Archive for 9 ژانویه 2008

کتاب قحطی و نسل کشی بزرگ در پرشیا

ژانویه 9, 2008

من جناب آقای «محمد‌قلی مجد» را نمی‌شناسم. از طریق بالاترین با کتاب «قحطی و نسل‌کشی بزرگ در پرشیا» و با ایشان آشنا شدم. این هم از مقدمه دوستان در بالاترین در پای لینک مذکور:

بزرگ‌ترين نسل‌کشي سده بيستم ميلادي در سرزمين ما، ايران، در زمان جنگ جهاني اوّل رخ داده است. در طول سال‌هاي 1917-1919 بين هشت تا ده ميليون نفر از جمعيت بيست ميليوني ايران در اثر قحطي يا بيماري‌هاي ناشي از سوءتغذيه از بين رفتند. دولت بريتانيا عامل و مسبب اين هولوکاست مهيب بوده و استعمار بريتانيا از سياست نسل‌کشي و امحاء جمعي به عنوان ابزاري براي سلطه بر ايران بهره برد. در آن زمان بخش مهمي از محصولات کشاورزي ايران صرف تأمين سيورسات ارتش بريتانيا مي‌شد که در نتيجه به کاهش شديد مواد غذايي در داخل ايران انجاميد. عجيب‌تر اين‌که ارتش بريتانيا مانع از واردات مواد غذايي از بين‌النهرين و هند و حتي از آمريکا به ايران شد. بر اثر چنين فاجعه عظيمي بود که جامعه ايراني به شدت فروپاشيد و استعمار بريتانيا توانست به سادگي حکومت دست‌نشانده خود را در قالب سلطنت پهلوي بر ايران تحميل کند. مجد با قطعيت چنين نتيجه مي‌گيرد: «هيچ ترديدي نيست که انگليسي‌ها از قحطي و نسل‌کشي به‌عنوان وسيله‌اي براي سلطه بر ايران استفاده مي‌کرد.

خیلی دوست دارم کتاب را پیدا کنم و بخوانم. در اسرع وقت سفارشش خواهم داد چون می‌خواهم بدانم:

اول) نود سال پیش (اواخر دوران قاجار) چه کسی آمار گرفته بود که ایران بیست میلیون نفوس دارد؟ سال قبل (1385) اگر اشتباه نکنم صحبت این بود که در ایران در حال حاضر حدود شش میلیون شناسنامه بدون آدم وجود دارد (نمی‌دانم در این زمینه مطلبی نوشتم یا نه. اگر باشد در آرشیو وبلاگ است). نود سال پیش چه کسی با این دقت بیست‌میلیون آدم را سرشماری کرده‌بود؟

دوم) ظرف دو سال حدود نیمی از جمعیت کشوری تلف می‌شوند (به هر دلیلی). در کتاب‌های تاریخ معاصر یا به این قضیه اشاره نشده یا (در بهترین حالت) گذرا شاید مطلبی آمده. چگونه است که نصف مردم یک کشور در عرض دو سال می‌میرند و آنوقت نه در کتاب‌های تحصیلی تاریخ در زمان پهلوی و یا بعد انقلاب هیچ اشاره‌ای به این فاجعه نشده؟ فجایع مغول‌ها در جهان هنوز بعد چند قرن ورد زبان مردم جهان است، چگونه می‌شود که مردم ما صدسال نشده قضیه را پاک فراموش کرده‌اند؟ فجایع آغا محمد‌خان قاجار در همه کتاب‌های تاریخی هست ولی از بین رفتن نصف مردم یک کشور در عرض دو سال به این راحتی از همه جا پاک شده؟

سوم) در همان زمان جنگ اول (حتی قبل و بعد آن) در بسیاری از کشورهای جهان غذای درست و حسابی وجود نداشته. مادربزرگ من می‌گفت «مرد آن است که همت کند و نان خانواده‌‌اش را به خانه بیاورد. همین». و وقتی از او می‌پرسیدم دیگر بجز نان چه؟ می‌گفت همین، هیچ. می‌خواهم بگویم مردم جهان در بسیاری از نقاط دنیا به کشاورزی مدرن و مکانیزه و راه و کامیون و حمل و نقل و یخچال و حتی آب لوله کشی دسترسی نداشتند (خیلی‌ از اینها اختراع نشده‌بودند هنوز). از گرسنگی مردن ممکن بوده ولی از سوءتغذیه مردن؟ بنظر من یک کم زیادی مال زمان ما است.

چهارم) ارتش بریتانیا در آن زمان که ارتش نبوده، ظاهرا لشگر موریانه بوده که غذای هشت تا ده میلیون آدم هم بزور کفافش را می داده. حتی اگرجیره غذائی هر ده نفر ایرانی را می گرفته اند می داده اند به یک سرباز انگلیسی، باز انگلستان باید حدود یک میلیون سربازش را باید از ایران تغذیه می کرده همه هم تپل مپل و لپ گلی. ظاهرا کل ارتش بریتانیای کبیر در آن موقع حدود شش میلیون نفر آدم داشته. 

 پنجم) آلمان ها که در آن زمان مستعمرات چندانی نداشتند غذا از کجا می آوردند که جلوی این لشگریاجوج و ماجوج انگلستان و فرانسه و دیگر نیروهای دشمن مقاومت می کردند؟ حالا باز خورشید در مستعمرات انگلستان غروب نمی کرد و فرانسه شمال آفریقا را داشت. آلمان ها کجای دنیا را داشتند؟ از متحدشان امپراتوری عثمانی می گرفتند؟

ششم) مادربزرگ من زیاد داستانسرائی می‌کرد از زمان قحطی جنگ دوم جهانی. می‌خواهم با خواندن این کتاب بفهمم که قحطی جنگ اول جهانی به چه صورتی بوده. در ضمن خیلی دوست دارم بدانم ایران در نود سال پیش چه ماده غذائی‌ای را می‌توانسته از «آمریکا» وارد کند که انگلستان جلوی آن را هم گرفته.

هفتم) امیدوارم با خواندن این کتاب بتوانم بفهمم که قبر هشت تا ده میلیون ایرانی کشته شده دراثر سوء تغذیه و بی غذائی در عرض دو سال کجاست که بتوانم ادای احترامی به این همه قربانیان بکنم.

تا خواندن این کتاب هیچ قضاوتی نمی توانم بکنم.

Advertisements

اجباری

ژانویه 9, 2008

احمد جنتي؛ اجباري براي شرکت مردم در انتخابات نيست
——————————————–

«اجباری» بدون «الف» می‌شود «جباری» یعنی یک آدم زورگو (ما نمی‌دانیم چه کسی).

«جباری» بدون «ج» می‌شود «باری» یعنی «در هر صورت». یعنی که یک راه پیش رو داری و «در هر صورت باید آن را بروی، بیافت جلو هرّی».

«باری» بدون «ب» می‌شود «آری» یعنی همان چیزی که هرکس در انتخابات شرکت کرد به ما می‌گوید، بدون در نظر گرفتن رای‌ش.

«آری» بدون «الف» می‌شود «ری» که شهری است در جنوب تهران و یک زمانی مذهبیون آن خیلی قدرت داشتند.

«ری» بدون «ر» می‌شود «ی» که حرف آخر الفباء فارسی است و نشان می‌دهد که به آخر خط رسیده‌اید (ایم، اند).

توضیحات را که کنار هم بگذاری، لغت «اجباری» می‌شود: «یک آدم زورگو» وادارت می‌کند که «در هر صورت» کاری کنی که «آری» از صندوق بیرون آید و الا سرو کارت با لات و لوت‌های «ری»  است و به آخر خط می‌رسانیمت. تمت.

کدام سرما؟

ژانویه 9, 2008

احمدي نژاد: سرماي حاكم در سراسر كشور تاكنون تلفات جاني نداشته است

آقای رئیس جمهور

کدام سرما؟ مگر سرد است؟ یک نمه سوز می آید ولی دماسنج مغازه همان قصابی‌ محله ما که من اوضاع اقتصادی را ازش می پرسم دمای 18 درجه بالای صفر را نشان می‌دهد. به مغازه میوه فروشی محله شما هم سر زدم تا گوجه‌فرنگی ارزان قیمت بخرم دیدم گوجه‌هایش تر و تازه است. اگر هوا سرد بود که گوجه‌ها یخ می‌زدند.

کسی هم که نمرده. اصلا گیرم که چندنفری هم مرده‌اند. خوب که چی؟ مردم هم که الحمد‌لله گازشان برقرار بوده. هرکس مرده خودش خواسته در جهت تهیه خوراک برای بوق‌های امپریالیستی بمیرد. خوب اگر می‌رفت کنار بخاری می‌نشست نمی‌مرد. گاز که داشت. همه گاز دارند. خود شما آقای رئیس‌جمهور آیا گاز محل‌ کارتان قطع است؟ مسلما خیر. خوب اگر گاز مردم قطع بود شما که خودتان جزئی از همین مردم هستید هم باید گازتان قطع می‌شد. پس چرا نشده؟ چون از هیچ‌کس قطع نشده. مگر گاز مجلس -این نمایندگان راستین مردم- روز دوشنبه قطع بود؟ البته که نبود.

این درست نیست که شما بفرمائید «موج سرماي روزهاي اخير در كشور ، در ‪ ۵۰‬سال گذشته بي‌سابقه بوده است». چرا ۵۰ سال؟ چرا توی سر آمار ما می‌زنید؟ چرا نمی‌گوئید هشتاد سال؟ چرا نمی‌گوئید پانصد سال؟ مگر همه چیز در این یکی دو ساله رشد چند صد درصدی نداشته؟ چرا باید به پنجاه سال راضی شویم؟

اصلا اگر هم قدری هوا سرد شده باشد کار کار آمریکا و انگلیس است. بر پدرشان لعنت. درسالروز عمل وقیحانه کشف حجاب به‌توسط رضاخان فلان فلان شده، این‌ غرب پدرسوخته مملکت ما را سرد کرد. آمریکا چون روابطش با ترکیه خوب است،‌ به ترکیه گفته گاز ما ایرانی‌ها را بسوزانند تا شاید برای مردم ما کمبود در مملکت درست شود. آی جوانان، همانطور که می‌دانید و از وقتی چشم باز کرده‌اید به شما گفته‌اند، آمریکا منشاء تمام گرفتاری‌ها (حتی گرفتگی جوب‌های آب شهرتان) است. مسن‌ترها هم که از زمانی که بیاد دارند انگلیس خبیث ام‌الفساد‌شان بوده و لانه موش‌های خانه‌های‌شان تحت فرمان روباه پیر. پس چرا نباید قبول کرد که سختی‌ها و مشقاتی که مردم ممکن است بخاطر یک ذره سرما بکشند کار آمریکا و انگلیس است؟

گاز قطع نیست، راه‌ها بند نیامده، برفی درکار نیست، سرما افسانه است، کسی از سرما نمرده. آنهائی که غیر این حرف‌ها را می‌گویند ماست خودشان ترش است.