باورهای قوی

یک سوال:

چرا «دین‌داران» در نشست‌ و برخواست‌شان با «بی‌دینان» نگران بر باد رفتن دین‌ خود هستند ولی «بی‌دینان» در نشست و برخواست‌شان با «دین‌داران» نگران از دست رفتن بی‌دینی خود نیستند؟

Advertisements

14 پاسخ to “باورهای قوی”

  1. شبستان Says:

    چون بی دینان به بی دینی خود اعتقاد دارند ولی دین‌داران…

  2. امیر تیموری Says:

    شاید هم نیستند و هستند…
    شخصی تعریف می‌کرد که حضرت مسیح در جایی می‌رفته، شخصی به او سیلی می‌زند. حضرت مسیح با او مدارا می‌کند. در پاسخ چرایی عمل‌اش می‌گوید: من از جهالت او، جاهل نمی‌شوم اما او …
    این داستانی که گفتم، بعد از خواندن پست، یادآوری شد. خیلی شاید جواب سؤال شما نباشد. دین و دین‌داری را چه دخلی است به جهالت؟!

  3. طاها بذري Says:

    اول :

    چون بی دین چیزی نداره که بخواد از دست بده. اما بادین چیزی رو داره به نام دین. آدم نگران از دست دادن چیزی که نداره نیست.

    دوم :
    اکثر بی دینان افرادی بودند که در گذشته بادین بودند و با بحث و مطالعه و تحقیق از دین رویگردان شدند. در نتیجه پایه های اعتقادشون بر غیرمنطقی بودن دین بسیار استوار و محکم است. اما بی بادینان کسانی هستند که دین رو به صورت تبعیت از پدرانشان به ارث بردند و در مورد دینی که دارند اصولا هیچ چیز نمی دانند.

    نمونه ای دیگر : می گویند هیچگاه در مورد خدا فکر نکن.

  4. خیابان شماره ۱۱ Says:

    دین مثل مایکروسافت ویندوز میمونه. اینقدر حفره های امنیتی٬ بخوان «منطقی» در خودش داره که هر کسی دو خط برنامه نویسی٬‌ بخوان منطق بلد باشه میتونه به این حفره ها نفوذ کنه.
    مثال:
    در قرآن رسما برده داری مورد تایید خداوند است. هر چند قبول دارم که در بعضی موارد٬ تکرار می کنم٬ بعضی موارد٬ توصیه به آزادی برده ها می کند. حال وقتی با یک مسلمان صحبت می کنی این موارد را به جو زمانه در عربستان جاهلی نسبت می دهد. نمی دانم که چگونه کسی می تواند با این استاندارد دوگانه در مورد قرآن قضاوت کند. پس چرا در همان لحظه همان شخص مدعی مناسب بودن قرآن برای تمام زمانها و مکانها است؟
    خوب طبیعی است که استدلالی تا به این اندازه متزلزل باید هم هر لحظه نگران تخریب پایه های خودش باشه.

  5. fafatehrani Says:

    چون عادت کردیم از آن هدیه الهی که اسمش تفکر واستدلاله فقط برای امور روزمره استفاده کنیم. دین هم تا وقتی موروثیه و روزمره باهاش حال میکنیم ، وگر نه از همه چی میترسیم و فرار میکنیم..

  6. اهر Says:

    کسی را که به خدا یا خدایان باور دارد سخت بشود باورش از دست برود. این موضوع دینی که شما میگویید ولی برمیگردد به کسانی که خدایان سخن گو که پیامبران میفرستند باور دارند. اینها همانطور که بعضی دوستان گفتند چون بالاخره از عقل آنقدر بهره برده اند که تناقضها را ببینند یا بشنوند و بدانند ایمانشان در نا آشنایی با دینشان ریشه دارد! یعنی هرقدر بیشتر با دین الهی پیامبرشان آشنا بشنود بیشتر از آن دور میشوند و هرقدر کمتر از دستورات و قواعد آن دین بدانند بیشتر جذب آن میشوند.
    یک داستانی خاطرم رسید که جالب است. زمانی با چند نفر از دوستان و اشنایان صحبت همین موضوعات بود و گفتند این قرآن معجزه است و هیچ کس نتوانسته آیه ای مثل آن بیاورد. یکی از دوستان بی دین (ولی با خدا!) گفت من در همین لحظه یک ایه میاورم بهتر از قرآن! ریشخندش کردند. ایشان آیه جمله ای به این مضمون گفت که (ای قوم اینک این دختران من که برای شما پاکیزه ترند…) چقدر دستش انداختند و تمسخر کردند بماند! معلوم شد آیه ای از خود قرآن است در باب قصه حضرت لوط!(-:
    ترس نیروی بسیار عظیمی است، و ترسناکتر از این نیست که انسان با نادرستی باورهای یک عمر زندگی مواجه بشود. این ترسی است که یک خردورز ندارد.

  7. کمال Says:

    چون دین رو انتخاب نکردند، بهشون ارث رسیده

  8. talktoanyone Says:

    من از ديد بازاريابي فكر مي‌كنم كه قدرت بازاريابي (marketing power) بي‌دينان بسيار بيشتر از دينداران است چون اصولا بشر تمايل دارد به كار خلاف!!! (نقل از مارمولك)
    دينداران با فرض اينكه حرفشان درست است هيچ‌گاه سعي نكرده‌اند رنگ و لعابي به آن بدهند و كاربرپسندترش نمايند.

  9. شهرام Says:

    سلام. از مطلبی که مطرح کرده ای بسیار ممنونم. من معتقدم هر دینی شامل دو بخش است: یک بخش شامل اعتقاداتی است که مستقیما با نحوه زندگی این جهانی انسانها سروکاری ندارد و حقایقی ابدی است مانند اینکه خدا یگانه است و یا این که انسان دارای روح هم هست و اعمالش صواب و عقابی هم دارد.. این بخش تقریبا ثابت است و فقط در هر دوره درک جدیدتر و عمیق تری از آن ارائه می شود.
    بخش دوم احکام و دستوراتی هستند که برای یک دوره زمانی و یا حتی برای مکان خاصی مناسبند و طبیعتا با گذشت زمان «باید» جای خود را به تعالیم جدیدتری بدهند که متناسب با نیاز بشر باشد.
    آنچه مشکل اساسی بیشتر ادیان فعلی است این است که پیروان آن معتقدند که هر دو بخش دینشان برای تمامی زمانها و مکانها مناسب است و بهمین دلیل در مواجهه با بی دینان دفاعی از خود ندارند و به مغالطه روی می آورند و یا اینکه بدون دلیل قانع کننده ای ایرادات آنها را رد می کنند.
    من معتقدم خداوند تا ابد و متناسب با زمان تعالیم جدیدی می فرستد و فقط آنهایی متضرر می شوند که متعصبانه بر ابدی بودن بعضی مفاهیم پا میفشارند.

    ———————————

    شهرام عزیز

    ممنون از اظهار نظرت. به نکته جالبی اشاره کرده ای. دستت درد نکند. تا بحال اینگونه به دین نگاه نکرده بودم. باید بیشتر به مطلبی که گفتی فکر کنم.

    باز هم ممنون هستم.

  10. شامبولوفسکی Says:

    http://st-behesht.blog.com/2546538/

    فــــــــــــــــــــاجــــــــــــــــــــــــــعـــــــــــــــــــــــــــــــــه!
    ——————————-

    شامبولوفسکی عزیز

    ای کاش لغت دیگری بود بجای فاجعه که می توانست شدت خرابی عقل مردم ما را نشان بدهد.

    ممنون از لینکت. خواندن این مطلب را به همه توصیه می کنم.

    با تشکر

  11. شهرام Says:

    من هم از طرح سوالت ممنونم. سوالهای خوب کمیابند.
    موفق باشی. اگر حوصله داشتی به من هم سری بزن:
    http://shahramtrian.wordpress.com
    —————-

    شهرام جان لطف داری به من. سپاسگزارم. در ضمن لینکت را سعی کردم باز کنم نشد. لطفا لینک را چک کن. شاید هم مشکل از جانب من بوده.

  12. سمیرا Says:

    جناب شهرام
    به عقیده من این که برخی از قوانین ادیان مربوط به زمان ظهور آن دین می شود و با گذشت زمان باید تغییر کنند تنها یک ماله کشیدن روی اشتباهات و چرندیات دین است. مرد مومن 1000 سال قبل از اینکه این دین نورانی ملکوتی روی کره زمین به وجود بیاد در سرزمین پدری من و تو برده داری حتی در دربار پادشاهان وجود نداشته هر کارگری از ریز تا درشت دارای حقوق و دستمزد مشخص و البته مستند بوده (برای اثباتش می تونی لوح های گلی که مربوط به پرداخت دستمزد کارگران کاخ های تخت جمشید میشه را حتی از نزدیک ببینی!) مابقی مسائل شرم آور مثل حق کتک زدن زن ها اختیار کردن بیش از یک همسر قطع کردن دست و پای مجرمین و و و را بهتره راجع بهش حرف نزنیم. حق و حقوق انسانی و احترام گذاشتن به آنها زمان و مکان نمی شناسه چرا فکر می کنیم در آن زمان انسان ها از حقوق کمتری باید برخوردار می بودند؟؟؟ این چه جور استدلالیه ؟؟؟ به قول دوستی انقدر زدن تو سرمون که به خر هم می گیم خان دایی؟؟؟!!!

  13. شهرام Says:

    سمیرا خانم سلام
    راستش را بخواهی در این مملکت آنقدر با انسانها تحت عنوان دین برخوردهای نادرستی صورت گرفته که ما به هر کس که ذره ای رگ وطن پرستیمان را تکان دهد بیش از اندازه توجه می کنیم. و به همین خاطر لازم است همانطور که در مورد عقاید دینی که معمولا به صورت ارثی منتقل شده راجع به حقایق تاریخی هم دقت بیشتری داشته باشیم.
    بله من هم با شما موافقم که در دوران کورش و تا مدتی بعد از آن ملت ایران، تحت تاثیر آزاداندیشی کورش که خود تحت تاثیر تعالیم حضرت زرتشت بود، از آزادی های قابل توجهی برخوردار بود و پیشرفت بسیاری داشت ولی این بدین معنی نیست که بعد از آنهم این موضوع ادامه داشته. در واقع با گذشت زمان دیانت زرتشت هم مانند سار ادیان به پیری دچار شد و کاهنان و موبدان زرتشتی به شدت در امور سیاسی ایران داخل شدند و هم دین را به باد دادند و هم کشور را. جهت اطلاع شما باید بگویم خسرو پرویز که آخرین پادشاه ساسانی بود 3000 زن داشته و زنان زرتشتی به سوی مردانشان نماز می خواندند و هنوز که هنوز است بر پشت بام خانه های یزدیان اتاقهایی هست که زنان به هنگام پریود شدن باید خود را در آنجا مخفی می کردند. آیا این همان تمدنی است که ما اینهمه از آن دم می زنیم و می گوییم با ظهور اسلام بر باد رفت؟ آیا دانشمندان و فیلسوفانی همچون ابن سیناو فارابی مسلمان نبودند؟ حالا از ایرانیها بگذریم آیا ابن رشد و ابن خلدون که هنوز هم در غرب مورد احترام هستند مسلمان نبودند؟
    به علاوه قرآن در کنار دستورات شدیدش انسانها را به رأفت و عطوفت هم دعوت می کند ولی آیا آنان که سنگ مسلمانی را به سینه می زنند به آن آیات هم توجه دارند؟
    خلاصه حرف من این است: دین مثل هر چیز دیگری عمری دارد و بهار و زمستانی. زمستان آن که برسد باید منتظر دین جدیدی بود. مهم این است که انسان زمستان یک دین را تشخیص بدهد و همانطور که نام یک گل نباید ما را از عطر سایر گلها محروم کند، اعتقاد بدون اندیشه به یک دین هم نباید ما را از سایر ادیان و اندیشه ها دور کند.

  14. شهرام Says:

    ببخشید لینکم رو اشتباهی تایپ کرده بودم. درستش اینه:
    http://shahramatrian.wordpress.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: