مد‌پرستی، مرده‌پرستی

به مُد پرستان بگوئید که آخرین مُد کفن است.

جناب آقا/سرکار خانم راننده عزیز پیکان مذکور،
چون جا نداشتید که باقی مزخرفات‌تان را پشت ماشین‌تان بنویسید من زحمت نوشتن و در انظار خلق قرار دادن آنها را برای شما کشیدم:

به «عنایت‌الله» که قلبش شدیدا درد گرفته و منتظر آمبولانس است بگوئید آخرین آمبولانس، «آمبولانس» قبرستان است.
به «عباس آقا» بگوئید که آخرین صدقه، پول «کفاره میت» گوشه خیابان است.
به «اصغر آقا لوله‌کش» بگوئید که آخرین لوله‌کشی، لوله‌کشی آب «مرده‌شورخانه»‌ است.
به «حاج‌آقا محمدی» که سر منبر می‌گوید «پیامبر به خودش عطر می‌زده» بگوئید که آخرین عطر «کافور» است.
به «نماز خوانان» بگوئید که آخرین نماز، نماز میت است.
به «حجت» پسر «عنایت‌الله» که دارد در دارقوز آباد یک خانه صد و بیست متری می‌سازد بگوئید که آخرین ساختمان «قبر» است.
به «فریبرز» که کلاس خوانندگی می‌رود بگوئید که آخرین خواندن، «تلقین میت» در قبر است.
به «منیر خانم و آقا جلال» که هتل رزرو کرده‌اند در مشهد برای هفته آینده بگوئید که آخرین رزرو، رزرو مسجد برای «مراسم متوفی» است.
به «حاج حسین عنایتی و پسران» که ظرف کرایه می‌دهند بگوئید که آخرین مجلس گرد‌هم‌آئی، «مجلس ختم» است.
به «علی‌آقا» بقال محله بگوئید که آخرین خرما، «خرمای عزاداری» است.
به «آق محسن» شیرینی فروش بگوئید که آخرین شیرینی‌، «حلوای اموات» است.
به «درویشان» که چهل شب و روز چله می‌نشینند بگوئید که آخرین چله، «مراسم چهلم» درگذشت است.
به «تقویم‌نویسان» بگوئید که آخرین سال، «سالگرد» درگذشت است.
به «سیروس» که امشب با «مریم» ازدواج می‌کند بگوئید که آخرین همسر، «مرگ» و آخرین حجله «گور» است.
به «عطا» که آمپلی‌فایر نصب کرده روی پرایدش بگوئید که آخرین آمپلی‌فایر، «اکوی اجاره‌ای قبرستان» است.
به «مردم ایران» تلقین کنید که از «اول زندگی» به انتظار «آخرین مرحله زندگی» رو به قبله دراز کشیدن و به مرگ فکر کردن آخر خوشبخت زندگی کردن است.

——————-

با تشکر از بر و بچه‌های بالاترین

Advertisements

18 پاسخ to “مد‌پرستی، مرده‌پرستی”

  1. محمد Says:

    سلام، یه سوژه مناسب :
    http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-9/8609061163204443.htm
    (اگه خواستی این نظر رو حذف کن)
    ——————-

    از لطف تان متشکرم. همین الان چک می کنم ببینم این ذوق نداشته من می تواند چیزی از آن بیرون بکشد یا نه. باز هم ممنون که به یاد من بودید.

    محمد عزیز بیست دقیقه است که دارم درباره اش فکر می کنم. ذهن کند من نتوانست دراین زمینه چیزی بنویسد. راستش آنقدر تاخیر و سوانح هوائی و بی توجهی مسئولان هر سازمانی به مردم در جامعه ما «نهادینه» شده که آدم دیگر نمی تواند درباره اش بنویسد. انگار بخواهی درباره اینکه آدم های یک جامعه روی دوتا پای شان راه می روند مطلب بنویسی. فقط خداوند آخر و عاقبت این مردم را بخیر کند.

    با تشکر فراوان که من را قابل دانستید.

    قربان شما

  2. daanial Says:

    عالی

  3. یونس Says:

    جالب بود

  4. امير Says:

    اگه خواستي اين نظر رو حذف كن….
    خيلي مسخره بود!!
    ———————
    واسه چی حذفش کنم؟ لطف کرده‌ای نظرت را بیان کرده‌ای. اگر من آزادم که اینجا هرچه می‌خواهم بگویم تو هم دوست عزیز من آزادی که نظرت را بیان کنی. از نظر محبتی که به من داری ممنون هستم.

  5. آریو برزن Says:

    سلام ققنوس جان . خوبی رفیق ؟ دلم واسه ات تنگ شده بود سالار . گفتیم اینجا واسه ات کامنت بذاریم و بکیم دوست داریم . خیلی مخلصیم . شاد باشی و پیروز
    —————————–
    علیک سلام جوانمرد،

    لطف کردی آمدی. ما خیلی مخلصیم‌ها. ممنون که به یاد من بودی آریو‌برزن عزیز. باز هم کلبه محقر ما را نورانی کن.

    قربان تو
    ققنوس

  6. sia1368 Says:

    سایت تابناک (بازتاب محروم) هم عکسش رو انداخته من هم تو قسمت نظرات آدرس این صفحه رو گزاشتم تا شاید این ها هم به یه ایده ناب دست پیدا کنند
    http://tabnak.ir/pages/?cid=2416
    ———————
    سیا جان لطف بسیار کردی. سپاسگزارم.

  7. امير Says:

    قربون شما آخه معمولا اكثر آدماي اين دوره زمونه تحمل انتقاد ندارن واسه همين گفتم….
    ————————–
    من مخلص همگی هم هستم امیرجان. هر موقع هر انتقادی که داشتی از من همینجا بنویس. هیچ انتقادی را پاک نمی کنم. سهل است که تا بحال چندبار سوتی های بزرگی داده ام و دوستان پای مطلب تذکر داده اند، مطلب را درست کرده ام و درپای همان مطلب توضیح داده ام که سوتی ام چنین و چنان بود و فلانی به من تذکر داد که درستش کنم. از دید من وبلاگ قرار نیست «کامل» باشد، وبلاگ یک «گزارش» است از آنچه من و دیگر دوستان می نویسیم. نگران نباش. انتقادها را پاک نمی کنم.

    قربان تو

  8. roolygta Says:

    بی صبرانه منتظر نظرات وپیشنهادات شما هستم لطفا به من سر بزنین ونظر بدین و منو تو دنیای ورد پرس تنها نزارین اینم ادرسم http://www.roolygta.wordpress.com

  9. امیر تیموری Says:

    یک کم تند رفتی فکر کنم. بالاخره یه دل‌خوشی برا زندگی باید باشه نه! اگر همه عالم به فکر مرگ و مردن باشند که کار دنیا پیش نمی‌ره .همه دراز بکشیم جلو قبله که دیگه زندگی نمی‌کنیم فقط زنده‌ایم.
    —————————
    امیرجان

    ممنون از اظهار لطفت به من. فکر کنم مطلب را با دقت نخواندی. تیتر مطلب «مدپرستی، مرده‌پرستی» است. این تیتر به‌نظر من گویای این است که مطلب قرار است به «مرده‌پرستی» بپردازد. پس تا اینجای کار من موافق کار آن راننده پیکان (در حقیقت موافق نظر او) نیستم. در سطر دوم همان مطلب از آنچه پشت آن ماشین نوشته شده بعنوان «مزخرفات» نام برده‌ام. این دومین مخالفت من با ایشان. در ادامه مطلب می‌بینید که سعی کرده‌ام خوشی‌های ساده و ابتدائی زندگی مثل ازدواج، ساختن سرپناه، خوردن شیرینی و امثال‌هم را یک طرف بیاورم و با طرف دیگر (=مرده پرستان) مقایسه کنم و نشان بدهم که امثال آن راننده پیکان حرف بیخودی می‌زنند. جمله آخر متن هم مشخصا اظهار می‌کند که من از این نگاه مرده‌پرستانه و نگاه منتظر مرگ ما ایرانی‌ها به زندگی خسته و کلافه هستم.

    اگر یک‌بار دیگر مطلب را بخوانید گمان کنم که سوء‌تفاهم بوجود آمده مرتفع می‌گردد. باز هم به من سر بزنید و من را از نظرات‌تان مطلع بفرمائید.

    با تقدیم احترام
    ققنوس

  10. وحید Says:

    عالی بود! عالی!!!

  11. هما Says:

    مرسی از نوشته خوبت. همه اش به جا بود

  12. karmania Says:

    جالب بود !

  13. رضا عظیمی Says:

    جامعه ای که شاهد شکست های پی در پی خود باشد ، همه چیز را در نیستی و نابودی می بیند. زنده بودن وتلاش برایش رنگ می بازد. جامعه ای که دیگر امیدش را برای بهتر شدن از دست داده.
    ————————-
    رضا جان کاملا با تو موافق هستم. باید روی این مسئله فکر کنم و اگر شد مطلبی درباره «از دست دادن امید به زندگی» بنویسم. راستش چنین مطلبی باید قدری تخصصی باشد. نمی دانم بعنوان یک آدم عادی بتوانم حق مطلب را ادا کنم یا نه.

    با تشکر

  14. مینا حسنی Says:

    سلام دوست خوب. با اینکه همیشه از خواندن نوشته هات لذت می برم اینبار اما بدم نمی یاد ضمن لذت بردن، یه کم باهات مخالفت کنم.
    من فکر می کنم آن خانم/آقای دارنده ی تاکسی هم به طور کنایی به همین چیزهایی که تو نوشته ای اشاره داشته باشد. نمی گوید که همه چیز جز کفن و مرگ و اندیشیدن به مرگ بیهوده و مجازی است؛ به نظر من می خواهد طعنه ای به این نوع نگرش بزند. او هم اتفاقا قصد مطایبه و شخی داشته است و تو انگار خیلی جدی گرفته ای.
    راستی با اجازه به کوچه باغ وبلاگم اضافه تان می کنم تا یادم نرود که حرفهایتان را مرتب بخوانم.
    ———————
    سرکار خانم حسنی محترم

    ممنون از اظهار لطف تان به من. یک تشکر بزرگ دیگر هم به شما بدهکارم بابت مخالفت تان با خودم. سپاسگزارم که با دقت مراقب مسیری که من می روم هستید و اگر صلاح بدانید تذکر می دهید. امیدوارم آن خانم/آقای مورد بحث ما واقعا همانگونه که فرموده اید خواسته باشد به این نوع نگرش طعنه بزند. کاملا ممکن است که من جدی گرفته باشم. در این صورت یک عذرخواهی رسمی بصورت یک پست کامل به او بدهکارم. ای کاش می شد فهمید که او واقعا به چنان چیزی باور دارد یا خواسته طعنه بزند. درضمن این مایه افتخار من است که با وبلاگ شما تبادل لینک داشته باشم. یکی دو دقیقه دیگر لینک شما را در میان دوستان قرار خواهم داد.

    با تشکر فراوان
    ققنوس

  15. maziar Says:

    kheily kheily ali minevisi. afarin.

  16. امیر تیموری Says:

    گرفتم! هم عقیده‌ایم! من به لینکی که داده‌ای دسترسی ندارم؛ فیلتره! بنابراین ندیدم و متوجه نشدم که در اعتراض به جناب پیکان سواره و چون خیلی در متن دفت نکردم ـ که به شدت معذرت خواهی می‌کنم ــ متوجه حرف شما نشدم و با دشمن فرضی جنگیدم!
    در ضمن شما را لینک می‌کنم؛ بی‌اجازه!:دی اگر خواستید لینک‌ام کنید.
    ——————–
    امیر جان من مخلصم. لطف داری به من. لزومی به معذرت خواهی نیست. اشتباه پیش می آید دیگر. امان از دست این فیلترینگ. من این سر دنیا نشسته ام برای خودم امن و امان و بدون فیلتر خبر از حال شماها با فیلتر ندارم. در هر حال مایه افتخار من است که لینک من در صفحه وبلاگ شما قرار بگیرد. متقابلا من هم تا چند دقیقه دیگر لینک شما را اضافه خواهم کرد. باز هم سپاسگزارم.

  17. raoros Says:

    جالب نبید، یعنی سوژه اش خوب بوده ها، نوشتنش بد بوده، یعنی آدم حال نمی کنه کلا باهاش، ولی آخرش که بولد کردی رو خوب اومده، همممم
    —————————
    raoros
    عزیز

    ممنون هستم از اظهار لطف تان. معمولا وقتی سوژه ای من را خیلی کلافه می کند نتیجه اش خوب از کار در نمی آید. در این مواقع که عرض کردم انگار که ندانم باید از کجا شروع کنم و به کجا برسم، انگار که باید به طرف حالی کنم که «بابا روز است نه شب»، قضیه به ذهنم فشار می آورد. احسنت بر شما که متوجه شدید که مطلب آنگونه که باید و شاید از کار در نیامده.

    باز هم به من سر بزنید و من را از نظرات خودتان مطلع بفرمائید.

    با تشکر و تقدیم احترام
    ققنوس

  18. شبستان Says:

    با شما موافقم. به نظرم سیاست های حکومت است. نگه داشتن مردم در فقر و نادانی. و همچنین با آخرالزمان، که دنیا رو ولش.
    ———————–
    شبستان جان ممنون از اظهار نظرتان. راستش من فکر می کنم قضیه فراتر از حکومت و این سی سال اخیر است. این مسئله یک جورهائی انگار که در فرهنگ ما ریشه های عمیق دارد. در هر حال باز هم ممنون هستم که بیاد من بودید.
    با تشکر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: