خیابان

برای من «خیابان» یک قطعه زمین است که در وسط خالی است و دو طرف آن را خانه‌ها احاطه‌کرده‌اند. دو جهت دیگر آن باز است و مردم در آن می‌آیند و می‌روند. برای من مرز خیابان را دیوار خانه‌های مردم در دوطرف آن تعیین می‌کند. اما برای او مرز خیابان را بلوک‌های سیمانی کار گذاشته شده در دوطرف آن نشان می‌دهند.

من بین خیابان و پیاده‌رو (اگر که اصلا پیاده‌روئی باشد!) آب‌راهه‌ای می‌بینم بنام جوب که سرپوش ندارد و آبی بغایت کثیف در آن در جریان است. او اما درپوش فاضلاب خیابان را در دو طرف خیابان می‌بیند. جوبی خیابان را از پیاده‌رو جدا نمی‌کند بلکه نوار کلفتی از زمین (به عرض تقریبی جلو تا عقب یک ماشین) فاصله است بین آنجا که پیادگان در آن راه می‌روند و آسفالت سیاهی که محل گذر اتومبیل‌ها است. حداکثر چیزی که بین یک جوب و یک پیاده رو من در خیابان می‌توانم ببینم یک ردیف بلوک سیمانی است اما پیاده‌روی او با یک نوار از چمن در موازات نواری دیگر از آسفالت که در نهایت به یک ردیف بلوک سیمانی می‌رسد از خیابان جدا می‌شود.

پیاده‌رو برای من جائی است که باید زیر هر قدمت را علاوه بر جلوی رویت بپائی که هر آنچه از آن ساخته‌شده باشد کنده‌کنده و لقمه‌لقمه است. برای او پیاده‌رو مسطح و یک دست است و می‌توان در آن دوچرخه‌سواری کرد. یک پایه تیرهای چراغ‌برق خیابان من در جوب‌ کنار آن و یا نزدیک به جوب قرار دارد. کم نیستند تیرهای کج و معوجی که سیم برق وزنش را فقط برروی مفتول‌های آن انداخته و بخش پائینی‌ آن سیمانش سالهاست که در اثر تصادفی ریخته. اما تیرهای چراغ برق او اکثرا از چوب هستند و چون در آن نوار چمن بین پیاده‌رو و خیابان قرار دارند تقریبا سالم بنظر می‌آیند و قرص.

خط‌کشی‌های خیابان‌‌های او ممکن است که کمرنگ شده‌باشند ولی مطلقا محو نیستند. اما خیابان من باید یا خیلی اصلی باشد که خط‌کشی داشته‌باشد یا اساسا خط‌کشی‌ آن محو شده. در خیابان من آدم‌ها و ماشین‌ها در هم می‌لولند ولی در خیابان او آدم‌ها از پیاده‌رو خارج نمی‌شوند. خیابان من معمولا سطل آشغال ندارد ولی سر هر چهارراه خیابان او یک سطل آشغال بزرگ و دردار وجود دارد که در زمان‌های معینی خالی می‌شوند.

اینها فقط بخشی از تفاوت‌های «خیابان» من و او بودند. هر مفهوم مادی و غیرمادی دیگری که در زندگی هست نیز برای من و او به همین اندازه تفاوت دارد: بانک، خانه، گل، دوستی، پول، آب و هوا، توقع و انتظارات از زندگی، خانواده، مادر، پدر، احساس مسئولیت، سیاست و … متوجه تفاوت‌های‌ بین خودمان و دیگران باشیم. «چرا او چنین ولی من چنان؟» ممکن است در یک جامعه یا بخشی از یک جامعه خاص معنا داشته‌باشد و سرمنشاء تغییراتی بتواند بشود ولی وقتی بجای «او» و «من» دو جامعه را می‌نشانیم، یا دو کشور را، آنوقت بالانس همه‌چیز برهم می‌خورد و به نتایجی می‌رسیم که اگر به بیراهه نبرندمان، لااقل مایه مضحکه می‌کنندمان.

«چرا ترکیه این‌قدر از گردشگری درآمد دارد ولی ما نداریم؟، چرا در کویت مردم پول نفت می‌گیرند ولی ما نمی‌گیریم؟، چرا آمریکا به همه دنیا زور می‌گوید ولی از ما زور نمی‌شنود؟، چرا زن‌ها در اروپا حجاب ندارند ولی در ایران ناچارند حجاب داشته‌باشند؟ چرا ژاپن صنعتش چنین و چنان است ولی ما صنعت‌مان اینگونه است؟، چرا پسرخاله من در سوئد می‌تواند با دوست دخترش زندگی کند ولی من حتما باید با دختر مورد علاقه‌ام ازدواج کنم؟، چرا رشد اقتصاد چین دو رقمی است ولی از ما یک رقمی؟، چرا پاکستان بمب اتمی دارد و ما نداریم؟، چرا…چرا…چرا…چرا… چرا…؟»

ما قرار نیست خودمان را در آئینه این و آن برانداز کنیم و همان‌ کاری را بکنیم که دیگران می‌کنند. هر جامعه‌ای با جامعه دیگر تفاوت‌های زیادی دارد. «خیابان» آنها ساختارش متفاوت است از «خیابان» ما و به جائی بجز مقصد ما می‌رسد. در خود بنگریم، در کجای خیابان «خودمان» هستیم؟

Advertisements

2 پاسخ to “خیابان”

  1. MM Says:

    سلام ققنوس جان،

    آقا قلمت خیلی خوبه. میشه لطفا نظرت رو درباره ی این مصاحبه بگی؟ اگه امکان داره خصوصی و شاید هم درقالب یک پست تا همه بخونن.

  2. شکوفه Says:

    جناب ققنوس! آینه هامون قد خیلی هامون نمیشه- چه کنیم که رشد کردیم و با ما آینه ها ناساز شدند؟ چه کنیم که در آینه های دیگران تصویرها گویی به ما ( به آنچه از خود می پنداریم) نزدیکترند؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: