پاسخ های من به نظرات دوستان درباره پست «مهدیه» در تورنتوی کانادا

دوستان عزیز و محترم

این هم متن کامنت های شما در پای مطلب «مهدیه» در تورنتوی کانادا و پاسخ های مورد به مورد من حضور شما:

محمود عزیز فرموده‌اید که: موافق تحلیل شما نیستم. این مثل این است که بگویی همه کسانی که از ایران مهاجرت می کنند برای این است که بروند آن کارهایی که در ایران نمی شود کرد را بکنند. منطقی نیست. هرکسی برای خروجش از ایران دلیل خود را دارد. آدمهای مذهبی هم هستند که به دلایلی نمی توانند دیگر در ایران زندگی کنند. چرا فکر می کنیم همه مشکل ایران در مذهب آن است؟

خدمت شما عرض می‌کنم که اتفاقا بسیار هم منطقی است. هرکس از جائی مهاجرت می‌کند برای این است که برود و آن کارهائی را که در جای اول نمی‌توانسته بکند، بکند. اگر به تخصصش احتیاجی نبوده در محل سکونتش می‌رود شهری دیگر یا کشوری دیگر که به آن تخصص نیاز دارند و کار هست، اگر مدرسه درست و حسابی نبوده برای فرزندانش می‌رود جائی که فکر می‌کند مدارسش درست و حسابی هستند، اگر مردم محل سکونتش با وی کنار نمی‌آمده‌اند می‌رود جائی که مردمش بهتر بتوانند او را تحمل کنند، اگر غذا نبوده می‌رود جائی که غذا هست. من این دو سه روزه دارم کله‌ام را می‌خارانم ببینم یک آدم مذهبی (و نه لزوما با وابستگی سیاسی) چگونه حاضر می‌شود برود در کانادا که به او سرکار وقت نماز نمی‌دهند، مغازه‌های گوشت حلالش همه‌جا نیستند، بانوان بی‌حجاب در شهر می‌چرخند، رعایت نجس و پاکی در آن نیست و هزار و یک مورد دیگر، عقلم به جائی قد نمی‌دهد. البته آزاد است که هرکجا می‌خواهد رحل اقامت بیافکند، منظور من این است که انتخاب بدی کرده، جاهای بهتری هم برای او هست که راحت‌تر بتواند در آن‌ها زندگی کند. همین.

در مورد ریشه‌ همه بدی‌ها در ایران باید عرض کنم که من ریشه بدی‌ها را مذهب نمی‌دانم. من در درجه اول معتقدم این بسیار سخت است که بتوان یک عامل را به تنهائی مشخص کرد بعنوان عامل اصلی عقب‌ماندگی و بدی و در درجه دوم معتقدم اگر چنین عاملی باشد آن همانا «عدم وجود تفکر و تعقل» در بخش‌هائی از جامعه ما است. اگر مذهب به پیروانش دستور تفکر و تعقل می‌دهد بنظر من عامل پیشرفت است و اگر جلوی تفکر و تعقل آزاد را در پیروانش می‌گیرد بنظر من عامل عقب‌افتادگی و سرچشمه بدی‌ها است.

رضا ی عزیز فرموده‌اید که:

I agree with Mahmoud. This is a free country. It’s kind of silly question. Why nobody asks the Indus or Jews about their temples and religious ceremonies?
Wait for your explanation

خدمت شما عرض می‌کنم که فرق است بین یک چاقوی میوه‌خوری و یک چاقوی آشپزخانه و یک اره و یک اره برقی و یک ماشین تراش با لیزر. همه کارشان «بریدن» است. هر دینی که تبدیل به «ایدئولوژی» شود خاصیت «انتحاری» و «انفجاری» پیدا می‌کند و خطرناک می‌شود. باید دید که هر ایدئولوژی‌ای تا چه اندازه به همزیستی با دیگران و یا با غلطک آسفالت رد شدن از روی دیگران اعتقاد دارد. من با کاربرد ابزاری از مذهب (هر مذهبی که باشد) مخالفم. خود مذهب (هرچه که باشد) بنظر من قابل احترام است.

 

حامد عزیز فرموده‌اید که: خیلی تحلیل بی مزه ای بود. من خودم آنجا حضور داشتم. اولاً که دعوتی بود. دوم اینکه متاسفانه شما هنوز هرکسی را که نماز میخواند و به اسلام معتقد است همراه حکومت ایران میدانید. مثل اینست که بگوییم این همه یهودی معتقد در کانادا چیکار دارند، بروند اسراییل. اینجا کشور آزادی است و هر کسی میتواند هرطوری میخواهد رفتار کند تا زمانی که مزاحم دیگران نشده است. لطفاً اینجا را مثل ایران استبدادی نکنید….

خدمت‌تان عرض می‌کنم که بنده مطلقا کسی را بخاطر اعتقادات دینی‌اش به کسی یا جائی وصل نمی‌کنم. به من چه مربوط که بین او و خدای خودش چه می‌گذرد؟ تا زمانی که تیغ بر من نکشیده و قصد کشتن و آزار من را ندارد من را با او کاری نیست. در مورد یهودیان کانادا باید خدمت‌تان عرض کنم که درصد بالائی از ایشان متولد کانادا هستند و از وقتی چشم بازکرده‌اند کانادا سرزمین‌شان است. در تمام مدتی که اینجا هستم چند مورد انگشت‌شمار شنیده‌ام که یک یهودی بلند شده رفته اسرائیل و بعد با لب و لوچه آویزان برگشته. زندگی برای آدمی که جائی بدنیا می آید و بزرگ می شود در همانجا راحت تر است تا رفتن به شهر و دیاری جدید.

شک نیست که تقریبا تمام همان ممالکی که ما آنان را «دوزخی» و «اهل کفر» و «فسق و فجور» و «بی‌خدا» و «بی‌غیرت» می‌شناسیم‌شان کشورهائی به نسبت آزادتر از باقی ممالک دنیا هستند. به همین دلیل است که به من و شما اجازه داده‌اند در مملکت آزادشان زندگی کنیم. در ضمن ایران را مطلقا استبدادی نمی دانم. ممکن است یک زمانی چنین بوده ولی اکنون نیست. شوخی نمی کنم و طعنه هم نمی زنم. در بهترین حالت اگر من هم یک تصمیم گیرنده نظام بودم شاید بهتر از این عمل نمی کردم. بنظر من تا زمانی که یک هفتم جمعیت کشور بی سواد هستند با روش دیگری نمی توان جامعه را مدیریت و کنترل کرد.

خانم سارا رها ی عزیز فرموده‌اید که:
ققنوس عزیز
بنطرم متن تان را کمی شتاب زده نوشته اید. من می توانم آن دردی که شما را به این تحلیل کشانده استٰ حدس بزنم. دردی است از مقوله آن بحثی که بر سر قتل آن دخترک پاکستانی بدست پدرش داشتیم و آنکه در اساس این موزائیک فرهنگی یک وصل پینه روبنایی است. ولیکن نمی توان این همه تعمیم بخشید. مذهب به هر حال بخشی از فرهنگ ما ایرانی هاست چه کسی به آن معتقد باشد چه نباشد. من مردمان بسیاری را در امریکا چه از ایرانیها و چه از پاکستانی ها دیده ام که در ظاهر اصلا مذهبی نیستند یعنی نماز هم نمی خوانند ولی نسبت به اینگونه مراسم گاه و بیگاه احساسی نوستالژیک دارند و از شرکت در یک مجلس مداحی و یا روضه لذت می‌برند. اشکال در ایجاد این مراسم و شرکت در آن نیست. اشکال و درد در آنجاست که این مراسم باعث عدم تطابق با زمان و محیط شود که باز مراسم به خودی خود عامل آن نیست. یعنی بستگی به افرادی برگذار کننده و شرکت کننده، هر دو گروه، دارد. اگر افراد شرکت کننده آدمهای معتدلی باشند حتما روی برگذار کنندگان هم اثر خواهند گذاشت. یعنی دینامیک سیستم را افراد شرکت کننده هم می‌سازند. مثلا مسجد پتومک واشنگتن که از طرف دولت ایران هم حمایت می‌شود گاه برنامه هایی بسیار خوبی هم دارد. من نماز عید فطری را که در آن خواندم بسیار دلپذیر یافتم. جمعیت عظیمی شرکت کرده بودند که من از تعداد نوجوانان امریکایی آن تعجب کرده بودم. منظورم نوجوانانی که عموما از مادر امریکایی و پدر ایرانی بودند. اکثرا تحصیل کرده و آدمهایی سلیم النفس بودند. همه کسانی را که در این جلسات شرکت می‌کنند نمی‌توان به یک چوب راند همانطور که همه یهودی‌ها را نمی‌توان صهیونیست خطاب کرد. مذهب در هر قومی و ملیتی ریشه هایی عمیق دارد. اگر مکانهایی اینچنینی باعث شود که آدمها به برداشتی وسیع تر از مذهب سنتی خود برسند به این دلیل که به لحاظ موقعیتی در کشوری با مذهب و مرامی دیگر برگذار می‌شود، خود جای حمایت دارد.
ببخشید که طولانی نوشتم . زنده باشی

خدمت شما عرض می‌کنم که: کاملا موافق هستم با شما آنجا که می‌فرمائید:«اشکال و درد در آنجاست که این مراسم باعث عدم تطابق با زمان و محیط شود که باز مراسم به خودی خود عامل آن نیست. یعنی بستگی به افرادی برگذار کننده و شرکت کننده، هر دو گروه، دارد». نیز آنجا که می‌گوئید «اگر مکانهایی اینچنینی باعث شود که آدمها به برداشتی وسیع تر از مذهب سنتی خود برسند به این دلیل که به لحاظ موقعیتی در کشوری با مذهب و مرامی دیگر برگذار می‌شود، خود جای حمایت دارد». تفاوت برداشت من و شما این است که شما مذهب را با مذهب برابر می‌نهید ولی من می‌گویم مذهبی که به سیاست آغشته و به ایدئولوژی آلوده می‌شود با دیگر مذاهب فرق دارد. من اگر می‌دانم که دستورات دینی من به غرض و مرض سیاسی آلوده است (هر دینی که داشته باشم) ناچارم یا عمل به آن دستورات را متوقف کنم و یا بخاطر وظیفه شرعی/وجدانی خویش بروم به‌ دنبال اینکه ببینم کدام بخشش آلودگی است و کدام بخشش دستور خداست.

amirreader عزیز فرموده اید که:

اون مهدیه ای که تو تهران است “مکان”نامیده می شود و با مهدیه تورنتو فرق دارد.ققنوس جان جوابی ،چیزی به کامنتهای انتقادی نمی دهی .ممنون و با احترام

خدمت شما عرض می کنم که متوجه منظورتان نشدم. احتمالا به دلیل تفاوت های زبانی است که بین جامعه ایرانی مقیم داخل کشور و خارج کشور بروز می کند. در ضمن این پست هم پاسخی است به کامنت های انتقادی دوستان عزیز که مخلص همگی شان هم هستم.

خشایار عزیز فرموده‌اید که:

ققنوس جان من فکر می کنم به دلیل نحوه شکافتن مطلب در پست اول بعضی از دوستان دو مطلب را با هم مخلوط کرده اند.

اولا، صحبت بر سر این نیست که هرکسی را که نماز میخواند و به اسلام معتقد است همراه حکومت ایران است (نظر محمود). اما اگر کسی رفت و نمازش را در حسینیه و یا مهدیه ای خواند که جمهوری اسلامی آنرا بر پا کرده آنوقت شما را می توان حامی این حکومت و اعمال خلاف و ضد آرادی و حقوق بشر آن دانست حنی اگر این حمایت در حد سمپاتی صرف شرکت معصومانه در یک مراسم مذهبی برای بردن ثواب باشد.

دوما، کانادا کشور آزادی است و هر کسی میتواند هرطوری میخواهد رفتار کند (نظر حامد) اما به شرط این که پس فردا همین مرکز محل ترویج ایدئولوژی شیعه حکومت ایران و تروریزم و فعالیت علیه مخالفین جمهوری اسلامی و هزار کار غیر قانونی دیگر نشود چه را که جمهوری اسلامی با استفاده از همین مراکز و شرکتهای قلابی است که در سراسر دنیا چنگالهایش را پهن کرده است.

سوما، مسأله مسجد به کنار (در مورد صحبت سارا هم چون نمی دانم نفوذ جمهوری اسلامی در اداره مسجد واشینگتن تا چه حد است اظهار نظر نمی کنم اگر چه نمی دانم چطور می شود با جمهوری اسلامی مخالف بود ولی همزمان در مسجدی که مورد حمایتهای مالی و معنوی اوست نماز خواند و آنرا دلپذیر یافت مگر آنکه مخالف جمهوری اسلامی نباشید که امریست جداگانه اما به هر جال قبول دارم که در هر کشور آزادی مکانهای عبادت برای تمام ادیان بر پاست) اما سوال اینجاست که مرکز اسلامی امام مهدی در تورنتو کانادا چه می کند؟ چند درصد مسلمانان کانادا معتقد به ظهوز امام زمان هستند که برایشان در کانادا مهدیه بر پا شود؟ اصلا مهدیه یعنی چه؟

من اعتقاد دارم ققنوس عزیز در نحوه طرح مسأله اشتباه کرد. مساله این نیست که چرا در آمریکا و کانادا هم آدمهای مذهبی غیر مسیحی سکونت می گزینند که خواهان شرکت در مراسم مذهبی خود در این کشورها هستند. مسأله این است که بسیاری از این مکانهای مذهبی ایجاد شده و تحت حمایت جمهوری اسلامی (و البته شیوخ اسلامگرای ثروتمند سنی) هزاران کار خلاف دیگر اتفاق می افتد که من و شما با آنها کاملا آشتا هستیم.

از این لحاظ ققنوس روی نکته بسیار درستی دست گذاشته که البته از دید من می توانست آنرا دقیقتر مطرح کند ولی به هر حال ممنون از طرح آن.

“اشکال در ایجاد این مراسم و شرکت در آن نیست. اشکال و درد در آنجاست که این مراسم باعث عدم تطابق با زمان و محیط شود که باز مراسم به خودی خود عامل آن نیست. یعنی بستگی به افرادی برگذار کننده و شرکت کننده، هر دو گروه، دارد. اگر افراد شرکت کننده آدمهای معتدلی باشند حتما روی برگذار کنندگان هم اثر خواهند گذاشت. یعنی دینامیک سیستم را افراد شرکت کننده هم می‌سازند.”

خانم رها با کمال احترام به نظر ما این نوع استدلال شفاف نیست و نوعی بازی با کلمات است. اصولا مرکزی که توسط دولتی اداره می شود که کارش ترویج ایدئولوژی مذهبی نتدرو و گسترش تروزیسم دینی است چطور می تواند انسانهای معتدل به خود جذب کند که در نهایت آنها بتوانند بر روی اداره کنندگان این مراکز اثر تعادلی بر جای بگذارند؟

دوما چه در مورد آن پدر پاکستانی و چه در موارد دیگر در ۲۸ سال گذشته که بنیاد گرایی اسلامی با آمدن خمینی جان تازه ای گرفت و چه بعد از ۱۱ سپتامبر، یک جای کار این مذهب من و شما ایراد اساسی دارد که باعث گرفتاری کل دنیا شده و نمی شود با توجیهات و کلمات زیبایی نظیر آنچه خاتمی به کار می برد آنرا به سادگی جمع و جور کرد، مگر آنکه من و شما اول به وجود این اشکال اعتراف کنیم تا بعد بتوانیم در صدد رفع آن بر آییم اگر رفع شدنی باشد.

خدمت شما چیزی ندارم عرض کنم! فقط قضیه را خیلی جزئی شکافته‌اید. من نمی‌گویم که این مراکز نیت سوء دارند. شخصا با جمهوری اسلامی‌ هم مشکلی ندارم و آن را تبلور واقعی آنچه جامعه ما هست و می‌خواهد باشد می‌دانم. لازم بدانید حاضرم مشروح نظرم در این زمینه را نیز بر روی کاغذ بیاورم. شوخی نمی کنم. مردم ایران و جمهوری اسلامی اگر در آن اوائل با هم قدری کلنجار می رفتند الان دیگر با هم کنار آمده اند. حرف من در پست اصلی این بود که اگر کسی مایل است اینگونه مذهبی زندگی کند که شرایط برای زندگی اینچنینی در درون ایران مهیا‌تر است تا هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر در جائی که هیچ سنخیت مذهبی یا فرهنگی‌ای با ما ایرانیان ندارد.

ایرانتو ی عزیز فرموده‌اید:

با سلام و تشکر از توجه ققنوس عزیز و سایر دوستان به خبر گشایش مهدیه تورنتو، که توسط خبرنگار سایت ایرانتو منتشر شده ، چند نکته را در تکمیل نظرات دوستان عرض می کنیم:
1- جمعیت شهر تورنتو در کانادا 2.6 میلیون نفر است که از این تعداد 55 درصد مهاجر هستند و تورنتو به دلیل داشتن 150 ملیت مختلف ، به بزرگترین شهر چند فرهنگی جهان مشهور است.
سیاست های دولت کانادا مبنی بر تشویق مهاجرت به این کشور، هیچگونه حد و مرزی را برای عقیده و مذهب افراد قائل نشده و چون تا سال 2030 ، تنها روش ازدیاد جمعیت این کشور و تأمین نیروی کار مورد نیاز، از طریق مهاجرت خواهد بود، بنابراین ، کانادا سعی می کند ، با احترام به فرهنگ و عقیده ملیت ها ، فضای زندگی مناسبی را برای همه آنان تأمین نماید و محدودیت های دولتی تنها در صورت زیرپا گذاشتن قوانین کشور اعمال می شود .

ممنون از توضیحات‌تان.

2- دین اصلی مردم کانادا مسیحیت است که خود سه فرقه را شامل می شود و به دنبال آن مسلمانان، یهودیان و هندو ها ادیان بعدی هستند. پیروان همه ادیان آزاد هستند که برای خود عبادتگاه به تعداد نامحدود داشته باشند و کانادا نه تنها منعی در این رابطه ندارد بلکه مسئولین دولتی ، خود در مراسم مذهبی اقوام مختلف شرکت می کنند. سال 2007 یکی از بزرگترین عبادتگاه های هندو ها در جهان ، با حضور نخست وزیر کانادا در تورنتو افتتاح شد.

باز هم ممنون از توضیحات تان.

3 – مسلمانان نیز به نوبه خود دارای مساجد مختلفی هستند که می توان گفت هیچکدام به عظمت عبادتگاه های سایر ادیان نیست و اکثرا از ساختمان های ساده ای تشکیل شده است.
در این میان ایرانیان که قدمت 30 ساله ای در کانادا دارند، از حداقل امکانات و فضا نسبت به سایر مسلمانان برخوردار هستند. اما اخیرا و با افزایش مهاجرت ایرانیانی که فاقد انگیزه های سیاسی بوده اند، داشتن یک مسجد یا حسینیه مورد توجه قرار گرفته و توانستند پس از سال ها صاحب یک ساختمان 600 متری شوند.( البته به صورت قسطی)

یعنی می فرمائید تا همین سال های اخیر یک مسجد یا حسنیه نداشته اند ایرانیان مقیم تورنتو؟ در هر حال مبارک مسلمانانی باشد که می خواهند در این مکان های مذهبی به پرستش خداوند بپردازند.

4- با توجه به روحیه روشن و بدور از تعصبی که ققنوس عزیز در نگارش خود دارند ، باید عرض کنیم ، قطعا دولت ایران هیچ نقشی در تأمین چنین فضاهایی نداشته چرا که اولا 30 سال ایرانیها فاقد مسجد بودند، یک ساختمان 600 متری نیز در حد و قواره جمهوری اسلامی نیست و مهمتر اینکه امور مالی مهدیه تورنتو ، بقدری شفاف است که شما می توانید براحتی متوجه شوید تک تک هموطنان مقیم هر کدام چند دلار کمک کرده اند.( آقا خشایار عزیز اگر مایل باشند می توانند تشریف ببرند و از حسابدار رسمی مهدیه آمار کمک های مردمی را بخواهند )

از لطف تان سپاسگزارم. نمی دانستم که به من یک لاقبا عنایت دارید و مطالب من را دنبال می کنید.

5- ققنوس عزیز، مطمئن باشید هیچ یهودی و هیچ هندو در سراسر جهان از ساختن عبادتگاهشان در تورنتو ناراحت نمی شوند ، اما برخی دوستان ایرانی ما که مدام دم از دمکراسی می زنند، حاضر نیستند به عقاید سایر هموطنان خود احترام بگذارند و واژه دین را با جمهوری اسلامی یکسان می بینند. در حالیکه برخی رسانه های فارسی مخالف دولت که در تورنتو منتشر می شود و یا روزنامه نگاران آزاد مقیم این شهر که اطلاعات کاملی درباره اینگونه قضایا دارند، درباره موضوع تأسیس مهدیه سکوت می کنند، سایر دوستان مقیم ایران تنها از روی تعصب، به تمسخر ایرانیان مؤمن می پردازند اما درباره تأسیس چندین کاباره و خانه فساد ایرانی در تورنتو هیچ نظری نمی دهند و آن را عین دمکراسی می دانند.

راستش من هم نمی دانستم چرا یک دسته از هموطنان اینگونه که شما می فرمائید رفتار می کنند. شاید به این علت است که در ایران دولت خودش را متولی دین می داند و هرکجا اسم دین هست ردپائی از دولت را می شود یافت. در عین حال بسیاری از کمبود ها در زمینه های مختلف مذهبی را مردم از چشم دولت می بینند. مثلا اگر من نوعی بخواهم در ایران تغییر مذهب بدهم سر و کارم با دولت است و اوست که از من سوال و جواب می کند و احیانا حد شرعی را درمورد من جاری می کند. این است که ناخودآگاه مذهب و دولت در ذهن بخش بزرگی از ما فقط دو روی یک سکه هستند. در هر حال معتقدم آدم مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد چه آن مارگزیده همان کسی باشد که بخاطر مثلا عمل خلاف یک مامور ساده دولت از اسلام گریزان شده و چه دولتی که بخاطر اعتقاداتش از یک عکس بدون روسری در مجله ای می ترسد.

در مورد کاباره و خانه فساد ایرانی باید عرض کنم که اینها دو چیز مختلف هستند. کاباره با خانه فساد فرق کلی و اساسی دارد. در ضمن تا جائی که من می دانم خانه های فساد در تورنتو غیرقانونی هستند، چه برسد به خانه فساد ایرانی. خانه های فساد را نمی توان رسما به این عنوان تبلیغ کرد. راستی مگر خانه فساد ایرانی در تورنتو هست؟ خبرش از چه مسیری به گوش ایرانیان مقیم ایران که فرموده اید می رسد؟ در هر حال باید اضافه کنم که در دموکراسی اگر مردم جامعه چیزی را خواستند، آن چیز در جامعه شان تاسیس می شود. آیا امکان تاسیس یک بار عرق خوری ساده و بی ضرر در ایران هست؟

6- ایرانیان مقیم کانادا به عنوان یکی از باهوش ترین و با فرهنگ ترین اقوام کانادا مورد احترام دولت هستند. و اگر دولت کانادا تردیدی درباره نحوه فعالیت های سیاسی مسلمانان مقیم داشته باشد، قطعا شامل ایرانیان شیعه نمی شود( بحث القاعده و طالبان).
و نکته آخر اینکه ، دستگاه های اطلاعاتی دولت کانادا آنقدر قوی هستند که بتوانند ردپای فعالیت های سیاسی یا تروریستی را در هر مکان و مسجدی بیابند ، بنابراین دوستان نگران نباشند که عده ای بخواهند در پوشش فعالیت های دینی به کارهای دیگری روی آورند و این موضوع از دید دولت کانادا مخفی بماند.
با آرزوی موفقیت برای هم شما دوستان عزیز، آماده هستیم نظرات منطقی شما را در سایت اینترنتی ایرانیان مقیم تورنتو ( ایرانتو) درج نماییم

مسلما اینگونه که فرموده اید است. از پیشنهادتان سپاسگزارم.

کامنت های مرتبط در بالاترین:

Mammad عزیز فرموده اید:

سوراخهاي متعدد و اساسي تو منطق اين بابا هست.اولا كه آخه بيشتر از 300 نفر تو مهديه جا نميگيرن مثل اين ميمونه بگيم خوب 10 هزار نفر اومدن ورزشگاه بازي استقلال رو ببينن پس كلا اين تيم 10 هزار نفر طرفدار داره تو اون شهر.

خدمت‌تان عرض می‌کنم که کاملا درست می‌فرمائید. ممکن است بیش از اینها بخواهند وارد مهدیه شوند و مهدیه فقط گنجایش ۳۰۰ نفر را دارد.

abldali عزیز فرموده اید که:

ولی خداییش یک مقدار حرف بی ربطی است. مثل اینکه بگی چرا تو تورنتو بقالی ایرانی است! اگه ایرانی ها می خواستند کشک بادمجون بخورند، خب تو همون ایران می موندند و می خوردند!

خدمت‌تان عرض می‌کنم که «کشک و بادمجان» و «عمل به فرائض دینی» با هم همانقدر فرق دارند که «گرسنگی» و «احساس نیاز به پرستش خالق» با هم متفاوت هستند. انسان های مذهبی معمولا مهم ترین جنبه زندگی شان مذهب است. چنین انسان هائی در جامعه ای که اکثر مردمش هم نظر ایشان هستند بهتر و راحت تر می توانند زندگی کنند. من فرض می کنم که آن فرد مورد نظر شما صبح تا شبش در گوشه ای از ذهنش «کشک و بادمجون» مهمترین مسئله زندگیش است. خوب این فرد نمی تواند در جائی مثل کانادا به آسودگی زندگی کند. شاید اگر در ایران بماند به این جنبه از نیازش بهتر پاسخ داده شود.

——————————-

به کامنت های موافق خودم و یا نظراتی که بسیار تندروانه اظهار شده بودند و خطاب به من نبودند پاسخی ندادم. هرکدام از این دوستان فکر می کنند نظرشان به پاسخی ازجانب من نیاز دارد بفرمایند تا در ذیل همین پست نظرشان و پاسخم را اضافه کنم.

باز هم از همه دوستانی که قابل دانستند و نظرشان را با من در میان گذاشتند کمال تشکر را دارم. من را هیچ گاه در تاریکی ها رها نکنید و اجازه بدهید که نظرات تان چراغ راهنمای فکر من باشد. از دوستان مذهبی ای که خواننده آن پست اصلی بودند و فکرکردند توهینی از جانب من به ایشان روا شده صمیمانه پوزش می خواهم. قصد توهین به هیچ مذهبی را ندارم. سعی می کنم از این به بعد قدری آرام تر به مسائل دینی نزدیک شوم و مطلب را بصورت کاملا غیر مستقیم بیان کنم تا شبهه ای پیش نیاید.

با تعظیم و تشکر و تقدیم احترام

ققنوس (محمد)

 

 

 

 

Advertisements

2 پاسخ to “پاسخ های من به نظرات دوستان درباره پست «مهدیه» در تورنتوی کانادا”

  1. سجاد Says:

    سوال و جواب های جالبی بودند!
    منم نظرم رو گفتم اینجور بحث ها همیشه خوب هستند حتی اگه ما فحشم بخوریم! چون باعث میشه که یک دید کلی از طرز تفکر دوستان ایرانی خودمون در سارسر دنیا به دست بیاریم

  2. MM Says:

    با درود و آرزوی سالی خوش،

    پوزش میخواهم که این نوشته من به پست بالا مربوط نمیشود، اما شاید شما از خواندن این برآورد آقای ملکیان خوشتان بیاید:

    http://tiknews.org/display/?ID=52404&page=1

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: