردو می شمارم و نه بندگان تو را) که در خشونت های عراق جان خود را از دست داده اند در حالی که نه جنگجو بوده اند و نه لباس نظامی به تن داشته اند. مثل من و شما بوده اند و سرشان به زندگی خودشان گرم. اگر کمی با یک ماشین حساب ور برویم می توانیم دریابیم که هر روز در عراق ۸۲ (هشتاد و دو) نفر غیر نظامی در درگیری های فرقه ای و جنگ شیعه و سنی و انتقام گیری این از آن کشته شده اند.

من اسم این قتل عام را وحشیگری می گذارم. وحشیگری اقلیتی که مسلح شده (هر مذهب و باوری که دارد، شیعه است یا سنی یا چیز دیگر) و آرام آرام دارد به ضرب اسلحه اکثریت آرام و صلح جو را مرعوب و خانه نشین می کند. کم نشنیده اید که عراق در آستانه یک جنگ داخلی تمام عیار است. بیخود نیست که ممکن است گروهی فکر کنند که تا زمانی که یک دیکتاتور وحشی بالای سر عراق بود مردم آرامشی نسبی داشتند و درگیری های فرقه ای و مذهبی باعث نمی شد که همدیگر را بکشند و قیمه و قورمه کنند (در بسیاری از گزارش های کشف فلان تعداد جسد در بهمان جا این نیز ذکر می شود که آثار شکنجه بر روی اجساد مشاهده می شود. حالا یا قبل از کشتن بندگان خدا آنان را شکنجه داده اند و یا بعد از کشتن شان به جنازه شان هم رحم نکرده اند. این البته سوای آن بیچارگانی است که در بمب گذاری ها شانس شان گفته و دارند از پیاده رو می گذرند که یک کله خرابی خود و ماشینش را منفجر می کند و باعث تکه تکه شدن آنان می گردد، این است که می گویم خشونت طلب ها دارند مردم را نه تنها می کشند بلکه قیمه و قورمه می کنند).

از عراقی ها بعید است. جدا عرض می کنم. این مردم هزاران سال سابقه تاریخی و فرهنگی دارند. اولین تمدن های مذکور در تاریخ در بین النهرین (منطقه بین رود دجله و رود فرات) بوجود آمده اند. تمدن با شکوه سومر در جنوب عراق فعلی بوده. با این همه قدمت باستانی در زمان حاضر همان گروه کوچک خشونت طلب در عراق دارند هر روز ۸۲ نفر مردم بیگناه را به دست خود می کشند و تکه تکه می کنند (صد البته نه همگی مردم عراق به دنبال درد سر و خون ریزی می گردند که اکثرا چون من و شما از خشونت بری هستند). قباحت دارد، ملت عراق ریشه ای چند هزارساله در تاریخ دارد. این مردم دارای فرهنگ و تمدن باستانی هستند. در قسمتهائی از عراق هنوز مطالعات باستانشناسی در جریان است (تا حدی که خشونت ها اجازه آن را می دهد). شک ندارم که مردم صلح طلب عراق اسیر دست اقلیتی خشونت طلب شده اند.


یک سوال: چگونه است که در میان بازماندگان اولین تمدن های بشری با کوله باری چند هزار ساله از تمدن (که حداقل هزار و چهارصد سال آن تمدن اسلامی است) اقلیتی نه چندان کوچک و نه چندان ضعیف پیدا می شوند که می توانند اینگونه به کشتن هموطنان خود تیغ بکشند و هر روز ۸۲ نفر را تکه تکه کنند؟

معجزه خاورمیانه

ژانویه 16, 2007
ظاهرا قرار است هر چه که در خاورمیانه اتفاق می افتد یک جنبه طنزی هم داشته باشد. آن جوک «جهنم ایرانی جهنم خارجی» را که بیاد می آورید؟ یک روز قیر هست قیف نیست یک روز قیف هست آتش نیست و قس علیهذا.
رئیس رژیم پیشین کشور را می گیرند ببرند اعدامش کنند خلق الله ی که اصلا نباید آنجا باشند به دلائل امنیتی نه تنها آن پائین پیداشان می شود، به تعداد هم می آیند، شعار هم می دهند، با دوربین تلفن همراه شان فیلم هم می گیرند، با محکوم در لحظات آخرش بنای کل کل می گذارند و از این دست. نتیجه اینکه در همین اعدام صدام حسین می توانیم اوج هرکی هرکی بودن وضعیت عراق را ببینیم.
پشت بند قضیه و برای اینکه بوی گند داستان بیشتر در نیاید اروپائیان و سازمانهای حقوق بشر از دولت عراق می خواهند که برزان ابراهيم التکريتی، برادر ناتنی صدام حسين که رييس سازمان اطلاعات عراق بوده، و عواد حامد البندر، قاضی دادگاه انقلاب در رژيم صدام را اعدام نکنند و یا حد اقل صبر کنند تا مطمئن شوند مشکلاتی که اعدام صدام داشت حل شده است. دولت عراق هم همه چیز را از یک فیلمبردار قانونی مراسم بگیر تا پزشک که باید در مراسم اعدام حضور داشته باشد آماده می کند و همه چیز تر و تمیز و مطابق برنامه پیش می رود، نه تلفن همراهی هست تا فیلم بگیرد (تا بحال که خبرش نبوده!!!) نه خلائق به طرفداری از این عمله و آن عکره بنای شعار دادن می گذارند، دو محکوم را به پائین می اندازند و ناگهان طناب دار برزان باعث کنده شدن کله طرف می گردد!!!
امروز هرکجا که این خبر را می خواندی از کنده شدن کله یارو خبر داده بود. معجزه ای است این خاور میانه که حتی اگر همه چیزش حساب شده و تحت برنامه جلو برود باز خود بخود یک چیزی اش خراب می شود اساسی. انگار که یک فرشته آن بالا نشسته و موظف است یک جوری هر کاری که ما می کنیم را زیر و رو کند. بنده خداها آمدند و کلی زور زدند در عراق که اشکالات اعدام صدام رفع بشود برای این دوتا این دفعه کله طرف با طناب دار کنده می شود! این یک رقم را ندیده بودیم که دیدیم. خدا آخر عاقبت خاورمیانه و ما مردم آن را به خیر کند که وقتی طنابی که قرار است خفه کند کله می برد …. (باقی جمله را هر جور که خواستید کامل کنید، مطمئن باشید هرجور که کاملش کنید جمله با معنا است).

آیا «ايران در خطا است» ؟

ژانویه 16, 2007
راستش همانجوری که قبلا هم برایتان گفته ام من کم کم دارم حس زبان فارسی ام را از دست می دهم. ساختارهای نوشته ها و گفتارهایم کمابیش مخلوطی هستند از انگلیسی و فارسی. خدا را شکر که همین دو عدد زبان بیشتر نیست که دست و پا شکسته در حد بیرون کشیدن گلیم بلدیم. فارسی که خیر سر عمه ام زبان مادری ام است و هنوز نمی دانم جای «را» کجاست در جمله و چقدر می توان یا نمی توان «که» را در جمله بکار برد. این از زبان مادری ام، پس تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل که انگلیسی ام در چه حد است!
امروز که این خبر را در رادیو فردا دیدم مثل بز زل زدم به مانیتور. خدایا جمله «ايران در خطا است» به نقل از وزیر دفاع جدید آمریکا چه معنا دارد؟ آیا یعنی اینکه «ایران اشتباه می کند؟» بعد فکر کردم که منظور بازی فوتبال است و از این قبیل. گفتم شاید بهتر باشد در این صورت این جمله را «ایران در آفساید است» نوشت ولی بعد به خودم نهیب زدم که جملاتی از این دست از یک وزیر به دور است. گفتم نکند منظور این است که ایران در جائی ایستاده که نباید می ایستاده به همین دلیل «در خطاست». خلاصه من نمی دانم. خودتان مطلب رادیو فردا را بخوانید و تصمیم بگیرید که منظور مترجم این نقل قول چه بوده.