اینترنت گازوئیلی و کوکتل مولوتوف حجابی

همان شب​های بيستم و بيست و يکم بهمن پنجاه و هفت بود که جوانان محله داشتند از خانه​ها شيشه خالی جمع می​کردند و مردم از باک ماشين​های​شان بنزين می​کشيدند تا بدهند دست جوان​ها برای ساخت «کوکتل مولوتوف» (بمب بنزينی که برای مقابله با تانک و نفربر به کار می​رفت، بنزين را می​ريختند درون شيشه و در آن را با پارچه​ای می​بستند و بعد پارچه را آتش می​زدند و پرتابش می​کردند به سمت تانک). يادش بخير يک پيرمردی در محله ما بود بنام «ميرزا» که از آن عينک​های ته استکانی عهد شمر می​زد. لاغر و استخوانی و کمی هم گيج. ولی آدم خوب و خوش قلبی بود. همان شب که مردم داشتند دبه دبه بنزين جمع می​کردند اين ميرزا هم آمده بود و کشان کشان يک دبه گازوئيل را از زير زمين خانه​شان آورده بود بالا تا بدهد دست مردم. يادم است که پدرم و چندتا از جوانان شروع کردند به خنديدن به پيرمرد بنده خدا که آخر پدرجان اين گازوئيل است و بنزين نيست و نمی​توان از آن در کوکتل مولوتوف استفاده کرد. پيرمرد هم با همان عينک ذره بينی که از پشت آن چشم​هايش هرکدام پنج برابر اندازه اصلی بودند سعی داشت آنها را متقاعد کند که خوب مگر چيه؟ بنزين و گازوئيل ندارد ديگر، هردوتاش را می​ريزند توی ماشين تا راه برود. تازه گازوئيل از بنزين قوی​تر است چرا که کاميون به اين گندگی را تکان می​دهد!
امروز که خبر راه انداخته شدن يک بمب گوگلی توسط دانشجويان بسيجی دانشگاه تهران سر قضایای بحث یش آمده بین یک استاد دانشگاه و یک دختر دانشجو در زمینه حجاب را خواندم ياد همان آقا ميرزا افتادم. اين بنده خداها شنيده​اند که بمب گوگلی می​تواند چنین کند و چنان، خيال می​کنند با اينترنت گازوئيلی فيلتر شده می​توانند بمب گوگلی بترکانند. به حضرات بسیجی یادآوری کنی که آقا جان اين اينترنت زپرتی نا و نفس اين حرفها را ندارد و قدر یک ترقه چهارشنبه سوری هم صدا نخواهد کرد، می​گويند «مگر چيه؟ اينترنت پرسرعت و گازوئيلی ندارد ديگر، هر دوتاش را وصل می​کنند به تلويزيون! بعد هی تالاق تالاق روی تایپ می​زنند. تازه اين اينترنت ما از گوگل هم بزرگتره چون فيلتر شده و بيشتر خالص و مکتبيه! «
Advertisements

یک پاسخ to “اینترنت گازوئیلی و کوکتل مولوتوف حجابی”

  1. ققنوس Says:

    سلام فرهاد عزيز

    کجائي بابا؟ کلي وقت بود از تو خبر نداشتم. حالت که خوبه؟ خيلي خوشحال شدم که کامنتت را خواندم.

    ريشه لغت کوکتل مولوتوف را نمي‌دانم ولي به مخلوط‌هاي مختلف مشروبات الکلي «کوکتل» اطلاق مي‌شود. راستش توي آن شيشه‌هاي کذائي علاوه بر بنزين يک مقدار خرت و پرت ديگر هم مي‌ريختند. من آن موقع بچه بودم و به من اجازه نمي‌دادند در «مراسم!!!» ساخت آن حضور داشته باشم. دقيقا نمي‌دانم چه چيز را با بنزين در آن شيشه‌ها مي‌ريزند.

    اگر اشتباه نکنم اين قضيه قدمتي حداقل به اندازه جنگ جهاني دوم دارد.انگليسي‌ آن «مولوتوو کاکتيل» است.

    خدا نکند -تکرار مي‌کنم خدا نکند- که دوباره بخواهيم دست به ساخت اين‌گونه خرت و پرت‌ها بزنيم. هرگونه انقلاب و يا خشونت اجتماعي در زمان حاضر نتايج منفي غيرقابل باوري خواهد داشت.

    براي تغيير من فقط يک راه را پيشنهاد مي‌کنم «بالا بردن سطح دانش و فرهنگ خودمان با مطالعه و مباحثه و گسترش دانش و فرهنگ به اقشاري که در فقر فرهنگي و علمي به سر مي‌برند». در اين باره بيشتر خواهم گفت.

    موفق و خوش و شاد و سلامت باشي
    با تشکر
    ققنوس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: