خطر در نبود عقلانیت است و بس

جهانگرد عزیز در پای مطلب «هرچه می‌خواهد بشود بشود، ما جای‌مان امن است» فرموده:

سلام
پست جالب وتامل برانگیزی زده اید متشکر از دقتتان
اما دوست عزیز یک سئوال دارم آن اینکه:
ایرانیانی که خارج از مرزهای جغرافیایی ایران واقعی زندگی میکنند_ واینکه چرا در خارج از این مرزها هستند را هم فاکتور میگیریم _ایا سزاست که از طوفان در امان باشند وبقیه همنوعان وهموطنان وهمزبانان وهمفرهنگان وهمشهری ها وهزاران هم… دیگر که ما دونفر را خواه نا خواه به هم مربوط کرده در خطر رها سازند ؟
ایا سزاست که در ایران اقلیتی اکثریتی را که شاید دخالتی در بوجود امدن حکومت حاکمه را نداشته اند اما الان محکوم این حکومت هستند را رها سازند؟
با شما خارج نشینان خوش نشین همنوا وهم صحبت بوده وهستم اما دوست عزیز اگر در ایران کسی را که مشروب خورده عربده کشی کرده وشلاق خورده را می بینید ودم از حقوق بشر اما روستاییان وکارگران زحمت کش را که می میرند ودم بر نمی آورند فراموش می کنید شما شاید دلتان تنها به حال آزادی هایی که گفتید ونداشتید تنها بسوزد اما برای مردم اصلا نمی سوزد!!!! با تشکر
———————————-

خدمت‌ شریف‌شان عرض می‌کنم که:

اول از همه از لطفی که به من دارید و عنایت‌تان صمیمانه سپاسگزارم. اما بعد باید بگویم که آدم عاقل جلوی طوفان نمی‌ماند. یا فرار می‌کند (مثل امثال من) یا به دنبال سرپناه می‌گردد (مثل همان ساکنان ایران غیر رسمی). این یک مکانیسم دفاعی است که بشر برای بقای خودش دارد. اگر اجازه بدهید باید اضافه کنم که هموطنان من و شما در خارج کشور از «طوفان» در امان نیستند. لازم باشد بفرمائید تا چند خطی در باب اینکه امر «مهاجرت» چه فشارهای روحی و روانی‌ای به فرد وارد می‌کند خدمت‌تان تقدیم کنم. مسئله شاید «نوع طوفان» باشد، یکی با طوفان برف بهتر کنار می‌آید یکی با طوفان باران و یکی با طوفان به همراه گردباد. آنی که خارج کشور است نتوانسته -به هر دلیلی- با طوفان موجود در کشورش کنار بیاید ولی دلیل نمی‌شود که در ساحل امن پایش را انداخته‌ باشد روی پایش و مشغول نوشیدن شربت باشد.

اما اگر اجازه بدهید باید عرض کنم که من (شخصا) تنها یک خطر برای ایران می‌بینم و بس. نه موشک‌های نشانه رفته آمریکا و اسرائیل خطر هستند برای ما و نه همسایگان تشنه به خاک‌مان تهدیدی مخرب به حساب می‌آیند و نه بودن جمهوری اسلامی یا حکومت پادشاهی و نه حتی بنا شدن تهران بر روی دو سه گسل بزرگ و نه بالارفتن قیمت نفت و نه پائین آمدن آن و نه هیچ از این دست. من خطر واقعی را در جامعه‌ای می‌بینم که از هر هفت نفرش یک نفر بی‌سواد مطلق است و نمی‌تواند اسم خودش را هم بنویسد. خطر در آنجاست که در چنین جامعه‌ای تیراژ یک کتاب به زحمت به پنج‌هزار می‌رسد. خطر واقعی «عدم توانائی بکار انداختن مغز و فکر کردن در بخش بسیار بزرگی از جامعه ایران» است. عدم وجود چیزی بنام «عقلانیت» در شالوده کارهائی که ما (خودم را عرض می‌کنم) می‌کنیم است که هم جان می‌گیرد از مردمان‌مان و هم مُلک و مملکت برباد‌ده است.

همین عدم وجود عقلانیت است که باعث می‌شود هفده میلیون نفر مردم از بین یک «دزد» و یک «آدم ناشناس» رای خود را به آن آدم ناشناس بدهند و بعد بنشینند و توی سر خود بزنند که ما چقدر بدبختیم، این بابا دیگر از کجا آمد! هیچ‌کدام از این آدم‌ها حاضر نیستند کلید خانه خود را برای یک ساعت هم که شده به فردی ناشناس بدهند اما به راحتی کلید مملکت خود را از ترس آن «دزد» تقدیم یک «ناشناس» می‌کنند. جالب است که هیچ‌کس هم اسلحه نگذاشته بوده پشت کله این مردمان که بیا و به فلانی رای بده. این عصاره «عقلانیت» موجود در جامعه ما است. با عرض معذرت باید عرض کنم که من معتقد نیستم که اقلیتی حاکم هستند بر اکثریتی. ابدا. بنظر من اکثریت مردم کشور ما عضو حزب «عقل رو ولش» هستند و این اکثریت بر من و شمای اقلیت حاکم می‌باشند. و این خطری است از هر بمب اتمی‌ای خطرناک‌تر.

و اما این خطر را چگونه می‌توان رفع کرد؟ راه حل کوتاه مدت ندارد. در دراز مدت هرکدام از ما که به این خطر واقف و آگاه هستیم باید سعی کنیم «عقلانیت» را در زندگی شخصی خود بیاوریم. از چیزهای کوچک مثل اینکه «کیسه آشغال را که زودتر از ساعت نه شب بگذاری دم در گربه پاره‌اش می‌کند و آشغال پخش خیابان می‌شود، پس من نباید آشغال را چند ساعت قبل از آمدن مامور شهرداری دم در بگذارم» بگیر تا برسی به اموری مثل «آیا صلح و سازش با اسرائیل در کوتاه مدت و دراز مدت به نفع جامعه ما است یا نه؟». و این چیزی نیست که من خارج نشین بتوانم به هموطن داخل کشورم «یاد» یا حتی «نشان»ش بدهم.

«عقلانیت» که باشد می‌توان تصمیم گرفت که آیا مشروب خوردن کار خوبی است یا بدی، عربده کشی کار خوبی است یا بدی، مجازات کار بد چه باید باشد و برای نجات جان آن بیست و خورده‌ای هزار نفر که در جاده‌ها هر سال می‌میرند یا آن روستائی بدبخت یا آن کارگر بیچاره چکار باید کرد. «عقلانیت» است که به ما نشان می‌دهد «آزادی» یعنی چه و حد و حدود آن کدام است. بدون «عقلانیت» در به همین پاشنه می‌گردد که تا کنون گشته، نه از دست ما خارج نشین‌ها کاری بر می‌آید و نه از دست شما داخل نشین‌ها و نه از دست موشک‌های عمو جرج بوش مامانی.

 

 

Advertisements

برچسب‌ها:

6 پاسخ to “خطر در نبود عقلانیت است و بس”

  1. Don Vertigoneh Says:

    سلام محمد نازنين، با نگاهت به موضوع كاملاً موافقم، چه آنجا كه از فشارهاي روحي رواني وارد بر هموطنان مهاجر فراري از طوفان مي‌گي (با اينكه حودم نتوانستنم از مقابل طوفان فرار كنم، اما فكر مي‌كنم درك اين مطلب ضرورتاً نياز به گذراندن تجربه مهاجرت نداره)، چه آنجايي كه از انتخاب ناشناس در مقابل دزد (بهتره بگم انتخاب دزد ناشناس در مقابل دزد شناس) گفتي و توي سر زدن بعدي كه اين از كجا اومد (جاالب‌تر اينكه عده‌اي بر سر خودشون مي‌زنن كه چرا به آن دزد شناس راي نداند) و نهايتاً آنجا كه دست بر خطر حقيقي مي‌گذاري. كاملاً حق با تويه، آنچه تنها دواي درد و چاره كار ما ايرانيان هست آگاهي، آگاهي و بازهم آگاهي هست و گرنه همين آش و همين كاسه ساليان سال ادامه خواهد داشت.

  2. جهانگرد Says:

    با سلام ودرود بی پایان بر شما غربت نشین پناه گرفته از طوفان
    در باره پست اخرشما خوشحال شدم که نظر مرا مورد توجه قرار دادید.
    من تا حدودی با حضرت عالی هم نوا وهمنظر هستم اما با شما اندکی اختلاف نظر_ویژگی منحصر به بشر_ دارم من هنوز موفق نشده ام که این گفته را درک وهضم کنم که: پناهندگی از طوفان وسیل وبلا ایا بدون در نظر گرفتن جان هم نوع وفاکتور گرفتن نوع دوستی و وجدان بیدار و نهیب زن کار درستی است یاخیر؟
    ایا این شانه خالی کردن از مسئولیت دروطن نیست ؟ البته ناگفته نماند من چندان به مقوله وطن واینکه وطن خلاصه در اراضی جغرافیایی است معتقد نیستم اما برای شمایی که احتمالا هیچ کجا را مثل اب وخاک ایران نمی دانید و دلتان برای کوه وکویر وطن پر گهر پرمی کشد می گویم . ایا ترک وطن وگذاشتن ان برای اغیار کار درستی است ؟
    بله من قبول دارم که بسیاری از مردم ما چون گله به دنبال چوپان ناشناخته براه افتاده اند و…..
    ا

  3. جهانگرد Says:

    ما نباید این مردم را بدون هر نوع یاری واگاه سازی رها کنیم من و شما که این را درک کردیم به قدر توانمان باید اگاه سازی وبه قول ما ایرانیان که در هر جلسه می گوئیم فرهنگ سازی کنیم و من به نوبه خود با بی سوادی _منظور خواندن ونوشتن نمی باشد بلکه اگاهی بر زمانه مورد نظر است_ که متاسفانه مردمی بس بی اطلاع داریم موافقم من در بلاگ خود در چهار پنج پست اخیر درباره مطلبی صحبت کرده ام به نام کتاب وکتاب خوانی وهر انچه به این دو مطلب برمی گردد و از دوستان خواستم که اقایانی که مخصوصا در خارج از ایران هستند به زبان های ان ممالک اشنا هستند کمک کنند ودر همین مورد در باره این فرهنگ در ان کشورها مقاله مشابه بنویسند که همه را یک جا جمع کنیم که یک مطلب جامع بیرون بکشیم ومسئله را ریشه دار کنیم ومنشاء این نوشته من در مورد کتاب گفته های ناراحت کننده اقای وزیر فرهنگ وارشاد بود که در مقابل امار جهانی سرانه مطالعه ایرانیان که دو دقیقه اعلام شده بود جبهه گیری کرد که ایرانیان با فرهنگ خیلی بیش از اینها کتاب خوان هستند که این ها می گویند دلیل حرفش را این گرفته بود که گفت استقبال ملیونی از نمایشگاه کتاب حرفم را تایید می کند

  4. جهانگرد Says:

    خوب شما تماشا کن که چطور هراسان می شوند از اینکه ملت کتاب وکتاب خوانی را بین خود جا بیاندازند .
    اقای عزیز در ایران جوایز سالانه کتابی داریم که من دوستدار کتاب ومطالعه تا کنون از نام بسیاری از انها بی خبر بودم چرا ؟چون اصلا از این جشنواره ها در ایران به صورت همگانی منتشر نمی شود .
    در ایران اخبار تعلق دارد به کشتار مسلمین در فلان جا وبهمان جا و… خوب خیلی خوب اما یک بار بشنویم در عراق افغانستان یا فلسطین فلان قدر کشته شدند کفایت می کند اما ما در بیش از ده دوازده نوبت یک خبر کشتار را می شنویم تنها همان خبر ویک خبر از جشنواره جایزه گلشیری نداریم !!!
    امیدوارم به عمق کلامم که از سر خیر خواهی برای این ملت مظلوم که به نظر من از فلسطین وعراق وافغانستان وهرکجای دیگری مظلوم تر است پی برده باشید واگر در زمینه کتاب کاری وکمکی از شما ودیگر دوستان ساخته بود با دیده منت وکمال رغبت پذیرای ان هستم

  5. Ali D. Says:

    Ghoghnoos
    Thanks for your insightful commentary.
    Ali D.

  6. سارا Says:

    کاش نوع نگاه سطحی که توضیح داده اید منحصر به اقشار کم سواد جامعه میشد. در جریان انتخابات ریاست جمهوری سه سال پیش من عین همین بحث را با دوستی که شدیدا تحصیل کرده هم هست داشتم اما نتوانستم متقاعدش کنم که یک دزد به یک احمق ارجحیت دارد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: