پنج اپیزود

اپیزود اول:

– ببینم شما دکتری؟
– بله من فوق تخصص غدد داخلی دارم.
– خودت تا حالا مرض قند داشتی آقای دکتر؟
– نخیر، ولی کار و تخصص من معالجه بیمارانی از قبیل شماست.
– آخه آقای دکتر، تصدقت بروم،‌ شما که تا بحال خودت مرض قند نداشتی که حال امثال من را نمی‌فهمی. چطور می‌توانی من را خوب کنی؟
– …
++++++++++

اپیزود دوم:

– تو چکاره‌ای که به خودت اجازه می‌دهی اینجوری درباره مردم حرف بزنی؟
– من؟ من جامعه‌شناس هستم. استاد دانشگاه در رشته جامعه‌شناسی.
– همون! بچه پول‌داری که باباش به ضرب بسته بسته اسکناس فرستاده‌اش درس بخواند. چند وقته که برگشتی؟
– من سه سال است برگشته‌ام. سی سالگی آمدم بیرون، چهل و پنج سالگی برگشتم ایران.
– خوب بنده خدا تو که پانزده ساله ایران نبودی، از کجا جامعه ایران را می‌شناسی؟
– ببینید این تخصص من است که جوامع مختلف را مطالعه کنم، ضمنا من سی سال اول زندگیم و این سه سال آخر را که در ایران بوده…
– ببینم تو اصلا توی عمرت سوار اتوبوس امام حسین به میدان امام خمینی شده‌ای؟ می‌فهمی فشار مردم توی اتوبوس یعنی چه؟
– بابا من خودم سی سال توی همان کشور زندگی کرده‌ام ها!
– اون سی‌ سال را ولش کن، این دو سه ساله اصلا سوار اتوبوس امام حسین به امام خمینی شده‌ای؟
– …

+++++++++

اپیزود سوم:

– هوی یابو! ببند اون پوزه کثیفت‌ را. حالا برای من راه پیشرفت جامعه می‌نویسد توی وبلاگش.
– ببخشید من فقط نظرم را بیان کردم.
– غلط کردی. بچه کجائی؟
– من؟ من بچه محله «ساران».
– همون دیگه، محله لات و لوت‌ها.
– بروم سر کوچه سیگار بکشم و دختربازی کنم خوبه؟
– از شما محله «ساران»ی‌ها بهتر و بیشتر هم بر نمی‌آید. آخر بچه تو اصلا می‌فهمی جامعه چیه که بر می‌داری راه پیشرفتش رو ارائه می‌دهی؟
– خوب ببینید من فقط گفتم که «های وانگ» در کتاب «راه شعف مردم» به نکته خوبی اشاره کرده که …
– خفه بمیر، «های وانگ»، دونگ دانگ. تو اصلا تا بحال رفته‌ای یک کیلو گوجه‌فرنگی بخری ببینی دنیا دست کیه؟
– عزیز من دنیا که دست سبزی‌ فروش محله شما نیست که.
– شما جوون‌ها آدم بشو نیستید، مثل پشگل فقط بلدید نظر بدهید.
-…

+++++++++++++++++

اپیزود چهارم:

 – غلط می‌کنی که از اون سر دنیا برای اینجا نسخه می‌پیچی. مگه چکاره‌ای؟
– ببینید، من سه سال آلمان زندگی کردم، دو سال فرانسه، پنج سال آمریکا و الان هفت ماه است ساکن ژاپن هستم. خیلی جاهای دنیا را دیده‌ام. من فکر می‌کنم که ما می‌توانیم از تجربیات کشورهای دیگر در کشور خودمان بهره…
– حرف مفت نزن. اون کشورها همه پای سفره ما بزرگ شده‌اند. تو اصلا تا بحال کنار جوب‌های «مختار آباد» قدم زده‌ای ببینی چه صفائی دارد؟
– نه، ولی این چه ربطی داشت؟
– همین دیگه، تو نمی‌فهمی وطن چیه، درد تو درد معروف شدنه.
– آخر بابام جان، وطن که جوب «مختار آباد» نیستش که.
– تو یکی دیگر حرف نزن، تو اگر ریشه داشتی توی یکی از همان کشورهای کوفتی‌ای که گفتی مانده‌بودی این همه سال.
-…

++++++++++++++++

اپیزود پنجم:

– به‌به سلام، حاج آقا.
حاجی– سلام نعلیکم.
من– ببخشید، این حاج آقا چکاره هستند؟
– ایشان کارشناس علوم دینی هستند.
من– آهان، صحیح، خودشان جای خدا نشسته‌اند تا حالا؟
– استغفرالله زبون صاحب مرده‌ات را گاز بگیر تا سنگ نشده‌ایم.
من– این حاجی تا بحال سوار اتوبوس میدان امام حسین به امام خمینی شده‌؟
– نخیر، حاجی اسکورت و راننده دارد.
من– خبر از قیمت یک کیلو گوجه فرنگی دارد؟
– حاجی و پخت و پز؟ پسر حاجی خیلی حاجیه. کارش بیست بیسته. معصیت نگو.
من– ایشان تا بحال به کدام شهرها مسافرت کرده؟
– خیلی‌ جاها، ایشان دنیا دیده‌ است، قم رفته، مشهد که هرسال می‌رود، شهرهای بین راه هم که گاهی سر می‌زند. قرار است امسال به نجف اشرف هم مشرف بشود. تا بحال دوازده بار به مکه مکرمه مشرف شده.
من– صحیح.
– حالا که چی؟ یک تار موی گندیده این حاجی می‌ارزد به صدتا کثافت مثل تو. حاجی درد مردم را می‌داند، حاجی از مردم است، حاجی برای مردم صبح تا شب تلاش می‌کند. مثل تو بوگندو نیست که رفته‌ای نشسته‌ای خارج هی داد می‌زنی وطنم وطنم. حاجی درد وطن دارد.
من– به به، به به، خیلی ممنون، مرحمت حاجی و شما هموطن عزیز مستقبل!
-…

Advertisements

14 پاسخ to “پنج اپیزود”

  1. آرش Says:

    ظاهرا چهارتای اول را گفتید که پنجمی را بگویید ولی به نظر بدون پنجمی بهتر و گیراتر می‌بود.

  2. امیر-amirreader Says:

    لذت بردم عالی و غم انگیز بود

  3. moafaghiat Says:

    چهارمی و پنجمی ضعیف بود.
    تازه خفه بمیر، اپیزود؟
    دو روزه رفته خارج برای من خارجی شده، اپیزود.
    😀

  4. لوبيا Says:

    جالب بود. خیلی زیاد.

  5. سینا Says:

    افرین

  6. arash Says:

    استغفرالله ،
    قشنگ بود،مرسی

  7. سیا Says:

    خیلی خوب و درست بود. چقدر مشابه اینها را شنیده ایم. از زیر مسئولیت شانه خالی کردن با مربوط کردن چیزهایی که ربطی به هم ندارند. مرسی کلی لذت بردم.

  8. پدرام Says:

    واقعا عالی نوشته بودید
    به نظر بنده اون چهار تا بدون پنجمی بی معنا بود
    دمت گرم
    موفق باشی

  9. mohammad Says:

    Hi, great,absolutely fine,this is our real life it is ridiculous,is’nt it?we souldn’t have done what ever we did 30 years ago
    Yous

  10. barayeto Says:

    تصور کنید.من تازه شش ماهه که اومدم از ایران بیرون و 30 سال اون تو بودم و 10 سالش هم کار اجتماعی می کردم حالا بهم می گند:تو که تو این شرایط نیستس نظر نده!!!!!
    دیگه شما که تکلیفت معلومه.

  11. Maryam Says:

    به نظر منهم سه تای اول عالی بود اما چهارمی و پنجمی کمی می لنگید

  12. سارا Says:

    کتاب (شکر تلخ) نوشته (جعفر شهری ) را حتما بخونید.

  13. سیدعباس سیدمحمدی Says:

    سلام علیکم.
    اگر ساکن ژاپن هستی لطفاً تعدادی وبلاگنویس که وبلاگشان درباره ی جودو است را به من معرفی کن.
    قربانت.

  14. sababoy Says:

    آنطرف تر، خیلی نزدیکتر از شیطان، مهربانی نام تو را بیادم می آورد و دوست داشتن را. یک خدا دارم و یک دنیا امید. سرم را بالا می گیرم و به اینکه عاشم و ترا را از یاد نبرده ام فخر می فروشم.

    Over there, really nearer that devil, a kind makes me remember you and loving you, I have a God and a world of hope. I keep my head up and pride that I’m lover and didn’t forger you

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: