تنها امید و پناه ما دموکراسی است و بس

این مطلب را در پاسخ پُست «من می‌ترسم» از وبلاگ «زاویه دید» نگاشته‌ام.
————————————————

جناب آقای غلامرضا‌کاشی عزیز و محترم

نگرانی شما از آنچه در افق دید ما قرار گرفته کاملا قابل درک است. «جنگ» یک لغت است ولی نتایج آن تا نسل‌ها باقی‌ می‌مانند. اما اجازه بدهید از یک پله بالاتر به مسئله نگاه کنیم. اگر اتوبوس جامعه ما اکنون به ته دره نیستی نیافتد، آیا می‌توان مطمئن بود که با این تیم راننده آن سر پیچ بعدی، یا گردنه بعدی اتوبوس درست هدایت شود؟ اصلا ما دموکراسی را مگر چز برای این می‌خواهیم که بتوانیم به راننده و کمک وی بگوئیم که ما را از کدام راه ببرند و چگونه اتوبوس را برانند؟ گیرم اینجا سکوت کردیم و معجزه‌ای نگذاشت اتوبوس به دره برود، تا آخر مسیر، دیگر دره‌ای در کار نخواهد بود؟

بیائید بدترین حالت ممکنه را در نظر بگیریم. در این حالت ما از غنی‌سازی دست نمی‌کشیم و آمریکا و متحدانش با ما وارد جنگ می‌شوند و کشور ما خدای ناکرده بطور کامل از هم می‌پاشد. اکثر مردمان فعلیش کشته می‌شوند و خودش تجزیه می‌گردد. این وحشتناک‌ترین حالت است. اما در نهایت باز هم گروهی مردم بر روی این خاک خواهند زیست. چه خودشان را ایرانی بخوانند و بدانند و چه غیر این، آنان هم نسل به نسل زندگی خواهند کرد و جامعه‌ای خواهند ساخت. اتوبوس آنان هم در دست رانندگانی خواهد بود. فاجعه اصلی آنجاست که هر نسل اتوبوسش به دره بیافتد و روز از نو و روزی از نو. اگر با به ته دره رفتن ما (یا نرفتن ما) مشکل یک‌بار و برای همیشه حل می‌شد، شاید می‌توانستیم با افتخار به ته دره برویم (یا نرویم).

هموطن ندیده و نشناخته عزیز من،
ما نیازمان به دموکراسی بیش از نیازمان به ته دره رفتن و یا نرفتن است. تنها دموکراسی است که می‌تواند تضمین کند اتوبوس ما (و نسل‌های بعدی ما)‌ به دره نمی‌افتد و اگر یک روز تصادفا چنین حادثه‌ای پیش بیاید ابعاد آن در حد «حادثه» باقی خواهند ماند، نه مثل زمان حال شبیه «فاجعه». به زبان عامیانه بیان کنم، ما می‌خواهیم نرویم ته این دره که چه بشود؟ که هر متر مسیر با خطر ته دره رفتن مواجه باشیم و دلمان خوش باشد یک دفعه جستیم، دو دفعه جستیم و آخر …؟ خیر، ما نیاز به دموکراسی داریم تا بتوانیم اتوبوس را به سلامت کنترل کنیم،‌ تا راننده لایق پشت فرمان بنشانیم نه آن‌کس که «ترمز و فرمان» را بریده و کنده و از پنجره انداخته بیرون و دارد هِر و هِر به من و شما می‌خندد.

اما راه حل کنونی مشکل کدام است؟ همان کاشان که مثال زده‌اید نمونه خوبی است از مردمی نیکو و ساده‌دل و مهربان و در عین حال مذهبی و محافظه‌کار. یک آزمایشگاه «ایرانی شناسی» تقریبا کامل. بیائید به مردم اطراف‌مان بگوئیم که:

– هیچ‌کدام از قدرت‌های بزرگ دنیا که اکنون ما را تهدید می‌کنند و یا احیانا چنگ و دندان نشان می‌دهند با استفاده صلح‌آمیز ما از انرژی هسته‌ای مشکلی ندارند. روی «صلح‌آمیز» تاکید کنیم. هیچ‌کس از مقاماتی که در این کشورها بر سر قدرت هستند مطلقا کلامی در جهت منع ایران از استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به زبان نیاورده‌اند.

– «غنی‌سازی» اورانیوم که تمام آتش‌های فعلی از گور آن بلند می‌شود با «انرژی هسته‌ای» فرق دارد. این را باید برای مردم توضیح داد. نیز باید پیشنهاد سال پیش اروپا به ایران که مجددا تکرار شده است را هم برای مردم بازگو کرد.

– باید به مردم خوب و مذهبی‌مان گوشزد کرد که همانگونه که هر کلامی که از دهان ما بر آید ما را شرعا مسئول می‌کند، هر آنچه که شعار بدهیم در روستای‌مان یا محله‌مان یا پلاکارد به در و دیوارش بزنیم هم برای‌مان مسئولیت می‌آورد در سطح جهان. همان موبایلی که در دستان ایشان است تا امورات مغازه و کسب و کارشان را بهتر بگردانند باعث این شده که مرزهای جهانی برداشته شوند. این را باید به یک نحوی به مردم فهماند. هر «مرگ بر …»ی که از دهان‌مان خارج شود تبعات منفی‌ای برای ما و کشورمان دارد. هر «حق مسلم ماست»ی که عربده بکشیمش مسئولیت نتایج آن به دوش ما است، از آن نوعی که دو سالی می‌شود خلق‌الله فریادش می‌کشند و من و شما تازه نتایج سحرش را در افق داریم می‌بینیم و می‌لرزیم تا کی صبح دولت‌مان بدمد.

– بشر ذاتا فراموش‌کار است و ایرانیان هم که خود را سر‌آمد نوع بشر می‌دانند طبعا از باقی بشر فراموش‌کارتر هستند! باید با آوردن نمونه‌های ملموس و اظهر من‌الشمس از جعل خبرهای رسانه‌ها در سالهای قبل به مردم یاد‌آوری کرد که راننده مذکور در بالا نواری را که خود بخواهد برای اتوبوس پخش می‌کند، حتی اگر وسط روز روشن آهنگ «شب شب عشقه» باشد.

حالا چرا این همه توجه به مردم در راه‌حل من؟ چرا که همان مردم ساده‌دل ما «جو‌گیر» شده‌اند و فکر می‌کنند دارند با چرخش سانتریفیوژ‌ها از «ناموس» و «استقلال» خود دفاع می‌کنند. باید به آنها گفت که «استقلال» و «ناموس»ی که به سانتریفیوژ ساخت پاکستان گره خورده باشد امنیتی در حد ژیان مهاری در جاده فیروزکوه دارد. الان مردم دارند برای آن راننده دست هم می‌زنند که «ای‌ولله که پوز آن پراید را زدی. برو پائین بزن به آن تخت‌سنگ تا آن پرایدی پررو ببیند که اگر خودش بود تا صندوق عقب جمع می‌شد اما ما الان فقط تا وسط اتوبوس جمع می‌شویم». من و شما هم روی صندلی بوفه نشسته‌ایم و رنگ‌مان پریده است. باید کاری کرد که خلق‌الله اگر هم اعتراضی نمی‌کنند لااقل وسط اتوبوس دست نزنند و پایکوبی نکنند.

هر حکومتی هرچقدر هم که خودکامه باشد نیازمند حمایت بخش‌هائی از جامعه است. باید چشم‌های آن بخش‌ها را باز کرد که اگر هم می‌خواهند از چیزی حمایت کنند لااقل بدانند که دارند چکار می‌کنند.

Advertisements

یک پاسخ to “تنها امید و پناه ما دموکراسی است و بس”

  1. شبستان Says:

    خب باید هر دو مطلب رو میخوندم تا نظرم رو بدم و چون من همین جوری الکی نظر نمیدم، پس هر دو رو خوندم!
    مطلب آقای غلامرضا کاشی شاید هم درست باشد. مسافران این اتوبوس اینقدر مست آهنگ و رقص و می نابی خیالی شده اند که بیدار کردنشون و نشون دادن انتهای جاده کمی غیر ممکن شده.
    از گروه اندک هشیار هم کاری برنمیاد.
    از طرف دیگه گذشتن از حقوق خودمون هم درست نیست. چون ما همه میدونیم که این راننده، خودش قبل از دره میپره بیرون و در انتها این ماییم که با مخ میریم تو شیشه!
    از این جهت هر دو مطلب درست است.
    ما میدونیم داره چه اتفاقی میافته. مسئله مهم اینه که چه جوری به بقیه بگیم؟
    ———————————————–
    شبستان عزیز

    ممنون از لطفت. من نظر خودم و اینکه چگونه با مردم صحبت کنیم و واقعیات را به ایشان بگوئیم را در قسمت دوم همین پست آورده‌ام. در ضمن کسی نگفته که از حق و حقوق خودمان صرف نظر کنیم. فراموش نکنید که ما حدود ۱۸ سال داشته‌ایم مخفیانه عمل می‌کرده‌ایم. اگر حق‌مان بود که مخفیانه عمل کردن نداشت، داشت؟ حالا گیرم که اصلا اینها گیر داده‌اند به حق و حقوق ما. وقتی سنبه پر زور است باید چکار کنیم؟ مملکت را بفرستیم هوا برای اینکه این قضیه غنی‌سازی حق ما است؟ جلوی سنبه پر زور عقب می‌روند تا بعد که از زور سنبه کاسته شد جلو بیایند. عقل چنین حکم می‌کند.

    با تشکر از شرکت تو در بحث.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: