عزیز جان تو دیگر چرا؟

سوال: آیا آمریکا کار بدی کرد که در سال ۱۳۳۲ در ایران کودتا کرد؟
جواب: مسلما کار بدی بود.
سوال: آیا دخالت یک کشور در کشور دیگر کار خوبی است؟
جواب: مسلما خیر. هیچ کشوری حق دخالت در امور کشور دیگر را ندارد.
سوال: پس ایران در لبنان چکار می‌کند؟
جواب: (ندارد! چون حرف حساب اینگونه است!)

Advertisements

4 پاسخ to “عزیز جان تو دیگر چرا؟”

  1. جهانگرد Says:

    سلام مدتی هست که با شما وبلاگتون اشنا شده ام دنبال بروبچه های خارج از کشور می گشتم تا بتوانم از ان طرف مرز ها اطلاع کسب کنم مطالبتون رو از rssتون دریافت میکنم اون هم از طریقریدر گوگل خدا سایه این گوگل را مستدام بداراد . به ما سر بزنید اگر مایل به تبادل لینک بودید یک خبر به من بدهید چون من سعی کرده ام ارشیوی از دوستان خارج نشین جمع اوری کنم
    متشکر

  2. سروش Says:

    بسم الله الرحمن الرحیم. وظیفه هر مسلمانیه که …
    نه , اینجوری حرف زدن بهم نمیاد

  3. mahraz Says:

    خب عزیز دلم بستگی داره شما این سوال رو مطرح کرده باشید تا به یه جوابی برسید یا این سواله مطرح کرده باشید تا در جریام انتقادها و از این حرفا شما هم انتقادی کرده باشید اما خب به نظر میرسه از هر سوال انتظار یه جوابیه
    ببین فکر کن کشور داره یه روندی رو میره و یه کارایی رو کرده و مصدق در ایران محبوبیت داره و از این صحبت ها و این طور قضایا حالا امریکا میاد کودتا میکنه و شاه رو که از ایران خارج شده بر میگردونه و این مسلما در روند خواسته های مردمی نیست ( در حقیقت بیش از 90 در صد کودتاهای جهان در راستای قدرت هستند نه در راستای مردم ) امریکا صرفا از قدرت طلبی یه سری از انسان ها برای نفع خودش استفاده کرد که سودی برای مردم ایران نداشت از اون جایی که گربه برای رضای خدا موش میگیره مطمئنا اعمال ایران در لبنان هم از روی علاقه ایران به لبنان یا اسلام نیست ایران هم منافع خودش رو در نظر میگیره اما اما اما چیزی که اینجا فرق داره اینه که اعمال ایران به نفع مردم لبنان هست مردمی که زیر بمباران نیرو های اسرایلی بودند مطمینا کمک های ایران رو هیچ وقت فراموش میکنند پس نیازه به جایگاه هر عملی هم نگاه بشه

  4. حسین Says:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    پستهای اخیر جنابعالی را به روال معمول گذراندم…
    گفتنی زیاد است ولی به یکی اکتفا میکنم.

    این لیوان نیمه پری ندارد ؟؟؟

    کوچک تر از آنم که نصیحت کنم//
    خواهش میکنم//
    بهتر ببینید//

    و الله غفور

    —————

    حسین آقای عزیز و محترم
    ممنون که قابل دانستید و به من سر زدید. اما در مورد نیمه پر لیوان باید عرض کنم که:

    اول) طرف با زنش کنار جاده ایستاده بودند منتظر اتوبوسی چیزی که بروند مسافرت. یک تریلی هجده چرخ نگاه داشت و به ایشان گفت که جلو فقط جا برای یک نفر هست. خلاصه شوهر را فرستادند عقب روی بار ها و زن را نشاندند جلو کنار راننده و کمک راننده. تریلی شروع به حرکت کرد. یک مقدار که رفتند راننده و کمک راننده مشغول ور رفتن به لنگ و پاچه حاج خانم شدند و خلاصه کنترل تریلی از دست شان در رفت و تریلی چپ کرد. یارو که آن بالا روی بار نشسته بود زیاد چیزیش نشده بود چرا که پرتاب شده بود بیرون. وقتی رفت دم اتاقک تریلی دید که بعله فلان آقای راننده در بهمان حاج خانم است و همه زخمی و خونین و مالین افتاده اند آنجا. با خودش گفت «آخ آخ عجب تصادفی بودها. حالا شانس آورد خانمم که فلان راننده توی چشمش نرفت!». حالا خوشا به سعادت امثال شما که نیمه پری هم بر این لیوان دور ریختن پول مردم در لبنان و خرج کردن برای «عره و اوره و شمسی کوره» متصور می دانید.

    دوم) می گویند جحاء مادرش مرد. خانمی که مسئول غسل دادن و کفن و دفن میت بود بعد از اینکه از کار شستشوی مرده فارغ شد آمد نزد جحاء و برای تملق و گرفتن انعام گفت که «فلانی، مادرت از زنان بهشت است. از اول که داشتم می شستمش دیدم که تبسمی بر لبانش است. حکما چون آمرزیده شده بود لبخند بر لبنانش بود». جحاء در آمد که «او به هرچه نه بدتر خودش و تو بوده می خندیده. آخر آنجا روی آن تخته مرده شورخانه که وی بوده چه جای خنده است؟». حالا شما بفرمائید که انگولک کردن این و آن و خرج پول برای یک مشت قالتاق آدم کش در این ور و آن ور دنیا کجایش نیمه پر است که بنده تبسمی بهشتی بر لبانم نقش ببندد؟

    سوم) می گویند خوش بینی یعنی اینکه اگر شیک و پیک کردی و آمدی بیرون بروی مثلا خواستگاری بعد دیدی کلاغی از بالای سرت رد شد و خرابکاری ای انداخت روی لباست با لبخندی ملیح به این فکر کنی که چقدر خوب که گاو ها بال ندارند که پرواز کنند. حالا تنها مورد نیمه پری که به ذهن این حقیر می رسد این است که چقدر خوب که پول این مردم بدبخت در لبنان خرج می شود نه در کره مریخ.

    چهارم ) می گویند در زمانی که فاحشه خانه شهرنو در تهران دائر بود و هنوز شعب مختلف آن در هر کوچه و خیابان به لطف حضرات عظام باز نشده بود، یکی از آن جاهل های محله می رود دم خانه مثلا فاطی خوشگله و داد می زند که «آهای زنیکه جنده فلان و بهمان (طرف قشنگ تمام این صفات را بلند بلند می شمارد) یالله بیا پائین تا قدم زنان ببرمت دربند نوک کوه و بعد با تو فلان و بهمان کار را بکنم (مشخصا ذکر می کند البته) و بهت یک قران دستمزد بدهم». فاطی خوشگله هم کله اش را از پنجره می کند بیرون که «آخه مرد، به زبون خوشت بیام؟ یا به راه نزدیکت؟ یا به پول فراوانت؟». حالا شما هم حسین عزیز اگر به من لطف کنید و بفرمائید که به چه چیز کمک های دولت ابد مدت مان به خالقزی و عم قزی شعبان بی مخ های جهانی مثل حسن نصرالله دل خوش کنم؟

    پنجم) ببخشید که لحنم تند بود. کمی از دست شما دلخور هستم. حقش بود که شما که دید تان خوب است به بنده نیمه پر لیوان مذکور را در همینجا نشان می دادید. یک چهار خط نیمه پر لیوان را برای من نفهم شرح بدهید ممنون خواهم شد.

    با تشکر و تقدیم احترام
    محمد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: