تبر ماموت کشی

تبر ماموت‌کش هم کشف شد

تبرها متعلق به شكارچيان ماموت است آنها بر روي سرزميني كه هم‌اكنون زير دريا غرق شده است به دنبال شكار اين حيوان پرسه مي‌زدند.      (لینک مطلب در بالاترین)

———————————

داستان/نمایش کوتاه «تبر ماموت کشی»

زمان: صدهزار سال پیش. مکان: قبیله «آرانو». رئیس قبیله رفته بالای تخته‌سنگی و دارد برای مردم سخنرانی می‌کند. برف نرمک نرمک دارد می‌بارد و مردمی که نیمی از بدن‌شان را در پوست پیچیده‌اند و نیم دیگرشان لخت است دارند برای گرم شدن این‌پا آن‌پا می‌کنند.

رئیس قبیله می‌گوید «مردم خوب و شریف و نجیب آرانو. جادوگران قبیله ما که بسیار جوان هم هستند موفق شدند برای اولین‌بار به تکنولوژی پیچیده ساخت «تبر ماموت کش» دست‌پیدا کنند. هرکسی این تبر را ندارد. اگر ما فقط به اندازه تعداد انگشتان دست‌ها و پاهای شما مردم نازنینی که در اینجا جمع‌شده‌اید «تبر ماموت کش» بسازیم آنوقت می‌دانید چقدر می‌توانیم گوشت ماموت مفت و مسلم بخوریم؟ هر غاری می‌تواند یک ماموت در روز شکار کند و بخورد. آنقدر گوشت ماموت در غارهای شما خواهد بود که جا برای زندگی شما تنگ می‌شود».

جمعیت غریو شادی سر می‌دهد. صدائی از داخل جمعیت داد می‌کشد که «بابا ما اصلا اینقدر ماموت نداریم این‌طرف‌ها. سرزمین آرانو به آهو و غزالش معروفه. چرا ما باید گوشت سفت و سخت ماموت بخوریم؟ ما که این همه آهو و غزال داریم با گوشت نرم و لطیف».

رئیس قبیله می‌گوید «این اجنبی را از درون خودتان بیرون کنید. اینان نوکران و مزدوران «آسرام‌سیل» هستند که فکر می‌کنند برنامه «تبر ماموت کشی» ما صلح‌آمیز نیست. ما از اینجا به همه قبیله‌های اطراف‌مان بخصوص به آن آسرام‌سیلی‌های آن‌طرف رودخانه نه، رودخانه بعدی هم نه، رودخانه بعدی‌اش اطمینان می‌دهیم که برنامه «تبر ماموت کشی» ما کاملا صلح‌آمیز است. فقط وقتی هر فردی از افراد ما یک «تبر ماموت کشی» داشت و توانست هرچقدر می‌خواهد ماموت بکشد ممکن است یک حالی هم به آسرام‌سیلی‌های ناجوانمرد بدهیم تا اینقدر راحت افراد قبیله فلاس‌توریان را نکشند».

صدای دیگری از داخل جمعیت داد می‌کشد «حالا این تبر ماموت کشی چطور کار می‌کنه»؟

رئیس قبیله تبر کوچکی را بالا می برد و می‌گوید «این یک نمونه اولیه است از تبری که به تکنولوژی تولیدش دست پیدا کرده‌ایم. حالا من اصلش را نشان‌ نمی‌دهم چون می‌ترسم جاسوسان دشمن بروند به دشمن بگویند که تبر ما چه شکلی است. به این می‌گویند «تبر زرد». برای شکار ماموت کافی است که بقدر انگشتان دست و پای من و دست و پای یک من دیگر از ما آدم جمع بشوند و بروند سروقت یک ماموت. بعد همه این آدم‌ها باید بپرند روی کت و کول ماموته و سرش را گرم کنند تا سردسته گروه شروع کند با تبر ماموت کشی ضربه بزند به گردن ماموته».

همان صدا از درون جمعیت می گوید «خوب مگر مریض هستیم این همه آدم بفرستیم شکار یک ماموت؟ الان ما برای شکار یک ماموت فقط بقدر انگشتان یک مرد آدم می‌فرستیم تا با نیزه ماموت شکار کنند. این که راحت‌تر است. باقی را هم می‌فرستیم شکار آهو و غزال».

رئیس قبیله می‌گوید «شما اصلا نمی‌دانید دارید به چه افتخاری پشت‌پا می‌زنید. ما الان در اوج قله‌های تکنولوژی جهان ایستاده‌ایم و با همین «تبر ماموت کش» می‌توانیم آقای همه قبائل باشیم».

صدائی از درون جمعیتی که دارند غریو شادی می‌کشند و دم گرفته‌اند «ماموت، ماموت» بلند می‌شود که «بابا حالا نمی‌شد جادوگران قبیله بجای تبر ماموت‌‌ کشی یک فکری بحال آتش ما بکنند که این زمستان خاموش شد؟ نمی‌شود گروهی را بفرستید به قبیله همسایه قدری آتش از آنجا برای ما بیاورند؟ یخ زدیم بابا».

رئیس قبیله می‌گوید «شما اگر بدانید که گوشت ماموت چقدر لذیذ است و چقدر به انسان گرما می‌دهد. آتش می‌خواهید چکار؟ اگر گوشت ماموت بخورید دیگر بدون پوست حیوانات می‌توانید در میان برف و سرما راه بروید. زنده باد تبر ماموت‌کش».

جماعت غریو شادی می‌کشند. رئیس قبیله ادامه می‌دهد «برای اینکه بتوانیم برای هر کدام شما یک تبر ماموت‌ کشی بسازیم همه باید بسیج شویم. این کار نیاز به نظارت عالی و دقیق فنی دارد. حالا برای اینکه امور مربوط به «تبر ماموت ‌کشی» درست و اصولی پیش برود، یک عده را از میان خودتان انتخاب کنید که بر کار سنگ‌سابی و دسته‌سازی و اتصال تبر به دسته با کَنَف نظارت کنند».

مردم کسی را سر دست بلند می‌کنند. رئیس قبیله می‌‌گوید «نه، او نه. او جاسوس دشمن است». مردم او را تکه تکه می‌کنند و کسی دیگر را سر دست بلند می‌کنند. رئیس قبیله درباره او می‌گوید «نه، او نه. او هیچ نمی‌فهمد. کار شوخی بردار نیست. مسئله «تبر ماموت کشی» در بین است».

مردم یکی دیگر از خودشان را سر دست بلند می‌کنند. رئیس قبیله به حال خلسه فرو می‌رود و جیغ‌های مخصوصی می‌کشد. بعد که بحال عادی باز می‌گردد می‌گوید «نور را در گرد سر من دیدید؟ من داشتم با خدایان صحبت می‌کردم. خدایان با انتخاب شما موافق نیستند. اصلا خدایان به من گفتند که چه کسانی حق نظارت بر کار سنگ‌تراشی شما را دارند. آیا شما مردم خوب و نجیب و خدایان جوی آرانو موافق هستید که افراد غار من بر کار شما نظارت کنند؟

 یادتان نرود که ما نیاز به کلی تبر ماموت کشی داریم و بزودی هرکدام شما یک تبر ماموت‌کشی خواهد داشت تا هرچقدر می‌خواهد با آن ماموت بکشد و گوشت مفت و مسلم بخورد. به بچه‌های خودتان و زن‌های گرسنه‌ غارتان فکر کنید. آیا می‌خواهید آنقدر گوشت ماموت داشته باشید که دیگر گوشت ماموت در غارتان جا نشود؟ هرکس موافق است با نظارت افرادی که من می‌گویم فریاد بزند».

گروهی به مخالفت با او فریاد می‌زنند اما صدای آنها به همراه صدای موافقان، کل دره آرانو را به لرزه می‌اندازد.

رئیس قبیله خوشحال و خندان می‌گوید «پس موافق هستید. این که می‌بینید دست من چیزی بنام «شلاق» است. من به هرکدام از این برگزیدگان شما یک شلاق می‌دهم تا هرکس که در راه ساخت «تبر ماموت‌کش» سهل‌انگاری کرد یا خوب کار نکرد با این شلاق محکم بزنند توی گرده‌اش تا دردش بگیرد و بیشتر کار کند.

نگران سوء استفاده این افراد از شلاق نباشید. اینها را خودتان از میان خودتان انتخاب کرده‌اید. درست است که افراد غار من هستند ولی در واقع همین الان شما فریاد زدید و با انتخاب آنها موافقت کردید. پس پیش به سوی گوشت ماموت فراوان و آسان. زنده باد «تبر ماموت کش»، زنده باد آرانو در زیر سایه «تبر ماموت کش»».

مردم همه غریو شادی و «ماموت، ماموت» سر می‌دهند. انتخاب‌شدگان هم شروع می‌کنند با شلاق به مردم زدن و آنها را به کار سنگ وا می‌دارند. مردم همه راضی هستند از اینکه کسانی از جنس خودشان برکارشان نظارت دارند و در نهایت قرار است آنقدر گوشت ماموت فراوان بشود که دیگر گوشت در غارهای مردم هم جا نگیرد.

Advertisements

3 پاسخ to “تبر ماموت کشی”

  1. emad Says:

    thank, it was very very beautiful but too long
    ————
    عماد عزیز

    شرمنده شما. لطف دارید. به روی چشم. سعی می کنم بیشتر مراقب باشم که مطلب طولانی نشود. ممنون از تذکر بجای تان.

    با تقدیم احترام
    ققنوس

  2. مَتَتی Says:

    آییییییییی گفتی! دلمون خون شد از این همه دروغ شیوخ قبیله!

  3. ALI REZA Says:

    خيلي باحال گفتي. فقط حيف كه داستانش به انتها نرسيد. بقيه اش را نمي دوني؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: