بیان «نقص» توهین نیست

میانه‌تان با «پیکان» چطور است؟ آن را ماشین خوبی می‌دانید؟ در پاسخ به این سوال به احتمال قوی از مصرف بالای آن شروع می‌کنید و بعد به ترمزهای غیر استاندارد و … می‌رسید. راستی آیا به شما گفتم که قصد دارم یک دو هفته‌ای را مرخصی بگیرم و برای گردش و تفریح عازم مغولستان بشوم؟ جانم؟ می‌فرمائید «جا قحطی است مگر»؟ خوب مگر چه عیبی دارد آدم برای تفریح برود مغولستان؟ مسلما جواب‌تان این است که مغولستان جای تفریح نیست.
اگر من نمی‌پسندم که پیکان داشته باشم مسلما بعلت یک سری مسائلی است که من آنها را بعنوان «نقص» در پیکان می‌بینم. اگر من جائی این نقائص را مطرح کنم آیا به دارندگان پیکان (منجمله پسر عموی گرامی خودم و شوهر عمه محترمم) توهین کرده‌ام؟ مسلما خیر. یا آنها از آن نقائص خبر نداشته‌اند هنگام خرید پیکان و یا می‌دانسته‌اند ولی تنها ماشینی که می‌توانستند بخرند پیکان بوده. من اگر «نقص»ی را متوجه پیکان می‌دانم منظورم ناقص‌العقل بودن آدم‌هائی نیست که پیکان داشته یا دارند (خودم یک بار تا پای قولنامه یک پیکان رفتم، پولم جور نبود نتوانستم بخرم. اگر بقدر کافی داشتم سه سوت خریده‌ بودمش).
با همین منطق می‌توان به گذراندن تعطیلات در مغولستان نگاه کرد. میلیون‌ها آدم دارند در مغولستان زندگی‌شان را می‌کنند. آیا آنها آدم نیستند؟ مسلما هستند. حتی شاید بسیاری از آنها به مغول بودن و زندگی در مغولستان افتخار هم بکنند مثل هر کس دیگری که به کشورش افتخار می‌کند. اگر می‌گوئیم مغولستان بدرد تعطیلات نمی‌خورد معنایش این است که جاهای بهتری در دنیا وجود دارند برای تعطیلات. به هیچ‌ وجه نباید از چنین گفتگوئی توهین به آن چند میلیون یا کشورشان را برداشت کرد.
حال وقتی قضیه کشیده می‌شود به «مذهب» و یا «باور»های مردم، متاسفانه بیان هرگونه نقص آن باور به پیروان آن مذاهب یا باورها «توهین» محسوب می‌گردد. بیان نقص «پیکان» من توهین به من محسوب نمی‌شود ولی چرا بیان نقص «باور» من توهین به من است؟ اگر کسی نوع خاصی از اعتقادات را صحیح نداند (مثلا من «گاو» را حیوان مقدسی ندانم) و برای مردم بیان کنم که بنظر من هیچ چیز «گاو» را مقدس نمی‌کند و برای من «گاو» جانداری است مثل باقی جانداران، آیا به اعتقادات ایشان توهین کرده‌ام؟
————————-
یک سوال دیگر، ما مسلمانان معتقدیم ۱۲۴۰۰۰ پیامبر الهی برای بشریت آمده‌اند تا آنان را به سمت خداوند دعوت کنند. نفس آمدن یک پیامبر بعد از دیگری آیا به منزله «توهین» به پیروان آن دیگری است؟ آیا آمدن حضرت موسی(ع) نشانه مشکلی در دین حضرت ابراهیم (ع) بود؟ آیا برگزیده‌شدن حضرت عیسی(ع) به پیامبری نشانه قصور یا نقصی در دین حضرت موسی (ع) است؟ آیا آمدن حضرت محمد (ص) نشانه وجود نقصی در دین حضرت عیسی(ع) است؟ مسلما نقائصی در دین‌های قبلی بوده که خداوند نیاز به فرستادن پیامبر جدیدتر دیده. آیا آمدن یک پیامبر جدید از دید پیروان مذهب قدیمی‌تر به منزله «توهین» و «زیر سوال بردن مقدسات»‌شان نبوده؟ آیا به همین دلیل پیامبران‌شان را نکشتند؟ آیا بخاطر چسبیدن به مقدسات‌شان مرتکب گناه بسیار بزرگ «پیامبر کشی» نشدند؟ آیا راهی هست که ما مطمئن شویم با چسبیدن به مقدسات‌مان به راه گناه نخواهیم افتاد؟ تفاوت ما با آنانی که این بلا بر سرشان آمد چیست؟
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: