پاسخی به سروش عزیز

سروش عزیز

اعتراف می‌کنم که پاسخ به شما برای من کار ساده‌ای نیست. ظاهرا اختلاف‌های اصلی زیادی در دیدگاه‌های من و شما وجود دارند که کار تبادل نظر را -حداقل از جانب من- مشکل می‌کنند. دو سه روز است دارم به این فکر می‌کنم که آیا باید سعی کنم در نظرات خودم و شما نکته مشترکی بیابم و پاسخ را بر آن بنا کنم و یا بهتر است که از ابتدا شروع به بیان آنچه نظرات من را و شما را از هم سوا کرده کنم و پاسخ را بر آن اساس استوار گردانم.

اجازه بدهید فقط به چند نکته ظاهری بسنده کنم . شما فرموده‌اید که:

——————————————–
دوست من دوباره سلام
در پاسخ به جمله اولت ملت ایران خوب میدونن که همسایه های فلستین کدوم کشور ها هستن.
در پاسخ به جمله دومت ممکنه عرفات به جبهه ایران و بر علیه کشور ما نیرو فرستاده باشه ولی اون یک رهبر فاسد بود و باعث اشغال شدن کشور مردمش شد. اون حتی به ملت خودش هم خیانت کرد.در ادامه مردم فلسطین به این خاطر از صدام همایت کردند که صدام هم از اونها حمایت کرد.صدام یکی از دشمان سرسخت اسرائیل بود و دلیلی نمیبینم که چون در این مورد ما(ملت ایران) و ملت فلستین نظرات متفاوتی داریم پس همایت از آزادی و آزادگی ملت مسلمان فلسطین رو ببیوسیم و بزاریم کنار
در جواب صحبت شما در مورد حذب و گروه… بهتره اول به ملت خودمون نگاه کنید و ببینید تعداد احزاب به چند تا میرسه بعد فلسطینی ها رو ببینید.
در جواب جمله بعدیتون : ملت فلستین نیاز به کمک دارند ما در طول تاریخ ملتی نبودیم که نسبت به دیگران بی تفاوت باشیم و امید وارم از این به بعد هم نخواهیم بود.
در جواب جمله بعدیتون در مورد قیچی کردن و فیلم سازی ..: بسیار بد بینانه به این قضیه نگاه میکنید چون فیلم های ساختگی به سرعت قادر به تشخیص هستند خصوصا برای گرافیست ها و متخصصین کامپیوتر در ضمن من هیچ صحنه تکراری در ای نسالها ندیدم.

با وجود این همه مخالفت من با پست شما فکر نمیکنم ادامه جواب ها به صلاح باشه شاید هم اصلا نخوندیش و پاک بشه. به هر حال در صورتی که مایل باشید میتونم ادامه نظراتم رو بنویسم

من به عنوان کسی که حتی در یک راهپیمایی در این 30 سال جمهوری اسلامی و به عنوان یک دانشجوی این کشور نظرات خودم رو گفتم.
کلمات و جملات و خبر های دشمنان ایران در رسانه هاشون به شدت متناقض با واقعیت ها است و این با رسانه های ما اصلا قابل مقایسه نیست.
بنابراین من به دلیل دروغ گویی ها و رسوایی های رسانه های غربی به هیچ وجه نمیتونم به این گفته های اجنبی گرایانه شما نظر مثبت بدم
—————————-

خدمت شما باید عرض کنم که:

من معتقدم که کشور ما «بنگاه خیریه» نیست که بخواهد به این و آن کمک کند. کمکی در حد ارسال یک بیمارستان صحرائی در مواقع حادثه و یا ساخت چند مدرسه در عرض چند سال و از این دست برای کشوری دیگر -بفرض «نیازمند بودن»شان- قابل درک و قابل تقدیر است. اما جهت‌گیری سیاست خارجی کشور را در سمت و سوی «کمک» به این و آن قرار دادن صحیح نمی‌دانم. شخص من و شما تا حدی می‌توانیم به مستمندان کمک کنیم که به روال زندگی عادی ما «صدمه»‌ای وارد نشود. ممکن است در شرایط اضطرار بتوان قدری فشار به خود را به نفع کمک به نیازمند تحمل کرد ولی در هر حال نباید به خود «صدمه» زد. من می‌گویم وقتی که بسیاری از مردم ما در استانهای مرزی کشور از بسیاری از نعمت‌های اولیه مادی زندگی محروم هستند چرا ما باید پول‌مان را خرج فلسطین و لبنان کنیم؟

به آنچه گفتم اضافه بفرمائید که ما جهت‌گیری کمک‌مان و یار و یارگیری‌مان سیاسی است و نه انسانی. آیا شما در اخبار رادیو و تلویزیون خبری و حرفی و نقلی از مسلمانان «چچن» می‌شنوید؟ مگر آنها مسلمان نیستند؟ آیا بخاطر روسیه و حمایت او از ایران نیست که ما در مقابل ظلم به مسلمانان چچن ساکت هستیم؟ آیا ما وظیفه نداریم از مردمی در دارفور که کشته می‌شوند و جان و مال و ناموس‌شان در معرض خطر و حمله است دفاع کنیم و به ایشان کمک نمائیم؟ جهان اسلام (و جهان انسانیت) فقط و فقط در فلسطین خلاصه نمی‌شود.

در مورد فیلم و جلوه‌های ویژه فرض را بر این بگذارید (فقط فرض است)‌ که متخصصی از آن دست که فرموده‌اید متوجه وجود «تقلب» در یکی از گزارش‌های تصویری سیما می‌شود. آیا این متخصص امکان این را دارد که قضیه را مطرح کند؟ کجا مطرحش کند؟ آیا امنیت جانی پس از مطرح کردن این مسئله دارد؟ اگر این متخصص در داخل ایران باشد که بخاطر حفظ جانش چنین نخواهد کرد، اگر هم خارج ایران باشد که در درون کشور به او انگ «دروغ گو» و «اجنبی» و «دشمن» و از این دست می‌خورد و نظر کارشناسیش مورد قبول قرار نمی‌گیرد. بیخود نیست که تا کنون از چنین متخصصی حرفی نشنیده‌اید.

فرموده‌اید که «کلمات و جملات و خبر های دشمنان ایران در رسانه هاشون به شدت متناقض با واقعیت ها است و این با رسانه های ما اصلا قابل مقایسه نیست». از شما می‌پرسم که شخص شما از کجا مستقلا به «واقعیت‌ها» پی‌برده‌اید که متوجه قلب واقعیت در رسانه‌های غربی شده‌اید؟ اجازه بدهید یک مثال بزنم. در خبرهای رسانه‌های غربی می‌آید که در پی حمله اسرائیل به فلان روستا در فلسطین، ده چریک فلسطینی کشته شدند. در رسانه‌های ایرانی هم این خبر به این صورت مطرح می‌شود که در یورش اسرائیل به همان دهکده، ده نفر زن و بچه مردم کشته شده‌اند. حالا شخص شما مگر می‌توانید که مستقلا به منطقه درگیری بروید و کشته‌ها را ببینید و بشمارید؟ مسلما خیر. پس شما خود نمی‌توانید به «واقعیت» برسید. ناچار هستید به یکی از دو طرف اعتماد کنید. مسلم است وقتی آدم به یکی از دو طرف اعتماد کند دچار این توهم می‌شود که همان درست است و لاغیر، چه خبرگزاری غربی باشد چه غیر غربی.

در ضمن صفت «اجنبی‌گرایانه» که به گفته‌های من نسبت داده‌اید بر من بسیار گران تمام شد. دوست من، اگر من «اجنبی‌گرا» بودم اصولا سرم را می‌انداختم پائین می‌رفتم به دنبال کاری و کسبی در مملکت اجنبی‌ای که در آن ساکن هستم و بی‌خیال ایران و ایرانی می‌شدم. خودم را کنار می‌کشیدم از ریشه‌هایم و می‌گفتم هرچه به سرشان می‌آید بیاید، به من چه. «اجنبی‌گرا» آنانی هستند در مملکت که باعث کوچ دو سه میلیون نفر از کشور شده‌اند، جنگی خانمان برانداز را شش سال بیهوده کش داده‌اند، مملکت را بر سر چیزی که بود و نبودش چندان مهم نیست به زیر تحریم کشیده‌اند و در آستانه جنگ قرار داده‌اند، پول مملکت را در خارج کشور خرج انواع و اقسام حرکات و گروه‌های تروریستی می‌کنند، با خرید انواع و اقسام تسلیحات بدردنخور روسی و رفتن زیر بار زورگوئی روسیه استقلال مملکت را زیر سوال برده‌اند. من خودم را «اجنبی‌گرا» نمی‌دانم فقط آدمی می‌دانم که از دست همان مارهای معروف، به اژدها پناه برده.

با تشکر از اظهار نظرتان و امید به اینکه در مباحث اینجا حضور داشته باشید
ققنوس

Advertisements

7 پاسخ to “پاسخی به سروش عزیز”

  1. gozarzaman Says:

    سلام من کمی از نوشته های شما رو که گویا مناظرهای با فردی داشتید خوندم .من خواستم نظرم رو راجب همین مسایل متشنج جهان و الاخصوص خاورمیانه بگم.ببینید دوست عزیز اکثر کشورهای خلیج نشین انرژی صلح امیز هستهای که هیچ بلکه بمب اتمی رو هم دارند اگر از این زاویه نگاه کنیم که ممکن است بعدها مورد تهاجم قریب به اتفاق غرب و هم دستانش در خاورمیانه شویم از این لحاض نتنها انرژِ صلح امیز بلکه بمب اتم نیز باید داشته باشیم اما متاسفانه اگر امروز اجازه حتی صلح امیز بودن انرا به ما نمیدهند شکاف دولت و ملت است که غرب با استفاده از این تنشهای اجتماعی و فاصله گرفتن مردم از دولت نتنها توانسته اند فرهنگ خودرا زیبا در جامعه نشنان دههند بلکه از این فرصت استفاده کرده مانع دست یابی ایران به صلاح اتمی شدند چون میگویند که شما هیچ اعتباری ندارید یعنی غیر قابل اطمینان هستید این کار ننتنها باعث میشود که حکومت در ایندهای نچندان دور از پا دراید بلکه به همراه ان اعتقادات و ملت نیز با هم به درون چاهی خواهند افتاد که خداوند تبارک وتعالی مگر بتواند این سرزمین را نجات دهد .ببخشید که نظراتم با اونچه که نوشته اید مطابقت نداشت ولی دیدم که حول نوشتهای شما راجب ایران و مسایل پیرامون ان است .با تشکر حق نگهدارتان

    —————————————-

    دوست عزیز من

    ممنون هستم از اظهار نظرتان. خدمت‌تان عرض می‌کنم که تنها کشوری در خاورمیانه که تسلیحات اتمی دارد اسرائیل است (تازه آن هم بازی «داریم-نداریم» می‌کند که آخرش دیگران نفهمند که دارد یا ندارد). هیچ کشور دیگری در خاورمیانه بمب اتمی ندارد. ضمنا اصولا چرا فکر می‌کنید که ما ممکن است مورد تهاجم قرار بگیریم؟ پدرکشتگی داریم با غرب؟ چه نیازی داریم به دعوا با این و آن؟ چرا هر روز با پارانوئید حمله این و آن باید سر کنیم؟ در مورد اجازه انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز باید بگویم که تا کنون هیچ‌یک (تاکید می‌کنم هیچ‌یک) از مقامات در راس قدرت در کشورهای غربی حتی جمله‌ای در مقابله با استفاده «صلح‌آمیز» ایران از انرژی هسته‌ای به زبان نیاورده‌اند. برعکس، همگی در هر مصاحبه‌ای که درباره انرژی هسته‌ای در ایران انجام می‌دهند بر حق ایران در استفاده «صلح‌آمیز» از این انرژی تاکید می‌کنند. خلاف این سراغ دارید بفرمائید.

    در مورد شکاف بین دولت و ملت در کشور ما باید عرض کنم که اگر چنین شکافی وجود داشته باشد نشانه بی‌عرضه‌گی کل حکومت است. مردم ما مردمی تا استخوان مذهبی هستند، دولت هم نزدیک به سی‌سال است که زمام امور این مردم را به دست دارد، رسانه‌های موجود در کشور فقط و فقط رسانه‌های دولتی یا تائید شده به توسط دولت هستند. با این حال چگونه است که چنین شکافی پدید آمده؟ خیر قربان، چنین چیزی نیست. شکافی بین دولت و مردم وجود ندارد.

    در مورد اعتبار داشتن یا نداشتن ایران باید عرض کنم که از روز اولی که آژانس با ایران اختلاف پیدا کرد سر این بود که ایران حدود بیست سال برنامه هسته‌ای خودش را مخفی کرده بود. آژانس هم می‌گفت اگر ریگی به کفشت نیست چرا بیست‌ سال همه چیز را قایم کرده‌ای. شما خودت بودی به طرف اعتماد می‌کردی وقتی مخفی‌کاری می‌کند؟

    در هر حال از اینکه وقت گذاشتید و نظرات‌تان را بیان فرمودید سپاسگزارم. امیدوارم که باز به اینجا سر بزنید و دیدگاه‌های‌تان را با من به اشتراک بگذارید.

    با تقدیم احترام

  2. soroushvs Says:

    شما در صحبتهاتون فقط به جزئیات اشاره دارید دیدگاه کلی شما چیست؟
    شما در صحبتهاتون فقط مثال می آورید و میگویید چچن یا انرژی هسته ای یا کمک به فلسطین
    من اینها رو جزئی نگری و بهانه میدونم
    نظر کلی شما چیست؟ انقلاب اسلامی رو تایید میکنید؟

    اما چند مورد رو هم پاسخ بدم
    کمک به فلسطین چندین دلیل داره: یکی دین ما است و فرموده های امامان معصومین و بخصوص پیامبر عظیم الشان اسلام.(انقدر قاطع در این مورد دستور داده شده که هیچ چیزی رو پوشیده نگه نمیداره). دومین دلیل دلایل سیاسی است. کمک به فلسطین این دلیلش بسیار مهمه چرا که کمک های ما به مردم چچن سالها پیش ( که انجام شد) اصلا به حد کمکهای ما به فلسطینی ها نمیرسه.و اون هم بحث خاور میانه هست.بحث امنیت در خاور میانه و وجود یک رتیل وحشتناک و وحشی و هر روز بزرگ تر شدن اون در سرزمین و وطن فلسطینی ها. بله الان که جمله های بعدیتون رو میخونم متوجه شدم که در پاراگراف بعدی هم خودتون همین رو نوشتید.آفرین بر شما
    سیاست های دولت مردان ما واقعا علمی و با تدبیر هست.تنها دلیلش دینی نیست گرچه دلیل اصلی اون دین هست.ولی اینکه به چچنی ها کمک نشده که من صد در صد مخالفم گرچه اون بحث خیلی وقت پیشه.
    در ضمن بحث چچن و فلسطین خیلی با هم فرق میکنه . ابعاد فاجعه در فلسطین بسیار بحرانیه.بنابر این مقایسه اونها اصلا عاقلانه به نظر نمیاد.مقایسه باید در یک کلاس و سطح باشه.

    خب بریم سر موضوع بعدی و اون اینه که بنده و شما و هر کسی که اینترنت داره میتونیم به سایت های خبری دنیا مثل CNN و FOX بریم و تطابق بدیم گفته ها و شنیه هاشون رو با رسانه های خودمون…
    بحث سانسور در رسانه ی ما وجود داره . ولی این سانسور به صلاح ماست . اما ما در سانسور مطالب رو به هیچ وجه وارونه جلوه نمیدیم.ولی رسانه های کثیف و ضد ایرانی غربی تنها به سانسور و همین طور وارونه جلوه دادن قضایا(مثل وارونه کردن معانی و ترجمه) اکتفا نکرده و از جملات و برنامه های موهون و بسیار زشت بسیار زیاده.
    یکی از موارد تقلب هالیوودی در روزنامه های امریکایی مربوط به سنخرانی جناب اقای دکتر در دانشگاه کلمبیا بود که خیلی خنده دار بود.جمعین موافق و مخالف رو به شکلی جعل کرده بودند که گویی تمام این جمعیت مخالفان هستند.
    من رسوایی رسانه های غربی رو به همین رویداد(سفر دکتر به امریکا) خلاصه میکنم که اونها در گزارشات خبریشون مرطبا فقط اون تکه هایی رو که چند اوباش به هو کشی میپرداختند نشون میدادند و فسمت سخنرانی رئیس دانشگاه کلمبیا بقیه قسمت ها رو به شدت سانسور کرده بودند هر چند که بصورت زنده این دیدار از CNN پخش شد و انصافا سانسور و بد جلوه گری هم در این ترجمه زنده بسیار جزئی بود و فقط مربوط به قسمت همجنس بازی خلاصه شد.
    اگر ایران بگه که من فقط میخام از این انرژی در جهت صلح آمیز استفاده کنم که این درست نیست ولی ایران کشوریست پر از نخبه هایی که دیگر کشوها حتی انگلیسی ها با این بازی کثیفشون هم مانند اونها رو ندارند.ایران در صورت نیاز اقدام به بنب اتمی خواهد کرد ولی نه در زمان صلح ایران قصد داره در زمان چنگ در یک پروسه چند ماهه اقدام یه ساخت بمب اتمی بکنه.و فقط برای دفاع.فقط برای دفاع . البته بنده برای حرفم سند مکتوبی نمیتونم اراده کنم.
    شما مثال های کشده شدن ده فلسطینی رو گفتید و من با مثال سفر رئیس جمهوری اون رو پاسخ دادم چون بحث فلسطین خیلی وقته که سانسور نمیشه. بحث های ایران هست که در حال حاظر در سیاست سانسور خبری غربی ها گنجانده شده.
    اتهامات آخری شما هم وارد نیست و دیدگاه اجنبی گرایه نه شما رو اثبات میکنه
    به خاطر این کلمه اجنبی گرایانه هم ناراحت نشید چون حقیقت است.
    در مورد سلطه روسیه هم توی دلم یه کم خندیدم چونکه در حال حاظر روسیه به خاطر بحث انرژی اروپا رو به زیر سلطه برده و ایران این سلطه رو با اقدام به صدور گاز به اروپا شکسته.

  3. Reza Says:

    همه‌ی اين بحث‌های بی‌نتيجه‌ی سياسی به کنار (گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله‌ی ماست)، چيزی که برای من جالبه اينه که تمام شاگرد درس‌خون‌ها و باسواد‌های مدرسه شدن طرفدار عقل و منطق و (اگه میتونستن) از ايران اومدن بيرون. هر چی شاگرد تنبل بی‌سواد درس‌نخون خرف بود، شد مذهبی و طرفدار رژيم. تو رو خدا نيگا کنين اين به اصطلاح سروش تو ۴ خط نوشته چند تا غلط املائی داره (انشاش که بماند). آخه يه متن با اينهمه غلط املائي و انشائی، اصلن ارزش جواب دادن داره؟
    ————————————-
    رضای عزیز

    املا و انشای غلط را من یکی که دیگر بی خیالش شده ام! سهل است خودم هم در این موارد مشکل دار شده ام. بر باعث و بانی اش … که سواد ما ملت را رساند به حال و روز قاجاریه. در عین حال نباید از نظر دور داشت که با بروز چیزی بنام وبلاگ کم کم رسم الخط فارسی عوض شد (یا دارد می شود). قدری سخت و ناگوار است برای من و شما ولی خوب در هر حال هر زبان زنده ای باید تغییر کند. البته این به معنای این نیست که هرکس هرچه خواست بنویسد و بگوید زبان باید اینگونه باشد. ابدا.

    به هر روی من مشتاق شنیدن نظرات مخالفان خودم هستم. املاء و انشاءشان به کنار. بگذار ببینیم چه دارند برای بیان. امیدوارم املاء و انشاء منطق و دیدگاهشان کامل و صحیحی باشد.

    متشکرم از کامنتت.

  4. soroushvs Says:

    تا جایی که بنده یاد دارم شاگرد تنبل های کلاس و خرفت ها همیشه با بی ادبی جواب حرف حساب رو میدادن. و شاگرد ممتاز ها اگه حرفی بجز اراجیف داشتن میزدند و بقیه هم در موردش نظر میدادند.
    بعضی ها هم انقدر کودن بودند که نمیدونستن اصلا بحث در مورد چی هست و میگفتن ارزش جواب دادن نداره

  5. Reza Says:

    درست است. حق با شماست. من اصلن نميدانم که بحث بر سر چيست. چرا که مدتهاست کلماتی نظير غرور، عرق، ناموس، غيرت، ايمان، باور، دين، معصوم، پیامبر، خدا و باقی خرافات و تعصبات برایم بی‌معنی شده‌اند.
    نه، هم‌نوع عزيز. ما نه زبان مشترکی داريم نه حرف مشترکی. برای من همين بس که به املاء و انشای شما بخندم و ياد گذشته‌ها کنم. نه، من اصلن نميدانم که بحث بر سر چيست. شايد بر سر لحاف ملا باشد. شايد.
    ————————
    رضای عزیز
    خواهش می کنم به هیچ یک از مراجعان اینجا نخندید. دوست دارم تا جائی که می توانیم سعی کنیم بنشینیم دور هم و صحبت کنیم. اگر هم دیدیم اختلاف آنقدر زیاد است که صحبت نمی توانیم کرد، مخالف مان بخیر و ما را به سلامت.

    با تقدیم احترام
    ققنوس

  6. soroushvs Says:

    اینها غلط املایی نیستند دانشمند!!!! اینها غلط تایپی هستند.
    در ضمن کاشکی اشکال دیگهای هم میتونستی از جملات من و از روح صحبت های من بگیری!!
    متاسفم

  7. Reza Says:

    سروش عزيز، هم نوع عزيز،
    من اهل اشکال گرفتن نيستم. دانشمند هم نيستم. اگر نوشته‌ات دستکم برای خودت ارزش دارد، کمی وقت بگذار (قول ميدهم ۵ دقيقه هم نمی‌شود) و آن را تصحيح کن. حداقل ۲ بار بخوان. ضرر که ندارد هيچ، به قابل فهم شدن آن هم کمک می‌کند. خواننده هم تلقی بالاتری از درک تو پیدا می‌کند. البته هنوز نمی‌توانم باور کنم که «همایت» یا «مرطبا» غلط تایپی باشد.
    و اما اختلاف اصلی من و تو به آنجا بر میگردد که تو به موجودی فرضی (به نام اصطلاحن خدا یا الله) اعتقاد داری و به این قائلی که او ظاهرن مأموریتی داده به تو، قرنها پیش، از طریق شخصی به نام محمد. و تو به استناد این پیام به یاری هم‌کیشان خود میروی (کسانی که ندیده‌ای و نمی‌شناسی) صرفن به واسطه‌ی اینکه آنها هم به خدای تو اعتقاد دارند.
    اختلاف ديگر ما در اين است که تو به رسالت خودت و هم کيشانت معتقدی برای اصلاح و هدايت دگرانديشان (به زعم زمامداران دين تو، گمراهان). من اما هنوز راه زيادی در پيش روی شخص خودم می‌بينم برای خودسازی.
    اختلاف ديگر ما در تحمل عقيده‌ی متفاوت است. من، حداکثر، در دلم به باورهای تو می‌خندم (که البته کار زشتی است. می‌دانم. احترام زيباتر است). تو اما، اگر قائل به قتل من نباشی (که ازت ممنونم، چرا که بنا به دين تو، من مرتدم و خونم مباح) حداقل سعی در اصلاح و ارشاد من داری (که باز هم ممنونم)
    حالا تو خودت قضاوت کن، با اينهمه اختلاف، ديگر جای گفتگو هم ميماند؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: