جنگ و جنگ‌طلب

هر تغییر ناگهانی (مثلا جنگ یا انقلاب) در جامعه‌ باعث این می‌شود که گروهی از مردم آن جامعه دل‌مشغولی مستقیم با آن تغییر پیدا کنند. مثلا وقتی که در شهری زلزله باعث خرابی بخش بزرگی از شهر می‌شود، آن قسمت از مردم شهر که کارشان ساختمان‌سازی است ناگهان خود را با حجم بالائی از کار روبرو می‌بینند. این جماعت با استخدام دیگر افرادی که در بخش‌های مختلف آن شهر مشغول کار بوده‌اند باعث بوجود آمدن «طبقه» جدیدی در میان جامعه شهر مذکور می‌گردند که همگی مستقیم یا غیرمستقیم درگیر ساختمان‌سازی هستند.

«جنگ» را می‌توان آنی‌ترین و مهمترین تغییری دانست که یک جامعه بصورت ناگهانی با آن مواجه می‌گردد. در کوتاه مدت «جنگ» توازن انسانی یک جامعه را برهم می‌زند و اولا نقش‌های مختلف (پدر، مادر، نانوا، راننده، نظامی و …) را آنچنان مخدوش می‌کند که جامعه دچار گیجی می‌گردد و ثانیا همه فعالیت‌ها و ارزش‌های جامعه را در خدمت و در جهت «جنگ» سمت و سو می‌دهد. شوک ابتدائی «جنگ» که گذشت، مردم کم‌کم به قالب جدید عادت می‌کنند. مدتی زندگی به همین روال می‌گذرد تا «جنگ» تمام می‌شود و باز جامعه دچار بالا و پائین می‌گردد تا مجددا همه چیز جامعه از نو تعریف شده و ثبات جدید دراز‌ مدتی بر جامعه حاکم شود.

حال اگر «جنگ» ادامه پیدا کند چه؟ مثلا یک نسل؟ یا چند نسل؟ بنظر من آنوقت دیگر «جنگ» می‌شود جزئی از زندگی و فرهنگ آن جامعه. مثال کودکانی در آفریقا که از بچگی به مدت چند دهه فقط در قالب یک سرباز جنگیده‌اند و وقتی جامعه مواجه با آتش‌بس یا صلح می شود دچار مشکل شخصیتی می‌گردند بخوبی نشان می‌دهد که زندگی بخشی از جامعه که مستقیما از «جنگ» و با «جنگ» معنا می‌گیرد، در صورت نبود «جنگ» با چه تغییرات بنیادی‌ای روبرو است.

«جنگ» ۶۰ ساله فلسطین (یا اعراب) با اسرائیل باعث بوجود آمدن گروه‌هائی در این جوامع (و جوامعی که ادعای طرفداری از ایشان را می‌کنند) شده که فلسفه وجودی‌شان «جنگ» است. اگر «جنگ» را از ایشان بگیری دیگر هیچ هنری ندارند و به نوعی انگل جامعه محسوب خواهند شد (چه مادی و چه معنوی). این است که به هر تخته‌پاره‌ای چنگ می‌اندازند که مبادا «جنگ» تمام شود. تولید کنندگان اسلحه و دلالان آن فقط یک بخش از همین گروه‌ها و طبقات اجتماعی هستند. نظامیان، بوق‌های تبلیغاتی هر دو طرف، کارخانجاتی که محصول‌های‌شان فقط و فقط به دلیل کمبود و یا سختی‌های «جنگ» در جامعه فروش دارد، متفکرانی که موظف به تولید «فکر» در جهت «جنگ» هستند، رانت‌خوارانی که بنا به شرایط خاص «جنگ»ی از امتیازات منحصربفردی در جامعه استفاده می‌کنند، همه و همه با یک آتش‌بس پایدار و یا صلح کامل نه تنها با مشکل مالی مواجه می‌شوند بلکه جامعه دیگر دلیلی برای وجود آنان نمی‌بیند و به حاشیه می‌راندشان.

این است که این بخش از جامعه تمام تلاش خود را به‌کار می‌گیرد تا بتواند از «صلح» جلوگیری کند. هرچقدر که زمان می‌گذرد و «جنگ» برای نسل‌ها تبدیل به واقعیتی می‌شود که خود و نسل‌های قبلی‌شان با آن به دنیا آمده‌اند و زندگی کرده‌اند و از دنیا رفته‌اند، امکان دست‌یابی به صلح کمتر و کمتر می‌گردد. در واقع آن گروه «جنگ»طلب جامعه بیش‌ از پیش مورد نیاز دیگر بخش‌ها و طبقات خواهد بود چرا که دیگر «جنگ» جزئی از فرهنگ آن مردم شده و جماعتی که با «جنگ» ارتزاق می‌کنند در حقیقت دارند به نیازی «فرهنگی» در جامعه‌ خود پاسخ می‌دهند. این «جنگ»طلبان حتی حاضر هستند که با آنکس که در سمت مقابل‌شان است و «دشمن» می‌دانندش، توافقی ضمنی بکنند تا «دشمن» مشترک‌شان که «صلح» یا «آتش‌بس» است را از پا در آورند!

در بر این پاشنه می‌چرخد تا یکی از دو طرف یا هر دو دیگر توان ادامه «جنگ» را نداشته باشد. امیدوارم که در حال حاضر هم اسرائیل و هم فلسطینیان آنقدر فرسوده شده باشند که بنشینند بر سر میز مذاکره و سرطان «جنگ» را از خاورمیانه پاک کنند. مسلما نیاز به قدرتی هست که گوش هر دو طرف را بگیرد و پای میز بکشاند‌شان. خدا کند که این‌بار دیگر دو دشمن دیرین ننشینند و بگویند و برخیزند و باز از یکدیگر آدم بکشند. خدا کند که هر دو این جوامع دیگر نیازی به این نبینند که سرمایه‌های کشورشان را در دامن جماعت «جنگ»طلب خودشان بریزند.

Advertisements

2 پاسخ to “جنگ و جنگ‌طلب”

  1. رضا عظیمی Says:

    کجای کاری…تازه احمد نژاد و رهبر و همه طرفداراشون که با فرهنگ انقلاب و «بزن به هم بریز » بزرگ شدن وارد میدون شدن و اصلا از صلح ملح خوششون نمیاد. تازه بازیشون شروع شده. حداقل سه نسل دیگه شاید اونم فقط شای،د اتفاقی که به وقوعش امیدواری بیفته.

  2. Bamdad Says:

    ققنوس عزیز، اگر چه در جوامعی که مدت طولانی در کارودار جنگ بودن ممکنه گروهی باشن که از جنگ سود ببرن و به قول خودت «هنری»‌ به جز جنگیدن براشون باقی نمونده باشه. اما در مورد وضعیت فلسطین نباید واقعیت رو فراموش کنیم و «نسخه‌» دستکاری شده رسانه‌های غربی را بپذیریم.

    این فلسطینی‌ها نیستن که خواستار ادامه جنگ هستن. اسرائیل و پشتیبانان بی‌قید و شرط اون هستن که شرایطی را در فلسطین (کرانه باختری و غزه) به وجود آوردن که عملا دستیابی به صلح رو غیر ممکن کرده. نابود کردن منابع آب شیرین فلسطینیان فقط یک مثال خیلی کوچیک از این موارد هست. ادامه اشغال اراضی فلسطینی در کرانه باختری رود اردن یه مثال دیگه هست، زندانی کردن مردم غزه و اون‌ها رو در بدترین شرایط نگاه داشتن نمونه دیگه هست، نمونه‌ها بی‌شمار هستن…

    نهادهای مالی و رسانه‌ای غرب طوری وانمود می‌کنن که انگار فلسطینی‌ها موجوداتی جنگ طلب و فاقد درک و شعور انسانی هستن و انگار همیشه این فلسطینی‌ها هستن که پیشنهاد صلح اسرائیل و آمریکا رو که از سر دلسوزی و صلح‌طلبی ارائه می‌شه رد می‌کنن. واقعیت اما چیز دیگری است.

    موفق باشی
    بامداد
    —————————————

    بامداد عزیز

    ممنون از نظرت. کاملا حق با توست. در هر دو سوی این مناقشه جنگ‌طلب‌ها نشسته‌اند و بر آتش نفت می‌پاشند. به هیچ‌وجه نمی‌خواستم مطلبم طرفدارانه باشد. من فقط طرفدار آن گروه‌هائی در اسرائیل و فلسطین هستم که خواهان صلح با یکدیگر می‌باشند.

    باز هم متشکرم از نظرت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: