طرح‌هائی چه مفید!

اعلام رسمی سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه های ایران

 (نمایشنامه ۱۸+)

روز اول اعمال سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها. اتاق نگهبانی دم درب یکی از دانشگاه‌ها، قسمت ورودی برادران. حاجی -مردی میان‌سال با ریشی انبوه و ظاهری که سعی کرده تمیز باشد ولی در هر حال ژولیده است و با انگشتری عقیق در دست- به همراه چهار پنج نفر جوان با پیراهن‌هائی که روی شلوار انداخته‌اند، دارند ورود آقایان به دانشگاه را کنترل می‌کنند. صف نسبتا طویلی دم درب نگهبانی تشکیل شده. حاجی از همان پشت میز داد می‌کشد

حاجی – نفر بعدی. بجنب دیگر چقدر فس‌فس می‌کنی. (جوانی وارد اتاق نگهبانی می‌شود) اسم؟
جوان – حمزه براتی.
حاجی – حمزه خان بکش پائین.
حمزه – (گیج شده) ببخشید؟ چی فرمودید؟
حاجی – گفتم بکش پائین.
حمزه– چی رو؟
حاجی – شلوار و شورت و مخلفات رو.
حمزه – واسه چی؟
حاجی – جزء طرح سهمیه‌بندی جنسیتی است. باهاس مطمئن بشویم که شماها مرد هستید و مطابق سهمیه مردان وارد دانشگاه می‌شوید.
حمزه– ولی این برای ورودی‌های جدید است. من دانشجوی سال سوم هستم.
حاجی– لفتش نده. قانون شامل همه می‌شود. بکش پائین و الا این برادران به زور می‌کشندش پائین‌ ها.
حمزه– بابا من توی فرم دانشگاه علامت زدم «مذکر».
حاجی– علامت ملامت نداریم‌ها. تقلب می‌کنند جلوی اسم‌شان می‌زنند «مونث» که با سهمیه خواهران بروند توی دانشگاه. یاالله. با زبان خوش راه می‌آئی یا با زور؟
حمزه – (جا خورده و با دستانی لرزان شلوار و شورتش را پائین می‌کشد) بفرمائید.
حاجی – خوبه. حمزه براتی بودی دیگه؟ نه؟ مردی. برو داخل. (فریاد می‌کشد) بعدی. (مردی حدودا سی ساله وارد می‌شود) اسم؟
مرد– محمد حسین نجفی.
حاجی– بکش پائین.
محمد حسین– (انگار قضایا را می‌داند) بابا حاجی با ما هم آره؟ جون حاجی یک نگاه به این سیبیل‌ها بکن. من دوتا بچه مدرسه برو دارم.
حاجی– (بی‌حوصله) چونه نزن عزیز جان. باید مطمئن بشویم که مرد هستی.
محمد حسین– د؟ اگر مرد نبودم که آقام اسمم رو محمد حسین نمی‌گذاشت.
حاجی– با زبون خوش می‌کشی پائین یا بگویم برادران برایت بکشند پائین؟
محمد حسین– هرچی شما بگوئی حاجی. (شلوار و شورتش را پائین می‌کشد. زیر لب با خودش حرف می‌زند) بر پدر درس و مرس لعنت. مرتیکه سر پیری دانشگاه رفتنت کدام بود؟
حاجی– (جلوی اسم او را علامت می‌زند) بعدی (جوانی وارد می‌شود) اسم.
جوان – هنریک باغداساریان.
حاجی– بکش پائین (باز هم همان توضیحات و تهدیدات. هنریک با اکراه پائین می‌کشد) ا؟ ا؟ ا؟ پسر ختنه هم که نشده‌ای.
هنریک– حاجی ما اقلیت مذهبی هستیم.
حاجی– باشه ختنه لازمه. سریعتر اینکار را بکن پسر. برای خودت می‌گویم (جلوی اسم او را علامت می‌زند) برو. بعدی (جوانی وارد می‌شود) اسم؟
جوان – قدرت‌الله محمدی.
جاجی – بکش پائین (خودش را حاضر می‌کند که با جوان مثل موارد قبل شروع به کل‌کل کند که جوان یک‌دفعه خودش شلوار و شورتش را پائین می‌کشد و با لبخندی چشم توی چشم حاجی می‌اندازد)
قدرت‌الله– حاجی بگو ماشاءالله.
حاجی– خفه‌شو مردک بی‌شعور منحرف. پدرسوخته بی‌‌دین و ایمون.
قدرت‌الله– حاجی نمی‌خواهی مطمئن شوی که اصل است؟ (به سمت حاجی می‌رود) یک امتحانی بکن، دستی به سر و گ…
حاجی– (فریاد می‌کشد) این پدرسوخته کثافت را بیاندازیدش بیرون. (برادران هرکدام یک دست و پای قدرت‌الله را می‌گیرند و همانطور نیمه برهنه به حیاط دانشگاه پرتابش می‌کنند. چندتا از دانشجویان دختر که تازه از کیوسک نگهبانی خواهران بیرون آمده‌اند با دیدن این صحنه شروع به نخودی خندیدن می‌کنند. قدرت‌الله بلند می‌شود و نگاهش به دخترها می‌افتد. نیشش گوش تا گوش باز می‌شود. با فریاد حاجی به خودش می‌آید و شروع به درست کردن سر و وضعش می‌کند) بعدی.

….

چند ماه بعد. حاجی دارد برای سید که از نظر مشخصات شبیه خود اوست و پشت میزی نشسته درددل می‌کند. سید درحال که پایش را روی صندلی جمع کرده و تسبیح می‌اندازد به حاجی گوش می‌کند.

حاجی– آقا سید، شب و روز ندارم. دیگر دارد حالم بهم می‌خورد. از صبح تا شب باید زل بزنم به بند و بساط مردم. دیگر برای خودم یک پا … شناس شده‌ام. توی خیابان که راه می‌روم می‌توانم سایز خرت و پرت مردم را از روی شلوارشان حدس بزنم. دستم به دامنت، یک فکری بحال ما بکن.
سید – (قدری فکر می‌کند) حالا تازه این مرحله کوچکی است از کار عظیمی که در پیش داریم برای بهبود فضای اخلاقی جامعه. دانشگاه بخش کوچکی از جامعه است. آخرش که چه؟ (تلفن را بر می‌دارد و شماره می‌گیرد. مشغول صحبت با تلفن می‌شود و شرایط را برای کسی که پشت خط است توضیح می‌دهد. مکالمه طولانی می‌شود. بعد از خداحافظی رو به حاجی می‌کند) حاجی درست شد. الان با حاج‌آقا صحبت می‌کرد. قرار شد یک تیم درست کنیم و بفرستیم دور دنیا ببینیم کجا دستگاه تشخیص جنسیت اتوماتیک دارند بخریم ازشان و بیاوریم دم در دانشگاه‌ها نصب کنیم.
حاجی- حالا آمدیم و چنین دستگاهی اختراع نشده بود. آنوقت چه؟
سید– آنوقت یک مقدار پول می‌دهیم به جائی تا چنین چیزی را درست کنند. دیگر چند میلیون دلار ناقابل که بیشتر نمی‌شود؟ می‌شود؟
حاجی– خدا خیرتان بدهد سید. تا پول مملکت خرج می‌شود خرج چنین طرح‌های مفیدی بشود. خدا سایه شما را از سر ما کم نکند.
 

Advertisements

3 پاسخ to “طرح‌هائی چه مفید!”

  1. Atoosa Says:

    خیلی جالب بود. فقط فکر میکنم طرح رو برعکس متوجه شدین. اصولا دختران باید تقلب کنن که از سهمیه آقایون استفاده کنن.
    ——————————————
    آتوسا خانم لطف دارید به من. فقط نخواستم قضیه را زیاد از سمت خانم ها نگاه کنم. راستش خجالت کشیدم از آن جنبه نگاه کنم. فقط می خواستم بگویم این جماعت به داخل لباس زیر مردم هم کار دارند و «جنیست» را در همه شئون زندگی مردم دخالت می دهند.

    با تشکر

  2. امیر ارسلان Says:

    مثل همیشه عالی بود

  3. سایینا Says:

    خیلی باحال بود حالاسر کی این بلا اومده؟
    —————
    سایینای عزیز

    ولله چه عرض کنم؟ روز و شب دارد سر تک تک مان می آید و ما از بس که بهش عادت کرده ایم نمی بینیمش.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: