Archive for اوت 2007

التهاب یک آدم فهیم

اوت 31, 2007

هاشمي رفسنجاني اضافه کرد: امام عصر (عج) براي برقراري حکومت عدل، عمدتا از آمادگي روحي و معنوي جوامع بشري استفاده مي‌کند، لذا سطح فکري انسان‌ها بايد رشد کرده و انتظار براي فرج به التهاب تبديل شود.

سه سوال:

اول) منظور آقای رفسنجانی از «عمدتا» در جمله بالا چیست؟ مگر امام زمان (عج) تا کنون چندبار ظهور کرده‌اند و در چند جامعه از «جوامع بشری» مورد اشاره آقای رفسنجانی «حکومت عدل» برقرار کرده‌اند که آقای رفسنجانی در جمع‌بندی کاری که قرار است امام عصر (عج) انجام دهد یا انجام داده از لفظ «عمدتا» استفاده می‌کند؟

(more…)

Advertisements

ناجی بدرد بحران می‌خورَد نه گلستان

اوت 31, 2007

فرض کنید که شما در کشوری زندگی می‌کنید که بهترین کشور دنیاست (مثلا سوئیس). آیا از زندگی خود راضی هستید؟ مسلما آری، فقط یک سری ایرادات کوچک ممکن است در زندگی‌تان وجود داشته باشد. در هرحال چون شما جزء معدود چند میلیون نفری هستید که از بهترین‌های زندگی در جهان برخوردارید،‌ این مشکلات کوچک چندان در نظرتان مهم جلوه نمی‌کنند. خیلی هم خواهان یا موافق تغییر اوضاع نیستید.

(more…)

شوهر‌عمه من هم خستگی را خسته می‌کرد

اوت 30, 2007

وزير ارتباطات: مديران دولت نهم خستگي را خسته كرده‌اند

حدود سی و چند سال پیش بود که توی اتاق پذیرائی خانه عمه‌خانم، این جمله را در مورد شخص دیگری شنیدم. آن روز خیلی دلم بحال عمه‌ام سوخت.

(more…)

توانستم بالاترین را به مطالبم در وردپرس اضافه کنم

اوت 30, 2007

این مطلب را به «بالاترین» بفرست :

چند وقت پیش که من خیال کرده‌بودم «وردپرس» چیزی از بلاگر کم دارد، نوشتم که خیلی دلم می‌خواست می‌توانستم آیکون و لینک «بالاترین» را هم به پست‌هایم اضافه کنم. بر خلاف بلاگر که اصلا پشتیبانی فارسی ندارد و من بعنوان یک وبلاگ‌نویس در آن قدری احساس حقارت و گم‌شدگی می‌کردم، دیدم به سه سوت جناب مزیدی عزیز جواب من را پای مطلب داد و گفت به این لینک برو و دستورات آن را اجرا کن. یکی دو ساعتی در آخر هفته‌ای که آمد به ویندوز لایو رایتر و پلاگ‌این هایش ور رفتم نشد که نشد. گفتم عیبی ندارد بعدا سر فرصت می‌نشینم درستش می‌کنم.

بالاخره الان نشستم پای کار و همانطور که آن بالا می‌بینید، شد. دست جناب مزیدی و آتئیست عزیز درد نکند. به همه دوستان وردپرسی توصیه می‌کنم که مسیری را که آتئیست نشان داده بروند تا بتوانند لینک بالاترین را به مطب‌شان اضافه کنند (این یک بار را به حرف این آتئیست گوش کنید و به راهش بروید، پشیمان نمی شوید. گناهش با من!).

به دیگر دوستانی هم که هنوز بر روی بلاگر هستند توصیه می‌کنم که به وردپرس مهاجرت کنند. اصلا می‌دانید چی است؟ بیائید توی وردپرس یک وبلاگ امتحانی بگیرید، یک هفته بالا و پائینش کنید و با امکانات آن آشنا شوید. بعد اگر خواستید می‌توانید کل دم و دستگاه را منتقل کنید به ورد پرس. آرشیو و کامنت‌های‌تان را هم خود بخود وارد می‌کند.

بهترین چیز وردپرس این است که کسی هست جواب مشکلات‌تان را بدهد. این خودش کم مزیتی نیست.

———————

پ.ن: سر کار که دسترسی به ویندوز لایورایتر ندارم ناچارم به شیوه گذشته عمل کنم و بدون لینک بالاترین پست‌هایم را اینجا بگذارم. مشکل از قوانین محل کار من است که نمی‌گذارند چیزی روی کامپیوتر‌های‌شان دانلود کنیم.

کارخانه خیریه نیست

اوت 29, 2007

خبرگزاري فارس:مدير عامل گروه سايپا تصريح كرد: شركت سايپا تا سال 90 تمام قطعه سازان خود را به ديگر استانهاي كشور منتقل خواهد كرد.

قلعه‌باني افزود: يكي از سياست‌هاي دولت نهم جهت‌دهي سرمايه گذاران و شركتها به سمت مناطق كمتر توسعه يافته است، بر اين اساس سايپا طرح توسعه خود را در شهرستانها، مناطق محروم،سرمايه‌پذير و توسعه پذير دنبال مي‌كند.
——————————-

من درباره این برنامه خاص سایپا نمی‌توانم اظهار نظری بکنم. امیدوارم پخش سازندگان قطعات یک شرکت در نقاط مختلف کشور و بعد جمع‌آوری و حمل محصولات آنها به کارخانه اصلی توجیه اقتصادی داشته باشد. می‌خواهم از این خبر استفاده کنم و به یک تصور غلط رایج در جامعه اشاره نمایم.

(more…)

«تحول عظیم» در دنیا حتما؛‌ تکمیل نیروگاه، شاید

اوت 29, 2007

رييس جمهور در پاسخ به اين سوال كه نظرتان درباره‌ي تعلل روس‌ها در تكميل نيروگاه بوشهر چيست، گفت: در ملاقاتي كه با آقاي پوتين داشتم او گفت نيروگاه را طبق برنامه‌ تمام خواهند كرد و فكر مي‌كنم اين كار را خواهند كرد.

کاملا درست است. حالا منظور آقای پوتین (و به تبع او آقای احمدی‌نژاد) از «برنامه» کدام «برنامه» بوده معلوم نیست.

(more…)

به‌دنبال «استعفا» در کتاب لغت

اوت 28, 2007

آيت الله عباسعلي عميد زنجاني در گفت و گو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: در قاموس ما استعفا معني ندارد زيرا استعفا به معني طلب عفو كردن است و بنده گناهي نكرده ام كه استعفا هم كنم.

————————-

حضرت آیت‌الله،

از آنجا که بصورت «ملالغت»ی به کلمه «استعفا» نگاه کرده‌اید، اجازه بدهید من هم «ملالغت»ی بشوم و در جمله شما بنگرم:

 

اول) استفاده از «ما» بجای «من» از نظر دستوری اشتباه است زیرا که مرجع ضمیر «ما» معلوم نیست و اگر به خود انسان باز گردد همان اول شخص مفرد است که می‌شود «من».

دوم) منظور شما از «قاموس» روشن نیست. اگر منظورتان کتاب لغت (بصورت شیء فیزیکی روی میز) است که احتمالا خوب در آن نگشته‌اید یا صفحاتی از آن کنده شده که نتوانسته‌اید «استعفا» را در آن بیابید. اگر هم منظورتان از «قاموس» مجموعه‌ای از کارهائی است که شخصیت یک انسان آنها را می‌پذیرد یا نه (معنای دوم و کمی دور از ذهن «قاموس») آنوقت چرا بلافاصله بعد از «معنی ندارد» به توضیح «معنا»ی آن می‌پردازید؟ یا معنی دارد یا ندارد. ابتدا می‌گوئید معنا ندارد بعد به فاصله چند لغت شروع به معنا کردن کردن آن می‌کنید؟

سوم) معنای لغوی «استعفا» مثل تمام لغاتی که با ساختار «استفعال» ساخته می‌شوند، طلب ریشه (فَعَلَ) است. ریشه «استعفا» سه حرف «عفو» است، پس «استعفا» به معنای طلب عفو می‌شود. تا اینجای کار درست. اما در گفتار مردم ما (همان که شما‌ها به آن «لسان مردمان» می‌گوئید)، استعفا به معنای طلب بخشش نیست. کما اینکه وقتی در محضر فردی بزرگوار هستید و می‌خواهید بروید بیرون به او می‌گوئید «اجازه مرخصی می‌فرمائید؟». مگر او صاحب امر شما است که اجازه مرخص شدن از او می‌خواهید؟ مگر نوکر او هستید؟ مگر بند انداخته گردن شما و اسیرتان کرده؟

خیر جناب رئیس دانشگاه تهران، اکثر لغات یک زبان، چند معنای اصلی دارند و چند معنای رایج (منظورم «عامیانه» نیست) که تقریبا ربطی به معنای اصلی آن لغات ندارند. «استعفا» به معنای «ببخشید من را غلط کردم و اشتباه نمودم» نیست. «استعفا» به معنای «می‌خواهم از حضورتان (=کار برای شما) مرخص بشوم» است. معنای «استعفا» در زبان فارسی با «استعفا» در زبان عربی متفاوت است. اگر «استعفا» به معنای «طلب عفو کردن» باشد (همانگونه که گفته‌اید)، وقتی مقام بالا با آن «موافقت» می‌کند، فرد «مستعفی» بر می‌گردد سرکارش و به انجام وظائف محوله مشغول می‌گردد چرا که «گناهش عفو شده». اما در زبان فارسی و در جامعه ما وقتی «استعفا»ی کسی قبول می‌شود، طرف می‌رود راست کار خودش در جای دیگری.

چهارم) آن لغت «هم» در آخر جمله شما قدری جمله‌تان را ثقیل کرده. معمولا «هم» برای اضافه شدن چیزی به چیز دیگر بکار می‌رود؛ مثلا خدای ناکرده اگر کسی از عقب به ماشین شما بزند،  اولین چیز این است که متحمل خسارت شده‌اید. حالا اگر بنا به هر دلیلی ناچار شوید علاوه بر خسارت ماشین خودتان خسارت ماشین او را هم بدهید، آنوقت می‌گوئید «طرف از عقب به من زده، خسارت «هم» از من گرفته».

شما در ادامه جمله «بنده گناهی نکرده‌ام» از «هم» استفاده می‌کنید که معلوم نیست می‌خواهید چه چیزی را به «گناه نکردن» خودتان متصل کنید.

پنجم) معمولا در زبان فارسی «استعفا» را نمی‌‌کنند، «استعفا» «دادنی» است. «استعفا کردن» آنقدر که «استعفا دادن» رایج است، مرسوم نیست.

ششم)‌ دوستان خوبی که از زبان و ادبیات فارسی و عربی سر در می‌آورند لطفا اشتباهات من در این نوشته را تذکر بدهند. به آقای رئیس دانشگاه تهران چیزی نگوئید چون ایشان «کتاب لغت خاص خودشان» را دارند، کتاب لغتی که «استعفا» در آن نیامده!

 ============================

پ.ن: دوست عزیزی با آی دی «کرگدن» لطف کرده اند و در پای صفحه این مطلب در بالاترین چند اشتباه من را تذکر داده اند. کل کامنت را اینجا کپی می کنم:

. وقتی خبر ایسنا را خواندم، یادم آمد قزوین چه سنگ پاهای خوبی دارد.
2. مطمئنم ایشان هم مانند دیگر هم‌صنفان محترم، استاد فن بیان و مجادله اند. پس ترجیح می دهم پا در کفششان نکنم. در ضمن تعجب نمی کنم اگر فردا روزی بگویند قصد شوخی داشتند.
3. «ملا‌لغتی» غلط مصطلح است؛ نگارش صحیح «ملا‌نقطی» است. [منبع: فرهنگ معین]
4. به همین شکل، «استعفا کردن» درست است نه «استعفا دادن». [منبع: کتاب «غلط ننویسیم»، ابوالحسن نجفی]
5. استعفا کردن در فرهنگ قدرت‌طلب یعنی اعتراف به اشتباه، ضعیف بودن، میدان را خالی و بازی را به حریف واگذار کردن. ایرانی لجباز هرگز کوتاه نمی‌آید مگر از روی اجبار آن‌هم در برابر قوی‌تر از خود [جمله آخر نقل به مضمون از کتاب «خلقیات ما ایرانیان»، محمد‌علی جمالزاده].

 از ایشان بسیار سپاسگزارم. در ضمن از رئیس دانشگاه تهران عذر می خواهم که در متن خودم چنین اشتباهاتی کرده ام. البته بنا را بر این گذاشته ام که سایر قسمت ها را درست می گویم. تا نظر دوستان چه باشد.

 بار دیگر از «کرگدن» عزیز بخاطر تذکرشان متشکرم.

ققنوس

 

 

به مدد حافظه تاریخی ما، هیچ قدرت خارجی‌ای در این کشور ضرر نخواهد کرد

اوت 27, 2007

یکی از دوستان در پای مطلب «سارکوزی: ایرانی ها باید انتخاب کنند، بمب ایرانی یا بمباران ایران» (این هم لینک مطلب اصلی) در «بالاترین» گفته است که:

«به نظر نمیاد جرات بمباران رو داشته باشن. در هر صورت اگر هم بمباران کنند دشمنی خود رو با مردم ایران (نه دولت) نشون میدن و در دراز مدت به ضرر اونهاست»

چند نکته را باید بعرض برسانم:

(more…)

سوال‌های صبحونه و نظرات من

اوت 24, 2007

با عرض سلام خدمت صبحونه عزیز

خواستم پاسخ به پست دقیق و زیبای شما با عنوان «سوالاتی برای خمودگی ذهن» را بصورت کامنتی در پای مطلب‌تان عنوان کنم دیدم مطلب مفصل است. این شد که کل قضیه را تبدیل به یک پست کردم. پیشاپیش عرض کنم که این‌ جواب‌ها نظرات «شخص» من است و لزوما درست یا نادرست نیستند.

(more…)

نقد مصدق آری یا نه؟

اوت 22, 2007

 مقاله زیبا و منصفانه خشایار «خط قرمزی به نام نقد محمد مصدق» را هم از دست ندهید. به گمان من بهتر است بجای دادن نظر در اینجا یا در پای مطلب اصلی به صفحه بالاترین این مطلب برویم و همه درباره آن صحبت کنیم.