شلوغی سر

من نمی‌دانم با این همه مهر و محبت شما دوستان عزیز چه بکنم. از سر لطف قابل می‌دانید و نوشته‌های من را در «بالاترین» لینک می‌کنید. باز از سر تشویق من تازه‌کار به آنچه نوشته‌ام رای می‌دهید و به من دل‌گرمی می‌بخشید. دست آخر هم عنایت خاص شما شامل حال من می‌شود و نظرات شما من را غرق در شادمانی می‌کنند. هیچ کلامی و بیانی برای سپاسگزاری از این همه توجه و حمایت دوستانی چون شما پیدا نمی‌کنم. حتی صفاتی چون «عزیز» و «محترم» و از این دست نیز نمی‌توانند بیانگر احساسی که به تک‌تک «شما دوستان» دارم باشند.

در این میان اما یک شرمندگی بزرگ به همه سرخ و سفید شدن‌ من در حضور شما اضافه می‌شود و آن نداشتن امکان زمانی برای پاسخ‌گوئی به هرکدام از کامنت‌های شما است. نمی‌خواهم و نمی‌توانم سرسری به کامنت‌ها پاسخ بدهم. برای هر کامنتی ناچارم دقیق فکر کنم و آنچه گفته‌شده را بسنجم و سعی کنم از منظر کامنت‌گذار به نوشته‌ام نگاه کنم. بعد باید بیایم و باز مدتی را به تفکر بگذرانم تا پاسخی درخور این همه لطف و عنایت بتوانم بیابم. این دو هفته‌ای دوستان زیادی چه اینجا و چه در «بالاترین» لطف خودشان را شامل حال من کردند و کامنت برایم گذاشتند ولی متاسفانه نتوانستم به هیچ‌کدام‌شان پاسخ بدهم. آنقدر برای من عزیز و محترم هستید که گاهی زبانم هنگام حتی یک تشکر خشک و خالی هم خشک می‌شود. یکی از بهترین تجربه‌های زندگی من حضور در محضر شما است.

و اما در این دو هفته (حدود سه هفته) من کجا بودم و چه کردم و زمان به چه صورت گذرانده‌ام الان عرض می‌کنم. در محل کار که -ببخشید- عین یک چهارپا دارند از گرده ما کارگران و کارمندان تسمه می‌کشند و ما داریم گرد خودمان می‌چرخیم و چرخ‌ آسیاب حضرات را می‌گردانیم. اضافه‌کاری نیمه‌اجباری هم هر هفته دو سه شبی هست. در محل کار بر روی سه کامپیوتر دارم وظایفم را انجام می‌دهم که دوتای آنها بدون هیچ‌گونه ممنوعیت به اینترنت پر سرعت وصل هستند ولی دریغ از یک پنج دقیقه که من حتی بتوانم عین بچه آدم به دستشوئی بروم، چرخ زدن روی اینترنت و خواندن و نوشتن که پیش‌کش. آنقدر باید از این سر دفتر به آن سر دفتر برویم و بیائیم و بنشینیم پای دستگاه و کلی مطلب را وارد این دستگاه کنیم و بپریم سر آن یکی میز و فلان قسمت «دیتا» را وارد آن کنیم و بعد جواب ارباب رجوع را بدهیم و باز برویم آن سر ساختمان و برگردیم که به خانمی که از شغلم پرسیده بود به شوخی گفتم «من شغلم بشین پاشو است». بعد برای طرف توضیح دادم که ده ثانیه پشت این کامپیوتر نشسته‌ام بعد باید بلند شوم بروم پشت آن یکی بنشینم و بعد پشت آن یکی دیگر و باز برگردم سر اولی!

در زندگی عادیم هم که شده‌ام «مشاور امور دوست‌پسر/دوست‌دختر یابی و حل مشکلات مربوطه» برای یک دخترخانم جوان و یک آقا پسر نسبتا جوان. متاسفانه نه سن و سال و نه سلائق و علائق هیچ‌کدام از این دو نفر هم به هم نمی‌آید که به هم معرفی‌شان کنم و قال قضیه را بکنم. آن دخترخانم که با دوست‌پسر قبلی‌شان مشکل دارند و هر شب دو ساعتی گوش می کنم به یک جور حرف و حدیث و بامبول که یا از جانب ایشان ساطع می شود یا از جانب دوست‌پسر شان.  آن آقای نسبتا جوان چهل و چند ساله هم که عرض کردم با دوست دختر فیلیپینی‌ شکسته بسته‌شان هنوز دوست نشده متارکه فرموده‌اند و بنده باید به ایشان راهنمائی بدهم. یک چیزی توی مایه‌های همان «آب گندیده گودال را می‌جوید» و «کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی» شده است.

خلاصه گریه‌ام در آمده. این است که گاهی دو روز یک بار هم وقت نمی‌کنم اصلا خبرهای ایران را چک کنم. چند وقت پیش خمیردندانم تمام شده بود. سه شب تمام یا یادم رفت از زور مشغله فکری یا وقت نداشتم که بروم مغازه صدمتر آن طرف‌تر خانه‌مان خمیردندان بگیرم! حالا همه اینها را برای چه گفتم؟ برای اینکه از تاخیری که در به روز کردن اینجا دارم از شما عذرخواهی کرده‌باشم. ولله ظاهرا باربر خوبی هستم که سرکار بقدر دوتا چهارپا کار بارم می‌کنند و بعد هم باید بار متارکه این و آن را روی دوش مبارکم بگذارم بروم تا منزلگاه بعدی. البته ناشکری نباید بکنم. دوستانی دارم مثل شما که حتی اگر از همین الان هم دیگر دوست من نباشید من به همین مدت کوتاه دوستیم با شما تا آخر عمر افتخار خواهم کرد. بخاطر همین که قابل می‌دانید و حاضر هستید آنچه خدمت‌تان تقدیم می‌کنم را حتی یک بار هم که شده بخوانید باز هم خواهم نوشت و خواهم نوشت و خواهم نوشت. دوست‌تان دارم بقدر همه خوبی‌های دنیا.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: