صد شکر که این آمد و آن رفت

خدا را صدهزار مرتبه شکر. بالاخره علی دائی شد «سرمربی تیم ملی فوتبال»مان. خدا را حمد و سپاس فراوان که دیگر هروقت سراغ بالاترین می‌رویم در هر صفحه شصتاد‌تا لینک درمورد «کلمنته» و اینکه چگونه ناز کرد و چه گفته و چه فرموده و چه خواسته و «آمد» و «نیامد»ش نخواهیم دید. کلمنته بازی تمام شد و عشوه‌های وی و لاس‌زنی‌های مسئولان امر با وی به تاریخ پیوست.

و اما علی دائی. از همین الان لینک‌ها در بالاترین شروع شده و احتمالا تا مدتی قضیه داغ خواهد بود تا این بنده خدا (دائی) برود سر کارش با تیم ملی‌مان و خلق‌الله (مثل همیشه با حافظه هزار الله‌ و‌اکبر دار ما ایرانیان) یادشان برود که یک روزی علی دائی رفت و دیگر روزی آمد. ایرادی که به این علی‌آقا می‌گیرند این است که حزبل است و دعا خواندن را بهتر از بازی‌کردن بلد است و مطیع حضرات است و چنین است و چنان.

من نه به درآمد ایشان کاری دارم و نه به نحوه بازی و مربیگری‌شان. فقط یک سوال می‌پرسم: «اگر کسی مراتب جان‌نثاری و خاک‌پای ملوکانه بودن خودش را در سیستم مملکت ما به نحوی اظهار نکند و به ثبوت نرساند، آیا می‌تواند به جائی برسد؟» اصلا و مطلقا قضیه به حکومت فعلی ایران ربطی ندارد. از بزرگتر‌های خود بپرسید. آیا موردی را می‌توانند نشان‌تان بدهند که فردی در اثر لیاقت (و نه پاچه‌خاری) در کارش بالا رفته باشد؟

این یک. دوم اینکه آدم‌های معروف در سینما و تئاتر و ورزش چه بخواهند چه نخواهند می‌شوند الگوی مردمی که ایشان را برروی جلد مجلات و در گزارش‌های مختلف تلویزیونی می‌بینند. نفس اینکه من امروز مثلا محمد‌رضا گلزار را توی یک مغازه دیدم خودش میان دوستان و آشنایان کلی مایه «پز» و «افتخار» و «داشتن حرف برای گفتن» است (نباید باشد ولی خوب هست، در ینگه دنیایش هم در بر همین پاشنه می‌چرخد).

این است که وقتی هنوز بعد از سی‌سال نتوانسته ایم کاری کنیم که بچه مردم خودش به پای خودش برود به مراسم دعای فلان و بهمان، می‌آئیم اعضای تیم ملی را برمی‌داریم با تهدید یا وعده وعید می‌بریم‌شان دعای فلان و بهمان و بعد گزارشش را از تلویزیون پخش می‌کنیم که یعنی آی بچه‌هائی که نمی‌آئید دعا، الگوی شما این ورزشکار است که خودتان می‌بینید با چه خضوع و خشوعی دارد «امّن یُجیب» می‌خواند. شما هم بچه‌ خوبی باشید و هروقت پای دعا خواندن به میان آمد به همین الگو‌های خودتان اقتدا کنید و بروید پشت‌ سر حاجی دعای مورد نظر را بخوانید.

افرادی که در زمینه تخصص‌ خودشان به مقامات بسیار بالای جامعه ما می‌رسند باید خیلی دست به عصا حرکت کنند تا «حاجی» فلان از ایشان نرنجد و «سید» بهمان زیرآب‌شان را نزند. کم هستند افرادی که بدون تکیه به کسی و جائی و دفتری و مقامی می‌توانند در آن مراحل بالای کاری‌ خودشان مستقل باشند و راه خودشان را بروند.

شما خودتان را بگذارید جای هنرپیشه ایرانی محبوب‌تان. موبایل‌تان زنگ می‌خورد. پشت خط مثلا حاج‌آقا حسینی است که می‌دانید روی آن‌کس که به شما مجوز بازی در فیلم‌ها را می‌دهد یا نمی‌دهد خیلی نفوذ دارد. این حاجی حسینی شما را دعوت می‌کند تا در یک مراسم روضه‌خوانی شرکت کنید و به سر و منگال خودتان بکوبید تا فیض ببرید. چه جوابی می‌دهید؟ ردش می‌کنید برود؟ یا در هر حال به مراسم مذکور می‌روید؟ شاید هم مادربزرگ تان را برای بار ششم دردو ماه اخیر «می‌فوتانید» تا حاجی حسینی را و دعوتش را بپیچانید؟ حالا خودتان را بگذارید جای یک قهرمان ملی یک رشته ورزشی. فرقی می‌کند جواب‌تان؟

حالا اگر این میان کسی هم واقعا هست که شایستگی و لیاقت دارد برای انجام کارش بازهم باید برود دست‌بوس این و آن و جلوی ایشان به‌خاک بیافتد و زمین را ببوسد و در جواب حاجی‌حسینی‌ ای که در آن کار خاص است «سمعا و طاعتا» بگوید. آیا براستی خیال می‌کنید می‌توانید یک مربی کاردان و مستقل را بر سر تیم ملی بگذارید؟ پس فعلا دم همین آقای دائی هم گرم که لااقل می‌داند فوتبال چیست و چگونه بازی‌اش می‌کنند.

یک‌وقت اشتباه نکنید و آنچه در بالا نوشتم را سیاسی مپندارید. اصلا و ابدا قضیه سیاسی نیست. یعنی می‌فرمائید گُلی خانم هم که در همه‌ جا پز این را می‌آید که دامادش نوه عموی فلان بازیگر معروف سینما است او هم سیاسی کار است؟ یعنی اصغر آقا که هروقت از در مغازه عباس‌آقا رد می‌شود اظهار بندگی و چاکرم نوکرم می‌کند برای دوتا شیر سوبسیدی او هم سیاسی کار است؟ یعنی همان عباس‌ آقا بقال که ناچار است کمک کند به ساخت مسجد فلان در اطراف «ده‌کوره‌تپه» و الا جواز کار بقالیش با «نج و نوچ» مواجه می‌شود او هم سیاسی کار است؟ لابد تیم ملی را هم که می‌برند دعا بخوانند جلوی دوربین صدتا شبکه و خبرگزاری سیاسی‌کار می‌دانید؟

Advertisements

یک پاسخ to “صد شکر که این آمد و آن رفت”

  1. کمال Says:

    بعضی ها خیلی زود نتیجه گیری می کنند. بنظر من دایی بهترین بازیکن چند دوره ی اخیر تیم ملیست و حقش بود سرمربی بشه، یادم نرفته وقتی تو بازی با ژاپن مصدوم شد روحیه ی ژاپنی ها چند برابر شد و حملاتشون هم.
    اما بنظرم عجله کرد و اگه مواظب نباشه خیلی زود کله پا میشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: