Archive for 10 اکتبر 2007

پرداخت فطریه آنلاین هم ممکن شد.

اکتبر 10, 2007

شما به جای من، چگونه این را توضیح می‌دهید برای یک غیر ایرانی که در مملکت ما «هلال ماه» اول رمضان و آخر آن «باید» با چشم انسان رویت شود و هیچ چیز غیر آن قبول نیست، آنوقت پرداخت فطریه‌‌اش «آنلاین» است!

در ضمن برشمردن شرایط یک فقیه به توانائی او در استنباط احکام شرعی از منابع و ریشه‌های فقه اشاره می‌کنند. دو تا از این ریشه‌ها را من پیدا کرده‌ام:

اول) دریافت هرگونه پول از مردم تحت هر عنوان و به هر شکل حتی «آنلاین» با همان مودمی که عکس بی‌ناموسی این‌طرف و آن‌طرف می‌کند حلال حلال حلال است.
دوم) مردم مطلقا و تحت هیچ عنوانی (تاکید مجدد، مطلقا و تحت هیچ عنوانی) نباید حس کنند که خودشان هم می‌توانند چیزی از دین را بفهمند ولو «یقین» به حلول ماه رمضان باشد. هر چیز کوچک یا بزرگی را فقط «علماء» برای مردم می‌توانند بیان کنند و بس.

شوخی که نیست، در ازای این همه فعالیت خدمتگزارانه و کمرشکنانه که حضرات از صبح تا شب به امت اسلام ارائه می‌دهند باید از ایشان پول بگیرند، اگر نقد بود که نقد، اگر نشد «آنلاین».

Advertisements

خود سانسوری تزئينی تحتانی

اکتبر 10, 2007

آمدم یک پُست بنویسم درباره ردپا و میزان «طرز تفکر قاجاریه» در ذهن‌های مردم امروز جامعه‌مان که نشد. هی نوشتم و هی پاک کردم. آخرش دیدم مشکل من با «قید»ها و «صفت»هائی است که باید در نوشته‌ام بکار ببرم‌شان.

آمدم بنویسم «همه مردم ما» دیدم الان است که داد یک عده در بیاید که «حکم کلی نده»، من هم به احترام اینکه نمی‌توان حکم کلی داد در زمینه انسان‌ها (حتی اینکه انسان‌ موجودی است که یک کله دارد و دو چشم و دو ابرو!)، گفتم بنویسم «اکثر مردم ما» که باز ترسیدم که «نباید یک نویسنده هیچ صفت منفی‌ای را به «اکثر» مردم نسبت دهد. مردم همه خوب هستند و ناز و همواره فقط «اندکی» یا «بعضی» هستند که آن صفت منفی درباره‌شان صادق است، حتی اگر «اکثر» سی و هفت میلیون نفر ساکنان یک سرزمین بدون اینکه بفهمند دارند چکار می‌کنند دست به «انقلاب» بزنند». به دیگر سخن یادم آمد که اگر صفتی مثبت باشد مثل «مهمان‌نوازی»، متعلق به همه مردم است و اگر صفتی منفی باشد مثل «عجول بودن» آنوقت صفتِ «بخشی» از مردم است (ترجیحا بخشی کوچک) و بس. خلاصه جهت جلوگیری از دردسر آمدم و نوشتم «بعضی از مردم». بعد گفتم الان است که یک عده بپرسند «کدام «بعضی» از مردم؟ عمو، مصداق حرفت را بیاور».

القصه بیش از آنکه متوجه این باشم که چه چیزی می‌خواهم بنویسم و تلاش کنم اول افکارم را بر روی کاغذ بیاورم و بعد سعی در حک و اصلاح آن چیزی کنم که نوشته‌ام، مدام باید مراقب این «قیود» و «صفات» باشم که یک وقت به گوشه قبای کسی بر نخورد. یک مشت حرف «خوب خوب!!!» بار خودم کردم. بعد دیدم که سر رشته مطلب از دست من دررفته و کلی جمله و پاراگراف نامربوط روی کاغذ آمده. از خیر نوشتن آن مطلب خاص گذشتم.

بجای آن این مطلب را نوشتم. البته بگویم که آنچه دارید می‌خوانید مصداق و نشانه بارز خودسانسوری نیست. نیازی به خودسانسوری در جامعه ما نیست. فقط «یک بخش بسیار بسیار کوچک» در جامعه ما هستند که باعث می‌شوند دیگران خودسانسوری کنند. یک بخش بسیار بسیار کوچک دیگری هم هستند که از ترس آن یکی بخش، خودسانسوری می‌کنند. که می‌گوید من می‌خواستم درباره « ردپا و میزان «طرز تفکر قاجاریه» در ذهن‌های مردم امروز جامعه‌مان» مطلب بنویسم؟ مطلقا چنین چیزی نیست. قاجاریه را چه‌کار به مردم ما؟ اصلا چهارپای این حقیر از دوران کودکیش بخش تزئینی تحتانی نداشت، خلاص!

پاسخی به سروش عزیز

اکتبر 10, 2007

سروش عزیز

اعتراف می‌کنم که پاسخ به شما برای من کار ساده‌ای نیست. ظاهرا اختلاف‌های اصلی زیادی در دیدگاه‌های من و شما وجود دارند که کار تبادل نظر را -حداقل از جانب من- مشکل می‌کنند. دو سه روز است دارم به این فکر می‌کنم که آیا باید سعی کنم در نظرات خودم و شما نکته مشترکی بیابم و پاسخ را بر آن بنا کنم و یا بهتر است که از ابتدا شروع به بیان آنچه نظرات من را و شما را از هم سوا کرده کنم و پاسخ را بر آن اساس استوار گردانم.

اجازه بدهید فقط به چند نکته ظاهری بسنده کنم . شما فرموده‌اید که:

——————————————–
دوست من دوباره سلام
در پاسخ به جمله اولت ملت ایران خوب میدونن که همسایه های فلستین کدوم کشور ها هستن.
در پاسخ به جمله دومت ممکنه عرفات به جبهه ایران و بر علیه کشور ما نیرو فرستاده باشه ولی اون یک رهبر فاسد بود و باعث اشغال شدن کشور مردمش شد. اون حتی به ملت خودش هم خیانت کرد.در ادامه مردم فلسطین به این خاطر از صدام همایت کردند که صدام هم از اونها حمایت کرد.صدام یکی از دشمان سرسخت اسرائیل بود و دلیلی نمیبینم که چون در این مورد ما(ملت ایران) و ملت فلستین نظرات متفاوتی داریم پس همایت از آزادی و آزادگی ملت مسلمان فلسطین رو ببیوسیم و بزاریم کنار
در جواب صحبت شما در مورد حذب و گروه… بهتره اول به ملت خودمون نگاه کنید و ببینید تعداد احزاب به چند تا میرسه بعد فلسطینی ها رو ببینید.
در جواب جمله بعدیتون : ملت فلستین نیاز به کمک دارند ما در طول تاریخ ملتی نبودیم که نسبت به دیگران بی تفاوت باشیم و امید وارم از این به بعد هم نخواهیم بود.
در جواب جمله بعدیتون در مورد قیچی کردن و فیلم سازی ..: بسیار بد بینانه به این قضیه نگاه میکنید چون فیلم های ساختگی به سرعت قادر به تشخیص هستند خصوصا برای گرافیست ها و متخصصین کامپیوتر در ضمن من هیچ صحنه تکراری در ای نسالها ندیدم.

با وجود این همه مخالفت من با پست شما فکر نمیکنم ادامه جواب ها به صلاح باشه شاید هم اصلا نخوندیش و پاک بشه. به هر حال در صورتی که مایل باشید میتونم ادامه نظراتم رو بنویسم

من به عنوان کسی که حتی در یک راهپیمایی در این 30 سال جمهوری اسلامی و به عنوان یک دانشجوی این کشور نظرات خودم رو گفتم.
کلمات و جملات و خبر های دشمنان ایران در رسانه هاشون به شدت متناقض با واقعیت ها است و این با رسانه های ما اصلا قابل مقایسه نیست.
بنابراین من به دلیل دروغ گویی ها و رسوایی های رسانه های غربی به هیچ وجه نمیتونم به این گفته های اجنبی گرایانه شما نظر مثبت بدم
—————————-

خدمت شما باید عرض کنم که:

من معتقدم که کشور ما «بنگاه خیریه» نیست که بخواهد به این و آن کمک کند. کمکی در حد ارسال یک بیمارستان صحرائی در مواقع حادثه و یا ساخت چند مدرسه در عرض چند سال و از این دست برای کشوری دیگر -بفرض «نیازمند بودن»شان- قابل درک و قابل تقدیر است. اما جهت‌گیری سیاست خارجی کشور را در سمت و سوی «کمک» به این و آن قرار دادن صحیح نمی‌دانم. شخص من و شما تا حدی می‌توانیم به مستمندان کمک کنیم که به روال زندگی عادی ما «صدمه»‌ای وارد نشود. ممکن است در شرایط اضطرار بتوان قدری فشار به خود را به نفع کمک به نیازمند تحمل کرد ولی در هر حال نباید به خود «صدمه» زد. من می‌گویم وقتی که بسیاری از مردم ما در استانهای مرزی کشور از بسیاری از نعمت‌های اولیه مادی زندگی محروم هستند چرا ما باید پول‌مان را خرج فلسطین و لبنان کنیم؟

به آنچه گفتم اضافه بفرمائید که ما جهت‌گیری کمک‌مان و یار و یارگیری‌مان سیاسی است و نه انسانی. آیا شما در اخبار رادیو و تلویزیون خبری و حرفی و نقلی از مسلمانان «چچن» می‌شنوید؟ مگر آنها مسلمان نیستند؟ آیا بخاطر روسیه و حمایت او از ایران نیست که ما در مقابل ظلم به مسلمانان چچن ساکت هستیم؟ آیا ما وظیفه نداریم از مردمی در دارفور که کشته می‌شوند و جان و مال و ناموس‌شان در معرض خطر و حمله است دفاع کنیم و به ایشان کمک نمائیم؟ جهان اسلام (و جهان انسانیت) فقط و فقط در فلسطین خلاصه نمی‌شود.

در مورد فیلم و جلوه‌های ویژه فرض را بر این بگذارید (فقط فرض است)‌ که متخصصی از آن دست که فرموده‌اید متوجه وجود «تقلب» در یکی از گزارش‌های تصویری سیما می‌شود. آیا این متخصص امکان این را دارد که قضیه را مطرح کند؟ کجا مطرحش کند؟ آیا امنیت جانی پس از مطرح کردن این مسئله دارد؟ اگر این متخصص در داخل ایران باشد که بخاطر حفظ جانش چنین نخواهد کرد، اگر هم خارج ایران باشد که در درون کشور به او انگ «دروغ گو» و «اجنبی» و «دشمن» و از این دست می‌خورد و نظر کارشناسیش مورد قبول قرار نمی‌گیرد. بیخود نیست که تا کنون از چنین متخصصی حرفی نشنیده‌اید.

فرموده‌اید که «کلمات و جملات و خبر های دشمنان ایران در رسانه هاشون به شدت متناقض با واقعیت ها است و این با رسانه های ما اصلا قابل مقایسه نیست». از شما می‌پرسم که شخص شما از کجا مستقلا به «واقعیت‌ها» پی‌برده‌اید که متوجه قلب واقعیت در رسانه‌های غربی شده‌اید؟ اجازه بدهید یک مثال بزنم. در خبرهای رسانه‌های غربی می‌آید که در پی حمله اسرائیل به فلان روستا در فلسطین، ده چریک فلسطینی کشته شدند. در رسانه‌های ایرانی هم این خبر به این صورت مطرح می‌شود که در یورش اسرائیل به همان دهکده، ده نفر زن و بچه مردم کشته شده‌اند. حالا شخص شما مگر می‌توانید که مستقلا به منطقه درگیری بروید و کشته‌ها را ببینید و بشمارید؟ مسلما خیر. پس شما خود نمی‌توانید به «واقعیت» برسید. ناچار هستید به یکی از دو طرف اعتماد کنید. مسلم است وقتی آدم به یکی از دو طرف اعتماد کند دچار این توهم می‌شود که همان درست است و لاغیر، چه خبرگزاری غربی باشد چه غیر غربی.

در ضمن صفت «اجنبی‌گرایانه» که به گفته‌های من نسبت داده‌اید بر من بسیار گران تمام شد. دوست من، اگر من «اجنبی‌گرا» بودم اصولا سرم را می‌انداختم پائین می‌رفتم به دنبال کاری و کسبی در مملکت اجنبی‌ای که در آن ساکن هستم و بی‌خیال ایران و ایرانی می‌شدم. خودم را کنار می‌کشیدم از ریشه‌هایم و می‌گفتم هرچه به سرشان می‌آید بیاید، به من چه. «اجنبی‌گرا» آنانی هستند در مملکت که باعث کوچ دو سه میلیون نفر از کشور شده‌اند، جنگی خانمان برانداز را شش سال بیهوده کش داده‌اند، مملکت را بر سر چیزی که بود و نبودش چندان مهم نیست به زیر تحریم کشیده‌اند و در آستانه جنگ قرار داده‌اند، پول مملکت را در خارج کشور خرج انواع و اقسام حرکات و گروه‌های تروریستی می‌کنند، با خرید انواع و اقسام تسلیحات بدردنخور روسی و رفتن زیر بار زورگوئی روسیه استقلال مملکت را زیر سوال برده‌اند. من خودم را «اجنبی‌گرا» نمی‌دانم فقط آدمی می‌دانم که از دست همان مارهای معروف، به اژدها پناه برده.

با تشکر از اظهار نظرتان و امید به اینکه در مباحث اینجا حضور داشته باشید
ققنوس