آمار و ارقام تولیدی دستگاه‌های مختلف کشور

آمار و ارقام تولیدی دستگاه‌های مختلف کشور به همان سرنوشت دیگر کالاها و خدمات این دستگاه‌ها دچار است. همانقدر که می‌توان به امنیت و کیفیت خودروهای ساخت داخل اعتماد کرد، می‌توان به آماری که در زمینه‌های مختلف ارائه می‌شود نیز اطمینان نمود. هرچقدر که در سیستم‌های پیچیده اداری مثل دادگستری‌ احساس کرامت به شان انسانی به شما دست می‌دهد، می‌توان به صداقت آمارهای جورواجوری که هر روز و هر شب ذهن ما را بمباران می‌کنند باور داشت.
کار به نظر سنجی و آمارگیری از نظرات مردم که می‌رسد جنبه جوک پیدا می‌کند.
یکی از مواردی که باید حتما به آن اشاره کرد ولی تقریبا هیچگاه از آن سخنی به میان نمی‌آید شرایط آمارگیری است. فرض کنید که من در یک بعد از ظهر تابستانی در ایستگاه اتوبوسی ایستاده‌ام و دارم شر شر عرق می‌ریزم و از نیامدن اتوبوس کلافه هستم. جوان مودبی به من نزدیک می‌شود و می‌گوید که دارد برای شرکت اتوبوس‌رانی شهر آمار می‌گیرد و نظرسنجی می‌کند. نظر من را می‌پرسد. مسلم است که جواب من چه می‌تواند باشد! شانس بیاورد کله‌اش را نشکنم! نظر من در آن لحظه خاص نمی‌تواند نظر واقعی من باشد.
یا فرض کنید که در منزل نشسته‌اید و دارید تلویزیون تماشا می‌کنید که زنگ در منزل‌تان را آمارگیر به صدا در می‌آورد. در را که باز می‌کنید می‌گوید که می‌خواهد نظر شما را درباره طرح امنیت فلان و بهمان نیروی انتظامی جویا شود. مردم دیگر در سلامت عقلی شما شک خواهند کرد اگر از عملکرد پلیس در جلوی آمارگیر نیروی انتظامی اظهار نارضایتی کنید. حالا اگر یکی دو تا سرباز یا یونیفرم پوش هم به همراه آمارگیر باشند که دیگر هیچ. جوکی است که می‌گوید به یکی از هموطنان غیر فارسی‌زبان عکس یک دایناسور را نشان دادند و پرسیدند شما در زبان محلی‌تان به این چه می‌گوئید؟ طرف هم پاسخ می‌دهد که ما غلط بکنیم به این چیزی بگوئیم با این هیکل گنده‌اش! حالا ما هم غلط بکنیم نظری مخالف نظر همان دستگاه مورد سنجش داشته باشیم با آن هیکل گنده‌اش!
یکی از استادان کالج ما در این طرف دنیا بعنوان پروژه آخر ترم یک برگه داد دست ما و گفت بروید یک طرح آمارگیری محدود آماده کنید و بعد آن را روی سی چهل نفر پیاده کنید تا من (استاد)‌ مطمئن شوم شما اصول کار طراحی یک پژوهش را فرا گرفته‌اید. ما هم گفتیم آخ‌جان! اینکه کاری ندارد. استاد مربوطه گفت «فکر می‌کنید آسان است. یادتان باشد که مطلقا نباید قبل از آمارگیری به طرف بگوئی که برای چه از او می‌خواهید با شما همکاری کند و به شما اطلاعات بدهد. مثلا اگر می‌خواهید بدانید که آیا افراد بهمراه ناهارشان نوشابه گازدار مصرف می‌کنند نروید جلوی مترو یقه خلق‌الله را بگیرید که هان یالله بگو ببینم تو پپسی و کوکا می‌خوری با ناهارت؟ خیلی‌ها ممکن است خجالت بکشند که وابسته هستند به مصرف نوشابه گازدار. شاید بعضی‌ها به هر دلیلی بخواهند واقعیت را از شمای آمارگیر پنهان کنند. بروید از ایشان بپرسید که شما در طول هفته معمولا چه چیزی و چقدر بعنوان ناهار صرف می‌کنید؟ آنوقت جواب‌ها را که دادند میزان مصرف نوشابه‌گازدار را از توی آن بیرون بکشید».
به دیگر سخن وقتی که کسی مورد نظرسنجی قرار می‌گیرد اصلا نباید بداند که داریم برای فلان منظور و بهمان نظر از او سوال می‌کنیم تا یک وقت جوابی که ما می‌خواهیم را ندهد. البته مرز باریکی است بین فریب افراد و گرفتن اطلاعات صحیح از ایشان که شناخت این مرز هنر طراح یک پروژه است.
جامعه ما یاد گرفته آنچه را که آمارگیر می‌خواهد به وی بگوید و طرف را با لبخندی گوش تا گوش روانه کند. این است که شما در ذکر نتیجه آمارگیری‌ها و نظرسنجی‌های اجتماعی تقریبا هیچگاه شرایط جمعیت نمونه و نحوه آمارگیری را نمی‌بینید. فقط می‌شنوید در یک نظرسنجی که از مثلا پنج‌هزار نفر انجام شد فلان قدر درصد نظرشان نسبت به عملکرد بهمان دستگاه کشور مثبت بود. حالا این پنج‌هزار نفر چگونه انتخاب شده‌اند؟ در چه گروه سنی‌ خاصی بودند؟ چندنفرشان مونث بودند چند نفرشان مذکر؟ در کدام شهرها یا روستاهای کشور این نظرسنجی انجام شده؟ کتبی بوده یا شفاهی؟ درصد خطای این نظرسنجی چقدر است؟ و… جزء مسائلی است که هیچگاه مطرح نمی‌شوند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: