به دنبال آرامش

برای اینکه به آرامش برسم، شروع به مطالعه دوران کودکی خودم کردم.
با یادآوری گذشته، از رفتاری که پدر و مادرم نسبت به من داشتند شدیدا به خشم آمدم.
برای خواباندن خشمم سعی کردم پدر و مادرم را بیشتر بشناسم.
با نگاه دقیق‌تر به پدر و مادرم به حماقت بی‌حد و اندازه‌شان پی بردم.
وقتی فهمیدم که پدر و مادرم چقدر احمق بودند اضطراب برم داشت چرا که دیدم «من تربیت شده دو احمق هستم»!
همان آرامش نیم‌بندم هم از بین رفت. حالا دوباره باید سعی کنم به آرامش برسم.

از وبلاگ یک بابائی

Advertisements

3 پاسخ to “به دنبال آرامش”

  1. آزیتا Says:

    آدمیزاد قوی تر از این حرفهاست،خودت هم میدونی…اگر خوب دقت کنی میبینی این تنها تو نیستی، بیشتر ما مثل توییم. فقط پدر و مادرها مون فرق دارند و نوع حماقت هاشون.
    از قول من اینها رو به اون بابا بگو.
    خوش باشی.

  2. زیتون Says:

    ققنوس جان. حملات این بابا به درد من هم خورد…

  3. مینا Says:

    نکته جالب اینه که یکی هم روزی قربانی حماقت های ما خواهد شد…
    چه تلخ….!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: